تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۲۰۱۰۳

همکاری هسته‌ای سازمان ملل با رژیم صهیونیستی


قاسم بابایی
تلویزیون دولتی ایتالیا با ارایه مدارک و اسناد مستند طی گزارشی، رژیم صهیونیستی را به استفاده از اورانیوم غنی شده در جنگ 33روزه علیه شهروندان بی گناه لبنانی متهم کرد.
گزارشگر تلویزیون دولتی ایتالیا با استناد به گفته های چندتن از دانشمندان هسته ای ایتالیا، فرانسه و اسپانیا نمونه خاکهای محل اصابت گلوله های این رژیم و نیز فیلتر هوای آمبولانسها را آزمایش کرده بودند، پی بردند که رژیم اسراییل در جنگ 33روزه از اورانیوم غنی شده استفاده کرده است. بروز تاولهای شدید و حالت استفراغ و سرگیجه و عوارض شدید پوستی در مجروحان لبنانی، نشان از آثار گلوله های اورانیوم غنی شده دارد که اشغالگران رژیم صهیونیستی برای کشتار مردم بیگناه و بی دفاع از آنها استفاده کردند.
اعتراف اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به داشتن سلاحهای هسته ای، افشاگریهای مهره سوخته هسته ای چون مردخای وانونو را به بایگانی فرستاد و فصلی تازه از تهدیدات هسته ای رژیم صهیونیستی را آشکار کرد. اسراییلی ها که تا قبل از انحراف اولمرت به سیاست ابهام هسته ای متوسل شده بودند، همواره سیاست نه تأیید و نه تکذیب زرادخانه های هسته ای خود را در دستور کار قرار داده بودند، اما پس از اعتراف اولمرت افشای هسته ای، جای ابهام هسته ای را گرفت. به طوری که از حدود 1970معمولاً فرض بر این بوده که اسراییل یک کشور دارنده سلاح هسته ای است . با این حال برنامه هسته ای رژیم صهیونیستی همچنان غیرشفاف و به صورت محرمانه باقی مانده است.
تاریخ فعالیتهای رژیم صهیونیستی از حدود چهار دهه قبل که بخش اصلی زیرساخت هسته ای خود را در دیمونا آغاز نمود، شروع شد. رژیم صهیونیستی ششمین کشور جهان و اولین کشور خاورمیانه بود که رفتار هسته ای اش با 5 قدرت هسته ای نخست متفاوت بود. تا آنجا که نخست وزیر این رژیم لوی اشکول، بیش از سه دهه پیش به رغم توسعه سلاحهای هسته ای اعلام کرد: اسراییل اولین کشوری نخواهد بود که سلاحهای هسته ای را وارد خاورمیانه می کند و 6 نخست وزیر بعد از او نیز از این سیاست اعلامی پیروی کردند. بنابراین موضع هسته ای اسراییل تاکنون غیرشفاف باقی مانده و رژیم صهیونیستی یک نمونه کامل از ناشفافی هسته ای است.
ناشفافی از اواسط دهه 1950 تا 1970 در چهار مرحله سیر تکاملی خود را طی کرد؛ محرمانه بودن، انکار، دوگانگی و ناشفافی و چهار حوزه در آن منشأ اثر بودند؛ داخلی، بین المللی، منطقه ای و فنی و نظری.
اولین کسی که رژیم صهیونیستی به سوی سلاح هسته ای گام برداشت؛ «بن گورین» بود که اعتقاد داشت راه حل اصلی برای امنیت اسراییل در دست پژوهشگران اسراییلی است. پس از او «ارنست دیوید برگمن» یک متخصص شیمی آلی این اعتقاد را داشت و نیز شیمون پرز کسی که از فرصتهای بین المللی برای جامه عمل پوشاندن این ایده از هیچ کوششی فروگذار نکرد.
در اوایل بهار 1952 بن گورین به اصرار برگمن، کمیسیون انرژی اتمی اسراییل را تأسیس کرد. دو سال بعد وجود کمیسیون آشکار شد و برگمن به ریاست آن برگزیده گردید. کمیسیون انرژی اتمی اسراییل ماشین اجرای طرح برگمن مبنی بر دولتی کردن تحقیقات علمی بود. 5 تن از 6 عضو اصلی کمیسیون از پژوهشگران معروف بودند: شموئل سامبوسکی، رئیس شورای علمی اسراییل، جولیو «یونل» را از دانشگاه عبری، ساموئل سی کوهن، دانشگاه عبری، فرانتس اوهلندورف، تخنیون اسراییل دوستروفسکی از «مؤسسه وایزمن» و بالاخره یاکوف دوری رئیس سابق ستاد فرماندهی. اما این فقط یک ظاهر فریبنده بود. در زمان برگمن، کمیسیون انرژی اتمی اسراییل به عنوان شعبه ای از وزارت دفاع عمل می کرد. برگمن مؤسسه شماره 4 را به آزمایشگاه مرکزی کمیسیون تبدیل کرد. 
آمریکا، اروپا و سلاحهای هسته‌ای رژیم صهیونیستی
از نظر برگمن، فرانسه و تا حدی کمتر، نروژ می توانستند با تجربیات هسته ای خود به رژیم اشغالگر قدس کمک نمایند. اینها، در اروپا، بجز انگلستان، تنها کشورهایی بودند که از راکتورهای هسته ای استفاده می کردند. هر دو کشور، به فناوری جداسازی پلوتونیوم علاقه مند بودند. با توجه به اینکه در سالهای 1954-1953 رژیم صهیونیستی هیچ کارشناسی در زمینه فیزیک راکتور هسته ای نداشت و انتقال مهندسی هسته ای و فناوری راکتور از ایالات متحده، انگلستان و کانادا به کشورهای خارجی هنوز ممنوع بود، برگمن تلاش ویژه ای به عمل آورد تا روابط علمی و تجاری با مؤسسات هسته ای فرانسه و نروژ را توسعه دهد، لذا از نظر برگمن همکاری هسته ای با فرانسه برای رسیدن به هدف بلند مدتش، یعنی تحصیل یک راکتور هسته ای. برگمن با استفاده از ارتباطات خود در فرانسه با همتای فرانسوی توانست به توافقنامه بزرگ هسته ای همراه با انگلستان دست یابد. در همین ارتباط مرکز تحقیقات هسته ای فرانسه در سایت ساکلی و شایتون را به روی دانشمندان صهیونیستی گشود. در اواخر 1953اولین بار دو فیزیکدان اسراییلی، زوی لیپکین و اسراییل پله به این مراکز اعزام شدند تا درباره فیزیک راکتور (به اصطلاح آن زمان فیزیک پیل الکتریکی) و مهندسی آن تحقیق کنند. آموس دوشالیت بلافاصله پس از بازگشت از مؤسسه فناوری ماساچوست برای یک دوره چهارماهه در زمینه فیزیک راکتور در ساکلی اقامت نمود.
نروژ کشور دیگری بود که برگمن برای همکاری هسته ای به آن چشم دوخته بود. در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950، نروژ با هدایت یک فیزکیدان جوان به نام «گرناراندرز» و با توجه به هر دو مقوله دفاع و انرژی، به ساخت یک زیربنای عظیم هسته ای اقدام نمود. در اوایل 1947، نروژ تصمیم گرفت که یک راکتور هسته ای آزمایشی با سرمایه گذاری وزارت دفاع و از پولی که ابتدا برای خرید یک توپخانه دور برد در نظر گرفته شده بود، بسازد. این راکتور با کمک فرانسه ساخته شده و در سال 1951مورد بهره برداری قرار گرفت.
رژیم صهیونیستی با اعلام دکترین معروف آیزنهاور مبنی بر «اتم برای صلح» روابط هسته ای خود را با نروژ و فرانسه مستحکم کرد و این روابط نقش زیادی در توسعه برنامه های هسته ای رژیم اشغالگر قدس داشت. براساس دکترین آیزنهاور صهیونیستها از تحولات جدید کاملاً بهره برداری کردند و در سال 1954 ایالات متحده به عنوان بخشی از مذاکرات درباره مسأله آب در منطقه، فروش یک راکتور کوچک آزمایشی را به اسراییل پیشنهاد کرد که مورد قبول مسؤولان این رژیم قرار گرفت. رژیم صهیونیستی پس از ترکیه دومین کشوری بود که به ابتکار اتم در راه صلح ملحق شد، اما ترکیه به دلیل مسلمان بودن برنامه هایش متوقف و دست رژیم صهیونیستی برای این موضوع بازگذاشته شد. سپس در 12ژوئیه 1955، اسراییل و ایالات متحده طی یک توافقنامه کلی برای همکاری به اصطلاح صلح آمیز هسته ای، موافقتنامه ای برای خرید یک راکتور هسته ای- تحقیقاتی امضا کردند.
اولین کنفرانس ژنو درباره استفاده صلح آمیز اتمی در اوت 1955برگزار شد. تصور حاکم بر کنفرانس این بود که تا 50 سال دیگر، انرژی های اتمی و خورشیدی جایگزین سوختهای فسیلی خواهند شد. حدود 25هزار نماینده و ناظر و صدها فرستاده از طرف صنایع بخش خصوصی، در جلسات آن شرکت کردند. رژیم صهیونیستی تمام نخبگان هسته ای خود را به کنفرانس ژنو اعزام کرد و در خلال کنفرانس ژنو هیأت اسراییلی ضمن آن که از هرگونه امضای معاهده ان.پی.تی خودداری کردند، با هیأت آمریکایی درباره راکتورهای هسته ای و استفاده از تواناییهای هسته ای آمریکا به توافقاتی دست یافتند.
در همین حال انگلیسی ها که جمال عبدالناصر بر سر ملی نمودن کانال سوئز اختلاف پیدا کرده بود، در کنفرانس محرمانه سور در 24اکتبر 1956 به توافق سه جانبه همکاری هسته ای انگلیس- فرانسه- رژیم صهیونیستی دست یافت. در این معامله درواقع پایگاه هسته ای دیمونا پایه گذاری شد. بعد از آن دولتهای بعدی آمریکا، انگلستان و فرانسه به کمکهای هسته ای خود به رژیم صهیونیستی ادامه دادند. کندی، نیکسون، فورد، کارتر، ریگان، کلینتون و بوش پدر و پسر نیز راه آیزنهاور را ادامه دادند؛ به طوری که کندی دموکرات، جمال عبدالناصر را تهدید به برخورد هسته ای اسراییل کرد و نیکسون با گلدمایر به توافقنامه جدید هسته ای در مارس 1969 و بازدید از پایگاه هسته ای از دیمونا رسیدند. معاون وزیرخارجه نیکسون اعتراف کرد که از ماه مه 1961هفت بازدید از مرکز دیمونا داشته تا به پیشرفت تسلیحات هسته ای اشغالگران قدس کمک نماید.
امروز درحالی اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی به داشتن بمب اتم و سلاحهای هسته ای اعتراف می کند که سالها با سیاست ابهام هسته ای خود بر تمامی تواناییهای هسته ای خود سرپوش گذاشت و با حمایت آمریکا و اروپا تمامی مراحل ساخت و تولید بمب هسته ای را طی کرد، بدون آنکه وارد معاهده ان.پی.تی یا عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی شود و حتی پروتکل الحاقی را امضا نکرد.
همکاری هسته‌ای سازمان ملل با رژیم صهیونیستی
در این حال پایگاه اینترنتی الشرق الاوسط طی گزارشی خبر از همکاری گسترده سازمان ملل با اسراییل داد. به طوری که سازمان ملل نه تنها در برنامه هسته ای اسراییل غفلت نمود، بلکه برای کنترل برنامه های هسته ای، کشورهای اسلامی و عربی با رژیمی که ادعا می کند در اختیار داشتن ابزارهای هسته ای مدرن اسراییل برای ردیابی آزمایشهای هسته ای کشورهای دیگر است، همکاری می کند.
این سازمان هیچ واکنشی عملی و رسمی در مورد خبری که در روز دوم ژانویه 2007 درخصوص همکاری هیأتهای هسته ای سازمان ملل با اسراییل منتشر شد، از خود نشان نداد. این گزارش سازمان ملل متحد تنها به تکذیب برخی اظهارات بسنده کرد.
در آغاز سال جدید میلادی روزنامه صهیونیستی«یدیعوت آحارنوث» فاش کرد که اسراییل تا چند ساعت دیگر به انفجار هسته ای در صحرای «النقب» اقدام می کند تا تأسیسات زیربنایی خود را برای ردیابی هرگونه انفجار هسته ای احتمالی از سوی کشورهای منطقه آزمایش کند.
به نوشته این روزنامه تأسیسات مزبور توانایی ردیابی هرگونه لرزشهای زمین را دارند و به دستگاههای ثبت زلزله مجهزند. در این گزارش اسراییل اعلام کرد که اطلاعات خود را از طریق «تحال زوریک» مرکز بررسیهای هسته ای این رژیم به آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین ارایه می دهد. در این گزارش آمده است، سه مورد از این افنجارها در شمال صحرای النقب انجام خواهد شد. قدرت انفجاری آن 15تن مواد انفجاری برای ضبط دستگاههای ایستگاهی است که در منطقه «ابلات» در مرکز منطقه گردشگری در کنار دریای سرخ واقع شده است. این روزنامه برای صحت گزارش خود به نقل از «رامی هوفشز» از مرکز ژئوگرافی در «الد» در تل آویو نوشت: این ایستگاه بیش از این نیز آزمایشهای هسته ای اخیر هند و پاکستان را ردیابی کرده است.
الشرق الاوسط در همین خصوص گزارش داد: مسأله فاجعه آمیز این است که منابع سازمان ملل در جهت همکاری هسته ای اسراییل با این سازمان تأکید کردند. آزمایشهای دستگاههای ثبت زلزله که برای ردیابی انفجارهای هسته ای به کار گرفته می شود، از طریق دستگاههای مستقر در ایستگاه تهیه گردیده و همان لحظه به این سازمان فرستاده شده است. در این راستا برخی مقامات اسراییلی درخصوص همکاری با سازمان ملل برای ردیابی زلزله های هسته ای ادعا کرده اند که این همکاری از قدیم بوده و به دهه 70 باز می گردد و یک امر جدید نیست.
همکاری این رژیم با سازمان ملل متحد درحالی صورت می گیرد که تلاش کشورهای منطقه درخصوص مسأله هسته ای اسراییل و درخواست بازرس بین المللی از تأسیسات هسته ای این رژیم با مخالفت سازمان ملل مواجه شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات