تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۲۰۵۱۷
واکاوی سیاست «بی‌بی‌سی» در قبال تحولات ایران

دیپلماسی روباه (بخش دوم و پایانی)

مصطفی غفاری مقدمه: در بخش نخست این مقاله ضمن معرفی اجمالی « بی بی سی » وارد مبحث مهم نحوه مواجهه این رسانه با انتخابات ریاست جمهوری ایران و حوادث متعاقب آن شدیم و نوع پوشش خبری خطبه های آیت الله خامنه ای در نماز جمعه تاریخی تهران ( 29 خرداد 8831) به عنوان نمونه برای بررسی و تحلیل انتخاب شد . در قسمت پایانی چگونگی تفسیرهای مغرضانه و اخبار جهت دار بی بی سی مورد بررسی قرار می گیرد .

تصویرسازی بی‌بی‌سی
بی بی سی در گزارش صوتی- تصویری کوتاهی، به بازتاب این سخنان که در واقع نشانگر گونه ای مدیریت بحران بود، پرداخت و در میان پوشش خبری نقاط آن، از «آنچه که او (آقای خامنه ای) سران استکبار و رسانه هایی که آنها اداره می کنند، نامید» یاد کرد. همچنین از قول ایشان نقل کرد که «من از همه می خواهم که به زورآزمایی خیابانی خاتمه دهند. اگر نه مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن برعهده آنهاست.»
سپس بلافاصله جمشید برزگر سردبیر سایت و رادیو فارسی بی بی سی این سخنان را نشانه تصمیم و جهت گیری کلی نظام در برابر اعتراضات و امید اندک به شورای نگهبان برای تغییر در نتایج انتخابات عنوان کرد! در حالی که رهبر انقلاب علاوه بر خطبه های نماز جمعه، در دیدار با یکی از نامزدهای معترض و نیز دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، بارها تأکید کرده بودند که معترضان، باید از مسیر قانون به دنبال احقاق حق خود باشند.
پیش فرض بی بی سی که می کوشید آن را به مخاطبان خود نیز منتقل کند، «مسلم بودن تقلب گسترده در انتخابات» بود، بزرگر بدون اشاره به مقدمه چینی رهبر انقلاب که از تبعات زیان بار هرج و مرج برای اعتماد و امنیت عمومی یاد کرده بودند، تنها با یادآوری این عبارت که «مسئولیت خون وخشونت زورآزمایی خیابانی برعهده ادامه دهندگان این روش خواهد بود» کوشید صدور محور خشونت علیه مخالفان را در سخنان رهبری القا کند.
بی بی سی همچنین پیامد مهم سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران را ارتقای میزان و سطح درگیری ها پیش بینی کرد! در حالی که سخنان رهبری تنها در مقابل یک روش بود نه حتی اصل اعتراض. ایشان در خطبه ها به باز بودن راه برادری و قانون برای پیگیری اعتراضات احتمالی تأکید کرده بودند. در نتیجه سخنان رهبر انقلاب شمار معترضان خیابانی در تهران از صدها هزار نفر در روزهای گذشته، به کم تر از 70هزار نفر آن هم به روایت کاربران توییتر از بی بی سی رسید! گرچه روز شنبه درگیری هایی خونین میان معارضان مسلح و نیروهای انتظامی در سطح شهر رخ داد اما سخنان آیت الله خامنه ای توانست به تدریج آرامش را به خیابان های تهران بازگرداند و امنیت میلیون ها شهروند را تأمین کند.
بی بی سی در ادامه راه و در برنامه های گوناگون خود به تحلیل سخنان رهبر انقلاب و ابعاد تأثیرات آن پرداخت. در این برنامه ها بی بی سی، رهبر ایران را به فرافکنی بحران داخلی ایران و دشمن تراشی در پی ناتوانی از مهار بحران، خشونت علیه مردم و نقض حقوق بشر و شهروندی، رویارویی مستقیم با طرفداران نامزدهای معترض و تهدید آن ها، سقوط از عدالت به روایت آنچه آقایان منتظری، کدیور و سروش دفاع بی منطق از رئیس جمهور و نتایج انتخابات می نامیدند، متهم نمود! بی بی سی همچنین در 40روز پرتنش پس از انتخابات، تلاش کرد سرخوردگی مردم ایران از نتایج انتخابات و برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی و سلب اعتماد مردم از نظام و نیز شکاف و دو دستگی عمیق در ارکان نظام و جنگ قدرت میان آن ها را القا کند و البته در تمامی خبرها و تحلیل ها آشکار و پنهان بر طبل تقلب بزرگ بکوبد!
به چند نمونه از القایات بی بی سی که در بخش فارسی سایت بی بی سی آمده، توجه کنید:
«آیت الله خامنه ای کسانی را که دشمن می خواند، متهم کرد که پس از مشارکت گسترده مردم در انتخابات اخیر، درصدد برآمد نسبت به نتیجه این انتخابات ایجاد بدبینی کند و گفت که دیپلمات های غربی که قبلاً با نقاب احترام با نظام جمهوری اسلامی برخورد می کردند، این نقاب را کنار زده اند و به خصوص دولت بریتانیا را به خیانت در این زمینه متهم کرد.»
«وی 11میلیون تقلب در انتخابات را غیرممکن دانست و هشدار داد که اگر سیاستمداران منتقد انتخابات به تظاهرات و راهپیمایی های خیابانی خاتمه ندهند، فرماندهان پشت صحنه این اعتراضات تلقی خواهند شد و مسئول خونریزی های احتمالی خواهند بود.»
همچنین بی بی سی در یک فضاسازی رسانه ای برای کم رنگ جلوه دادن نمازجمعه تاریخی 29خرداد تهران، مدعی شد: «اتوبوس های حامل نمازگزاران از سرتاسر کشور برای شرکت در این مراسم به تهران اعزام شده بودند!»
بی بی سی حتی نتوانست خرسندی خود را از وضعیت پیش آمده پس از انتخابات ایران و سوژه سازی برای رسانه های بیگانه پنهان کند: «تجمعات چند صدهزار نفری اعتراضی و نیز خشونت نیروهای مدافع دولت علیه معترضان، بارها و بارها به خبر اول رسانه های معتبر دنیا تبدیل شد و به زعم برخی ناظران رسانه ای در عرض یک هفته، بیش از تمام دوران پس از جنگ، تصاویر مستند علیه جمهوری اسلامی تولید کرد.»
چند روز پس از اظهارات رهبری، ابعاد بسیاری از مداخلات انگلستان در ماجراهای انتخابات ایران توسط وزیر امور خارجه ایران و نیز تحلیل گر ارشد سفارت انگلستان در تهران، روشن شد اما برداشت های مخدوش و تصویرسازی های جهت دار بی بی سی از صحبت های رهبر انقلاب، همچنان ادامه یافت. این شبکه ایستادگی رئیس جمهور در برابر مستکبران را به آنچه خود «دشمنان داخلی» می خواند، تعمیم داد و آن را از دلایل حمایت رهبری از رئیس جمهور عنوان کرد: «آقای احمدی نژاد در مقابله با دشمنان داخلی هم از چنین الگوی سازش ناپذیری تبعیت می کند... دیگر برای کمتر کسی تردیدی در این نکته باقی مانده که رهبر جمهوری اسلامی ایران، به هر دلیل، متقاعد شده است که اصلاح طلبان، به دلیل حرکت آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر خواسته های قدرت های جهانی در ابعاد سیاسی، امنیتی و بین المللی، برای بقای نظام جمهوری اسلامی ایران خطرناک هستند و بنابراین، ملاحظات مربوط به حفظ نظام ایجاب می کند که با قاطعیت در مقابل تحرکات آن ها و ورود مجددشان به قدرت جلوگیری شود.»
این در حالی است که آیت الله خامنه ای پیش از انتخابات، همه نامزدها را صالح معرفی کرده بودند، در نماز جمعه، رقابت آن ها را در چارچوب نظام اسلامی دانسته و در روزهای پس از انتخابات نیز این گونه دعواها را دعوای خانوادگی در درون نظام اسلامی عنوان کردند.
در اقدام حساب شده دیگر، بی بی سی کوشید با پوشش گسترده واکنش های پراکنده بین المللی به سخنان آیت الله خامنه ای، خطوط اصلی القایات خود را برای فشار بر مقامات و افکار عمومی ایران، پررنگ تر سازد و بار دیگر حمایت رهبری از منتخب ملت را بی منطق و سخنان ایشان مبنی بر پایان دادن به اردوکشی خیابانی و لزوم پیگیری اعتراض ها از مسیر قانونی را ایستادن در برابر خواست مردم نشان دهد وایران را در اوج بحران مشروعیت تصویر کند!
به این نمونه ها توجه کنید: «روزنامه فایننشال تایمز نوشت که آقای خامنه ای با پیامی سازش ناپذیر به مصاف مخالفان خود رفت: اعتراض ها را همین حالا متوقف کنید وگرنه عواقب آن برعهده شما خواهد بود!»، «فایننشال تایمز در مطلبی دیگر از قول برخی از معترضان به نتایج انتخابات 22 خرداد می نویسد که آیت الله خامنه ای با این حرف ها مقابل مردم ایستاد!»
«روزنامه گاردین ضمن تحلیل و تفسیر سخنان دیروز آقای خامنه ای، از قول عیسی سحرخیز نوشته است که این سخنرانی، بحران را از مناقشه بر سر نتایج انتخابات به محکی برای اقتدار سیاسی رهبر جمهوری اسلامی تبدیل کرد!»، «گاردین در ادامه می نویسد: آیت الله خامنه ای اکنون راه خود را بسته است؛زیرا از تظاهرکنندگان توقع دارد از فرمانش برای نیامدن به خیابان اطاعت کنند»!
تلاش رسانه ای بخش جهانی بی بی سی برای مخدوش ساختن تصویر ایران و رهبری آن در افکار عمومی پس از فروکش کردن اردوکشی ها و درگیری های خیابانی نیز ادامه یافت. شبکه بی بی سی با پوشش گسترده نماز جمعه 26 تیرماه حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی برای نمایاندن آن به مثابه صف آرایی در برابر نماز جمعه 29 خرداد آیت الله خامنه ای، مدعی شد: «نماز 26 تیر با نماز 29 خرداد هر یک صحنه نمایش قدرت یک جناح در برابر دیگری است.»
فرخ نگهدار همچنین در تحلیل خود مدعی شد: «بسیاری از شهروندان، هیچ گاه جمهوری اسلامی را نپذیرفته اند!» در حالی که تنها چند روز پیش از آن، افکار عمومی در سراسر جهان شاهد ثبت رکورد مشارکت 86 درصدی ایرانیان در انتخابات ریاست جمهوری بود.
در ماجرای انتصاب آقای مشایی به معاونت اولی رئیس جمهور و سپس دستور عزل وی توسط رهبر انقلاب، بی بی سی بار دیگر به ارایه تحلیل های جانب دارانه برای تضعیف جایگاه رهبری پرداخت و در حالی که تحلیل گران سیاسی، این اقدام را نشانه انصاف و بی طرفی رهبر انقلاب و تلاش ایشان برای حفظ چارچوب و اصول کلی نظام دانستند، کوشید آن را نشانگر اقتدارطلبی مطلق رهبری نشان دهد: «مداخله مستقیم رهبر جمهوری اسلامی در تغیین مناصبی که حتی نیازمند رای نمایندگان مجلس نیز نیستند، به معنای آن است که حتی فردی که بنا به تأیید آقای خامنه ای رای نزدیک به 25 میلیون نفر یا 63 درصد از رای دهندگان را به دست آورده، قادر نیست خود معاونان و اعضای کابینه اش را برگزیند»!
این شبکه در پوشش اخبار مراسم تنفیذ ریاست جمهوری توسط رهبر انقلاب نیز تلاش کرد به گونه ای کنایه آمیز دشمن تراشی را مهم ترین وجه سخنان رهبری بنمایاند: «آیت الله خامنه ای در جریان تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، گفت: دشمنان در این خیال نباشند که با تقلید مغلوط از حضور عظیم مردم در انقلاب پرشکوه 1357 و در یک کاریکاتور از آن حرکت عظیم، می توانند به نظام اسلامی ضربه بزنند؛ چرا که این نظام مقتدر و ریشه دار با این کارها شکست نخواهد خورد.»
بی بی سی همچنین با به کارگیری ادبیات جیمی کارتر در سفر دی ماه 1356 به ایران و اظهارات دور از واقع او در «جزیره ثبات خاورمیانه» خواندن ایران تحت حکومت شاه، تلاش کرد رهبر ایران را نیز مستبد و وضعیت جمهوری اسلامی را همچون رژیم شاهنشاهی در آن سال ها، در آستانه سقوط نشان دهد: «رهبر جمهوری اسلامی در حکم تنفیذ خود جمهوری اسلامی ایران را در وضعیتی تصویر می کند که با جزیره آرامش و ثبات شباهت های بسیار دارد. دیگران چنین تصویری ندارند. برخی وضع موجود ر ا نامطلوب می بینند، عده ای دیگر از بحران صحبت می کند. عده ای هم جمهوری اسلامی را در پایان خط می انگارند!»
به نظر می رسد بخش جهانی شبکه بی بی سی با دریافت بودجه های هنگفت دولتی از طرف امور خارجه بریتانیا، می کوشد رهبر جمهوری اسلامی را که با هوشمندی به ردگیری انگیزه ها و تلاش های بیگانگان در ماجراهای اخیر پرداخته است، دچار توهم توطئه و دشمن تراشی و فرافکنی بحران های درونی جلوه دهد، شکاف گسترده در ارکان نظام و ناکارآمدی جمهوری اسلامی را القا کند و مردم ایران را از مردم سالاری دینی، سرخورده و نسبت به حاکمیت، بی اعتماد بنمایاند. گویا بی بی سی با این کارها تلاش می کند ماجرای خباثت انگلیس را از خاطر مخاطبانش محو کند!
بی‌طرفی به سبک بی‌بی‌سی!
امروزه مسئولان شبکه جهانی بی بی سی ترجیح می دهند نام پیشین بخش بین المللی بی بی سی یعنی «سرویس امپراتوی بی بی سی (BBC Empire Service) را به خاطر مخاطبان خود نیاورند یا آن را این گونه توجیح کنند: «این نام نه برای پیشبرد اهداف امپریالیستی که برای متحد کردن مردم انگلیسی زبان کشوری که در آن زمان امپراتوری بریتانیا نامیده می شد، انتخاب شده بود!» از این رو گردانندگان بخش جهانی بی سی، از سال 1988 نام جدید «سرویس جهانی بی بی سی» را جایگزین آن کرده اند.
گذشته از وابستگی سرویس جهانی بی بی سی به وزارت خارجه بریتانیا و نام تأمل برانگیز آن تا پیش از 1988، زمان تأسیس رادیو، تلویزیون و سایت فارسی بی بی سی، میزان استقلال و بی طرفی این شبکه را آشکار می کند. بخش فارسی رادیو بی بی سی در دسامبر 1940 درست هشت ماه پیش از سوم شهریور 1320، آغاز به کار کرد. با توجه به نگرانی بریتانیا از نفوذ تبلیغاتی آلمان در ایران، سه ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم ضرورت تأسیس بخش فارسی بی بی سی از سوی «سر ریدر بولارد» به لندن گزارش شد. چهل روز بعد از پیشنهاد، تأیید و به بولارد ابلاغ شد که وزارت خارجه و خزانه داری، بودجه لازم برای تأسیس بخش فارسی را آماده کرده اند. بی بی سی فارسی از ابتدای تأسیس تا پایان تابستان 1320 درگیر کارزار بی وقفه ای برای بدبین کردن ایرانیان نسبت به آلمان هیتلری و توجیه و آماده سازی افکار عمومی برای اشغال ایران بود.
با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت، بی بی سی بار دیگر استثنائاً و براساس مصالح ملی بریتانیا، آشکارا با سیاست های تامین کننده مالی خود همراه شد: نخست با تهیه گزارش ها و تفسیرهایی در ارایه تصویر مثبت از کارنامه شرکت نفت انگلیس و ایران و سپس در همگامی کامل با دولت لندن برای مقابله با ملی شدن صنعت نفت. پرده آخر نمایش بی بی سی فارسی، نیز، همکاری مستقیم این شبکه در کودتای 28 مرداد 1332 و سرنگونی حکومت مصدق بود.
در آگوست 2005، شبکه چهار رادیوی بی بی سی، برنامه ای از سری برنامه های «داکیومنت (سند)» و با عنوان «یک کودتای خیلی بریتانیایی» پخش کرد! در این برنامه که بعدها چندین جایزه رسانه ای نیز دریافت کرد، تصریح شد که گوینده خبر بی بی سی فارسی با اعلام «اکنون ساعت دقیقا 12 نیمه شب است» به جای جمله همیشگی «اکنون ساعت 12 نیمه شب است» پیامی رمزی به شاه و همراهانش برای اطمینان بخشی به آنان و نشان دادن آمادگی لندن برای کودتا دادند.
بی بی سی همچنین در مورد مسأله مالکیت ایران بر جزایر سه گانه خلیج فارس در زمان محمدرضا پهلوی نیز رسماً و علناً از موضع اعراب حمایت می کرد؛ تا آن جا که آنتونی بارسونز سفیر بریتانیا در تهران در گزارش نامه ای در مرداد 1354 که به شدت مورد اعتراض لندن واقع شد، به دخالت بی بی سی در امور کشورهای خاورمیانه برای تأثیرگذاری بر دولت ها اعتراف کرده و از مسئولان وزارت خارجه کشورش خواست از اعمال فشار و مداخله در کشورهای خاورمیانه از طریق سرویس جهانی بی بی سی خودداری کنند.
در سال های پس از انقلاب بهمن 57، بی بی سی فارسی همواره جایگاه فعالیت افرادی بوده که با انقلاب و جمهوری اسلامی برآمده از آن، سر ناسازگاری داشته و حتی به طور فعال در سازمان های سیاسی و شبه نظامی عضو بوده و یا هوادار آن بوده اند. چیزی که با همه منشورهای گذشته و کنونی بی بی سی و ادعای بی طرفی و عدم جانب داری آن در تضاد است.
در دهه 1980 سرویس جهانی بی بی سی و بخش فارسی در رقابت با شبکه های رقیب بین المللی، تا اندازه زیادی از نخبه گرایی دست کشید و به تولید برنامه های عامه پسند روی آورد اما دیپلماسی عمومی بریتانیا، بار دیگر سرویس جهانی بی بی سی را متأثر نمود و با آن که این شبکه در اوج مشکلات اداری و مالی در حال کاستن از برنامه های خود بود، در اکتبر 2006 با چراغ سبز وزارت خارجه و پارلمان انگلستان، ناگهان تاسیس یک شبکه تلویزیونی فارسی زبان در سال 2008 اعلام شد.
گرچه افکار عمومی بریتانیا درباره تأسیس این تلویزیون فارسی زبان و پرداخت هزینه آن از جیب مالیات دهندگان آن کشور، چندان خشنود نبوده و نیستند اما «چیمن» رئیس سرویس جهانی بی بی سی در نشست ژوئن 2007 کمیسیون روابط خارجی مجلس عوام، از تأسیس تلویزیون فارسی زبان بی بی سی به عنوان «بالاترین اولویت در برنامه پیشنهادی به وزارت خارجه که دارای پرونده ای بسیار قوی است» یاد کرده بود!
همیشه دروغ نگو!
برخی تصور می کنند همه کارکنان سرویس جهانی و بخش فارسی آن، موظف به نوکری روزمره و اطاعت مداوم از دستورات مقامات ارشد سیاسی بریتانیا هستند! اما واقعیت این است که خدمت گذاری این شبکه به منافع ملی انگلستان تنها در مواقع حساس و سرنوشت ساز آشکار می شود. بی بی سی آن قدر حرفه ای هست که درهر مورد ناچیزی، اعتبار رسانه ای خود را هزینه نکند.
هر رسانه ای برای اعتبار یافتن برد مخاطبان و فضاسازی برای القای موارد لازم در مواقع ضروری، نخست باید این باور را در ذهن ها نهادینه کند که راست گو و بی طرف است؛ زیرا دروغ گویی همیشگی، اعتماد مخاطبان را سلب خواهد نمود. چرخ تبلیغات راهبردی و دیپلماسی عمومی بریتانیا نیز با دروغ پراکنی مستقیم و مداوم نمی چرخد. بنابراین بی بی سی نیازی به دروغ گویی همیشگی ندارد و با ارایه گزارش های نسبتا درست، همواره در جلب اعتماد مخاطبانش می کوشد. ارایه تصاویر نادرست و ناقص به مخاطبان، تنها در بزنگاه ها صورت می گیرد.
دراین باره، دیدگاه محمدرضا زایری روحانی فعال ایرانی در عرصه مطبوعات و وب که اکنون در لبنان تحصیل می کند، جالب توجه است: «آمریکا کوپن دروغ گویی خود را برای چیزهای بزرگ هزینه می کند. می گوید می خواهم دموکراسی منتشر کنم و دروغ می گوید اما چون در چیزهای کوچک همیشه راست گفته، مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به ادعای سلاح کشتار جمعی، جنگ ویرانگر عراق را آغاز می کند. آمریکا می گوید القاعده تهدیدی برای امنیت بین المللی است؛ در حالی که اصل القاعده را خودش درست کرده اما چون در چیزهای کوچک راست گفته، مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به افغانستان حمله می کند.»
دیپلماسی عمومی انگلستان نیز برای اهداف گوناگون راهبردی و دراز مدت خود، به بخش جهانی بی بی سی نیازمند است. بنابراین نباید توقع داشت که لحظه به لحظه فعالیت های کوتاه مدت و روزمره این شبکه، منطبق بر سیاست های اعلام شده دولتی بنماید. رسیدن به هدف نهایی در شکار افکار عمومی، تنها در میان مدت و دراز مدت است که باید تامین شود.
به که اعتماد کنیم؟
از کارنامه بی بی سی چنین برمی آید که این شبکه هیچ گاه گامی بیرون از حیطه تامین منافع ملی انگلستان درآن سوی مرزهای بریتانیا برنداشته است. نمایش گاه گاه صداقت و بی طرفی این رسانه نیز برای جلب اطمینان و همراهی مخاطبان و استفاده از آن در بزنگاه های آینده است.
برخی تحلیل گران سیاسی انگیزه دولت انگلستان را از سامان دهی ها و برنامه سازی های کنونی رسانه ای علیه ایران، همراهی با آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی ایران و دست کم تضعیف قدرت روبه فزونی ایران و امتیازگیری در مسایلی چون انرژی هسته ای و حقوق بشر می دانند.
30 سال پس از این، که اسناد وزارت خارجه بریتانیا منتشر شود، بی شک بخشی از این انگیزه ها و تلاش ها برای افکار عمومی فاش خواهد شد اما مردم ایران در آستانه دهه عدالت و پیشرفت، نیازی به این همه انتظار ندارند. درک دشمنی ها و کارشکنی های قدرت های بیگانه در راه دشوار و البته در گام های نهایی ایران اسلامی برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، چندان دشوار نیست.
درعین حال و در دنیایی که راه های گوناگون دسترسی به اطلاعات برای بیشتر مردم هموار شده است، مخاطبان رسانه هایی چون بی بی سی، بهتر است با بهره گیری از منابع گوناگون خبری و مقایسه اخبار و تحلیل ها، درک درست تری از همه ابعاد واقعیت های اجتماعی ایران و جهان داشته باشند. رسانه ها و منابع خبری داخلی اگرچه با اشتباه ها و کاستی های فراوانی از جمله برخی ملاحظات محافظه کارانه و گاه سیاسی کاری در پوشش و پردازش اخبار ایران و جهان درگیرند اما هنوز هم انتظار حرکت، در چارچوب منافع ملی ایران، از آن ها خردمندانه تر به نظر می رسد تا بنگاه سخن پراکنی انگلیس!
تکرار تاریخ با بازی جدید!
هنوز تنور بحران پس از انتخابات در ایران برای رسانه های بیگانه تا اندازه ای گرم بود که صادق صبا رئیس تلویزیون، رادیو و وب سایت بی بی سی فارسی، در یک اظهارنظر دور از انتظار در گفت وگو با برنامه «جام جهان نما» گفت: «اگر ما این روزها شاهد فروکش کردن اعتراضات به نتایج انتخابات هستیم، دلیل عمده اش این است که مردمی که به آقای موسوی رای دادند، درمورد وقوع تقلب در انتخابات قانع نشده اند! اصلاح طلبان تاکنون نتوانسته اند دلیلی برای تقلب در انتخابات ارایه دهند و نامزد شکست خورده این جریان دیگر نباید بر موضوعی مانند تقلب و ابطال انتخابات ریاست جموری ایران که اکنون به فراموشی سپرده شده است، اصرار کند. شخص موسوی هم به خوبی می داند که در این انتخابات نهایتا 13 میلیون نفر به وی رای داده اند، نه بیشتر.»
مسئول بخش فارسی بی بی سی تصریح کرد: «ما شاهد تغییر رویکرد از سوی نامزدهای معترض به انتخابات ریاست جمهوری ایران هستیم و آن ها باید به سمت پذیرش نتایج این انتخابات قدم بردارند.»
سال ها پیش، اصرار مسئولان وزارت خارجه بریتانیا و بخش جهانی بی بی سی به پخش برنامه های تبلیغی علیه ملی شدن صنعت نفت در ایران و حکومت مصدق موجب شد که حتی تهیه کنندگان و کارکنان فارسی این شبکه در اعتراض به این سیاست، برای مدتی دست از کار بکشند... اکنون می توان پرسید: تاریخ دارد تکرار می شود یا بازی جدیدی در راه است؟
پی‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات