دکتر عباس حاتمی
جوانان در ایران 55 درصد جمعیت را تشکیل میدهند و به دلیل داشتن ذهن پویا و توانایی جسمی بالاتر به عنوان یک فرصت برای توسعه کشور محسوب میشوند؛ اما اگر دولت استراتژی مناسبی برای راهبری امور جوانان نداشته باشد این فرصتها به تهدید تبدیل میشود و جوانان به جای پیشرفت فرآیند توسعه به مانعی بزرگ در مسیر توسعه کشور تبدیل میشوند. چالشهای مهم در امور جوانان کشور در دو قالب فرصتها و تهدیدها قابل بررسی است.
«فرصتها»
1. جوانان دارای استعدادهای بالقوه فراوان برای یادگیری، بروز خلاقیت، ابتکار و نوآوری دارند و میتوانند به عنوان سرمایههای عظیم انسانی محسوب شوند و کشور را از نظر «تکنولوژی فکر» در موقیت برتر قرار دهند.
2. به دلیل بافت فرهنگی و ریشههای دینی، جوانان ایران روحیه فداکاری، ایثارگری و تحمل سختیها دارند و این روحیه را عملا در جنگ تحمیلی به منصه ظهور رساندند.
«تهدیدها»
1. جوانان به لحاظ داشتن روحیه کنجکاوی و انرژی بالا در صورت عدم استفاده بهینه از استعدادهای آنان در جهت تربیت صحیح منابع انسان و سازندگی کشور، مستعد گرایش به ناهنجاریهای اجتماعی مثل اعتیاد و ... هستند(اصل آنتروپی منفی).
2. جوانان امروزی که به نسل اینترنتی معروف هستند تفکرات سنتی، متحجرانه، غیر منطقی و مستبدانه را نمیپذیرند و برای یافتن دوستان و همفکران به دوستیابی اینترنتی و غیره روی میآوردند که ممکن است به شکار تبهکاران درآیند مثل قاچاق دختران ایرانی به کشورهای دیگر.
3. جوانان برای دست زدن به ابتکار و بروز خلاقیتها نیاز به آرامش فکری، روانی و جسمی دارند از این رو بایستی از نظر فیزیولوژیکی تامین شوند مثل ازدواج، مسکن و مخارج زندگی؛ اما این مساله در کشور ما مورد بیتوجهی مسوولان است و جوانان از نظر ارتباط با جنس مخالف تحت فشار مضاعف هستند و هم اکنون اغلب از بیکاری رنج میبرند و محدودیتهای اجتماعی مثل دستیابی به موسیقی و مراکز تفریحی بر ایشان امکانپذیر نیست و مدام تحت فشار دستگاههای دولتی هستند و گاها بعضی شخصیتها نیز به منتقدان جوانان تبدیل میشود.
4. جوانان به عملکرد مسوولان حساس هستند و از شعارگرایی، ریاکاری و سیاست بازی خسته شدند و در صورت مشاهده فاصله بین شعار و عمل به مدیران ارشد بیاعتماد میشوند که این مساله برای کشور تهدید بزرگی است برای این که سرمایههای اجتماعی را نابود میکند و گرایشات جوانان را به بیگانگان و خارج از کشور بیشتر میکند و آنان را نسبت به نظام بیتفاوت مینماید.
5. از این که حاکمیت در اختیار یک عده افراد خاص که اکثرا پیر هستند واز قدرت خلاقیت و نوآوری پایینتری برخوردارند قرار دارد، برای جوانان قابل توجیه نیست و آنان خواستار مشارکت بیشتر در امورات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند در غیر این صورت ذهن پویای آنها به ذهن کور و بیتحرک تبدیل میشود و کشور را از کار آفرینان تهی مینماید.
6. برخوردهای شدید با جوانان در سالهای اخیر مثل برخورد و زندانی کردن روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و ... که اغلب آنان افراد خلاق و توانمند بودند، جوانان را بیانگیزه و غیر قابل فعال کرده که این مساله به دلیل کاهش تعلق خاطر آنان به کشور، یک تهدید جدی محسوب میشود.
«مسوولیت دولت در قبال جوانان»
1. بازگرداندن اعتماد حاکمیت به جوانان و برخورد منطقی و پدرانه با این نسل خلاق و نواندیش.
2. رفع محدودیتهای اجتماعی و برخوردهای سخت گیرانه از جوانان با ایجاد مراکز تفریحی و توریستی حداقل در بعضی مراکز مثل جزیره کیش و نواحی دریایی مازندران و ... به منظور تخلیه هیجانات جوانان.
3. واگذاری 20 درصد پستهای مدیریتی و اجرایی به جوانان پس از طی دورههای آموزشی لازم.
4. ایجاد شغل و رفع مشکل بیکاری آنان به طوری که تمامی جوانان روستایی و شهری بتوانند شغل مورد نظر را پیدا کنند.
5. افزایش تسهیلات بانکی مثل وام ازدواج، وام مسکن، وام اشتغال و ... در حد معقول.
6. عدم برخورد قهرآمیز با جوانان مثل عدم برخورد با دانشجویان، روزنامه نگاران و ...
7. ایجاد مراکز سرگرمی در کشور مثل تاسیس شبکه تلویزیونی«موسیقی» و مراکز موسیقی جهت تخلیه هیجانات جوانان و آرامش فکری و روحی آنان.
8. درک این واقعیت که جوانان نیز در این کشور سهم دارند و همه آنان شهروندان درجه یک هستند.
9. افزایش مراکز آموزشی رایگان برای پرورش استعدادهای بالقوه جوانان جهت تربیت نیروهای توانمند و خلاق برای مدیریت آینده کشور.
10. ایجاد زمینه لازم برای بازگرداندن جوانان ایرانی که به دلیل نبود شرایط لازم در داخل کشور هم اکنون به صورت مهاجر در کشورهای دیگر زندگی میکنند.