تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۲۰۷۳۱

رویکردهای دیپلماسی هسته‌ای (بخش سوم)

نوشته: دکتر مهدی حسن‌زاده مقدمه: نگاه آماری به زرادخانه هسته‌ای کشورهای عضو دائم شورای امنیت، نشان دهنده تناقض آشکار میان نگرش واقعی آنها به عرصه تعامل بین‌المللی، ادعاهای آنان در مورد حفظ امنیت جهانی است. در این ارتباط، وجود پیمان‌هایی چون NPT این امکان را برای کشورهایی مانند ایران که خواستار فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای در چارچوب قوانین موضوعه جهانی هستند، ایجاد کرده است تا با اتخاذ رویکردی صحیح در گفت و گوهای هسته‌ای، ضمن آشکار کردن تناقضات موجود، از آنها به سود خود بهره‌ ببرد. بررسی این موضوع، بخشی از مباحث مطرح شده در قسمت سوم مقاله است که درپی از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد:

24- رویکرد جنگ افزارزدایی هسته‏‌ای:
بر پایه آمارهای رسمی‌دبیر کل سازمان ملل ‏‎،‎‏ هم اکنون بیش از 20 هزار کلاهک هسته‌ای اعضای دائم شورای امنیت، اسرائیل و چند کشور دیگر امنیت کره زمین را تهدید می‌کند.
این آمار جدای از دیگر جنگ افزارهای هسته‌ای و نیمه هسته‌ای است که آمار درستی ندارد. حال که اعضای شورای امنیت بزرگترین زرادخانه‌های هسته‌ای و تسلیحات کشتار همگانی را دارند و بالاترین تهدید برای امنیت جهانی هستند، چگونه می‌خواهند پاسدار امنیت جهانی باشند؟ چگونه است که وجود زرادخانه‌های بزرگ و رو به گسترش و در حال نوسازی اعضای شورای امنیت تهدید جهانی نیست، ولی یک نیروگاه هسته‌ای کشوری چون ایران، تهدید امنیت جهانی است؟ این رویکرد می‌گوید، جنگ افزار هسته‌ای برای هیچکس، ولی نیروی هسته‌ای برای همه.
 25- رویکرد اجرای درست پیمان NPT ‎‏:
پیمان بین المللی منع گسترش جنگ افزار‌های هسته‌ای یا همان ‏NPT(Non Proliferation Treaty) ‎‏ هرگونه توسعه و گسترش (‏Proliferation‏)‏‎ جنگ افزارهای هسته‌ای را ممنوع کرده است. نکته بسیار ظریف و اساسی پیمان یاد شده این است که از واژه «‏Proliferation‏» و نه واژگانی همچون «‏Development» یا ‏«Expansion‏» یا «‏Improvement‏» به عنوان توسعه و گسترش استفاده کرده است که به معنی و پخش و توزیع و اشاعه (و نه دستیابی و پرورش و بهره‌برداری) جنگ افزار‌های هسته‌ای است که کاملاً به زیان اعضای شورای امنیت و مدعیان ضد ایرانی است، زیرا اولاً، استفاده ایران از انرژی هسته‌ای، حتی اگر به فرض محال به شکل بمب هسته‌ای نیز باشد مشمول ‏Proliferation‏ که پخش جنگ افزارهای هسته‌ای در میان دیگران است، نخواهد بود و هرگز نمی‌تواند و نباید تحت نظارت و پیگرد قرار گیرد. در درجه دوم، آنچه اعضای دائم شورای امنیت انجام داده‌اند، دقیقا و عمیقا مصداق واژه ‏Proliferation‏ است، زیرا به کمک آنها بود و هست که کشورهایی چون هند، پاکستان، کانادا، استرالیا، کره شمالی و برخی کشورهای دیگر به جنگ افزارهای هسته‌ای دست یافته‌اند. این رویکرد مبتنی بر اجرای درست ‏NPT‏ است که در صورت اجرای درست آن ‏‎،‎‏ اعضای شورای امنیت، محکوم و ایران برنده اجرای درست پیمان خواهد بود.‏
 26- رویکرد تنش زدایی سیاسی:‏ کوچک‌ترین تردیدی وجود ندارد که تمامی اعضای شورای امنیت و دیگر بدخواهان ایران، نسبت به غیرنظامی‌بودن برنامه‌های هسته‌ای ایران، باور و اعتماد درونی و پنهانی عمیق داشته و دارند و کوچکترین تردیدی در این زمینه نداشته و ندارند، زیرا رفتارهای سیاسی، امنیتی و نظامی‌این کشور‌ها در قبال چنین برنامه‌هایی، (در صورتی که چنین برنامه‌ای را نظامی‌و تهدید‌آمیز می‌دانستند) کاملاً متفاوت بود. به همین سبب‎‎‏ باید دانست که بهانه‌جویی‌های هسته‌ای اعضای شورای امنیت، ریشه در کینه‌ها و خصومت‌های سیاسی آنها دارد که هر جایی و به هر شکلی هر گونه مجالی بیابد، آشکار خواهد شد. این رویکرد، تنش‌های سیاسی را ریشه و تنش‌های هسته‌ای را شاخه می‌داند و می‌گوید تنش زدایی سیاسی کنید تا تنش‌های هسته‌ای و مانند آنها، خودبه‌خود نابود و منتفی شوندو تا ریشه را نخشکانید، شاخه‌های دیگر و دیگری باز هم خواهند رست.‏
 27- رویکرد بازی‏ دهی هسته‌ای:
جهان سیاست‏‎،‎‏ جهان مکر و فریب و شگرد و تزویر است و در جهان سیاست، هیچکس شمشیر از رو نمی‌بندد.
در جهان اسلام هم خداوند خیر الماکرین است و هم مکرهای زیبایی چون مکر لیله المبیت که امام علی (ع) به جای پیامبر اسلام(ص) خفته و پیامبر(ص) را از دسترسی کفار در امان داشت، نشانه آشکار جواز کیاست در سیاست است. این رویکرد می‌گوید، همانگونه که بازیگران هسته‌ای بین المللی تلاش می‌کنند ایرانیان و جهانیان را بازی و فریب دهند ایرانیان زیرک و هوشمند نیز باید هم دست دشمنان را خوانده و رو کنند و هم بسیاری از فشار‌ها و گزند‌ها را نه با خشونت و درگیری که با کیاست و فطانت (الامام علی (ع): المؤمن کیس فطن) سترون و ناکار کنند. جهان سیاست‏‎،‎‏ جهان پختگان و ورزیدگان و هوشمندان و تیزبینان و کارکشتگان و مکاران است وگرنه جهانی را به جمله‌ای به باد خواهند داد.‏
 28- رویکرد تعدیل هسته‏‌ای:
گرچه دستیابی به انرژی هسته‌ای ‏‎،‎‏ در راستای تامین نیاز فزاینده کشور ایران به انرژی ‏‎،‎‏ راهبردی گریزناپذیر است ولی سرعت فرآیند دسترسی به انرژی هسته‌ای و گسترش نیروگاه‌های هسته‌ای، می‌تواند به گونه‌ای تعدیل و تنظیم شود که ضمن کاهش حساسیت‌های فرامرزی ‏،‎‏ فناوری هسته‌ای کشور به درجه‌ای از بلوغ و کفایت و شفافیت برسد که ماهیت فرآیند آشکارتر شود و نیز انرژی تولیدی آن از دیدگاه هزینه تمام شده تولید هر کیلووات ساعت انرژی، قدرت رقابت با دیگر روش‌های متعارف تولید انرژی در کشور را داشته باشد و نیز ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های کارآمدتر تولید انرژی کشور از نظر محاسبات اقتصادی به مرز بازدهی‌های کاهنده تولید رسیده باشند و همچنین بخش عمده‌ای از نیازهای کاذب و مسرفانه کشور به انرژی که هم اکنون به شکل تلفات دستکم 35 درصدی وجود دارد، تعدیل و تصحیح شود.‏
29- رویکرد درس آموزی هسته‏‌ای:
بی گمان جمهوری اسلامی‌ایران نخستین کشوری نیست که می‌خواهد به فناوری‌های پیشرفته، از جمله فناوری‌های هسته‌ای دست یابد. نه فقط در گذشته که هم اکنون نیز کشورهای گوناگونی به انرژی هسته‌ای دست یافته‌اند یا نزدیک به دست یافتن‌ هستند. اما چرا این همه حساسیت و بیانیه و قطعنامه و گفت‌وگو و کشمکش و مانند آنها درباره برنامه‌ هسته‌ای ایران در گرفته است؟ بدون تردید ایرانیان در فرآیند مدیریت برنامه‌های هسته‌ای خود دچار لغزش‌های مدیریتی چندی شده‌اند که می‌توانست رخ ندهد و چنین پیامدهایی نداشته باشد. آیا کشورهایی چون هند و پاکستان که به جای چندهزارسال، فقط چند دهه پیشینه تاریخی دارند و افزون بر انرژی هسته‌ای به بمب هسته‌ای نیز دست یافته‌اند، با چنین فشارهای فرامرزی روبرو بوده یا هستند؟ گرچه برخی از این فشارها برخاسته از تعارض ذاتی نظام اسلامی‌با برخی نظام‌های ماده پرست است، ولی این تمامی داستان نیست و تمامی داستان هم این نیست. درس آموزی هسته‌ای به برخی از این فشارها و تنگناها پایان خواهد داد.‏
30ـ رویکرد همگرایی‌های سازنده:
جهان سیاست، جهان زدوبند و سوداگری و ‏معامله و در یک واژه، جهان «منافع» است و حتی بدترین هماوردان و دشمنان را نیز می‌توان با قیمت‌های درخورشان خرید و از میدان خصومت بدر کرد. کشورهایی که بر ضد ایران قطعنامه یا بیانیه ‏تنظیم و تصویب می‌کنند منافع از دست رفته‌ای دارند که در ‌اندوه از دست دادن آن منافع به کینه‌‏توزی برخاسته‌اند. ایران می‌تواند ترازوی کیاست و فطانت را به میدان آورده و زیان‌های قطعنامه‌ها و ‏تحریم‌ها و مانند آنها را ارزیابی و با کیاست و فطانت همکاری‌هایی را با قدرت‌های کینه‌توز ‏تعریف کند که، ضمن حفظ ارزش‌های دینی و ملی، کینه‌های بیگانگان تعدیل شود. این فرآیند می‌تواند با همکاری نزدیک‌تر با قدرت‌های نرم‌تر تاثیرگذار آغاز شود. چنین رویکردی هم معقول و ‏هم مشروع است و دلایل عقلی و شرعی بسیار دارد.‏          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات