تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۱۹۹۷۱
گفتگوی اختصاصی ابتکار با استاد شاملو کاربند، محقق، پژوهشگر، آهنگساز و استاد مسلم ویلن؛

دین مخالفتی با موسیقی اصیل ندارد

حسین سینجلی اشاره: استاد شاملو از نسلی است که هنوز هم موسیقی ایران اگر حرفی برای گفتن دارد از سر صدقه این نسل است. مولف کتاب‌های مختلف از جمله: ردیف‌های کامل ماهور و شور به روایت میرزا آقا و آقاحسین قلی، ردیف‌های کامل نو او همایون، 24 قطعه چهار مضراب برای تار و سه تار و... همچنین از کاست‌های پر شده توسط ایشان می‌توان به اجرای کامل آثار صبا با ویلن، اجرای کامل آثار تدوین شده خالقی، کاست‌هایی با عنوان جشن گلها، خزان عشق، پایان جدائی، بربال فرشتگان و... اشاره کرد.

* لطفا یک بیوگرافی از خودتان برای ما بفرمایید؟
** من در سال 1321 در شهر سنندج متولد شدم، چون مادرم شاگرد درویش‌خان بود و تار و سه‌تار می‌زد از همان دوران کودکی با موسیقی آشنا شدم. 9 سالم بود که ویلن را شناختم و خانواده چون عشق من به ویلن را دید و چون آن موقع در شهر ما ویلن نبود با چوب و سیم و سم اسب برایم یک ویلن ساختند تا اینکه یک معلم که به شهر ما آمده بود یک ویلن داشت که ما آنرا خریدیم. سپس دو سال شاگرد مراد بروخی بودم و پیشرفت خوبی نیز داشتم، بطوریکه برنامه‌هایی هم در رادیو سنندج اجرا می‌کردم. بعد از آن به تهران آمدم و 8 سال خدمت استاد تجویدی بودم و کلاسیک غربی را هم حدود 7 سال پیش آقایان ادیک حسبیان و هراج مانوکیان آموختم. بعد از آن هم در هنرکده ملی موسیقی که دوره عالی داشت و آقای پورتراب آنرا بوجود آورد، دوره عالی موسیقی را گذراندم. تا انقلاب که از صدا و سیما بازخرید شدم و حدود 21 سال است که در زمینه آموزش و تحقیق در موسیقی فعالیت می‌کنم. ضمنا در رشته مهندسی شیمی هم کنار موسیقی توانستم لیسانس بگیرم و در حال حاضر بازنشسته وزارت بهداشت هستم.
* شغل دوم داشتن برای یک هنرمند، چه لطماتی به کار اصلی ایشان می‌زند؟
** سوال خوبی کردید، من گاهی فکر می‌کنم که کاش شیمی نخوانده بودم و کارمند وزارت بهداشت نبودم. شما حساب کنید تا ساعت 4 و 5 بعدازظهر در اداره و بعد خسته و کوفته باید می‌آمدم و تا نیمه‌های شب به کار اصلی‌ام که تحقیق و آهنگسازی بود می‌پرداختم، خوب این خیلی انرژی مرا می‌گرفت.
* وضعیت آموزش موسیقی در کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ببینید ما در ایران آنچنان دانشگاه موسیقی نداریم دو سه تایی هستند که واقعا سعی می‌کنند از اساتید خوب استفاده کنند و خوب است اما چون هیچ نظارتی بر آموزشگاه‌های موسیقی که در سطح شهر زیاد هم شده‌اند، نیست وضعشان بسیار وخیم و بد هست. البته از این نظر که اجازه داده‌اند این همه آموزشگاه باز شود خیلی خوب است اما اصلا کیفیت ندارند.
* ساز تخصصی شما ویلن است و ویلن یکی از منعطف‌ترین سازهاست که در همه نوع موسیقی می‌توان از آن استفاده کرد، لطفا ساز ویلن را برای ما تشریح کنید؟
** اگر به تاریخچه این ساز نگاه کنید متوجه می‌شود که این ساز در واقع یک ساز ایرانی و شرقی است و نه یک ساز غربی. ویلن از سازهای زهی است که با آرشه یا کمان به صدا درمی‌آمده و جد این ساز اسمش راونااسترم بوده که قدیمی‌ترین ساز آرشه‌ای در جهان است و این به حدود 5 هزار سال قبل از میلاد برمی‌گردد. این ساز در جاهای مختلف و به شکل‌های مختلف تکامل پیدا می‌کند تا می‌شود کمانچه بعد از آن در قرن 16 میلادی ایتالیایی‌ها از روی کمانچه این ویلن امروزی را به شکل تکمیل شده می‌سازند.
* بهترین سن برای شروع ویلن چه سالی است؟
** برای بچه‌ها باید از 4 یا 5 سالگی ارف را شروع کنند و بعد از آن از 9 سالگی می‌توانند ویلن را شروع کنند. من خودم حدود 15 سال معلم داشتم و اگر کسی بخواهد این ساز را یاد بگیرد باید 7 ـ 8 سال کلاسیک غربی بیاموزد و 6 ـ 7 سال هم ویلن ایرانی. ضمنا اگر سن بالا رفته باشد دیگر به سختی می‌توان ویلن را آموخت.
* به عنوان یکی از اعضا اصلی خانه موسیقی از عملکرد آن راضی هستید و آیا توانسته به هدف‌هایی که داشته برسد؟
** ببینید انصافا اهالی خانه موسیقی تلاششان را می‌کنند و تا به حال کارهای بسیار مثبتی هم انجام داده‌اند اما اگر به اهداف اولیه‌شان نرسیده‌اند مشکل از خانه موسیقی نیست، بلکه به علت عدم همکاری‌هایی است که با آن می‌شود و آنها هم به تنهایی نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. تا همین جا هم شاهکار کرده‌اند و تا وقتی هم که سیستم به شکل همه جانبه با آنها همکاری نکند آنها نمی‌توانند به اهداف و آرمانهایشان برسند.
* پیشنهاد شما برای روز ملی موسیقی چیست؟
** ببینید صحبت‌های زیادی در این مورد شده و از وزیری، خالقی، صبا و... کسانی گفته‌اند و کسانی هم مخالفت کرده‌اند. اما نباید فراموش کنیم که این یک سمبل است و مثلا اگر وزیری را انتخاب کنیم اصلا از ارزش‌های صبا کم نمی‌شود و یا بلعکس. اما نظر من در درجه اول وزیری است و در درجه دوم باید از صبا اسم برد.
* در موسیقی چه زمانی می‌توان به یک نفر استاد گفت؟
** راستش الان که دیگر به همه می‌گویند استاد اما واقعا اینطور نیست که یک نفر چون دکترای موسیقی دارد یا مثلا یک پنجه شیرینی دارد و یک قطعه را خوب می‌زند، بتوان به او گفت استاد، او یک هنرمند خوب است نه استاد. در واقع یک موسیقیدان باید از جمیع جهات تکامل و رشد کرده باشد تا بتوان به او گفت استاد، حتی از نظر اخلاقی نیز بسیار مهم است که یک موسیقیدان حتما باید از خصایص خوب اخلاقی هم بهره‌مند باشد.
* خیلی از اساتید موسیقی سنتی از مخالفان سرسخت موسیقی پاپ هستند، نظر شما در این رابطه چیست؟
** به نظر من کسانیکه موسیقی پاپ را می‌کوبند بسیار کار اشتباهی می‌کنند. ما اصلا نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم، هر کدام از اینها یک تخصص جداگانه‌ای هست و ارزش خودش را دارد. شاید یک استاد بزرگ موسیقی هیچوقت نتواند برای کودکان یک آهنگ بسازد، در مورد موسیقی پاپ هم همینطور است، خیلی از اساتید موسیقی سنتی نمی‌توانند حتی یک آهنگ پاپ بسازند.
* وضع کنونی موسیقی پاپ را با توجه به رشد زیادی که به لحاظ کمی در این چند سال اخیر داشته، چگونه می‌بینید؟
** البته در هر کاری وقتی زیاده‌روی می‌شود خراب می‌کنند. الان دیگر طوری شده که هر کس یکی دو سال کلاس موسیقی می‌رود می‌آید و کاست پاپ بیرون می‌دهد. خواننده و آهنگساز پاپ باید سولفژ را کامل بداند و درس آهنگسازی خوانده باشد و از همه مهمتر نوآوری داشته باشد و مقلد نباشد. متاسفانه الان افراد زیادی از خوانندگان لوس‌آنجلسی تقلید می‌کنند. در قدیم هر کسی را نمی‌گذاشتند که در رادیو بیاید و پاپ بخواند. یادم می‌آید که کسی آمده بود پیش استاد تجویدی و می‌خواست در رادیو بخواند و شبیه ویگن می‌خواند، استاد تجویدی ایشان را نپذیرفت و گفت ما ویگن داریم، شما باید نوآوری داشته باشید. خلاصه اینکه با اصل پاپ نباید مخالفت کرد اما به این شکل که تقلید می‌کنند باید آن را نقد کرد.
* در موسیقی سنتی و پاپ بعد از انقلاب می‌توانید کسانی را نام ببرید که کار ایشان را به عنوان یک آهنگساز می‌پسندید؟
** در موسیقی سنتی مرحوم بسطامی خوب بودند و علیرضا افتخاری هم خوب است اما گاهی اوقات خیلی به ایرج نزدیک می‌شود. در خوانندگان پاپ هم شادمهر عقیلی که شاگرد خود من بوده و بسیار با ذوق است، آقای اصفهانی و عصار را می‌پسندم.
* به نظر شما بین موسیقی و دین تضاد و تقابلی وجود دارد؟
** به نظر من وقتی قرآن را با صوت می‌خوانند خود این یک موسیقی است، تعزیه که می‌خوانند هم نمایش است و هم موسیقی و اصلا موسیقی اصیل ما را به نوعی تعزیه حفظ کرده است. مثلا وقتی در سه‌گاه می‌گویند مخالف، همان زمانی است که دشمن دارد می‌خواند یا گوشه مغلوب و گوشه مویه، همه گوشه‌های اصیل ایرانی شاهدی بر این است که دین ما هیچ مخالفتی با موسیقی اصیل ندارد. شما نگاه کنید وقتی اذان را گفتند در آواز بیات ترک و دستگاه روح‌الارواح خوانده شده. هر کدام از این گوشه‌های ما نشان‌دهنده اینست که موسیقی ما با ملیت و دین ما پیوند داشته و به هیچوجه جداشدنی نیست.
* حرف آخر و هر درد دلی که می‌خواهید بفرمایید؟
** توصیه‌ام به علاقمندان موسیقی اینست که اگر عاشق هستند وارد این عرصه بشوند و وقتی آمدند باید تمرین و ممارست داشته باشند. از دست‌اندرکاران تقاضا می‌کنم که به وضعیت مالی اهالی موسیقی رسیدگی کنند تا موسیقیدانان ما بتوانند فارغ از دغدغه‌های مالی به کار اصلی‌شان بپردازند. در آخر هم از همسرم که واقعا در این سال‌ها همیشه پشتیبان و حامی من بوده تا بتوانم به تحقیق و آموزش و کلا موسیقی برسم بسیار قدردان هستم.
با تشکر از اینکه وقتتان را به من دادید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات