هنری کسینجر
دستیابی به یک فرایند صلح مؤثر در روابط فلسطین و اسراییل نیاز به خواست متقابل طرفین دارد. چنانچه دو طرف به توافقی کلی در مورد به رسمیت شناختن مشروعیت یکدیگر دست یابند مشکلات منطقه تا حدودی زیادی حل خواهد شد. اما چنین توافقی در این زمینه وجود ندارد.
بروز حماس به عنوان جناح غالب در فلسطین نباید به منزله یک تهدید قلمداد شود. حماس پیش فرضی را در ذهن دارد که براساس آن به رسمیت شناختن اسراییل از جانب تشکیلات خودگردان فلسطین به تعویق افتاده یاسر عرفات در نشست کمپ دیوید سال 2000 از پذیرش تقسیم فلسطین خودداری کرده و دو انتفاضه علیه اسراییل در سرزمینهای اشغالی رقم خورده است. جنبش فتح به عنوان حزب سیاسی حاکم بر تشکیلات خودگردان فلسطین پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی تلاش کرده است تا با قرار دادن حماس در جناح رادیکال بنوعی این جنبش را دور بزند. بهر حال پیروزی حماس نشان داد که در آینده نزدیک شکل گیری یک دولت سکولار شریک اسراییل در مذاکرات غیر ممکن است.
سیاستهای شارون مبنی بر شهرک سازی در کرانه باختری به منظور در اختیار گرفتن این منطقه به سمتی پیش رفت که افزایش این شهرکها با کاهش جمعیت یهودیان مقارن شده است. همین مساله باعث شد تا در طرحهای شارون حتی خروج شهرک نشینان از 95 درصد کرانه باختری و عقب نشینی به پشت مرزهای 1967 نیز پیش بینی شود. اما این مساله اکنون با مخالفتهای جدی روبروست. مرزهای 1967 در میان مرزهای 1948 در شرایطی به وجود آمد که اسراییل به هیچ وجه حاضر نبود وجود یک دولت مستقل عرب را در آن به رسمیت بشناسد.
به عبارتی ایجاد یک دولت فلسطینی در درون مرزهای 1967 از دید اسراییل به منزله ایجاد یک تهدید جدی برای بقای این رژیم به شمار میآید. از سوی دیگر حماس در مورد اهداف و مقاصد خود هیچ ابهامی ندارد و به وضوح به دنبال ایجاد دولت آینده فلسطینی حتی در سرزمینهای اشغالی است.
به این ترتیب تا زمانی که حماس مرزهای مدنظر شارون را به رسمیت نشناسد، امکان مذاکره وجود ندارد و حماس حتی در این زمینه به استراتژی جایگزین دیگری هم نمیاندیشد چرا که تفکرات سکولار سران اسراییلی با تفکرمذهبی حماس هیچگونه همخوانی ندارد. البته این امکان وجود دارد که حماس در مواجهه با برخی شرایط به وجود آمده از ناحیه عملکردهای یک جانبه اسراییل نوعی همزیستی ساختارمند را بپذیرد. چنانچه در این میان ایالات متحده نقش رهبری را در مذاکرات بپذیرد و دیگر اعضای گروه 4- سازمان ملل، اروپا و روسیه- نیز ارزش چنین انعطافی را از جانب حماس بدانند، مذاکرات میان طرفهای فلسطینی و اسراییلی شکل خواهد گرفت. به هر حال رهبران کشورهای عرب پیش از این نشان دادهاند که میانهروی و کاهش نگرشهای رادیکال آنها در مراحلی باعث شده است تا راه حلها میانه و سکولار برای حل مشکلات در پیش گرفته شوند.
نکته دیگری که در صورت انجام مذاکره میان طرفهای فلسطینی و اسراییلی وجود دارد اینست که نگرش هر کدام از آنها به روند مذاکرات چگونه باشد. این مسأله که طرفین مذاکرات را در مسیر همزیستی ببینند یا اینکه آنرا گامی به پیش برای پیروزی بر رقیب قلمداد کنند، در سرنوشت مذاکرات احتمالی بسیار مؤثر است.
بنظر میرسد حضور حماس در مذاکرات به عملکرد گروه 4 گانه ناظر بر روند مذاکرات و همچنین سیاستهای میانهروی جهان عرب در این زمینه بستگی دارد. همچنین نتیجه انتخابات پارلمانی فلسطین در 28 مارس و تعیین اینکه دولت آینده ادامه دهنده سیاستهای شارون باشد یا خیر نیز در تعامل حماس و رژیم اسراییل دخیل خواهد بود.