* پس از انتخابات ریاست جمهوری و نتایجی که از سوی وزارت کشور دولت نهم اعلام شد به موازات اعتراضات مردمی و برخوردهای تند صورت گرفته با آن دستگیری گسترده و بی نظیر فعالان سیاسی شاخص اصلاح طلب نیز رخ داد و تعداد زیادی از اعضای اصلی احزاب رسمی این جناح بازداشت شدند و همچنان در زندان به سر می برند. این امر چه تاثیری بر فعالیت های سازمان مجاهدین انقلاب داشت؟
** همان طور که اشاره کردید تعداد زیادی از دوستان ما در احزاب اصلاح طلب در برنامه یی از قبل طراحی شده، پس از انتخابات دستگیر شدند که بی تردید نمی توان آن را رفتاری موجه از سوی حاکمیت دانست. احزاب و تشکل های اصلاح طلب از مجموعه یی از نیروهای کارآمد انقلاب تشکیل شده اند که قبل و بعد از انقلاب دارای کارنامه یی کاملاً روشن هستند. در انتخابات اخیر هم فعالیت ما در چارچوب قانون اساسی و سایر قوانین کشور انجام شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همواره براساس اساسنامه و مصوبات کنگره های سالیانه، در چارچوب قانون اساسی و منافع ملی حرکت کرده و هیچ کس نمی تواند سازمان را به تخطی از قانون متهم کند. دستگیری اعضای سازمان به طور طبیعی به حرکت تشکیلاتی سازمان لطمه می زند چون بخش های مهمی از کار تشکیلات برعهده این چهره ها بود و در اثر تجربیات و توانمندی آنها امور سازمان به خوبی اداره شده است. خلاء وجودی آنها به طور قطع به سازمان لطمه وارد خواهد کرد و این امری طبیعی است. اما از آنجایی که سازمان مجاهدین انقلاب در قبال مردم و آرمان واقعی انقلاب احساس دین می کند تلاش کرده بدون وقفه به فعالیت های خود در همه حوزه ها ادامه داده و مسوولیت خود را تا جایی که محدودیت های روزافزون موجود اجازه می دهد، ادامه دهد. در عین حال به دلیل نبود اعضای مهم سازمان روند عادی حرکت سازمان تضعیف شده است اما ناگزیریم به کار تشکیلاتی ادامه دهیم.
* چرا به رغم شرایط موجود و محدودیت هایی که اشاره داشتید به ادامه فعالیت حزبی مصر هستید؟
** حرکت حزبی اصلاح طلبان به سود مردم و انقلاب است و وجود سازمان و فعالیت آن و گروه های همسو مبین این نکته است که همه مردم ایران می توانند در قالب احزاب و تشکل ها به حرکت مسالمت آمیز خود ادامه دهند و این امر به این معنا است که دست رد بر سینه افراد و محافل تندرو و افراطی زده خواهد شد. آنها ترجیح می دهند سران اصلاحات و مردم از حرکت های اعتراضی آرام به سمت موضع گیری های تند تغییر جهت دهند تا امکان گسترده تر کردن سرکوب ها فراهم شود. کار تشکیلاتی در هر شرایطی از حرکت های بی قاعده جلوگیری خواهد کرد. پس از انتخابات به نظر می رسد این اتفاق رخ داده است اما مشکل اصلی اینجاست که برخی مقامات و محافل سخنانی را بر زبان آورده و اقداماتی را انجام می دهند که به تداوم وضع فوق العاده کمک خواهد کرد: اتفاقی که به نظر می رسد خواسته اصلی آنها است به همین دلیل رفتارهای آنها قابل پیش بینی نیست و باید برای هر شرایطی آمادگی داشت. من فکر می کنم مردم هم این غیرقابل پیش بینی بودن شرایط را درک کرده و خود را مهیا کرده اند. در عین حال انتظار اصلاح طلبان این بود که پس از بحران هایی که پس از انتخابات ایجاد شد مسوولان ذی ربط به شکلی عمل کنند که بحران فروکش کرده و شرایط عادی در کشور حاکم شود.
* مولفه های شرایط عادی از دیدگاه سازمان مجاهدین انقلاب کدامند؟
** اینکه احزاب و گروه ها به راحتی بتوانند به فعالیت های قانونی خود بپردازند، زندانیان سیاسی آزاد شوند، هیچ مسوولی به خود اجازه ندهد که دست به بحران سازی بزند، به طور دائم سخنرانی ها و حرکت های امنیتی علیه احزاب سیاسی و سران اصلاحات صورت نگیرد و در واقع در جهت اعلام یک آشتی ملی حرکت شود. اما به نظر می رسد عده یی نه تنها به دنبال حاکم شدن چنین فضایی نیستند بلکه حیات و ادامه جولان آنها تنها منوط به تداوم شرایط فوق العاده پس از انتخابات است که در اثر سوءمدیریت خود آنها در همه مراحل انتخابات ایجاد شد. رفتار این نهادهای صاحب قدرت به گونه یی است که وقتی کمیته ویژه مجلس اصولگرا می خواهد پیگیر جنایات انجام شده در بازداشتگاه ها شود به قول اعضای کمیته با موانع مختلف مواجه می شود. این گونه رفتارها بدون شک به ترمیم «اعتماد عمومی» منجر نخواهد شد. مردم باید احساس کنند مسوولان مربوطه به دنبال برخورد با افراد و مقاماتی هستند که مرتکب جنایت در بازداشتگاه ها و هنگام برخورد با اعتراضات مردمی شده اند.
* اما برخی از آنها همچنان به صراحت می گویند برخوردهای صورت گرفته با معترضان لازم و ضروری بود.
** در بسیاری از موارد برخوردهای صورت گرفته از سوی نیروهای غیرمرتبط انجام شد و در آن هیچ یک از اصول قانون اساسی در این باره و قوانین دیگر رعایت نشده است. اما برخی چهره های نظامی به گونه یی موضع گیری می کنند که گویی با دشمنان کشور سر و کار دارند. مردم پس از نتایجی که اعلام شد مگر چه مطالباتی داشتند؟ آنها مطالبات عادی داشتند: اینکه سرنوشت آرای آنها مشخص شود چرا که نتایج را براساس مشاهدات خود و جو غالب حاکم بر جامعه به سود کاندیدای اصلاح طلبان به گونه یی دیگر تصور می کردند. مسوولان ذی ربط می توانستند با یک مدیریت قوی مانع ایجاد بحران شده و به این مطالبه جامعه پاسخ مناسب بدهند. متاسفانه عکس این اتفاق رخ داد: عده یی در جهت بحران سازی پیاپی حرکت کرده و همچنان به تهدید اصلاح طلبان و مردم می پردازند.
* چرا؟
** روشن است. آنها در شرایط عادی از ایفای نقش کنار گذاشته خواهند شد زیرا اساساً یک نیروی سیاسی و کنش گر نیستند. در واقع منافع آنها تنها با بحران سازی تامین خواهد شد. در این بحران سازی با شخصیت های کشور، احزاب اصلاح طلب و مردم برخورد شد و در کمال تعجب و تاسف همچنان ادامه دارد. من تاکید می کنم به این دست اقدامات پایان داده شود در غیر این صورت تبعات منفی بیشتری برای کشور و منافع ملی خواهد داشت.
* اگر استدلال شما درخصوص دلایل ایجاد شرایط فعلی از سوی بحران سازان پذیرفته شود آنگاه چه دلیلی وجود دارد که به سمت عادی شدن جو حاکم بروند؟ برخی تحلیلگران بر این باورند که اگر می خواستند شرایط عادی ایجاد شود اصلاً محدودیت های اخیر را آغاز نمی کردند.
** این گونه نیست که همه چیز در اختیار بحران سازان باشد و آنها به راحتی آنچه را که می خواهند، انجام دهند. امروز مسجل شده که ضرورت بازگشت آرامش به کشور، ضرورتی انکارنشدنی و حیاتی است. اگر قرار باشد در عرصه های اقتصاد، سیاست خارجی، سرمایه گذاری و بازگشت اطمینان به مراجع علمی و دانشگاه ها حرکت کنند، اینها هم نیازمند عادی شدن وضعیت فعلی است. ایجاد آرامش هم باید توسط مسوولان به شکل جدی پیگیری شود. جناب آقای هاشمی رفسنجانی این دیدگاه درست و منطقی را با استدلال عقلی در نماز جمعه تهران مطرح کردند و تلقی من این بود که پس از آن بحران سازان از سوی مسوولان به حاشیه رانده شوند اما متاسفانه دست هایی در کار است که این اتفاق رخ ندهد. همان طور که توضیح دادم منافع این محافل و افراد صاحب قدرت تنها در بحران تامین می شود اگر نه یک کشور با تقویت اعتماد میان نخبگان و جامعه با حاکمیت می تواند روال عادی توسعه را طی کند. در غیر این صورت شرایطی که در چهار سال گذشته با آن مواجه بودیم تشدید خواهد شد.مشاهده می شود بسیاری از نیروهای سیاسی و حتی تعداد زیادی از مراجع عظام تقلید و علمای نواندیش و حتی برخی از امامان جمعه بر بازسازی اعتماد عمومی و دلجویی از آسیب دیدگان و تامین نظر رهبران اصلاحات و کاندیداهای ما برای گذار از وضع فعلی کشور تاکید می کنند اما مقابل عده یی مدام از «بگیر و ببند» «ایجاد محاکمات جدید» و «اعتراف گیری تازه» سخن گفته و در ایجاد تشنج دخالت مستقیم دارند.
* با شناختی که از فضای سیاسی دارید دیدگاه کدام یک از این دو گروه در ماه های آینده بر کشور حاکم خواهد شد؟
** به طور طبیعی تاکتیک «بحران سازی» در درازمدت همین کارایی «نیم بند» فعلی را هم از دست خواهد داد و مشخص خواهد شد در شرایط عدم آرامش و التهاب آفرینی، مردم با تردید به آینده کشور خواهند اندیشید و دست شان به کار و زندگی عادی نخواهد رفت. دست اندرکاران هم بیش از چهار سال گذشته در اداره امور اجرایی به مشکل خواهند خورد. به بیان دیگر در کار کشورداری وقفه ایجاد خواهد شد. عرض من این است که قبل از حادتر شدن و عمیق تر شدن نارضایتی های موجود باید جلوی آن گرفته شود و راه آن همان طور که از سوی چهره های شاخص انقلاب هم گفته شده بازسازی اعتماد عمومی است که دچار خدشه شده است.
* پیش بینی شما چیست؟
** فکر می کنم افراد و محافلی که درصدد تشدید بحران و ایجاد جو ترس و فشار روانی هستند در ماه های آینده با موانع بیشتری مواجه خواهند شد. به هر حال عده یی مقابل آنها را خواهند گرفت.
* چه کسانی جلوی آنها را خواهند گرفت؟
** به هر حال ما شاهد آن هستیم که در درون خود اصولگرایان شکاف و تضاد جدی ایجاد شده است. عده یی از آنها که به منافع شخصی خود نمی اندیشند به درستی دریافته اند منافع ملی به خطر افتاده است و به همین علت اعتراضات خود را حتی در عرصه رسانه یی مطرح و شیوه های ناصواب فعلی و کارهای خارج از ضابطه صدا و سیما را نیز به نقد می کشند. این اتفاق مهمی است. اگر چنین دیدگاه هایی توسعه پیدا کند سبب خواهد شد نیروهای اصولگرایی که در کنار اصلاح طلبان ملزم به رعایت قواعد رفتار سیاسی و ترجیح منافع ملی بر منافع یک باند قدرت طلب هستند، ائتلافی را شکل داده و حرف خود را به کرسی خواهند نشاند و طرف مقابل به تدریج تضعیف خواهد شد.
