نوشته: پاتریک کاکبرن
ترجمه: پرویز علمایی
واحدهای آمریکایی در 30 ژوئن شهرهای عراق را ترک کردند، ولی زندگی روزمرة عراقیها نه فقط از ناامنی، بلکه از بیثباتی اقتصادی نیز نجات پیدا نکرد. بدینسبب است که از این پس مدیریت صحیح منابع نفتی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
عقبنشینی
واحدهای آمریکایی در 30 ژوئن شهرها را ترک کردند و طبق قرارداد منعقد شده میان آمریکا و عراق در 17 نوامبر 2008، وظیفه حفظ امنیت شهرها را به دست نیروهای امنیتی عراق سپردند. فقط 35 تا 50 هزار نیرو از مجموع 142 هزار سرباز آمریکایی، تا آخر سال 2011 در پایگاههای کشور عراق باقی خواهند ماند. نقش نیروی انتقالی، آموزش ارتش عراق و ارائه مشاوره به آن خواهد بود. واحدهای آمریکایی که در نزدیکی شهرها مستقر هستند، ممکن است در صورت نیاز به کمک نیروهای عراقی بشتابند.
نیروهای آمریکایی، کشوری را ترک میکنند که چیز زیادی از آن باقی نمانده است. جامعه، اقتصاد و حتی چشمانداز عراق به دلیل 30 سال جنگ، اِعمال مجازات بینالمللی و اشغال، ویران شده است. بعثیها از سال 1980، با جنگ ایران و عراق که هشت سال طول کشید، جنگ کویت در سال 1991، قیام شیعیان و کردها که در همین سال سرکوب شد، مجازاتهای سازمان ملل که 13 سال طول کشید، اقتصاد خود را منهدم و جامعه عراق را متلاشی کردند. در این میان البته اشغال عراق توسط آمریکا در 2003، و مقاومت مردم عراق علیه اشغال کشورشان از سال 2003 تا سال 2007 و همزمان موج گسترده تروریسم و حضور القاعده را نمیتوان فراموش کرد.
دولت بغداد با افتخار اعلام کرد که در ماه مه سال 2009 فقط 225 نفر در خشونتهای مرتبط با جنگ کشته شدهاند [در عوض ماه ژوئن بسیار مرگبار بود] که سبکترین آمار در چهار سال اخیر است. این البته، از پیدا شدن ماهانه 3000 جسد، در بدترین لحظات خشونتهای قومی سالهای 2007 ـ 2006 بهتر است. ولی در عراق، آنقدر خون ریخته شده است که یافتن مصالحه سیاسی واقعی میان شیعیان، سنیها، اعراب، کردها، بعثیها و غیربعثیها، مدافعان و مخالفان اشغال آمریکا، تقریباً غیرممکن است. یکی از دوستان عراقی میگوید: «چگونه میشود مردمی که از یکدیگر به خاطر زندگی در یک کوچه میترسند، توافق سیاسی پیدا کنند».
خروج آمریکاییها، کردها را نگران میکند
عشق و توافق، در آیندة نزدیک، زندگی عراقیها را نورانی نخواهد کرد. البته این بدان معنا نیست که آنها یکدیگر را خواهند کشت. با این وجود، درگیری میان کردها و عربها همیشه امکانپذیر است. کردها قبل از اینکه متحدان اصلی آمریکا شوند، هسته مرکزی مخالفت با رژیم صدام حسین را تشکیل میدادند. آنها به سوی جنوب پیشروی کردند و کرکوک، نینوا و استانهای مشترک کرد و عرب واقع در خارج از قلمرو دولت منطقهای کردستان را که از خودمختاری گسترده ای برخوردار بود، اشغال کردند. امروزه، خروج آمریکاییها آنها را تضعیف و در عین حال نگران میکند. اعراب شمال در حال سازماندهی خود هستند و دولت مرکزی بغداد چه از نظر نظامی و چه از نظر سیاسی قویتر شده است. یک ناظر کرد در سلیمانیه میگوید: «روزی که کردها از آن میترسیدند، فرارسیده است. ما بار دیگر تنهاتر از همیشه در مقابل بغداد قرار گرفتهایم».
یک سیاستمدار در بغداد میگوید: «در هر دو طرف سرکردگان و رؤسای قبایل، دلایل خوبی دارند که به سوی جنگ نروند. دولت مستقر در بغداد ائتلافی از شیعیان و کردها است. کردها چند پست مهم را در اختیار دارند و هرچند که منطقة آنها از منابع نفتی غنی است، فقط 17درصد درآمد نفتی عراق به حساب آنها واریز میشود. از سوی دیگر کردها با شرکت در دولت مرکزی مناسبتر از همه برای مبارزه با مداخلات خارجی هستند.»
به موازات مسائل امنیتی و رقابتهای بین جوامع، عراقیها باید با مسائل اقتصادی حیاتی نیز مقابله کنند. به گفته وزارت کشاورزی عراق، 5/92 درصد زمینهای کشاورزی، رها و خالی از سکنه شدهاند و به این ترتیب، 40 تا 50 درصد زمینهایی که در سالهای 1970 بارورتر از جاهای دیگر بودند، اکنون بیاستفاده ماندهاند. چرا؟ سدهایی که در سوریه و ترکیه بر روی رودخانه فرات ساخته شدهاند میزان آب این رودخانه را به یک چهارم نسبت به ده سال قبل، تقلیل دادهاند. دشت بینالنهرین که یکی از گهوارههای کشاورزی و زهکشی در تمدن بشری بود به زمین بایر بدل شده است. عراق از این پس نمیتواند غذای خود را تامین کند و به یکی از واردکنندگان اصلی غذا در جهان تبدیل شده است.
عراقیها در رویای کارمند شدن
ولی مسئله وخیمتری هم وجود دارد. تولید چاههای بزرگ نفت عراق در حال سقوط آزاد است. نه حوزه نفتی عراق که بیش از5 میلیارد بشکه نفت خام ذخیره دارند، جزو پربارترین حوزههای نفتی جهان هستند.
حوزههای نفتی کرکوک و «بای حسن» در شمال، حوزههای «رمیله»، «قرنه غربی» و «زبیر» در جنوب، میتوانند تمامی مشکلات عراق را حل کنند، ولی تولید آنها به دلیل اهمال، نبود سرمایهگذاری و مدیریت ناصحیح در حال کاهش است. درسال 2008 این امر کسی را نگران نمیکرد، زیرا بهای نفت بالا بود و دولت خیال میکرد که این امر ادامه خواهد داشت. بدین سبب آنها دستمزدها را افزایش دادند و تعداد کارکنان دولت را به نزدیک 2 میلیون نفر رساندند که دو برابر شمار کارمندان در رژیم گذشته بود. یک سال بعد، اوضاع خراب شد، استخدام جدید، حتی در پلیس نیز متوقف شد و درحال حاضر برای دریافت 5/5 میلیارد دلار وام با صندوق جهانی پول مذاکراتی در جریان است.
تولید نفت در اواخر ماه مه، 41/2 میلیون بشکه بود که از 58/2 میلیون بشکه تولید قبل از جنگ در 2003، کمتر است. درحالی که تولید عراق در سال 1979 به میزان 5/3 میلیون بشکه بود.
در این بافت، تغییرات پرسر و صدایی در عراق روی داد. «حسین شهرستانی» وزیر نفت عراق در 29 و 30 ژوئن، قراردادهای بیست ساله برای بهرهبرداری از چاههای درحال استخراج، با شرکتهای چند ملیتی نفت منعقد کرد تا اولاً تولید را به سطح قبلی برساند و بعد آن را افزایش دهد.
قرار شد سود این شرکتها، با نفت خام پرداخت شود و در عوض آنها نیز مسئولیت تمامی سرمایهگذاریها را برعهده گیرند. در بخش نفت عراق برخی عقیده دارند که دولت مرغ تخم طلا را فروخته است، درحالی که باید حوزههای تازه کشف شده را در اختیار شرکتهای نفتی قرار میداد، نه حوزههایی که هنوز قابل بهرهبرداری هستند. دولت در عین حال باید برای افزایش تولید، از خدمات دفاتر مطالعات و مشاوره آنها استفاده میکرد. در این مرحله از کارها، دولت عراق به نوبه خود عقیده دارد که چاره دیگری نداشته است و با همین وضع هم باز سه سال طول میکشد تا تولید نفت افزایش یابد.
تحول تاریخی کنترل و بهرهبرداری از ثروتهای نفتی عراق، در خارج از کشور، جز در محافل نفتی و مطبوعات تخصصی، توجهی را به خود جلب نکرده است، درحالی که این امر برای عراق تعیین کننده است و عوارض و عواقب قابل توجهی برای تامین انرژی تمامی کرة زمین دارد.
اگر عراق در دو سال اخیر توانسته است ثباتی داشته باشد، بخشی از آن به این دلیل است که دولت توانسته دستمزد 600 هزارنیروی امنیتی را بپردازد و هزاران شغل کارمندی را که دستمزدهای خوبی دارند، حفظ کند. همه عراقیها در رویای یافتن یک شغل راحت و باثبات در ادارات دولتی هستند و به هیچوجه دنبال شغلی در بخش خصوصی نمیروند، زیرا بخش خصوصی بیش از پیش تضعیف و نامطمئن شده است. نفرت و ترسی که باعث اختلاف میان عراقیها شده، نتیجه قابل فهم دهها سال جنگ و خصومت است. البته فائق آمدن بر آن در ظرف کمتر از یک نسل، بسیار مشکل است. استفاده و بهرهبرداری از منابع غنی نفت عراق، بهترین شانس برای ارائه شوق زندگی به مردم این کشور نیست، بلکه تنها شانس زندگی است.