1. نظریه مهدویت در قرآن
با شناخت امام و مطالعه آموزههای ادیان الهی خصوصاً قرآن کریم، به صراحت بطلان نظریاتی که آینده بشر را پوچ میدانند و سرنوشت فعلی و آینده انسان را به جبر تاریخی و عوامل کنترل ناپذیر و پیشبینی ناشده مستند میکنند، یا نوعی دیالکتیک دایم را در زندگی بشر و تاریخ حاکم میدانند، روشن میشود.
قرآن کریم ثابت میکند که خداوند بر اعمال فردی و اجتماعی انسانها آگاه و شاهد است و عنایت، مشیت، حکمت و تدبیر او همیشه جریان دارد: (وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ[27])، (إِنَّ اللَّهَ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیٌْ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ .[28]) همچنین غافل نبودن خداوند از اعمال، عقاید و حیات بشری و نظام تکوین و سنن قوانین طبیعی و ارتباط حکیمانه نظاممند تمام موجودات عالم هستی را یادآوری میکند.
از سوی دیگر، بر اساس سنت قطعیاش که تعطیل و تحویل بردار نیست، و حکمت و عدالت خویش به نسبت کردار و عقاید و افکار بندگان خود بیاعتنا نیست. از همین روست که کافران، مشرکان و ظالمان را به عذاب دردناک مبتلا میکند و نمیگذارد این عوامل گمراهی و کفر، به طور مطلق و همیشگی بر سرنوشت بندگانش تسلط یابند. ممکن است بر اساس سنت امتحان و ابتلا، افراد را به دلیل سستی ایمان یا بیدینی و اعراض از راه او، مجال و مهلت دهد، اما سنت و اراده قطعیاش به هدایت انسانها و نصرت دین خود تعلق گرفته که در تعالیم قرآنی و آموزههای دینی، به صراحت بر این مطلب، تأکید شده است.
علاوه بر این، قرآن کریم انسانها را به راه راست، راه رشد و کمال، حق پرستی، تداوم راه انبیا و دوری از کفر، شرک، بتپرستی و ظلم و گناه دعوت میکند. از اینرو، هم اراده تشریعی و هدایت به امر خداوند و هم اراده قطعی و تکوینی او به سیر تکامل معنوی و عقلانی انسان، تعلق گرفته است.
اکنون به برخی از آموزههای قرآنی در این زمینه اشاره میکنیم:
1. (وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِینَ).[29]
2. (إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ).
3. (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ).
4. (الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ).[30]
5. (وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ...).[31]
6. (بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ...).[32]
7. (وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ).[33]
8. (وَقُلْ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَى مَکَانَتِکُمْ إِنَّا عَامِلُونَ).[34]
بسیاری از آموزههای قرآنی و معتقدات دینی مبیّن این حقیقت است که خداوند، خیر، فلاح، هدایت، رشد و کمال انسانها را اراده کرده و آنها را به صلح، برادری، قسط، مساوات، عدالت، پاکی، احسان و دوستی فرا خوانده است. قرآن کریم در آیاتی به این آموزهها اشاره کرده است، از جمله:
1. دعوت به احسان: (وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ).[35]
2. دعوت به پاکی و صفات اخلاقی: (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ).[36]
3. دعوت به رشد و کمال علمی و معنوی و عقلانی؛
4. دعوت به تفقه و تفکر و بصیرت برای تمیز حق از باطل؛
5. دعوت به بهرهمندی معقول و مشروع از مواهب طبیعی؛
6. دعوت به اعتدال و عدالت در همه امور؛
7. دعوت به قسط و عدل و احسان؛
8.دعوت به مهرورزی و خیرخواهی؛
9. دعوت به صلحطلبی و آرامشجویی؛
10. دعوت به ایثار و گذشت؛
11. دعوت به دوری از اسراف و تبذیر؛
12. دعوت به حقطلبی؛
13. دعوت به عقلانیت و تدبّر در اسرار هستی و فلسفه خلقت؛
14. دعوت به صراط مستقیم: (أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى).[37]
15. تأکید بر وراثت و حکومت صالحان بر زمین؛ (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ).[38]
16. وعده یاری و نصرت مستضعفان و خلافت آنان؛ (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمْ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ).[39]
17. اشاره به تحقق وعده غلبه حق بر باطل: (لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی)؛[40] (جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا)[41] و (یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلَّا أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ).[42]
18. اشاره به گرایش فطری انسان به سوی کمال و خیر:[43] (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا).[44]
19. اشاره به هدفدار بودن هستی و بیهوده نبودن نظام تکوین و تشریع؛
20. اشاره به تداوم داشتن یاری همیشگی خداوند در حق مؤمنان؛
21. اشاره به بیاعتنا نبودن خداوند در برابر ظلم و کفر و فساد در زمین و هلاکت حرث و نسل و انحراف مسیر اصلی خلقت؛
22. اشاره به اینکه هر جریان نامعقول و خلاف سنتهای طبیعی و عادی یا خلاف حکمت و مصالح الهی به ضلالت و هلاکت خود انسانها می انجامد: (فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ[45])، (إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)[۴۶] و (وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ...)[47].
23. اشاره به فلسفه خلقت و هدف زندگی بشر و زیست انسان و نوع صحیح استفاده بشر: (الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً)[48] و (جَعَلَ لَکُمْ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً).[49]
24. اشاره به مسئول بودن انسان در برابر نوع زندگی خود، نوع ارتباط با خدا، نوع ارتباط با دیگران و نوع ارتباط با جهان هستی و اعمال خود؛
25. اشاره به علل انحرافات و نوع نگرش و اعمال امتهای نافرمان و بیدین و نوع برخورد خداوند با آنان؛
26. اشاره به هدف خلقت انسان و نوع وظایف بشر در قبال خداوند و برحذر داشتن انسان از طغیان، کفر، بتپرستی، هواپرستی و عصیان.
همچنانکه از منابع اصیل و متعدد اسلامی برمیآید، امام مهدی(عج) با تشکیل حکومت فراگیر و جهانی، به بسط علم و عقلانیت، رفاه و توسعه و عمران بلاد و بسط ارزشهای اصیل دینی، مکارم اخلاقی، و عدالت فراگیر، همت خواهد گمارد. آن حضرت همه این آرمانهای بزرگ را با تشکیل حکومت واحد جهانی که سیاست و فرهنگ و ارزشها و الگوهای مدیریتی آن همآهنگ، ولی متفاوت با نظام موجود است، آغاز خواهد کرد. در گستره حکومت الهی و جهانی مهدی(عج)، بساط همه تضادها برچیده میشود و مردم، مفهوم واقعی آزادی و سعادت را به خوبی درک خواهند کرد.
بشر تنها در پرتو حکومت واحد جهانی که بر پایه عدل و ارزشهای الهی و انسانی و مبتنی بر جهانبینی الهی و انسانشناسی دینی باشد، میتواند از بحرانهای بزرگ رهایی یابد. امروز بحرانهای بیشماری زندگی بشر را احاطه کرده و تعادل زیست محیطی، اجتماعی و فکری او را دچار دگردیسی و تحول نموده است و تنها حکومت الهی که کرامت و حقوق واقعی انسانها را به رسمیت بشناسد، میتواند بشر را از این همه بحران و بنبست نجات دهد و ریشه تمامی ظلمها، تبعیضها، خونریزیها و استثمارگریها را بخشکاند. نیاز به وجود حکومت جهانی واحد در تمام جوامع بسیار احساس میشود.
انسان ستمدیده در طول تاریخ، روزی از این بدبختیها و ظلمها نجات مییابد که به تعالیم نجات بخش ادیان الهی روی آورد و به ارزشهای دینی پایبند باشد. تا زمانی که بعضی از انسانها، ارباب و برخی دیگر، بنده باشند و به جای برابری و برادری، امتیازات و ملاکهای قومی و نژادی، حاکم باشد، همة تلاشها برای تحقق عدالت، صلح و برابری، محکوم به شکست خواهد بود.
2. نظریه مهدویت در حدیث
در این زمینه، احادیث بسیاری نیز وجود دارد که همان حقایق و تعالیم گفته شده را تبیین کردهاند از جمله:
1. امام محمد باقر7 به هشام فرمود:
لیس بعد ملکنا ملک، لأنّا أهل العاقبة، یقول الله عزّوجلّ (وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)؛[50]
بعد از فرمانروایی ما، سلطنتی نیست؛ زیرا ما همان «اهل عاقبت» هستیم که خداوند عزوجل میفرماید: «و عاقبت از آن پرهیزگاران است».
2. در حدیث دیگری، امام باقر7 در مقام تعلیل و بیان فلسفه آخرین دولت به امامان شیعه میفرماید:
... لئلا یقولوا إذا رأو سیرتنا، إذا ملکنا، سیرتنا مثل سیرة هؤلاء ؛[51]
... تا هنگامی که سیره و رفتار ما را دیدند، نگویند: اگر ما هم زمامدار میشدیم، سیره ما هم مانند آنان بود.
3. امام صادق7 نیز در اینباره میفرماید که: پیش از برقراری دولت ما، همه گروهها به حکومت می رسند، «حتّی لایقول قائل: إنّا لو ولّینا لعدلنا؛ تا کسی و گروهی نگوید: اگر ما حاکم میشدیم، عدالت را برقرار میکردیم».[52]
بنابراین، یکی از فلسفهها و حکمتهای تأخیر حکومت جهانی و آسمانی مهدی(عج) این است که بشر همه راهها را امتحان کند و همه ادعاها و نظریات بشری، عجز و ضعف خود را نمایان سازند. آنگاه پس از شکست همه ایدههای بشری، انسانها به اضطرار، ضعف عقل و ناکارآمدی الگوهای علمی خود پیببرند و کلید نجات و سعادت خود را در دست اَبَرمرد الهی و منجی آسمانی ببینند. امام میفرماید: «دولتنا آخر الدول؛ دولت ما آخرین دولت است.»
4. امام باقر7 میفرماید:
... ولم یبق أهل بیت لهم دولة إلّا ملکوا قبلنا؛[53]
هیچ خاندانی نمیماند که مدعی دولت و زمامداری باشد مگر اینکه قبل از ما به حکومت میرسد.
5. امام صادق7 نیز فرموده است:
ما یکون هذا الأمر حتّی لایبقی صنف من الناس إلّا و قد ولّوا علی الناس... ثمّ یقوم القائمُ بالحقّ والعدل؛[54]
درباره امر حکومت، هیچ دستهای از مردم باقی نمیماند مگر اینکه بر مردم حکمرانی میکند. سپس قائم بر حق و عدل قیام میکند.
طبق این دو حدیث، همه گروهها و صاحبنظرانی که درباره حکومت، ایده و ادعایی دارند، به حکومت میرسند، تا آنجا که روزگاری میآید که فکر بشر به بنبست میرسد و آنگاه نظریه امامت و حکومت امام مهدی(عج) بر افق جانها و عقول بشری طلوع میکند و حکومت حق و عدل بر اساس ارزشها و تعالیم وحی بنیان نهاده میشود.
نظریه آخرین دولت، هم بیانگر آخرین شکل و الگوی حکومت فراگیر بشری از نظر زمانی و تاریخی است و هم بیانگر شکل ماهوی و دربردارنده کمال نهایی و نهایت عقلانیت و موفقیت در تحقق آرمانهای اصیل و دیرینه انسانی. به همین دلیل، از هر نظر، برترین و کاملترین حکومت است.
3. ویژگی حکومت جهانی مهدی(عج)
با توجه به اهداف کلی اسلام و آرمانهای شیعی که از متن آیات قرآنی و روایات معصومان: به دست میآید، میتوان گفت حکومت جهانی امام مهدی(عج)، این اهداف متعالی قرآنی را سرلوحه برنامهها و اهداف خود قرار خواهد داد:
1. زمینهسازی برای پرستش حق و توحید باوری: (یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا)؛[55]
2. استقرار عدل و قسط و برابری؛
3. حکومت مستضعفان و نابودی مستکبران: (وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی...)؛[56]
4. اقامه نماز و دادن زکات؛
5. احیای دین واقعی خدا (اسلام محمدی)؛
6. استقرار همه جانبه دین و اجرای حدود و دستورهای الهی؛
7. نفی سلطه کفار، مشرکان و طاغوتها؛
8. از بین بردن زمینههای فساد و تباهی در روی زمین؛
9. نابود ساختن مظاهر کفر، شرک، نفاق و ارزشهای مادی و شیطانی؛
10. ظلمستیزی و نفی استثمار، تبعیض و بردگی؛
11. تمکن و استخلاف مؤمنان در زمین؛
12. روشن ساختن معیارهای شناخت حق؛
13. ایجاد امنیت در همه ابعاد حیات بشری؛
14. ایجاد زمینههای رشد علمی، اخلاقی و عقلانی؛
15. آماده ساختن زمینه رفاه همگانی و وفور نعمت؛
16. تقسیم عادلانه ثروت؛
17. ایجاد صلح جهانی؛
18. حکم بر اساس دستور خداوند:
(مَا کَانَ لِبَشَر أَن یُؤْتِیَهُ اللّهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَاداً لِی مِن دُونِ اللّهِ وَلکِن کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَبِمَا کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ).[57]
(إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدی وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُوا عَلَیْهِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَمَن لَمْ یَحْکُم بِمَا أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ).[58]
(فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنْزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاءَ اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلکِن لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ إِلَی اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ).[59]
(إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعاً بَصِیراً).[60]
19. نفی سلطه کفار از مسلمانان: (الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِن کَانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللّهِ قَالُوا أَلَمْ نَکُن مَّعَکُمْ وَإِن کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصیبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَنَمْنَعْکُم مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛[61]
20. نفی سلطه اهل اتراف و اسراف: (وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ)؛[62]
21. نفی سلطه هواپرستان و بیدینان: (وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلاَ تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً)؛[63]
22. نفی سلطه ظالمان: (وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا ).[64]
امام با برپایی حکومت خویش، به اهداف اسلام و وعدههای قرآن جامعه عمل میپوشاند. هدف اسلام، آزاد کردن انسانها از بندگی و خواری، خاتمه دادن به بتپرستی، از بین بردن زمینههای فسق، برچیدن بساط ظلم و استثمار، مبارزه با خرافات و عقاید پوچ، برداشتن امتیازهای مادی، مبارزه با نادانی، برقراری عدالت و امنیت، اجرای احکام خدا، حفظ حقوق و کرامت انسانی و آماده کردن زمینة رشد و تکامل انسانهاست.
دعوت به یکتاپرستی و تقرب به خداوند و جلب رحمت و مغفرت الهی نیز در رأس همه دعوتهای الهی انبیاست که همه این اهداف الهی و قرآنی به دست آن ذخیره الهی محقق خواهد شد.
با ظهور امام عصر(عج)، تشکیل حکومت فراگیر آن حضرت و اداره همه جوامع با یک سیاست واحد و برنامه و هدف الهی به دست آن حضرت، آرمان والای تشکیل جامعه بزرگ و عادلانه بشری تحقق می پذیرد و آرزوی دیرینه همه پاکان برآورده میگردد. در آن، دوران تضادها، جنگها و خونریزیها بر سر منافع مادی و جاهطلبیها از بین میرود و کژیها، پرخاشگریها، تحقیرها و بیعدالتیها جای خود را به صلح، برادری، برابری و عدالت می دهد و کانون شرک، کفر، فساد، جنگ، استثمار و استعمار و عوامل اصلی آنها برچیده می شود.[65]
حکومت جهانی مهدی، مدینه فاضله اسلامی و در واقع، تحقق وعده قطعی الهی است که زمینه تجلی واقعی مقام خلیفةاللهی انسان و اتمام نعمت پروردگار عالمیان و روز غلبه دین حق بر ادیان ساختگی و مکاتب بشری مدعی نجات و سعادت بشر خواهد بود. همچنین روز تجلی انوار الهی و اشراق ارض به نور رب است: (وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا[66]) و روزی است که انوار حکومت ولی و حجت خدا زمین را روشن خواهد ساخت. در این روز، خلافت زمین به دست صالحان و اولیای الهی خواهد افتاد و همه در برابر قدرت و هیبت «ولی الله اعظم» خضوع خواهند کرد. آسمان و زمین، برکات و گنجها و اسرار خود را برای او آشکار خواهد ساخت و همه چیز زیر فرمان آن حجت حق خواهد بود و هیچ چیز میان او و حکمش فاصله نخواهد انداخت: (إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ[67]).
او جهانی خواهد ساخت بر اساس وعدهها، برنامهها و خواستهای الهی و انسانی، آنگونه که پیامبر اعظم6 فرمود:
سوگند به آن کس که مرا مژدهآور راستین قرار داد! اگر از عمر جهان، جز یک روز نماند، خداوند همان یک روز را بس دراز کند تا فرزندم مهدی خروج نماید. پس از خروج او، عیسی، روح الله، فرود آید و در پشت وی نماز گزارد. آنگاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن شود[68] و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی برسد.[69]
در فضای حکومت جهانی مهدوی، جهان عاری از ظلم و تبعیض و خالی از جداییها و عقلگریزی و دینستیزی خواهد بود و از عدالت و خداپرستی و مهرورزی و اخوت مالامال خواهد شد.
چشم انداز حکومت «عدالتمحور مهدوی» بر اساس آرمانشهر مهدوی است که بر پایه عدالت، پاکی، تقوا، صلاح و صلح و صفا پایهریزی شده؛ شهری که در آن امور به دست صالحان و پاکانی میافتد که فقط به رضای خدا میاندیشند. آن روزگار، روزگار عدالت و دادگری، مساوات و برابری، قانون و نظاممندی، خداپرستی و خردورزی و جهانی عاری از کفر و بتپرستی و بیعدالتی است. در آن روزگار عطر ایمان و بندگی در سرتاسر گیتی خواهد پیچید و ملکوتیان، نغمه توحید را خواهند سرود.
در آن زمان، نیرنگ ستمگران و طاغوتیان در برابر اراده حق رنگ میبازد و شهری با هزار آرمان انسانی و هزار وعده خدایی ساخته خواهد شد. شهری که در آن، گنجهای معرفت و فیوضات معنوی، جانهای تشنه را سیراب و از سراب رها خواهد ساخت. شهری که از زمین و آسمانش برکات الهی خواهد جوشید.[70] شهری که نظام تعلیم و تربیت و مدیریت و حکومت آن بر اساس تعلیمات حیاتبخش قرآن و سیره و سنت پیامبر اکرم6 و امیر مؤمنان علی7 خواهد بود.
4. مبانی جهانی بودن حکومت مهدوی(عج)
ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(عج) بدین شرح است:
1. جهانی بودن دین اسلام؛
2. جهانی بودن رسالت پیامبر اعظم6؛
3. اعتقاد به امامت و رسالت جهانی امام عصر(عج)؛
4. اعتقاد به جاودانگی دین اسلام و فرازمانی و مکانی و ابدی بودن قرآن و تغییرناپذیر بودن احکام دین؛ «حلال محمّد حلال إلی یوم القیامة»؛
5. مشترک بودن همه انسانها در تکلیف؛
6. مشترک بودن بحرانهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جهان کنونی برای همه انسانها؛
7. امکان نداشتن تحقق صلح و عدالت جهانی با تحقق آن در نقطه ای خاص؛ زیرا وجود مقتضی و مانع با هم به تضاد می انجامد و شرط فاعلی و قابلی هر دو با هم باید وجود داشته باشند؛
8. معقول نبودن تداوم حیات نظامهای کفر و ظلم؛ زیرا بر اساس آموزههای دین، وجود کفر و شرک مستلزم نقض غرض خواهد بود. خداوند اراده کرده که دین اسلام در همه جهان فراگیر شود و بر همه ادیان غلبه یابد. پس بودن ادیان غیرتوحیدی با این غرض و وعده الهی منافات دارد. بنابراین، لازمه غلبه دین توحیدی اسلام، نابودی کفر و شرک است؛
9. مقتضای حکمت الهی، ایجاد زمینههای نجات و هدایت و کمال همه افراد بشر است؛
10. مقتضای عدالت خدای متعال، جهانی بودن رسالت امام عصر است. خدا، عدالت و نجات را مخصوص قوم و گروه خاص قرار نداده؛ چون منع خیر بر خدا، محال و مستلزم خلف وعده است؛
11. مقتضای لطف و رحمت عام خداوند، عمومیت لطف و رحمت است؛
«امروز دنیا تشنه عدالت و معنویت و عقلانیت و نجات است. این دنیای سرشار از عدالت، پاکی، راستی، معرفت، محبت دنیای دوران امام زمان است و زندگی حقیقی انسان در این عالم مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان(عج) است که خدا میداند بشر در آنجا به چه عظمتهایی نائل خواهد شد.»[71]
انتظار اسلامی، یعنی انتظار دنیایی سرشار از عدالت و راستی، صمیمیت، انسانیت، معنویت، فضیلت و اخلاق انسانی که در آن حاکمیت زر و زور و تبلیغات مزورانه و خبیثانه رسانههای جمعی شرق و غرب راهی ندارد. حکومت الهی حضرت بقیةالله، حکومت عدالت، مواسات، مساوات، معنویت و فضیلت است.
5. محورهای توسعه در حکومت جهانی مهدی(عج)
محورهای توسعه را در حکومت جهانی بقیةالله(عج) را میتوان چنین برشمرد:
1. رشد علمی مردم و بالا رفتن قدرت عقل و تشخیص آنان؛
2. رشد دینی و معنوی؛
3. رشد اخلاقی و فضیلتها، روحیه ایثار، تعادل، جهاد، محبت، امانتداری و برادری و صداقت و تمام آموزههای اخلاقی دین؛
4. عدالتمحوری در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و قضاوت، ظلمستیزی و مبارزه با هرگونه فساد و طغیان؛
5. تأمین امنیت در همه ابعاد روانی، فردی و اجتماعی در جامعه؛
6. بهرهمندی از تکنولوژیهای پیشرفته و استفاده از وسایل ارتباطاتی و اطلاعاتی قوی؛
7. توسعه رفاه و فراوانی امکانات و نعمتهای مادی؛
8. جلوگیری از آلودگی و تخریب محیط زیست.
در منابع اسلامی، از این نوع جهانی شدن بر پایه حق و عدالت و ارزشهای دینی که بر اساس اصول و اهداف متعالی اسلام شکل خواهد گرفت، فراوان یافت میشود که ما به همین مقدار بسنده میکنیم.
تنها مهدی(عج) که موعود تمام ادیان و آرمان تمام مستضعفان و نجاتبخش آسمانی است، میتواند بشر را نجات دهد، نه کسانی که چشم بر روی واقعیتها بستهاند و خوشبختی بشر را در مکاتب اومانیستی و سکولاریستی میبینند، مانند پوپر که به صراحت میگوید:
مذاهب الهی که به انسانها وعده خوشبختی میدهند و آنها را برای رسیدن به آرمانهای بزرگ تجهیز میکنند و فلاسفهای که خواستار تحول در جهان هستند و میخواهند جهانی عادلانه و خوشبخت بیافرینند، ناعقلگرا هستند.[۷۲]
وقتی دانشمندان عصر علم و تمدن پیشرفته هنوز با این نظریههای منحط و پوچ، بشر را با انواع مشکلات فکری و بحرانهای روحی، اجتماعی، سیاسی و... روبهرو ساختهاند، آیا ضرورت ظهور منجی الهی احساس نمیشود؟ به راستی که بشر امروز به منجی آسمانی نیاز دارد: (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا[73]).