* تا چه حد می توان به حقیقی بودن اختلافات و اعتراضات در میان اصولگرایان در مقطع فعلی اطمینان کرد؟ از گذشته این دیدگاه وجود داشته که نوعی «تقسیم کار» صورت گرفته تا در صورت موفقیت پروژه حذف اصلاح طلبان، یک دو قطبی در میان خود آنها تعریف شود.
** نه اختلاف نظر آنها اکنون قابل کتمان نیست و شکاف میان جناح راست مخصوصاً شکاف چهره های معتدل آنها با نیروهای تندرو که زمام امور را به دست دارند، آشکار شده است. این اختلاف نظر براساس دیدگاهی است که یکی مبتنی بر مصالح ملی و دیگری مبتنی بر مصالح باندی است.
* نمونه قابل ذکر آن چیست؟
** برخی از اصولگرایان براساس همین دیدگاه بود که در عرصه انتخابات از آقای مهندس موسوی حمایت کردند. برخی دیگر از آنها نیز اگرچه امکان حمایت علنی از آقای میرحسین را نداشتند اما نسبت به احمدی نژاد هم دیدگاه منفی داشته و در انتخابات منفعل شدند. گروهی دیگر هم به طور رسمی از رقیب اصولگرای احمدی نژاد که از نیروهای باسابقه انقلاب است - یعنی آقای محسن رضایی - حمایت کردند و به انتقاد از رئیس دولت نهم پرداختند. این شرایط نشانه آن نیست که نوعی تقسیم کار فرمایشی میان اصولگرایان اتفاق افتاده باشد. با برخی ندانم کاری ها و پافشاری بر منافع باندی در وقایع پس از انتخابات، این اختلافات میان آنها تشدید شده است و حتی از چهار سال گذشته هم بهتر خود را نشان می دهد. این را به خوبی می توان در دیدگاه های صریح برخی از اصولگرایان معتدل در خصوص موضوعاتی مانند انجمن حجتیه و دخالت نظامیان در سیاست مشاهده کرد. آنها امروز با جدیت و احساس مسوولیت بیشتری پیگیری می شود.
* فکر می کنید آنها را از تحرک سیاسی در جناح راست حذف کنند؟
** به نظر نمی رسد قابل حذف باشند چرا که در نهادهای خارج از دولت اعم از مجلس و برخی دیگر از نهادها مانند دانشگاه، دارای حامیان قابل توجهی هستند. آنها بعضاً وزنه به حساب می آیند و به تدریج بر تعداد آنها افزوده شده و خود را تقویت خواهند کرد.
* اعضای سازمان مجاهدین انقلاب همواره تاکید داشته اند که حتی اگر رفتارهای خارج از عرف و قانون نیز با سازمان ادامه یابد از چارچوب قانون اساسی خارج نخواهند شد. در شرایط کاملاً جدید پس از انتخابات، چه دستور کاری را برای خود تعریف کرده اید و در نمای کلی اولویت های احزاب اصلاح طلب چیست؟
** البته این درست است که برخوردهای عجیب صورت گرفته با اصلاح طلبان، برخوردهای غیرقابل انتظاری بوده است. به عنوان مثال شخصیتی مانند آقای مهندس بهزاد نبوی را با آن شرایط زننده دستگیر می کنند، فردی که در دوران مبارزه با رژیم شاه برای مسلط شدن مبانی اسلام و آزادی از دیکتاتوری سال ها در زندان بوده و شکنجه های سخت را از سر گذرانده است. پس از انقلاب هم در چارچوب نظام فعال بوده، برای تثبیت انقلاب مجاهدت کرده و معاون نخست وزیری مانند رجایی و وزیر کابینه مهندس موسوی بوده و بالاترین رای را از مردم برای نمایندگی های آنها در مجلس کسب کرده است. وقتی چنین شخصیتی دستگیر و با آن شکل به دادگاه آورده می شود، آیا افکار عمومی حق ندارند این شبهه را مطرح کنند که چه کسانی با چه نیاتی چنین صحنه هایی را ایجاد می کنند، آیا جوانان نباید از خود بپرسند چرا مدیران موفق نظام در زندان هستند، آیا انقلاب خدای نکرده در حال انحراف از مسیر خود است؟ همچنین چهره های دیگری از سازمان که متاسفانه همچنان در بازداشت هستند و هیچ اطلاعی از موارد اتهامی آنها در دست نیست: فعالان سیاسی شاخصی مانند سیدمصطفی تاج زاده و فیض الله عرب سرخی، قبل از انقلاب از همرزمان انقلابیون بوده و پس از انقلاب مسوولیت های مهمی را بر عهده داشتند، آزادی سه عضو شاخص شورای مرکزی سازمان یعنی آقایان نیری، نوروزی و امام نشان دهنده بی پایه بودن مستندات بازداشت و حبس انفرادی آنها است. فعالیت سازمان همواره در جهت تقویت انقلاب و برای دفاع از حق حاکمیت مردم بوده است. عده یی تصور می کنند بازداشت این افراد به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه اصلاحات ضربه وارد می کند اما این رفتارهای ناموجه، ضربه به سازمان نیست بلکه ضربه به مبانی انقلاب و ساختار نظام است. سوال شما اینجا موضوعیت می یابد که ضرباتی که به انقلاب در جریان حوادث قبل و بعد از انتخابات و هجمه جمهوریت و اسلامیت نظام رخ داد باعث تجدید نظر سازمان مجاهدین انقلاب و اصلاح طلبان در حرکت خارج از مبانی قانون اساسی نخواهد شد؟ در پاسخ شما باید بگویم سازمان تا به حال چنین تلقی نداشته است و به رغم صدمات وارد شده این احساس را داریم که در مجموعه حاکمیت، مسوولانی هستند که خطر ایجاد خدشه در اعتماد عمومی را درک کرده و مانع تداوم این اشتباهات شوند. در حال حاضر نیز همانند گذشته برای بازگشت انقلاب به مسیر صحیح و پیگیری مطالبات مردم در چارچوب قانون به فعالیت خواهیم پرداخت.
* این مطالبات عمومی از سوی اصلاح طلبان در هشت سال اصلاحات و چهار سالی که توسط دولت نهم از همه ارکان حذف شدند، پیگیری شد اما شواهد حاکی از آن است که طرف مقابل شما را دارای حسن نیت نمی داند. با این شرایط چگونه مواجه خواهید شد؟
** سازمان مجاهدین انقلاب اپوزیسیون نظام نیست اما منتقد جدی بخش هایی از حاکمیت بوده و خواهد بود: بخش هایی که دچار انحراف از مبانی انقلاب شده و مقابل خواست مردم و «میزان رای ملت است» ایستاده است، زیر و بم سیاسی در هر کشوری وجود دارد. گاهی قدرت در اختیار یک جناح است و در دوره یی دیگر، در اختیار رقیب او قرار خواهد گرفت و این یک مدل عادی برای گردش قدرت سیاسی در جهان به شمار می رود. این درست است که در کشور ما عده یی در تلاش هستند تا این مدل را بر هم زده و این جاده «رفت و برگشت» را «یک طرفه» کنند و براساس آن همه امکانات به کار گرفته شده تا به رغم خواست اکثریت جامعه، اصلاح طلبان کنار گذاشته شوند. اما تحلیل سازمان مجاهدین انقلاب این است که این روند امکان تداوم نخواهد داشت.
* از مجلس هفتم تاکنون این روند به اشکال مختلف ادامه داشته و در انتخابات ریاست جمهوری دهم به اوج خود رسید. هنوز هم اعتقاد دارید که ادامه نخواهد یافت؟ اصلاح طلبان معتقدند نابرابر بودن رقابت را پذیرفته بودند اما اعمال قدرت در آن را نمی پذیرند.
** واکنش جامعه به تخلفات انتخابات اخیر و شکاف درونی تمامیت خواهان هیچ گاه به این گستردگی نبوده است. امروز برخی رفتارهای خلاف قانون آنها توسط افرادی از درون جناح مقابل اصلاحات برملامی شود. حداقل در طرف مقابل، بخشی که نگاه منطقی به رقابت سیاسی دارد در حال توانمندتر شدن است و اصلاح طلبان هم همین را می خواهند. خواست اصلاح طلبان، مسلط شدن معیار قانون و عرف سیاسی است و تلاش می کنند حرکت های نهادهای غیرسیاسی قدرت به تدریج از میان برود. من هم با شما هم نظر هستم که حذف جبهه اصلاحات به دلایل متعدد از انتخابات مجلس هفتم آغاز شد و درست به همین دلیل بود که در آن مقطع، اصلاح طلبان با همه ظرفیت های باقیمانده در مجلس ششم و دولت اصلاحات به اعتراض و اعلام هشدار در برابر آن پرداختند چون پیش بینی رسیدن به چنین روزهایی را داشتیم. در انتخابات مجالس هفتم و هشتم، موج رد صلاحیت ها رخ داد و در ریاست جمهوری نهم و شوراهای سوم، تخلفات گسترده یی علیه اصلاح طلبان صورت گرفت. آنها از تمام امکاناتی که چه به صورت قانونی و چه به شکل غیرقانونی در اختیار داشتند سوءاستفاده کردند اما حرف من این است که این شیوه تاکنون در هیچ کجای دنیا دوام نیاورده است. درک نگرانی از آینده کشور یکی از دلایلی است که این روزها برخی از چهره های سنتی جناح راست مقابل تندروها دست به موضع گیری زده اند.
* اگر اصولگرایان منتقد دولت را کنار بگذارید، اصلاح طلبان چگونه با شرایط جدید مواجه خواهند شد؟
** اگر آنها را هم نادیده بگیرید، جبهه اصلاحات به طور عام و سازمان مجاهدین انقلاب به طور خاص حاضر به انجام کار غیرقانونی نیست. معتقدیم مبارزه سیاسی زمانی ماندگار است که در چارچوب معیارها و مطالباتی که مردم دارند حرکت کرده و آن را در محدوده قانون اساسی پیگیری کنیم.
* فکر می کنید چه ابزارهایی در چارچوب قانون اساسی وجود دارد که تاکنون مغفول مانده است؟
** در قانون اساسی برای احزاب و گروه های سیاسی آزادی بیان و امکان داشتن ارگان پیش بینی شده است و ما نیز به دنبال به رسمیت شناختن این حق در خصوص احزاب هستیم. حق برپایی تجمعات آرام بدون نیاز به کسب مجوز، ممنوعیت شکنجه، تفتیش عقاید، دستگیری قانونی و ابلاغ دلایل بازداشت متهم پس از 24 ساعت و... از جمله ظرفیت های قانون اساسی است که به آن توجهی نمی شود. این ظرفیت قابل تحقق است و اصلاح طلبان برای آن تلاش می کنند نه برای براندازی. باندهایی وجود دارند که نه تنها به آزادی مطبوعات، بیان، فعالیت احزاب و... اعتقاد ندارند بلکه تنها روش های حذفی خود را برای اداره کشور دنبال می کنند.
* این باندها دارای قدرت هستند. تا چه حد امیدوار هستید تلاش های شما به نتیجه برسد؟
** بله آنها کانون های قدرت را در اختیار دارند اما تاکید می کنم شیوه یی که در دو ماه گذشته حاکم شده، هیچ گاه قابل دوام نبوده است و این حرف اصلی من است که این شیوه در ایران نیز قابل دوام نیست. کسانی که در مقابل این کانون ها قرار می گیرند اگر بخواهند از چارچوب قانون اساسی خارج شوند، درست مانند کانون های قدرت خواهند شد. ما خواسته های مردم را به طور مسالمت آمیز پیگیری خواهیم کرد و معتقدیم از زاویه اصلاح طلبی بهتر می توانیم خواست عمومی را پیگیری کنیم.عده یی معتقدند باید در مقابل کانون های قدرت، یک انقلاب تازه به راه بیفتد که سازمان مجاهدین انقلاب این مساله را رد کرده و آن را به صلاح کشور و مردم نمی داند. متاسفانه شیوه عمل کانون های قدرت، این بخش از جامعه را در موضع خود مصمم تر می سازد و این خطر بزرگی برای انقلاب است که بارها رهبران اصلاحات نسبت به آن به اعلام هشدار پرداخته اند.
* در دو ماه گذشته علاوه بر بازداشت گسترده فعالان سیاسی اصلاح طلب، زمزمه هایی در خصوص لغو مجوز احزاب محوری این جناح سیاسی به گوش می رسید. تا اینکه در کیفرخواست دادگاه چهارم بازداشت شدگان، لغو مجوز سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت درخواست شد. چند سال قبل هم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سازمان شما را نامشروع خوانده بود اما این بار حجم حملات به احزاب اصلاح طلب کاملاً متفاوت است. چقدر احتمال می دهید این لغو پروانه رخ دهد؟
** اخیراً یکی از اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب اعلام کرده بود هیچ گزارشی از تخلف احتمالی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت به کمیته مذکور مخابره نشده است و مشخص نیست اتهامات به احزاب اصلاح طلب بر چه مبنایی مطرح شده است. نخست اینکه هیچ مقامی نمی تواند ادعا کند سازمان در سال های فعالیت خود به خصوص در جریان انتخابات، فعالیت غیرقانونی انجام داده است.
* اما این مساله در کیفرخواست طرح شده بود؟
** موضع سازمان در قبال کیفرخواست دادگاه چهارم، در یک بیانیه تفصیلی اعلام شده و دلایل رد آن نیز به تفصیل مورد بحث قرار گرفت. در عین حال در بخش اول گفت وگو هم تاکید کردم باندهای قدرت به دلیل اینکه صرفاً به منافع باندی خود توجه دارند قابل پیش بینی نیستند و به همین علت برخورد با سازمان مجاهدین انقلاب، مشارکت و حتی احزابی مانند مجمع روحانیون و کارگزاران و اعتماد ملی از سوی آنها دور از ذهن نیست چه اینکه اکنون نیز با دستگیری اعضای برجسته احزاب و پلمب دفتر حزب مشارکت غو اعتماد ملیف عملاً این کار انجام شده است. قطعاً چنین رفتاری تبعات منفی غیرقابل پیش بینی خواهد داشت و من البته به این باندها تذکر نمی دهم و روی سخن من با مسوولانی است که به دوام انقلاب فکر می کنند. آنها باید جلوی این محافل و گروه ها را بگیرند.
* یعنی جبهه اصلاحات خود را برای چنین شرایطی آماده کرده است؟
** جبهه اصلاحات در کنار مردم تاکنون هزینه های زیادی را پرداخته است و برای پیگیری منافع مردم ناگزیر به رویارویی با هر شرایطی است. شخصیت های جبهه اصلاحات هدف تهمت ها و دروغ های غیرقابل باور محافل صاحب قدرت قرار گرفته اند اما برای تداوم اصلاحات هیچ گاه ابراز گله و شکایت نکرده اند. ما فکر می کنیم انحلال احزابی که در چارچوب قانون اساسی فعال بوده و تا پیش از انتخابات و حتی پس از آن از سوی مقامات نظام به عنوان خانواده انقلاب معرفی شده اند امری مضحک است و باید روی منافع ملی چشم خود را ببندند تا دست به چنین اقدامی بزنند.
* در بیانیه اخیر سازمان، اشاره شده که افرادی که سابقه فعالیت های آنها در نظام به زحمت به 10 سال می رسد، امروز بر مسند امور نشسته اند. چه اتفاقی رخ داد که شرایط این گونه شد و به قول اصلاح طلبان، مبارزان واقعی انقلاب و همراهان امام در حال حذف هستند؟
** این سوال را آنهایی باید پاسخ دهند که به جریان های غیرسیاسی فرصت طلب و مجهول الهویه پر و بال داده اند. در بسیاری از انقلاب ها دیده شده که اصطلاحاً انقلاب فرزندان خود را می خورد. این تجربه نباید در ایران تکرار شود اما متاسفانه دارد این اتفاق رخ می دهد. امروز تجربه های ارزنده کشور در حال از میان رفتن است و در بخش هایی از حاکمیت قدرت طلبان مانع جریان یافتن امور به روال عادی و مسیر توسعه یی دولت های قبل از دولت نهم هستند.
* سازمان برای آینده فعالیت سیاسی خود چه برنامه هایی دارد؟
** ما تلاش خود را برای گوشزد کردن خطاهای مسوولان ذی ربط به کار بستیم اما گوش شنوایی برای آن وجود ندارد. به هرحال وقتی قدرت در اختیار یک تشکیلات نیست بیش از این نمی توان فعالیتی صورت داد. ما هر آنچه رخ بدهد را برای مردم تبیین خواهیم کرد و تصمیم گیری صورت خواهد گرفت. سازمان مجاهدین انقلاب امروز بخشی از نیروهای موثر خود را در زندان می بیند و به رغم اینکه هر روز مترصد برخورد تازه با احزاب اصلاح طلب هستند اما ما احساس می کنیم کار تشکیلاتی برای جامعه مفید است و دلیلی برای متوقف کردن فعالیت ها وجود ندارد.
* اعلام شده هر حزب سیاسی که به جبهه سیاسی در حال شکل گیری بپیوندد لغو مجوز خواهد شد. شما چه تصمیمی برای این اخطارها دارید؟
** این موضع حکایت از ضعف طرف مقابل دارد. جبهه فراگیر اصلاح طلبان در مرحله مطالعاتی قرار دارد و چارچوب ها، اهداف و ارکان آن در جلسات داخلی در حال شکل گیری است آنها وحشت زده چنین مسائلی را مطرح می کنند. آنها نگران یکپارچه شدن و عضوگیری این جبهه از پتانسیل بالای اجتماعی مهندس موسوی هستند. به همین علت پیش از شکل گیری قصد دارند احزاب اصلاح طلب را از عواقب عضویت در این جبهه بر حذر داشته و بیش از آن ترس خود را پنهان کنند. ما از کلیت تشکیلات مهندس موسوی استقبال می کنیم و آن را برای نظام مند کردن حرکت های سیاسی و تقویت جامعه مدنی و شادابی و جذب نیروی جامعه مفید می دانیم. این جبهه از درافتادن جامعه به مسیرهای مجهولی که برخی رسانه های برون مرزی آن را ترویج می کنند ممانعت به عمل خواهد آورد. در عین حال تا مشخص نشدن چارچوب های کلی آن نمی توان در خصوص ساز و کار آن اظهارنظر کرد.
* در این روزها شاهد تندتر شدن مواضع برخی مسوولان نظامی علیه اصلاح طلبان و افزایش محدودیت ها علیه گردهمایی های این جناح سیاسی هستیم. آخرین مورد آن اظهارات فرمانده سپاه پاسداران و لغو برنامه احیای حرم امام بود. صاحب نظران برخورد صورت گرفته با نامه آقای کروبی را نیز در همین راستا ارزیابی می کنند. مردم می پرسند این روند تا کی ادامه خواهد یافت؟
** متاسفانه در این روزها شاهد این گونه مواضع غیرمسوولانه بودیم. به ویژه از سوی نشریات و خبرگزاری های حامی دولت، این تندروی ها دیده شده است. این برخوردهای خارج از مصالح ملی جزء برنامه افراطیون در جناح مقابل است که اگر جلوی آن گرفته نشود، تشدید خواهد شد. آنها به دنبال التهاب آفرینی هستند. به نظر من عملکرد عقلای جناح مقابل در کنار عملکرد اصولی اصلاح طلبان، حملات آنها را کندتر می کند. مسوولان هم نباید اجازه دهند با این گونه اقدامات خلاف قانون، اداره امور مختل شود اما به هرحال این جزیی از تفکر آنهاست و طبیعی است افراطیون به دنبال آن باشند. اما راهکار مهار آن نیز وجود دارد.