علیرضا اسلامی
فمنیسم براساس نظرات واکنشگرا آیا امکان ظهور جنبش اجتماعیاش در ایران وجود دارد؟ فمنیسم بعنوان جنبش اجتماعی در ایران چه ویژگیهایی دارد؟
نظرات رئالیسم، لیبرالیسم، ساختارگرایی، فئودئالیسم و نئولیبرالیسم که تشرعیی و بنیادی است خردگرا نام دارد و نظریات سازنده و غیربنیادی به دو گروه سازهانگاری اجتماعی و واکنشگرا تقسیم میشوند. نظریات واکنشگرا خود به نظریه (هنجاری ـ فمنیسم ـ انتقادی ـ جامعهشناسی تاریخی ـ پست مدرنیسم) تقسیم میگردند.
نظریات واکنشگرا را پست پوزیتیویسم نیز مینامند و نیز رادیکال یا آلترناتیو نیز نامیده شدهاند. رویکردهای واکنشگرا با یکدیگر متفاوت است و شاید تنها نقطه اشتراک آنها مخالفت با فرضیههای اصلی نظریههای خردگرا است.
دیدگاههای فمنیستی از دهه 1980 در عرصه سیاست جهانی مطرح شد و این سئوال را مطرح نمود که جایگاه زنان در سیاست جهانی کجاست؟ و فمنیسم لیبرال معتقد است زنان از همان جایگاه مردان و حقوق آنان برخوردارند که به صورت سنتی به مردان داده شده است. و خواستار حقوق و فرصتهای مساوی با مردان است.
سنیتیا انلو در کتابی به نقش زنان بعنوان کارگر ساده و ارزان کارخانجات یا تنفروشی در اطراف پایگاههای نظامی تا همسری دیپلماتها اشاره کرده است ـ فمنیسم سوسیال ـ مارکسیست علت نابرابری با مردان را ناشی از نظام سرمایهداری میداند که با سقوط آن برابری ایجاد خواهد شد و گروهی دیگر نظام سرمایهداری را که عامل مردسالاری است سبب نابرابری میدانند ـ رویکرد سوم فمنیسم پست مدرن است که در خصوص هویت و جنسیت بحث میکند و معتقد است عنوان زن یا مرد شاید خیلی طبیعی نباشد و در نقطه دیگری از جهان معنای متفاوتی داشته باشد. رویکرد چهارم فمنیسم رادیکال است که زالوسکی آن را مطرح کرده است و میگوید تجربههای زنان اصولا در این جهان نادیده گرفته شده است مگر در موارد جزیی و ناعادلانه.
فمنیستها معتقدند دانش تاکنون مردانه بوده است و به نظریات و دانش زنان نه تنها وقعی نگذاشته است بلکه امکان رشد و شکوفایی بدان نداده است. تیکنر در این زمینه مطالبی را ارایه کرده داده است. (1)
نظریه فمنیستی به یک شاخه پژوهشگری نوین درباره زنان اطلاق میشود که درصدد است نظامی فکری را درباره زندگی بشری تدارک بیند تا زمان را بعنوان شناخته و شناسا، عملکننده و داننده مورد بررسی قرار دهد. فمنیسم به اندازه سابقه تابعیت زنان قدمت دارد.
نوشتههای فمنیستی از 1630 تا 1780 به صورت اعتراضهای جسته و گریخته ولی دایمی بوده است. از 1780 تاکنون این نوشتهها جنبه انتقادی حادی پیدا کرده است و در جنبشهای اجتماعی غرب مطرح بوده است. این نظریات را میتوان به این صورت دستهبندی نمود:
1ـ درباره زنان چه میدانیم؟
در پاسخ سه نوع توصیف اصلی از موقعیت اجتماعی زنان وجود دارد. اولا ـ موقعیت زنان با موقعیت مردان تفاوت دارد. ثانیا ـ "زنان در موقعیت نابرابر با مردان به سر میبرند. ثالثا ـ " زنان در موقعیت یک گروه ستمدیده قرار دارند و ستمگران همان مردان یا نظام اجتماعی مردگرایانه پدر سالاریاند.
