دکتر محمدحسین محترم
طی یک ماه گذشته برخی روزنامهها و سایتهای مغرض خبری، در مقالهها و مصاحبههای غیرکارشناسی، نسبت به اقدام بزرگ دولت در سهمیهبندی بنزین و ساخت پالایشگاههای جدید برای حل مشکل بنزین ایرادهایی گرفته بودند.
همزمان نیز شبکههای خبری بیگانه با شایعات و القائات مغرضانه، طرح بزرگ و ملی سهمیهبندی بنزین را زیر سوال برده و به نوعی، یک همگرایی و همنوایی بین بنگاههای سخنپراکنی بیگانه با برخی سایتها و مطبوعات داخلی مشاهده شد.
اما این نگرش پس از اقدامات شجاعانه دولت نهم در زمینه سروسامان دادن به وضع سوخت بویژه بنزین، علیرغم اینکه دولتهای قبلی با همه پشتوانههای خود جرات اجرای آن را نداشتند و همچنین پس از حمایت صریح و قاطع رهبر معظم انقلاب از این طرح ملی و اقدام دولت نهم، جای تامل و تدبر دارد.
هماکنون نیز برخی سایتهای فعال داخلی و شبکههای خبری خارجی با طرح سوالات و شایعات زیر در تقلا هستند با انحراف افکار عمومی و القاء شکست دولت در این طرح، به اهداف مغرضانه خود برسند:
1- بعد از انقلاب. ایران در توسعه و ساخت پالایشگاه ناتوان بوده است؟
2- ساخت پالایشگاه در دنیا منسوخ شده است و مرقون به صرفه نیست و کسی حاضر به سرمایهگذاری در این زمینه نمیباشد؟
3- افزایش پالایش باعث کاهش صادرات نفت و درآمد کشور میشود؟
4- ساماندهی گازوئیل مهمتر و بهتر از بنزین است چون اقشار جامعه که با مصرف گازوئیل در ارتباطند، کمتر از پنج میلیون نفر برآورد میشود؟
5- تصمیم دولت به ساخت پالایشگاه مخالف اصل 44 قانون اساسی است؟
در این زمینه گفتنیهایی است:
1- این مطلب و القا که در این نوزده سالی که از جنگ تحمیلی میگذرد هیچ پالایشگاهی در کشور درست نشده و ظرفیتی افزایش پیدا نکرده متاسفانه درست نیست. نکتهای که باید متوجه باشیم اینکه زمان انقلاب فقط پالایشگاههای کرمانشاه و آبادان و مسجد سلیمان فعال بودند. در سال 1912 پالایشگاه آبادان درست شد، بیست و چند سال بعد پالایشگاه مسجدسلیمان ساخته شد. در سال 1968 هم کلنگ ساخت پالایشگاه تهران با ظرفیت اسمی هشتادهزار بشکه بزمین زده شد. یعنی از حدود صد سال قبل از انقلاب که صنعت پالایش وارد ایران شد فقط سه پالایشگاه ساخته شد آنهم در خدمت اهداف بیگانگان.
با شروع جنگ تحمیلی این پالایشگاهها هم بلااستثنا بارها هدف بمباران هواپیماهای عراقی قرار گرفتند و دچار خساراتهای فراوانی شدند. حتی پالایشگاه آبادان که 65 درصد پالایش کشور را برعهده داشت در یک روز به کلی منهدم و از رده خارج شد. پالایشگاههای دوقلوی تهران، شیراز، اصفهان و تبریز هم در زمان انقلاب تکمیل نشده بودند و پالایشگاه لاوان نیز در زمان ساخت فقط بیست هزار بشکه ظرفیت داشت.
لذا اوایل انقلاب عملا ظرفیت پالایش کشور ناچیز بود.
بعد از انقلاب بود که توسعه پالایشگاهها در کشور به مراتب گسترش یافت و ظرفیت تعریف شده برای آنها چند برابر شد. علاوه بر اینکه پالایشگاه آبادان از نو ساخته شد و دیگر پالایشگاههای آسیبدیده بازسازی شدند، پالایشگاههای تهران، اصفهان، شیراز و تبریز تکمیل شدند و پالایشگاههای بزرگ اراک و دوقلوی بندرعباس نیز بعد از جنگ تحمیلی بدست متخصصان داخلی طراحی و ساخته شدند.
اکنون در کشور یازده پالایشگاه داریم که میزان تولید بنزین آنها 44 میلیون لیتر در روز است. بنابراین با توجه به اینکه پالایشگاههای ساخته شده قبل از انقلاب در جنگ تحمیلی از بین رفتند، عملا تمام ظرفیت موجود پالایشی کشور در یازده پالایشگاه ساخته شده بعد از انقلاب ایجاد شده است و این کوششی بود که جوانان ایران زمین انجام دادند و با محدودیتهایی که چه از نظر زمان بازسازی، مالی، تحریم و مسایل دیگر وجود داشت، بسیار هم موفق بودند.
2- اینکه گفته میشود ساخت پالایشگاه در دنیای کنونی دیگر مقرون به صرفه نیست و صنعت پالایش در حال منسوخ شدن است هم از آن مسایلی است که هر انسان منصف و با کمی اطلاع از وضع جهان را به خنده وامیدارد.
اولا با توجه به فرسوده بودن پالایشگاههای موجود، نفت موجود و نیاز به فرآوردههای نفتی را در کجا باید پالایش کرد؟ آیا قرار است تمام مصرفکنندگان نفت که تمام اقتصاد دنیا به آن وابسته است بجای فرآوردههای نفتی از آب دریا استفاده کنند؟
یا نفت خام را درون باک خودروها و هواپیماها بریزند؟ اگر صنعت پالایش در حال منسوخ شدن است پس چرا کوچکترین اتفاق در دنیا بر بازار نفت تاثیر میگذارد و آن را تا مرز بحران پیش میبرد.
ثانیا تمام کشورهای جهان اکنون در حال سرمایهگذاری برای ساخت و توسعه پالایشگاههای خود هستند از جمله:
- در این میان آمریکا برای جبران کمبود بنزین و کاهش وابستگی به واردات بنزین و سوخت پالایشگاه میسازد.
در همین چند ماه اخیر در آمریکا حدود دوازده پروانه تاسیس پالایشگاه گرفته شده است و در حال انجام هست. از طرف دیگر روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال مینویسد کشورهای تولیدکننده نفت از سودی که پالایشگاههای آمریکا برای تولید بنزین میبرند خشمگین و به دنبال احداث پالایشگاه در داخل کشورهای خود هستند. آمریکا از هر بشکه نفت فقط برای تولید بنزین 30 دلار سود میبرد که سه برابر سود سنگاپور از این امر است.
- روسیه نیز در حال افزایش ظرفیت پالایشی خود است بطوری که علیرغم افزایش تولید نفت خام این کشور در ژوئن امسال، میزان صادرات نفت خام این کشور حدود هفت درصد کاهش داشت و وزارت انرژی روسیه دلیل این امر را انتقال نفت خام تولیدی شرکتهای نفتی به سمت ظرفیتهای افزایش یافته پالایشگاههای داخلی اعلام کرد.
- در فروردین امسال شرکتهای ملی نفت چین، آمریکا و عربستان قرارداد همکاری انرژی به ارزش پنج میلیارد دلار امضا کردند که براساس آن بخش قابل توجهی از نفت عربستان در پالایشگاهی که در چین ساخته و در سال 2009 به بهرهبرداری میرسد، پالایش میشود.
- شرکت ارامکوی عربستان با هزینه 8 میلیارد دلار در حال ساخت مجتمعی از پالایشگاههای نفتی جدید است که یکی از این پالایشگاهها در سال 2012 با ظرفیت 400 هزار بشکه در روز به بهرهبرداری میرسد. این شرکت همچنین احداث پالایشگاههای جدید را در دستور کار خود دارد.
- طرح ساخت پالایشگاه نفت با سرمایهگذاری مشترک شرکتهای نفت چین و سوریه در شرق سوریه با هزینهای نزدیک به یک میلیارد دلار انجام میشود.
- شرکتهای UHDE و Lurgi آلمان و Daelim کره جنوبی در اواخر سال گذشته با امضای قراردادی به ارزش 3/1 میلیارد یورو عملیات طرح توسعه پالایشگاه اصفهان را آغاز کردهاند که با اجرای آن ظرفیت تولید بنزین در این پالایشگاه از 7 میلیون لیتر به 19 میلیون لیتر در روز میرسد.
مشاور اصلی این طرح بزرگ شرکت Technip ایتالیا است. شرکتهایی از فرانسه، انگلیس و دانمارک نیز در این طرح سرمایهگذاری کردهاند.
- با برنده شدن شرکت توسعه «اسکااس» مالزی در یک مناقصه نفتی به ارزش 16 میلیارد دلار در این مقامات این کشور از شرکت ملی نفت ایران مقامات این کشور از شرکت ملی نفت ایران خواستند قسمتی از سهام یک پالایشگاه در مالزی را که با ظرفیت پالایش 200 هزار بشکه در روز نفت خام ایران را پالایش میکند، در اختیار بگیرد.
این در حالی است که روابط تجاری روبه رشد مالزی با ایران موجب نگرانی مقامات آمریکا شده است.
- اندونزی، چین، سنگاپور، عمان و ونزوئلا قرارداد ساخت پالایشگاه با مشارکت ایران را در کشورهای خود امضا کردهاند.
با این وصف اگر ساخت پالایشگاه مرقون به صرفه نیست و کسی حاضر به سرمایهگذاری در این زمینه نیست پس چرا کشورهای دنیا در حال احداث و توسعه پالایشگاه هستند از جمله با مشارکت ایران.
- و اما نکته مهمتر و جالب در این خصوص این است که ژاپن پس از چهار دهه ریاضت و اجرای برنامههای اقتصادی، رشد اقتصادی و تامین امنیت اقتصادی و ملی خود را در اندیشه «پالایش و تولید فرآوردههای نفتی در داخل بطور مستقل» دید و با سرمایهگذاریهای هنگفت در داخل و در کشورهایی که دارای منابع نفتی است و با ایجاد شرکتهای صددرصد ژاپنی در زمینه پالایش، بدون توجه به سیاستهای آمریکا به رشد اقتصادی 10 درصدی رسید.
ژاپن با تعقیب سیاست «پالایش در داخل» در سال 1374 موفق به ایجاد 30 شرکت نفتی در زمینه بهرهبرداری و پالایش نفتی شد و اکنون با ادغام آنها، 11 شرکت بزرگ در این زمینه در ژاپن فعالند. اندیشه «پالایش در داخل» باعث شد تا وابستگی ژاپن به شرکتهای نفتی شل و استات اویل و غیره از 72% در سال 1978 (یک سال قبل از انقلاب اسلامی ایران) به 43% در سال 1980 برسد.
لذا با توجه به اینکه برای ساخت پالایشگاه یک تا دو میلیارد دلار هزینه لازم است و با توجه به اینکه سالانه بیش از پنج میلیارد دلار باید صرف واردات بنزین کنیم، ساخت پالایشگاه و سرمایهگذاری در این زمینه کاملا توجیه اقتصادی دارد و با سرمایهگذاری هزینه یک تا دو سال واردات بنزین عملا با قطع وابستگی به واردات بنزین، سالانه 5 تا 7 میلیارد دلار که در سالهای آینده با توجه به افزایش 130 تا 140 دلاری در قیمت جهانی هر تن بنزین و رشد 11 درصدی تولید خودرو بیشتر نیز میشود، صرفهجویی ارزی میکنیم.
* آیا این میزان به تنهایی صرفه اقتصادی ندارد؟!
** با سرمایهگذاری 14 میلیارد دلاری در زمینه احداث و توسعه پالایشگاهها ظرفیت تولید بنزین در داخل از 16 درصد به 35 درصد میرسد یعنی از 40 میلیون لیتر در روز به 140 میلیون لیتر در روز.
با توجه به اینکه برای مصرف داخلی نیاز به 30 میلیون لیتر واردات داریم، آیا صادرات 110 میلیونی بنزین در روز و سود هنگفت ناشی از آن نمیتواند برای ما صرفه اقتصادی داشته باشد؟!
با احداث پالایشگاه ابتدا بنزین مصرف داخلی را تامین و سپس با فراهم شدن زمینه گازسوز شدن خودروها تا پایان امسال و حداکثر سال آینده، آیا صادرات بنزین مصرف داخلی برای ما مقرون به صرفه نیست؟!
این سوالی است که افکار عمومی کشورمان از خود میپرسند که چرا باید آمریکا سود 30 درصدی ناشی از پالایش بنزین را ببرد اما برخی سایتها و مطبوعات داخلی همنوا با بیگانگان با مقالهها و مصاحبههای آبوتابدار و غیرواقعی مسئولان کشور را از سرمایهگذاری در این زمینه برحذر میدارند؟
در حالیکه در تمام دنیا این امر در حال انجام است. چون اولا مانع غارت سرمایههای خدادادی ما میشود. ثانیا موجب میشود قیمت مواد خام حیاتی نظیر نفت به قیمت واقعی خود که حداقل 3 تا 4 برابر قیمت کنونی است نزدیک شود. ثالثا از بروز مشکلات فراوانتر در آینده جلوگیری میشود. رابعا روند توسعه کشور شتاب بیشتری میگیرد. خامسا موجب حفظ قدرت رقابت ایران در بازارهای بینالمللی میشود.
و نهایتاً اینکه ضریب امنیت ملی کشور به مراتب افزایش و آسیبپذیری کشور کاهش مییابد و با قدرت بیشتر در برابر کشورهای زورگو از حقوق مسلم خود دفاع میکنیم.
3- بعضیها «کاسه داغتر از آش» نباشند و در مورد کاهش درآمد کشور با ساخت پالایشگاه نگرانی با جامعه منتقل نکنند چرا که آمریکا از طریق صعنت پالایش و تولید هر لیتر بنزین 30 دلار سود به جیب میزند.
با توجه به اینکه ظرفیت تولید نفت خام ما بیش از ظریفت صادرات آن میباشد عملا میتوانیم بدون کاهش در صادرات نفت خام و کاهش درآمد کشور، نفت خام مصرفی برای پالایشگاههای داخلی را تامین کنیم.
- با افزایش ظرفیت تولید بنزین در داخل و صادرات یکصد و پنجاه میلیون لیتر در روز میتوانیم به درآمد مطمئنتری برسیم.
- کاهش صادرات نفت به افزایش قیمت آن کمک میکند. با توجه به اینکه تولید سالانه نفت خام ما 279 میلیارد و 882 میلیون لیتر و مصرف سالانه ما حدود 22 میلیارد لیتر میباشد، ما فقط میتوانیم با اختصاص 8% تولید نفت خام به پالایش در داخل، از واردات بنزین بینیاز شویم.
این در حالی است که 70% تولید ما به صادرات اختصاص دارد.
4- در مورد القائات در خصوص اهمیت بیشتر گازوئیل در مقایسه با بنزین هم باید گفت اولا گازوئیل برای تاسیسات و اقدامات زیربنایی مصرف میشود و جایی برای صرفهجویی ندارد و هرگونه افزایش در قیمت آن به تولید و کارهای زیربنایی ضربه خواهد زد.
در حالیکه بنزین مازاد بر نیازهای اصلی کشور با سفرهای درون و برونشهری بیمورد قابل صرفهجویی است.
گازوئیل سوخت اصلی ناوگان حملونقل عمومی درون و برونشهری، حفاری چاههای نفت و گاز، حملونقل جادهای، نیروگاهها، تاسیسات زیربنایی، کارخانجات، و تصفیهخانهها و... میباشد.
ثانیا گازوئیل مصرفی در تاسیسات و کارخانههای تولیدی علاوه بر تولید باعث اشتغال پنج میلیون نفر به طور مستقیم و هزاران نفر با چند سرعائله بطور غیرمستقیم میشود که هرگونه افزایش قیمت در هزینه آن باعث کاهش تولید و بیکار شدن سرپرستان خانوادههایی میشود که عمدتا از اقشار کمدرآمد جامعه هستند.
لذا پیشنهاد افزایش قیمت گازوئیل و یا سهمیهبندی آن، تولید و رونق اقتصادی کشور را هدف قرار داده است.
ثالثا در سال گذشته 5 میلیارد دلار بنزین وارد کردیم، امسال با توجه به افزایش یک میلیون خودرو 7 میلیارد دلار و در سالهای آینده بیش از این نیاز داریم، در حالی که در سال گذشته فقط 5/1 میلیارد دلار واردات گازوئیل داشتیم و امسال نیز افزایش چشمگیری نخواهیم داشت.
رابعا در حالی که مصرف گازوئیل و اختصاص یارانه به آن تولید و کارهای زیربنایی و حملونقل عمومی و جادهای را دربرمیگیرد، اختصاص یارانه بنزین فقط به 6 میلیون نفر از جمعیت 70 میلیونی کشور و آنهم دارندگان خودروهای مدل بالا و شخصی تعلق میگیرد.
خامساً، از طرف دیگر حجم واردات گازوئیل ما بسیار کمتر از واردات بنزین است بطوری که در سال گذشته جمع کل فرآوردههای نفتی که وارد کردیم 9162 میلیون لیتر بوده که فقط حجم بنزین وارداتی از این میزان 9056 میلیون لیتر بوده است.
در سال 83 نیز از 5518 میلیون لیتر واردات نفتی، 5515 میلیون لیتر آن به واردات بنزین اختصاص داشت. البته برای قاچاق گازوئیل باید فکری کرد که پس از طرح سهمیهبندی بنزین، با اجرای کارت هوشمند سوخت (نه سهمیهبندی و افزایش قیمت آن) میتوان از قاچاق آن جلوگیری کرد.
5- اما کسانی که ادعا میکنند اقدامات دولت نهم در بحث بنزین خلاف اصل 44 قانون اساسی است یا از اقدامات دولت خبر ندارند و یا سیاستهای اصل 44 را درک نکردهاند و شاید هم از هر دو.
اصولا برتری و ورود بخش خصوصی و یا دولتی کاملا منتفی است زیرا هر دو بخش اکنون در یک سیکل معیوب قرار دارند. و علت آن نیز نبود فرهنگ اقتصادی نهفته در بطن جامعه و میان مسئولان کشور در سالهای گذشته بوده است. فرهنگ تولید همه چیز در داخل و زندگی در حد امکانات داخلی است که بخش خصوص و دولتی را خواه ناخواه به هدف مشترک رشد و توسعه میرساند. چه اصراری وجود دارد که با توجیهات غیرعلمی و وارداتی و هدر دادن منابع خدادادی، روح ناامیدی را در جامعه رواج دهیم.
با توجه به اینکه وزارت نفت براساس بند ج اصل 44 قانون اساسی از واگذاری پالایشگاههای کشور به بخش خصوصی در دو سال آینده خبر داده است، وزیر نفت نیز درباره مشارکت بخش خصوصی در ساخت پالایشگاه با بیان اینکه بیش از 10 موافقت اصولی برای مشارکت بخش خصوصی در ساخت پالایشگاه از جمله در آبادان و شیراز صادر شده است، گفت: مجموعه پالایشگاههایی نیز که در کشور در حال تاسیس است با مشارکت و سرمایهگذاری کشورهای خارجی انجام میشود.
چون ساخت پالایشگاه هزینه بالایی تا 2 میلیارد دلار لازم دارد بخش خصوصی توان تامین آن را ندارد لذا با مشارکت سرمایههای خارجی طرحهای توسعه پالایشگاههای اراک، اصفهان، بندرعباس اجرا میشوند.
این سیاست دولت نهم در جذب سرمایههای خارجی و توسعه و احداث پالایشگاهها در داخل و خارج از کشور، از راهبردهای استراتژیک کشور است که ضریب امنیت ملی را بطور قابل ملاحظهای افزایش میدهد.
کجای این اقدامات خلاف اصل 44 قانون اساسی است؟ از جمله موارد زیر که مشتی است نمونه خروار:
ـ طرح توسعه پالایشگاه اصفهان به ارزش 3/1 میلیارد یورو توسط شرکتهای آلمانی، کره جنوبی و ایتالیا، که با اجرای آن میزان تولید بنزین از 7 میلیون لیتر در روز به 19 میلیون لیتر در روز (یعنی کاهش 40 درصدی واردات بنزین) میرسد.
ـ آماده بهرهبرداری بودن نخستین مینی پالایشگاه خصوصی ایران در منطقه آزاد ارس که با سرمایه 70 میلیارد ریالی و مشارکت کشورهای خارجی احداث شده است.
ـ ساخت ذخائر راهبردی با مشارکت چین.
ـ مشارکت در سهام یک پالایشگاه مالزی و یک پالایشگاه در فیلیپین.
ـ مشارکت در ساخت پالایشگاه در اندونزی، مالزی، سنگاپور و عمان با بیش از یک میلیون و صد هزار بشکه.
لذا هرگونه توسعه و احداث پالایشگاه توسط دولت با حضور بخش خصوصی و جذب سرمایههای خارجی انجام میشود و با القائات و شایعات بیمورد منافع حزبی و گروهی را بر منافع ملی ترجیح ندهیم. و اما چند نکته: اولا دیگر کشورها نیز به طرق مختلف در حال اعمال برنامههای صرفهجویانه سوخت هستند.
ـ در این زمینه روسیه در سال گذشته بالاترین نرخ ذخیره ارزی را داشت که این امر ناشی از حذف کامل یارانه مواد سوختی و سرمایهگذاری منابع مالی ناشی از این صرفهجویی در داخل کشور بویژه در صنعت نفت و گاز و احداث پالایشگاه اعلام شده است.
جمهوری آذربایجان طی یک تصمیم یکباره با آزادسازی قیمتها، بنزین را با قیمت 700 تومان عرضه کرد.
این کار موجب شد بالاترین رشد اقتصادی در سال گذشته به آذربایجان تعلق گیرد و مصرف فرآوردههای نفتی این کشور 30% کاهش یابد.
ـ شبکههای خبری سیانان و ATPN طی گزارشهای مفصل اعلام کردند فرانسه با اجرای طرح تشویق مردم به صرفهجویی سوخت قصد دارد از واردات خود بکاهد. فرانسه در این طرح مردم را تشویق به استفاده از دوچرخه و ناوگان عمومی حملونقل میکند.
هدف دوم فرانسه از اجرای این طرح کاهش آلودگی است. هدف سوم نیز کاهش ترافیک و جلوگیری از شلوغی خیابانها اعلام شده است.
ـ دولت الجزایر در تاریخ 17/4/86 اعلام کرد برای کاهش واردات سوخت و تشویق شهروندان به صرفهجویی در مصرف سوخت قیمت آن افزایش مییابد.
وزیر انرژی الجزایر علت مصرف بالای سوخت در این کشور را قیمت پائین آن دانست و گفت امسال این کشور به بیش از 52 میلیون دلار برای واردات سوخت نیاز دارد و باید 218 میلیون یورو یارانه در این زمینه پرداخت کند که با صرفهجویی قابل جبران است.
در آمریکا نیز در سال 1978 مسئله سهمیهبندی بنزین مطرح شد و تاحد مرز اجرا پیش رفت اما بدلایلی که خارج از حوصله این بحث است متوقف شد. ـ نکته جالب اینکه ژاپن پس از چهار دهه مصرف فوقالعاده سوخت همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و دومین بحران انرژی موثرترین راه تامین امنیت ملی را در صرفهجویی سوخت دید و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و ایجاد آگاهی عمومی به مردم تفهیم کرد صرفهجویی انرژی نه تنها سطح زندگی مردم و اقتصاد کشور را تنزل نمیدهد بلکه نتایج عکس نیز دارد. ژاپن در سال 1979 با تصویب و اجرای قانون امساک در مصرف سوخت یکسال بعد به کاهش 10 درصدی مصرف انرژی رسید.
با اینکه دولت در این زمینه نقش فعالی داشت تا سال 1981 علیرغم اینکه واردات سوخت 18% کاهش یافت اما به رشد اقتصادی متوسط 6/4 درصدی رسید.
نکته مهم دیگر اینکه در کشورهای توسعه یافته سرانه مصرف خودروها کمتر از میزان سهمیه تعیین شده در ایران است بطوری که در آلمان این میزان برای هر خودرو 2 لیتر تعیین شده است. قیمت هر گالن بنزین در آمریکا به 3 دلار و 20 سنت و در برخی کشورهای اروپایی به 7 دلار میرسد.
به هر حال طرح مدیریت مصرف سوخت، یک طرح ملی با دستاوردهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فراوانی است که موارد زیر از جمله آنهاست:
ـ جلوگیری از اتلاف سرمایههای ملی و حفظ استقلال و کاهش آسیبپذیری کشور با کاهش 20 میلیون لیتری بنزین در روز
ـ تبدیل شدن کشور به صادرکننده بنزین بزودی بجای واردکننده بودن.
ـ جلوگیری از سوءاستفادهها، تخلفات و اشتباهات در واردات و توزیع و بسته شدن راههای قاچاق و جلوگیری از سرازیر شدن پورسانتها به جیب بعضیها بطوری که ستاد قاچاق کالا و ارز در چند روز گذشته از کشف حدود 13 میلیون لیتر سوخت که توسط شرکت «ب» قاچاق میشد خبر داد و کشف شبکه مافیایی که 25 میلیون لیتر بنزین خریداری شده از خارج را بدون اینکه وارد کشور شود با نفوذ و ارتباط با بعضیها روی دریا تحویل قاچاقچیان میدادند.
از طرف دیگر کاهش 50 درصدی مصرف روزانه بنزین فقط در استان سیستان و بلوچستان، یعنی از 3 میلیون لیتر به 5/1 لیتر و قاچاق آن به صفر رسیده است و جلوگیری از مصرف ماهانه 5 هزار لیتر بنزین توسط برخی خودروهای دولتی!
ـ ساماندهی ترافیک کلانشهرها و کاهش آلودگی هوا، بطوریکه پس از اجرای طرح سهمیهبندی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور از کاهش تصادفات و خسارات وارده در کشور خبر داد و گفت کاهش 25 درصدی سفرهای بیمورد درونشهری باعث افزایش ظرفیت و سهل و آسان شدن تردد شهروندان در شهرها و کاهش مشکلات اصلی درونشهری پلیس شده است.
از طرف دیگر با کاهش 30 درصدی آلودگی از ورود 130 هزار تن آلاینده سرطانزا به بدن شهروندان جلوگیری و موجب 235 میلیون دلار (حدود 2 هزار و 300 میلیارد ریال) صرفهجویی از این بابت خواهد شد.
از نظر زیستمحیطی باعث کاهش 65 میلیون دلار خسارت میشود. در سال 84 خسارتی که دولت از بابت آلایندهها فقط در تهران پرداخت 1772 میلیارد ریال بود و سهم هر تهرانی 500 گرم آلاینده شد در حالی که قدرت بدن هر انسان برای پالایش آلایندهها حداکثر 235 گرم است.
هدفمند و عادلانه کردن یارانهها که رئیسجمهور محترم دکتر احمدینژاد توسعه پالایشگاه و گازسوز کردن خودروها، توسعه حملونقل ریلی با ساخت هزار کیلومتر در هر سال برای قطارهای با سرعت بالا و توسعه بیمه و تامین اجتماعی را از جمله طرحهای دولت با اعتبار حاصل از صرفهجویی بنزین برشمرد و گفت دولت در بیمه عمومی و تامین اجتماعی به سرپرستان خانوارها که بیکار شده در دوره بیکاری کمک میکند.
این در حالی است که در سال 83 کل سرمایهگذاری عمرانی پنج هزار و هفتصد میلیارد تومان بود اما با این اقدام دولت نهم از محل صرفهجویی مصرف بنزین در یک سال 4500 میلیارد تومان صرف کارهای عمرانی میشود.
حال با اقدام شجاعانه دولت نهم در اجرای طرح ملی مدیریت مصرف بنزین و حصول دستاوردهای بزرگ آن و حمایت صریح و قاطع رهبر معظم انقلاب از دولت نهم و همراهی مردم، کسانی که به تصرف مجلس هشتم و دولت نهم چشم دوختهاند و راههای تامین مالهای نامشروع و پورسانتهای یک شبه آنها بسته شده است، داد بزنند و با تحلیلهای غیرمنطقی و غیرکارشناسی و بکارگیری سایتها و روزنامههای نمکگیر شده، این طرح بزرگ ملی و دستاوردهای آن، دولت نهم و نظام را به چالش بکشند. البته ملت ایران مردم فهیم و آگاهی است. خدمتگزاران صادق و بیادعا و مدعیان بیهنر را خوب میشناسند. به قول آقای احمدینژاد، مردم مطلب را گرفتهاند.
اگر کسی نمیخواهد مطلب را بگیرد باید نگران آخر و عاقبت خود باشد.