عماد افروغ؛ جامعه شناس و استاد سابق دانشگاه تهران درباره نکات مطرح شده در سخنان روزیکشنبه مقام رهبری به «خبرنگار فرارو» گفت: «صحبتهای روز یکشنبه مقام رهبری سخنانی بود که ما همواره از جایگاه رهبری توقع داریم. ما معتقدیم که رهبری بایستی رافع اختلافات و مجمع ناس باشد. مانند یک پدر خانواده تلاش کند که تا آنجایی که امکان پذیر است در درون خانواده با ورود در دعوا و جانب یکی از اعضای خانواده را گرفتن،این دعوا را حل و فصل کند.من به یاد میآورم که حضرت امام اختلافات داخل را میگرفتند و بر سر آمریکا و استکبار میکوبیدند، به گونهای که هم طرف طرفین دعوا را نمیگرفتند و هم تلاش میکردند با اصراری که بر روی مقوله وحدت داشتند اختلافات داخلی را به سوی استکبار پر تاب کنند. این به این معنا نیست که ایشان وارد قضاوت نمیشدند و نظر نداشتند بلکه ایشان نظر و دیدگاه خاص خودشان را داشتند و بعضا از یک دیدگاه خاص هم طرفداری میکردند اما همواره تلاش مینمودند ضمن این که حسب ضرورت از یک دیدگاه حمایت کنند،مراقب باشند به گونهای بیگانگان از آن بهره برداری نکنند و این طرفداری، وحدت شکنی و طرد گروهی دیگر تعبیر و تفسیر نشود.»
این تحلیل گر مسائل سیاسی افزود: «سخنان روز یکشنبه مقام معظم رهبری در این راستا قابل تفسیر است. ایشان کاملا از جایگاه مورد انتظار رهبری صحبتها یی کردند.من چندی پیش هم در مصاحبهای گفتم که حسب اختیارات و قدرت تعیین کننده که رهبری دارند، مسئولیت هم با این قدرت حمل میشود و ایشان میتوانند مسئله بوجود آمده را حل و فصل کنند. من صحبتهای اخیر ایشان را در این جهت ارزیابی میکنم.»افروغ با اشاره به سخنان مقام رهبری در رابطه با رواج تهمت در جامعه گفت: «این که ایشان تاکید داشتند که هر چه زودتر بساط تهمتها و بداخلاقی جمع شود، در شرایط فعلی از سازو کارهای لازم برای تحقق وحدت در جامعه است.بساطی که متاسفانه مدتی است که پهن شده است، اصلا زیبنده نظام سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی نیست که با ایراد تهمت و دنبال کردن زشتیها و پلشتیها جامعه را دچار نا امنی کرد. یک سوی قضیه به این باز میگردد که گروههای مختلف مراقب موضع گیریهای خود باشند. رسانه ملی در این خصوص به نظر من کوتاهی کرده است، صدا وسیما با بقیه رسانهها تفاوت دارد چرا که بینننده زیادی دارد. وقتی که مباحث مقدماتی دادگاهها به صورت شبهه، پخش میشود و بدون این که حکم نهایی از جانب قاضی صادر شود مردم در جریان بحثهای درونی دادگاهها قرار میگیرند، به نظر میرسد صداو سیما در حال دامن زدن به این تهمتها و بدبینیها و افتراها است.این استاد دانشگاه ادامه داد: «بحثی که رهبری مطرح کردند یک مسئله حقوقی جا افتاده است. اگر فردی چیزی در مورد خودش بگوید این اقرار است اما اگر چیزی در مورد دیگری بگوید این اقرار نیست. فوقش شهادت است که بایستی ثابت شود که همین موضوع میتواند جنبه افترا به خود بگیرد و طرف مقابل شاکی باشد.
اما به هر حال این اظهارات پخش شده است و بدون این که حکمی صادر شده باشد به گونهای آبروی افراد ریخته شده است. من بارها گفته ام چرا همه مدعی العموم داشته باشند اما صدا و سیما مدعی العموم نداشته باشد؟ بنده شخصا معتقدم در اتفاقات قبل و بعد از انتخابات در تخلفات ثابت شده و ثابت نشده و در بیان ذهنیتهای درست و نادرست، صدا و سیما نقش اساسی را بازی کرد اما هیچکس معترض به صدا و سیما نشد ؛ کماکان رسانه ملی این روند نا صواب را ادامه میدهد. من شخصا معتقدم یکی از مخاطبان اصلی مقام معظم رهبری، صدا و سیما است.» افروغ در باره اعاده حیثیت از هاشمی رفسنجانی گفت: «اگر قرار باشد از شخص آقای هاشمی اعاده حیثیت شود این کار توسط مقام معظم رهبری در اولین خطبه ایشان پس از انتخابات صورت گرفت. بارها گفته شد اما متاسفانه در فضای احساسی این بحث گم شد. رییس محترم دولت فعلی در شرایطی روی کار آمد که قرار بود با مفاسد اقتصادی مبارزه کند. چهار سال ایشان فرصت داشتند که اگر سندی و مدرکی دارند رو کنند و اگر واقعا احساس میکنند که برخی باید دادگاهی شوند این کار را انجام دهند. در این چهار سال فرصت از دست رفت اما در اولین مناظره انتخاباتی باز هم همان حرف و حدیثها را مطرح کردند بدون این که در این چهار سال کاری در این راستا صورت گرفته باشد و یا سند محکمه پسندی رو شده باشد و یا حکم قضایی صادر شده باشد.»
وی افزود: «همه میدانند که من به لحاظ خط مشی اقتصادی با آقای هاشمی مشکل دارم و تفکرات اقتصادی ایشان را بر نمیتابم اما این چه ربطی دارد به شخص هاشمی رفسنجانی، چه ربطی دارد به این که من پرونده سازی کنم آن هم به جعل پرونده بپردازم؟ چه ربطی دارد به این که من بیایم و سابقه و شخصیت آن فرد را زیر سوال ببرم و یا خدای نکرده هتک حرمت کنم؟ چه رابطهای بین این دو موضوع بر قرار است؟
این استاد دانشگاه با اشاره به نامه فرزندان هاشمی به رییس قوه قضائیه گفت: «برایم جالب است به جای این که طرف دعوی بیاید بر علیه خانواده هاشمی مدرک ارائه کند و زمینه محاکمه قانونی را فراهم نماید، خود آنها پیشقدم میشوند و به آقای لاریجانی نامه مینویسند که پرونده ما را برسی کنید. فضا اینقدر سنگین شده است که فرزندان هاشمی این کار را انجام میدهند، میگویند اصل بر برائت است مگر آن که خلافش ثابت شود، این فضا اصلا خوب نیست و به هیچ عنوان زیبنده جمهوری اسلامی نیست. واقعا کسانی که فکر میکنند خانواده هاشمی مشکل دارد بروند مسئله را دنبال کنند. ما این را میخواهیم و طلب میکنیم.ما به لحاظ روشنفکری سالها شرایط این کار را فراهم کردیم اما به شرط این که نیت طرف نان خوردن سیاسی نباشد و واقعا مبارزه با فساد اقتصادی باشد. ما دیدیم که تا چه اندازه دست اندرکاران مبارزه با فساد اقتصادی در برخورد با این پدیده جدی هستند!، من میخواهم این را بگویم که به هر حال نه تنها مدرکی رو نمیشود نه تنها حکم قضایی صادر نمیشود بلکه فقط آبرو ریخته میشود و خود افراد پیشقدم میشوند تا از خود اعاده حیثیت کنند. به نظر من این قضیه جای تامل بسیار دارد.»
افروغ در مورد مطالب ارائه شده در دادگاههای متهمان حوادث اخیر اظهار داشت: «در مورد دادگاهها نکتهای وجود دارد و آن این است که صحبتها یی که آقایان ابطحی و عطریانفر مطرح کردند اعتراف نبود بلکه تحلیل بود. این افراد رفتند درست یا نادرست، موقت یا غیر موقت در گوشهای نشستند و تحلیلهایشان متحول شد. این که اعتراف نیست.تحلیل عوض شده است. مهم آنست که انسان در شرایط طبیعی عقایدش عوض شود نه در شرایط غیر عادی. این که تحلیل عوض شده است مسئلهای را حل نمیکند و ابهامات را کاهش نمیدهد..» این جامعه شناس با اشاره به اعترافات سعید حجاریان در دادگاه گفت: «آقای حجاریان میآید و در به اصطلاح اعترافات خودش به هابرماس و وبر اشاره میکند. مگر جای نقد هابرماس، وبر و مارکس و پارسونز در دادگاه است؟! جای نقد اینها در محافل علمی است نه در دادگاه. باید سر فرصت راجع به این موضوعها صحبت کرد. بله، اگر آقای حجاریان گفته باشد به خاطر این تحلیلها با بیگانه ارتباط برقرار نموده است و در یک جریان برانداز نقش آفرینی کرده است، در آن زمان میتوان گفت که ایشان اقراری کرده است که این اقرار به خاستگاه فکری اش برگشته است. ما که این را ندیدیم، باید مسائل را تفکیک کرد. جای نقد متفکران غربی که در دادگاه نیست.وی افزود: «من امیدوار هستم که سخنان مقام معظم رهبری بر اساس مفهومی و محتوایی خوب درج شود. آقایان بفهمند که خطا رفتند؛ چه آنهایی که شایعه پراکنی کردند و چه آنهایی که آبروریزی کردند و چه آنهایی که با موضعگیریهای افراطی خودشان این را به ذهن متبادر نمودند که با انقلاب فاصله گرفتند. به نظر من بایستی در یک جو مسالمت آمیز و طرفینی به وحدت پایدار رسید.
باید فرصت را برای گفت و گو و احقاق حق و استفاده از ظرفیتهای قانونی فراهم کرد. ما نمیتوانیم به معترضین بگوییم از قانون استفاده کنید و از طریق قانونی اعتراضات خود را دنبال کنید اما به دست اندر کاران این اجازه را بدهیم که فرصت استفاده از ظرفیتهای قانونی را از معترضین بگیرند. اگر قرار است برخورد قانونی صورت بگیرد باید دوطرفه باشد؛ هم آنهایی که دست اندر کار قانونند اجازه بدهند معترضان از طرق قانونی تظلمها و دادخواهیهای خودشان را بروز دهند هم آنهایی که معترض هستند خارج از چهار چوبهای قانونی عمل نکنند.»افروغ در پایان با اشاره به وظیفه رسانهها گفت: «به نظر من عدهای هستند که همیشه فضا را آشفته میکنند. عدهای دیگر میآیند ترمیم میکنند. فقط یک عده دلسوز هزینه میدهند؛ دوباره فضا به شرایط آرمانی باز میگردد؛ باز دوباره میبینیم که همان افراد بر سر قدرت میمانند به خاطر این که موج سواران و فرصت طلبان خوبی هستند. یک وظیفهای که رسانهها دارند این است که شرایط بحرانی بعد از انتخابات را بررسی نمایند و موضع گیری تک تک رجال سیاسی و فرهنگی را عنوان کنند و بار دیگر مردم را در جریان رخدادها قرار دهند تا مشخص شود چه کسانی دم از وحدت زدند و چه کسانی روز به روز بر این اختلافات افزودند، اینها را شناسایی کنند و به مردم معرفی نمایند که بار دیگر این افراد از به اصطلاح فراموشی تاریخی مردم سوءاستفاده نکنند. ببینید که چه اتفاقی افتاد و چه کسانی بر جو این شایعات سوار شدند و آبرو ریزی کردند و از طریق رسانه ملی آمدند و مطالب ناچیز خودشان را به خورد ملت دادند و به معترضین انگ ناروای بر اندازی زدند و آنها را جری کردند. به هر حال بایستی مسئله را از جوانب مختلف بررسی کرد.»