2ـ چرا وضع زنان اینگونه است؟ نظریه پردازان که موقعیت زنان را متفاوت از مردان میشمارند این تفاوتها را به سه صورت تبیین میکنند: شرایط اجتماعی ـ زیستشناختی، وضعیت نهادی اجتماعی شدن، و موقعیت روانشناختی ـ اجتماعی.
دیدگاههای فوق در فمنیسم (لیبرال ـ رادیکال ـ سوسیالیستی) تحقق مییابد.
نظریه جامعهشناختی فمنیستی را در 6 قضیه عمده دستهبندی نمودهاند. (2)
فمنیسم محدود به کشورهای غربی نیست بلکه در جنبشهای ضداستعماری و ملیگرا نیز به چشم میخورد. منتقدان فمنیست و سازمانهای غیردولتی زنان به طرح موضوع زنان در توسعه کشورها کمک نمود ـ بحرانهای اخیر و جهانی شدن سبب بحران در تولید مثل توسط زنان شده است و بعضی از کشورها رشد منفی در جمعیت یافتهاند. صادرات زنان نوعی تجارت است که در اقتصاد کشورهای فقیر موثر است. نقش زنان در مسایل ملیگرایی سیاسی و جنگ "مثل تجاوز جنسی در زمان جنگ" اهمیت یافته است. امروزه جنبشهای مراحلی متعددی مثل حقوق زنان در امر تولید مثل و بهداشت و سلامت زنان رواج یافته است و کنفرانسهای متعددی برقرار گردیده است. مانند کنفرانس پکن ـ که نشاندهنده تلاش و سازماندهی مسایل مربوط به جنسیت در سطح جهان است. (3)
بر اساس آنچه بیان شد باید گفت که در ایران جنبش اجتماعی فمنیسم به صورت یاد شده وجود ندارد هرچند کشف حجاب در دوره رضاخان یا اجازه و حق رای دادن به زنان در باصطلاح انقلاب شاه و ملت در سال 1342 را ممکن است ظهور فمنیسم در ایران برشمارند. از انقلاب اسلامی توجه به زنان اهمیت ویژهای یافت که این نگرش ناشی از تفکر اسلامی است. شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام به ابعاد این حقوق اشاره دارد در حالی که در عربستان دختران را زنده بگور میکردند و حق حیات نیز برای آنان قایل نبودند چه رسد به سایر حقوق و در غرب نیز زنان از بسیاری از حقوق محروم بودند مثل حق ارث یا حق رأی یا حق داشتن نام و فامیل پدری و... که بعضی از آنها تا این اواخر برقرار یا هنوز برقرار است.
در حالی که در 140 سال قبل اسلام زن را همشان مرد در رشد و تکامل معنوی و حقوق مادی و معنوی میداند که در آیات قرآن مانند (انا خلقناکم من ذکر او انثی...) (و خلق منها زوجها و بث منها رجالا کثیرا و نساء...) ـ حق ارث ـ حق ازدواج ـ حق رای که حتی با پیامبر اسلام زنان به سبک خاصی بیعت نمودند ـ حق فعالیت اقتصادی ـ حق کسب علم و دانش مانند زنان برجسته عالم چون حضرت زهرا(س) ـ دیات و قصاص و سایر احکام اسلام در این باره فراوان است.
و روایاتی که در نهجالفصاحه از پیامبر اسلام(ص) در مورد زنان رسیده است یا از سایر معصومین در نهجالبلاغه و اصول کافی و وسایلالشیعه و بحارالانوار و... فراوان است و در کتب مختلفی آمده است لذا نیازی به بروز و ظهور جنبش فمنیسم در اسلام و کشورهای اسلامی نبوده و نیست.
در ایران نیز امام راحل زنان را به صحنه جامعه کشاند و از حقوق اجتماعی و سیاسی برخوردار شدند کافی است به بعضی از شاخصهای آماری جمعیت ایران در این خصوص توجه شود.
مثلا حدود 68 درصد خانوادهها در ایران شامل همسر و فرزندان و سرپرست با یکدیگر زندگی کنند که نرخ بالایی نسبت به سطح جهان است میزان باروری عمومی در سال 187 ـ 1365 در هزار بوده است و میزان موالید در همان سال 40 در هزار بوده است که در سال 75 به 21 در هزار کاهش یافته است و میزان باروری کلی زنان از 8/6 نوزاد در سال 1355 به 3 نفر در سال 1375 کاهش یافته است با اعمال سیاستهای کنترل موالید و تنظیم خانواده میزان ازدواج در سال 2 ـ 1382/10 در هزار و طلاق 1 نفر در هزار بوده است.
و در سال 53 ـ 1383 درصد جامعه دارای همسر بودهاند ـ میانگین سن ازدواج در سال 26 ـ 1375 سال برای پسران در شهر و 5/24 سال برای پسران روستایی و برای دختران 22 سال بوده است که نسبت به جهان بسیار خوب و مانع از فحشا و منکرات است. در ایران حدود 5/1 درصد از مردان ازدواج نکرده (تجرد قطعی) و کمتر از 1 درصد زنان ازدواج نکردهاند در حالی که این نسبت در سوئد 16 و 18 و در انگلستان 10 و 15 میباشد. میزان مرگ و میر زنان در سال 1383 در ایران 43 درصد و در مورد مردان 56 درصد بوده است. مرگ و میر کودکان به 3/53 در هزار در سال 1383 کاهش یافته است.
نرخ امید به زندگی در سال 1997 در مورد زنان ایران 69 سال بوده است در حالی که مردان کمتر از آن و 66 سال بوده است. این نرخ در ژاپن 81 سال است که در مورد زیمباوه به 35 سال کاهش یافته و در نوسان است و امید زندگی در ایران به نرخ کشورهای اروپایی نزدیک میشود ـ کاهش فوت مادران در حین زایمان، نرخ سواد در سال 1345، حدود 28 درصد بوده است که در سال 83 به بالای 80 درصد ارتقا یافته است که حدود 46 درصد آنان زنان هستند و بطور مستقل مردان با سواد 85 درصد و زنان باسواد 74 درصد بوده است.
نرخ محصلین پیشدانشگاهی در سال تحصیلی 1382 ـ 3 به تفکیک پسر و دختر قابل توجه است.
فارغالتحصیلان دختر در دوره متوسطه عمومی در سال 1382 بیش از 433 هزار نفر بودهاند در حالی که پسران در همین مقطع 305 هزار نفر میباشند و در دوره پیشدانشگاهی دختران بیش از 324 هزار نفر ولی پسران در همین مقطع 191 هزار نفر میباشند که اختلاف فاحش است.
همچنین تعداد زنان پذیرفته شده در دوره آموزش عالی در سال 30 ـ 1382 هزار نفر بیشتر از مردان است جالب است تعداد دختران دانشجو در مقطع کارشناسی 167 هزار نفر بیشتر از پسران است.
7 درصد زنان شهری و 11 درصد زنان روستایی در سال 82 شاغل بودهاند که اگر حدود 60 درصد زنانی که خانهدار هستند اضافه گردد (اخیراً خانهداری نیز شغل محسوب میگردد) به حدود 70 درصد میرسد در حالی که مردان شاغل زیر 60 درصد میباشند. جالب است نسبت زنان باسواد شاغل به مردان باسواد شاغل 5/1 درصد افزایش دارد.
اگر سایر شاخصهای فرهنگی ـ اجتماعی ـ سیاسی و در خصوص زنان نیز بررسی و محاسبه و مورد توجه قرار گیرد مشخص میگردد که چرا نهضت فمنیسم در ایران ظهور و بروز ندارد. زیرا اسلام و انقلاب اسلامی خود تامینکننده حقوق مختلف زنان میباشد. بحث در این زمینه فراوان است که به همین مقدار بسنده میگردد. (4)