تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۱۹۹۶۹

بحران معنا، مشکل اروپا


علی قاسمی
بحران معنا در فرانسه، بیش از 20 روز است که پاریس را دستخوش ناآرامی کرده و اعتبار و امنیت این کشور را هدف گرفته است.
ژاک شیراک رییس‌جمهوری فرانسه در تازه‌ترین موضع‌گیری و در واکنش به این ناآرامی‌ها، به وجود بحران معنا (crisis of meaning) و بحران هویت (crisis of identity) در این کشور اذعان و اعتراف کرد.
سرایت و گسترش ناآرامی‌ها و قیام علیه ناعدالتی و تبعیض‌نژادی در فرانسه، آلمان، یونان، بلژیک، هلند و سوئیس از عمق بحران معنا در غرب حکایت دارد.
به عبارتی این بحران تنها مشکل فرانسه نیست. بلکه سایر کشورهای اروپایی نیز به این درد و بیماری دچار هستند و باید در جستجوی مکانیزم و راهکار کارآمد و سازنده برای رهایی از این بحران باشند.
تحولات جاری در فرانسه و موقعیت کنونی این کشور فرصت مناسبی را برای درک حقیقت و بحران معنا، پیش روی دولتمردان و حتی اندیشمندان و روزنامه‌نگاران غربی نهاده است.
غربی‌ها برای رهایی از این بحران باید در سیاست‌ها و اعمال برخی از قوانین نسبت به حاشیه‌ها (مهاجرین و اقلیت‌ها) تجدیدنظر جدی به عمل آورند. روابط کنونی در غرب با اقلیت‌های نژادی و مذهبی عادلانه نیست و بحران معنا را در اروپا تشدید و عمیق‌تر کرده است.
فرانسه مدعی آزادی، بردباری و برابری حتی از حضور یک دانش‌آموز محجبه در مدرسه وحشت دارد و با سیاست و قوانین ناعادلانه خود، این دانش‌آموزان را از حق طبیعی و آزادی در انتخاب پوشش منع می‌کند. روابط با مسلمانان در جامعه فرانسه و در سایر کشورهای اروپایی تا اندازه زیادی همراه با محدودیت و محرومیت است. اما این وضعیت را چندان در ارتباط با اقلیت یهودی نمی‌بینیم. حجاب‌ستیزی در غرب در حال تبدیل شدن به یک سیاست عمومی است. این سیاست غلط در برخی از کشورها از جمله در فرانسه به شکل قانون نیز تغییر قیافه داده است. متاسفانه اصرار بر حقانیت این سیاست ناعادلانه در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز قوی است.
از این رو محرومیت‌های اجتماعی، مذهبی و... ریشه بسیاری از مشکلات امروز در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی است.
این محرومیت‌ها و بحران معنا قطعا بر روند همگرایی در اروپا تاثیرات مخرب و ویرانگری خواهد گذاشت.
بحران فرانسه این حقیقت را آشکار کرد که پایه‌های وحدت اجتماعی و همگرایی در هر یک از کشورهای اروپایی لرزان است. و حوادثی مانند پاریس ممکن است اروپا را درگیر التهاب، ناآرامی و بحران عمیق‌تر از بحران فرانسه نماید. بحران معنا در غرب حاصل و نتیجه سیاست‌های چند دهه مدرنیسم در حوزه سیاست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد است. این سیاست‌ها، بر تعداد حاشیه‌ها افزوده و بی‌اعتنایی و بی‌مهری را نسبت به سرنوشت و حقوق اجتماعی و مذهبی مهاجرین و اقلیت‌ها در اروپا تقویت کرده است.
حتی مدرنیسم با احساس بیگانگی با بردباری، به ستیز بامعنا و هویت مهاجران و برخی از اقلیت‌ها گام برداشته است و روابط غرب را با اقلیت‌های نژادی و مذهبی دستخوش بحران ساخته است. تحولات اخیر در فرانسه از نتایج منفی این ستیز است.
سرانجام اینکه کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه برای رهایی از مشکلات و بحران‌های موجود در این کشور چاره‌ای جز تجدیدنظر در پاره‌ای از سیاست‌ها و قوانین خود نسبت به حاشیه‌ها و اقلیت‌های این کشور ندارند. اصرار بر سیاست‌های غلط گذشته، بحران هویت و معنا را در این کشورها تشدید می‌سازد و قطعا خشونت‌ها در آینده در غرب اشکال و ابعاد تازه‌ای خواهند یافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات