کامران شرفشاهی
ماهواره یکی دیگر از پدیده های رسانه ای عصر حاضر است که آمیزه ای از فرصت و تهدید است و به لحاظ حساسیت و تاثیر فرهنگی آن چنان مورد توجه قرار گرفته که حتی پیش از ظهور این پدیده نگرانی های گسترده ای را موجب شد، نگرانی هایی که تا اینک تداوم یافته و البته نگرانی هایی که بحق است.
“ماهواره” یکی دیگر از وسایل ارتباط جمعی است که پیشگویی کارشناسان علم ارتباطات مانند مارشال مک لوهان را که دنیا را به “دهکده جهانی” تشبیه کرده بود یادآور شد. البته بسیار پیشتر از عصر حاضر در احادیث و روایات اسلامی در خصوص دوره آخر الزمان اشارات و پیشگویی هایی شده بود که هر یک از این اختراعات، ابداعات و اکتشافات را می توان صحه ای برآن بشارت بزرگ موعود دانست و آیتی از حرکت هدفمند و پیش بینی شده جهان به سمت نزدیک شدن به عصر ظهور منجی کل.
اندیشوران و متخصصان علم ارتباطات وسایل ارتباط جمعی را امتداد حواس انسان و وسیله ای در خدمت ارتقای توانایی های او به شمار می آورند و براین باورند که انسان می بایست به استقبال فرصتی که تکنولوژی برایش مهیا کرده است بشتابد و از آن حداکثر بهره برداری را بنماید.
درکنار این دیدگاه ، نگرانیهایی نیز وجود دارد که این نگرانیها عمدتا در خصوص کارکردهای منفی ماهواره و سوء استفاده هایی است که از این رسانه می شود وغالبا جنبه های اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مدنظر است.
چنین نگرشی که البته تازگی هم ندارد هراسی است که با گذشت زمان رنگ می بازد.
چنانکه در دوران حکومت رضا شاه پهلوی ،طی اعلامیه ای رسمی تهیه دستگاه رادیو و یا استفاده از آن جرم شناخته شده بود ، لیکن به مرور زمان این حساسیت به تدریج رنگ باخت و استفاده از رادیو رفته رفته عمومیت پیدا کرد.
ظهور پدیده تلویزیون در ایام حکومت پهلوی دوم نیز نگرانی متدینین را برانگیخت تا جایی که بسیاری تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، این وسیله راتحریم کردند و حتی پس از پیروزی انقلاب نیز با حساسیت به سمت این وسیله رفتند که مراجعه به استفتاهایی که در این خصوص در آن هنگام از مراجع عظام شده است به خوبی بیانگر این واقعیت است .همچنین ورود سینما نیز تابع چنین قاعده ای بود و به لحاظ صحنه های غیراخلاقی که در آن به نمایش در می آمد مورد اعتراض متشرعین قرار گرفت.
پدیده ویدئو در سالهای دهه اول پس از پیروزی انقلاب ، یکی دیگر از موارد قابل ذکر در این باره است که گویی به نحوست فیلم های بتاماکس یا به تعبیر مردم “نوار کوچک” برمی گشت! سختگیری درباره ویدئو و کلوپهای آن تا هنگام ورود تکنولوژی جدید یعنی ویدئوهایVHS ادامه داشت و عاقبت حساسیت نه تنها در این باره که پیرامون نسل بعد از آن وDVD به نحو چشمگیری کاهش یافت و بازارCD آنچنان رونق یافت که در پیاده رو تمام شهرها قابل ابتیاع بود، و .......
جان کلام آنکه در سه دهه اخیر، شاهد جهش عظیمی در عرصه رسانه های گروهی بوده ایم و باعنایت به روند رو به رشد تکنولوژی رسانه ای و سرمایه گذاری های عظیم و هنگفتی که توسط کمپانی های بزرگ چند ملیتی در این زمینه صورت پذیرفته ، این جریان همچنان به راه خویش ادامه خواهد داد و در نتیجه روز به روز قیمت این وسایل ارزانتر ، کم حجم تر و قابل دسترسی تر خواهد شد. لذا بااین اوصاف مهار یا کنترل این رسانه ها هر لحظه دشوارتر و شکل پیچیده تری به خود خواهد گرفت.
در عصر حاضر دیگر هیچ نقطه ای از زمین با تمام وسعتش از پوشش امواج ماهواره ای مصون نیست و جنگ بزرگی در سرتاسر زمین با هدف استیلای رسانه ای و تاثیر بر افکار عمومی جهانیان در جریان است.اگر روزگاری تنها صاحبان اندیشه نسبت به آینده بشریت و تهدیدی که از جانب رسانه ها متوجه اوست نگران بودند اینک این روند به چنان مرحله محسوسی رسیده است که حتی خانواده ها و اشخاص عامی نیز عمیقا از حضور رسانه ها احساس خطر می کنند و نسبت به آینده خویش و فرزندانشان بیمناک هستند . چنان که هر زمان می گذرد این سخن امام
جعفر صادق (ع) که فرموده اند: “در آخرالزمان دینداری همانند نگاهداشتن آتش گداخته در کف دست است “ عینیت بیشتری می یابد تا جایی که اکنون این واقعیت شکل کاملاملموسی پیدا کرده است که گروهی فرسنگها دورتر در یک توطئه شوم و شیطانی، باورها و اعتقادات جامعه را نشانه گرفته اند و می کوشند تا با استحاله تدریجی زمینه سقوط و انحطاط جوامع را مهیا کنند.
شبکه های متعدد ماهواره ای که هر لحظه بر تعداد آن به طور قار£ گونه ای افزوده می شود، ابزاری در دست نظام سلطه است تا به اشکال گوناگون زمینه را برای غارت و بردگی انسان فراهم آورد.
این شبکه ها با در هم آمیختن راست و دروغ، و یا چنان که در قرآن کریم در تشریح عمل شیطان آمده است آراستن زشتی ها و پلشتی ها با انواع زرق و برق ها مخاطبان خویش را تحت تاثیر قرار داده وذهن آنها را برای پذیرش خطا و اشتباه مستعد می نمایند.
تبلیغات دروغین و سودجویی های ناصواب در این شبکه ها به گونه ای است که حتی برای سلامتی وجان انسانها نیز ارزشی قائل نیست و مصداق این مدعا تبلیغ دائمی انواع داروهای تقلبی چاقی، لاغری، غریزه جنسی ، مکمل های تقویتی، کرم، پودر، ژله، لوسیون و انواع به اصطلاح داروهای پوست و مو، و ... است که مصرف آن توسط اشخاص ناآگاه و ساده لوحی که تحت تاثیر این تبلیغات فریبنده قرار گرفته اند، عوارض خسارت آفرین و جبران ناپذیری داشته است. برخی از این داروها که در شبکه های ماهواره ای دائما برای جوامع جهان سوم مورد تبلیغ قرار می گیرد، داروهایی است که به لحاظ پیامدهای زیانبار مدت هاست مصرف آن در کشورهای غربی ممنوع شده است به عنوان مثال داروی “آمفتامین” که از سال1997 به دلیل بروز عوارض گوناگون اعصاب و قلب در اروپا و آمریکا ممنوع شده است به شکل های گوناگون به کشورهای جهان سوم صادر می شود تا مافیای تقلب و سودپرستی روز به روز فربه تر شود.
در سیستم سرمایه سالاری که حاکم بر شبکه های ماهواره ای غرب است، اخلاق و معنویت هیچ ارزش و بهایی ندارد و همه چیز قابل قیمت گذاری و فروش است. این سیستم با به خدمت گرفتن کارشناسان، متخصصان، هنرمندان و به کارگیری امکانات فناوری پیشرفته دائما در کار ابداع و به کار بستن شیوه های تازه ای برای اغفال و اقناع مخاطبان خویش است و با نشان دادن در باغ سبز آنها را به سمت جهنم سوزان بی بازگشتی هدایت می کند که این سرنوشت اعتماد نابجا به آن است. نمونه ای از این در باغ سبزها را می توان در ترغیب و تشویق سرمایه گذاری در دیگر کشورها مشاهده کرد چنان که بسیاری از هموطنان ما به لحاظ تبلیغات فریبنده ماهواره ای به جای سرمایه گذاری در وطن خویش، سرمایه های خود را به کشورهایی منتقل کردند که نتیجه ای جز ورشکستگی وسرشکستگی برای آنان نداشت و عجبا که علی رغم این همه ضرر و زیان و نمونه های حاضر و شاهد هنوز هم جریان تبلیغات فریبنده ماهواره ها برای جلب سرمایه ها و شیرجه در جهنم نابودی همچنان شب و روز ادامه دارد و بازار مکاره دروغین ماهواره ها همچنان گرم است. در عرصه سیاسی ماهواره ها ابزار جدیدی در جهت پیشبرد آموزه جنگ سرد “ترومن” برای حمله به وحدت و یکپارچگی ملت ها و فروپاشی یا تضعیف دیگر حکومت های جهان تلقی می شوند. در این شیوه گویندگانی با زبان محلی کشور مورد نظر و در پوشش آزادیخواهی، دموکراسی، حقوق بشر، رفاه افزونتر و ... به تدریج با الغای شک و شبهه جامعه را دعوت به عصیان و نافرمانی مدنی می کنند و یا با رواج افکاری یاس آلود و ترسیم چشم اندازهای سیاه در صدد مهار شور و حرارت ها و ایجاد حس پوچی و بی انگیزگی در اشخاص است. نمونه بارز به کارگیری این روش ها کشور آمریکاست که از دهه1950 با ارگان های فرا ملی تبلیغاتی با تکیه بر قدرت هیپنوتیسم کننده رسانه های الکترونیکی و با شعارهای جذابی همچون: “انتخاب آزادانه”، “انتقال روشنگری”، “جریان آزاد اطلاعات” و ... همواره حضوری پررنگ و مداخله جویانه داشته است.
در چنین شرایطی یقینا تنها سلاح موثر در جهت دفاع از جامعه حضور موثر، آگاهانه، هدفمند و جریان ساز فرهنگی است. به عبارت دیگر مخاطرات عصر حاضر، اهمیت تلاش در حوزه فرهنگ را دو صد چندان افزایش داده است. به این سبب ضرورت دارد که امر مدیریت فرهنگی بیش از هر زمان دیگری جدی تر گرفته شود و به جای افراد بی صلاحیت و ناآشنا با این مقوله و حساسیت های آن، همانند شکل مهاجم از اشخاص هوشمند و کاردان و صاحب نظر در این امر استفاده شود.
دعوت از فرهیختگان و اصحاب اندیشه جهت ارائه طرح های فرهنگی، به کارگیری تمام توان رسانه ای برای نقد شبکه های سخن پراکنی و افشاگری در خصوص تبلیغات دروغین آنان، بالابردن تنوع، تعداد و جذابیت رسانه های داخلی، روشنگری درباره دسیسه های شبکه های ماهواره ای از طریق آموزش و پرورش و آموزش عالی، گام های مثبتی است که نمی بایست مورد تساهل و تاخیر قرار گیرد.