تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۲۰۰۸۶

جوانان و پدیده جهانی شدن

تهیه و تنظیم: ماهره بابازاده اشاره: قسمت اول مقاله جوانان و پدیده جهانی شدن را در هفته گذشته خواندیم و این هفته ارایه این مقاله که به تاثیر جهانی شدن به توسعه ملی و تنش دولت اقتداگرا خود را منشا تحرک و برنامه‌ریزی و هدایت جامعه می‌داند در حالی که در توسعه ملی، دولت خود ابزاری در خدمت ملت و توسعه ملی است. مفهوم توسعه در بخش دولت در این نوشتار کمی و حجمی نیست بلکه کیفی و در حوزه مردم‌سالاری، کارآمدی و پاسخگویی است.

دولت ایران اگر می‌خواهد نقش ماندگار و درخور تقدیری در فرآیند توسعه ایران ایفا کند و کم‌تر به عرصه‌های فساد، رانت‌خواری، اقتدارگرایی، خودکامگی و در نهایت شکاف با ملت وارد شود توسعه خود در سه عرصه را باید سرفصل برنامه‌های درون سازمانی دولت قرار دهد. مردم‌سالاری و تکیه دولت بر رای، تایید، حمایت و نقد مردم به صورت نهادینه و همه جانبه باید تثبیت گردد. مردم‌سالاری متضمن تداوم مشروعیت دولت خواهد بود. توسعه کارآمد دولت جمهوری اسلامی تنها راه رفع فقر، فساد و تبعیض و ایجاد رفاه امنیت و عدالت است. امروز کارآمدی مهم‌ترین چالش دولت جمهوری اسلامی و هر نقصی در این بخش یکی از پایه‌های مشروعیت نظام اسلامی را متزلزل می‌سازد.
کارآمدی (Competence) هر چند مفهومی وسیع است ولی پیچیده نیست. کارآمدی به معنای انجام تخصصی، مقتدرانه و رضایت‌ساز کار ویژه‌های دولت است. مثل تعیین و اخذ مالیات انجام پروژه‌های عمرانی و زیرساختی، ارایه خدمات تفریحی و رفاهی به عموم مردم، ارایه خدمات اداری مورد نیاز شهروندان (بوروکراسی کارا) و ... آنچه که امروزه به عنوان رشوه، کاغذبازی، رانت‌خواری، پارتی‌بازی و ... به عنوان ناهنجارهای اداری و سازمانی از آن‌ها یاد می‌شود به علت وجود دولت ناکارآمد است. دولت کارآمد ریشه بسیاری از مفاسد اداری و انحرافات سازمانی را از بین می‌برد. توسعه پاسخگویی نیز از دیگر پارامترهای اساسی توسعه کیفی دولت در فرآیند توسعه ملی است. مطالعه تطبیقی و تاریخی حاکی از این واقعیت است که تنها دولت‌های کارآمد و مشروع، پاسخگو هستند.
تاثیرات جهانی شدن بر توسعه ملی و نقش دولت در فرصت‌سازی و چالش‌زدایی در فرآیند جهانی شدن
پرسش‌های فرعی ما عبارت بودند از: 1- آیا جهانی شدن فرصتی در فرآیند توسعه ملی ایران است؟ 2- آیا جهانی شدن چالش پیش‌روی توسعه ملی ایران است؟ 3- دولت در بهره‌مندی از فرصت‌ها و تهدیدزدایی از اثرات جهانی شدن برای توسعه ملی ایران چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟
الف) اثرات جهانی شدن بر فرد: فرصت‌ها و چالش‌ها
فرآیند جهانی شدن که آنتونی گیدنز آن را وابستگی متقابل در همه عرصه‌ها می‌نامد، فرد را از حیات تک بعدی ساده‌انگارانه و محدود سنتی خارج می‌کند و مجموعه‌ای از آمال و آرزوها و چشم‌انداز را در ذهن او ترسیم می‌نماید. ارتباطات گسترده جهانی و ظهور چشم‌گیر ماهواره‌ها، فناوری‌های اطلاعاتی عرض زندگی بشر را فراخ نموده است و نمایش توانمندی‌های دیگر ابنای بشر، مخاطبان امواج حامل پیام و اطلاعات را به حرکت و نوگرایی و اختراع و ابتکاری برای ابراز وجود، دعوت می‌کند. ولی آیا ابزار و لوازم حضور ایرانیان در این عرصه پر مدعی فراهم است؟ به چه میزان ایرنیان به زبان‌های متعارف، فنون رایانه‌ای، امکانات گفت‌وگو و تعامل، سفرهای دوره‌ای، پژوهش دو جانبه و چند جانبه در حوزه‌های مختلف، سرمایه‌گذاری‌های مشترک، همکاری‌های بین‌المللی، تسلط و دسترسی دارند؟ واقعیت این است که اگر جهانی شدن آحاد ملت ایران به ویژه نسل جوان را به خودباوری، اعتماد به نفس، توانمندسازی، دانش‌جویی و پرهیز از سطحی‌نگری و مرعوب‌شدگی رهنمون سازد، فرصت بی‌بدیلی برای توسعه فردی در ایران محسوب می‌شود.
چالش آن جاست که فرآیند جهانی شدن، نوعی روحیه یاس و دلمردگی و عقب‌ماندگی را از طریق جریان یک سویه خبر و اطلاعات به لایه‌های فردی القا نماید و تنها پیام‌های سبک، صوری و سطحی مثل مصرف‌زدگی و لاابالی‌گری اخلاقی (به اسم آزادی) به جامعه مخاطب ایرانی برسند. همین تمدیدی که امروز طبقه جوان جامعه ایرانی را در سراسر کشور هدف قرار داده است و جوانان از جهانی شدن صرفا تشابه ظاهری به آخرین مدل‌های مو و لباس فرهنگ جهانی یا آمریکا را کسب کرده‌اند و حتی از درک فلسفه و ریشه‌های فرهنگی و تاریخی این اطوارهای وارداتی عاجزند. تبیین و تقویت مبانی هویت دینی، ملی و انقلابی در ایران که از منابع و سرچشمه‌های فنی برخوردار است به ویژه با اعمال مدیریت فرهنگی و رسانه‌ای، تهدیدهای این عرصه را کاهش می‌دهد و فرد ایرانی را برای حضور قدرتمند در صحنه حیات ملی و بین‌المللی آماده می‌سازد.
ب) خانواده: خانواده از نقاط هدف‌گیری جهانی شدن است و در عین حال می‌تواند نقطه اتکای توسعه ملی باشد. مبانی فرهنگی و فلسفی جهانی شدن که ریشه در غرب و لیبرالیسم دارد، با نهاد خانواده سر سازگاری نداشته و سعی در بی‌اهمیت جلوه دادن و گاهی نادیده گرفتن آن دارد. خانواده ایرانی، نهادی است که با روابط انسانی، عواطف و محبت، احترام متقابل و مشورت و تبادل نظر و کار دسته جمعی هویت می‌یابد و حامل این عناصر هویت‌ساز به فرد می‌باشد. بسیاری از نقاط ضعف افراد ایران امروز که در قالب ناهنجاری‌های اجتماعی بروز و ظهور یافته است ناشی از عدم حضور و ارتباط فرد با خانواده می‌باشد یا خانواده متبوع فرد از سامان حداقلی برخوردار نبوده است. تعلیم و ترویج فرهنگ زیست خانوادگی و تبیین وظایف خطیر اولیا در قبال فرزندان از مجرای سنت‌های دینی، علوم روانشناسی و ابزار هنر و رسانه اهم راهکارهایی است که به قوام و دوام این نهاد مقدس کمک کرده و دومین خاستگاه و ساحت توسعه ملی را پایدار و قابل اتکا می‌سازد. دو شرط اساسی برای فرصت‌سازی از جهانی‌سازی در صحنه جامعه وجود دارد. 1- پرهیز از تنبلی و کاهلی و بومی‌سازی روش‌های نیل به موفقیت 2- عدم تعارض شیوه‌های اقتباسی با ارزش‌های دینی و ملی.
برای بهره‌گیری از فرآیند جهانی شدن در توسعه ملی ایران در ساخت اجتماعی به یک نهضت بزرگ نرم‌افزاری و بومی‌سازی نیازمندیم. همان که رهبری انقلاب با عنوان جنبش نرم‌افزاری از آن یاد کرده‌اند، همان که هدف از تاسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و وحدت این دو نهاد بود. دولت و نظام اسلامی در این عرصه هر چه هزینه و کار کند در اصل سرمایه‌گذاری کرده است و به توسعه کشور مدد رسانده است. جامعه مدنی و بخش خصوصی: اهل اقتصاد می‌گویند سرمایه و پول به دنبال سرازیری می‌گردد تا در آن جاری شود و اگر موانعی پیش‌روی آن قرار گیرد به راحتی تغییر مسیر می‌دهد.
جامعه مدنی و بخش خصوصی در فرآیند جهانی شدن در ذات خود تهدید و چالشی برای توسعه ملی است. همان طور که قبلا ذکر شد یکی از اهداف فرآیند جهانی شدن که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، اقتضای طبیعی آن انتقال سرمایه‌های مادی و معنوی کشورهای پیرامونی به کشورهای مرکزی است و در فرآیند جهانی شدن باید موانع پیش‌روی این انتقال برداشته شود. از سوی دیگر صاحبان سرمایه، هنر، استعداد و دانش نیز در درون ملت‌ها برای دستیابی به شان بالاتر و رفاه بیش‌تر همواره از پتانسیل مهاجرت برخوردارند و اگر همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی از حداقل لازم کم‌تر شود پدیده فرار سرمایه‌ها و فرار مغزها شروع شده و انتهایی بر آن متصور نیست.
جهانی شدن هم مدعی است که اجازه نمی‌دهد استعدادها و توانمندی‌های فردی و جمعی به خاطر بی‌لیاقتی دولت‌های ناکارآمد و جوامع عقب مانده به هدر رود و مجاری رشد و افزایش آن‌ها را فراهم می‌سازد. از این رو جهانی شدن یکی از ساحت‌های جدی و تاثیرگذار توسعه ملی در ایران را هدف قرار داده است. آنچه که امروز به عنوان خروج سرمایه از کشور به ویژه به دبی و خروج مغزها به آمریکا، اروپا و استرالیا از آن یاد می‌شود شاهدی بر این مدعا است. حال سوال این است که چه باید کرد و دولت چه نقشی در این اوضاع می‌تواند ایفا کند؟ شرح کامل این وظایف بر عهده این نوشتار نیست و تنها در زیر به سر فصل‌هایی بسنده می‌کنیم.
1- شناسایی نخبگان در همه عرصه‌های اقتصادی و علمی، سیاسی و فرهنگی و هنری و ایجاد پیوندهای پایدار بین ایشان و جامعه و حتی دولت.
2- پرهیز از اقدامات بازدارنده و دافعه‌انگیز به ویژه با نخبگان جامعه.
3- ایجاد و تقویت عرق ملی و دینی روزافزون به وسیله رسانه‌های جمعی به ویژه صدا و سیما.
4- ایضاح مفهوم سرمایه اجتماعی و تلاش برای افزایش آن.
5- به مشارکت و بازی گرفتن مردم و نخبگان در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان و ایجاد حس تعلق کشور به همه ایرانیان.
6- ایجاد فرصت‌های کار و فعالیت و تصمیم‌گیری برای نخبگان و تامین حداقل‌های معاش و رفاه برای آنان.
ز) دولت: دولت جمهوری اسلامی می‌تواند با ایفای نقش موثر، فعال و قدرتمند در صحنه داخلی و خارجی، مهم‌ترین فرصت برای توسعه ملی فراهم سازد. از کارآمدی، مردم‌سالاری و پاسخگویی به عنوان سه راهکار ایفای نقش داخلی دولت نام بردیم، اما در صحنه بین‌المللی دولت ایران با تنش‌زدایی، گفت‌وگو و دیپلماسی فعال، همکاری‌های دو جانبه و چند جانبه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی و انعقاد پیمان‌های استراتژیک پنهان و آشکار، عرضه جذاب و متناسب با نیازهای جامعه جهانی از فرهنگ ایرانی - اسلامی و پرهیز از تحجر و جمودگرایی و ناسیونالیسم افراطی می‌تواند نقش موثری در توسعه ملی و نقش درخوری در فرآیند جهانی شدن ایفا نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات