تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۲۰۷۸۸
در هم تنیدگی سیاست و دیانت

مفهوم سیاست در اندیشه امام خمینی(ره)

الهام ربیعی‌زاده مقدمه: سیاست در صحیفه امام در مجموعه22 جلدی آن به طور مجزا حدود589 بار و با مشتقات آن747 بار تکرار شده است و خود این مسئله نشان دهنده اهمیت سیاست در نظر امام خمینی می باشد اما دیدگاه ایشان به عنوان اندیشمند بزرگ اسلامی در مورد سیاست را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1 - مخالفت امام خمینی با مترادف بودن سیاست با خدعه و مکر و نیرنگ و تزویر؛ امام خمینی سیاست را به معنی خدعه، نیرنگ و فریبکاری و فرمانروایی و علم قدرت نمی داند، به طوری که ایشان دریک سخنرانی در منزل خود در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، طلاب و مردم قم در21 فروردین1343 در مورد این مسئله می گوید:
“آمد یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم ، گفت آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن ، خدعه ، فریب ، نیرنگ ، خلاصه پدرسوختگی است و آن را شما به ما بگذارید. چون موقع مقتضی نبود ، نخواستم با او بحثی بکنم ، گفتم ما از اول وارد این سیاست که شما می گویید نبوده ایم. امروز چون مقتضی است می گویم اسلام این نیست ، و الله اسلام تمامش سیاست است ، اسلام را بد معرفی کرده اند. سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد.”
بنابراین امام خمینی تعریف سیاست را کاملامتفاوت از نظریات غربی بیان می کند و سیاست درست را در سیاست اسلامی می بیند و به نوعی خواستار احیای تفکر اسلامی در مورد سیاست است و اعتقاد دارد که اگر به اساس سیاست اسلامی رجوع کنیم آن بهترین نوع سیاست است.
2- سیاست به مفهوم وسیله ای در جهت هدایت مردم در سمت خیر و صلاح؛ با توجه به مطلب فوق امام خمینی برای سیاست جایگاهی والاقائل است به طوری که می گوید:
”سیاست به معنای اینکه جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آنجایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست...”
”سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد ، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح افراد هست ، این مختص به انبیاء است ...”
”دیانت همان سیاستی است که مردم را از اینجا حرکت می دهد و تمام چیزهایی که به صلاح ملت است و به صلاح مردم است ، آنها را از آن راه می برد که صلاح مردم است که همان صراط مستقیم است.”
3 - همراهی دین و سیاست
امام در بحث از سیاست قائل به همراهی دین و سیاست است و تقریبا هر جایی که صحبت از سیاست دارد آن را ماورای دین و جدا از آن نگاه نمی کند و بیان می کند خود قرآن و اسلام بیانگر سیاست است.
“..این قرآن که در بین مسلمین است و از صدر اول تا حالایک کلمه ، یک حرف در او زیاد و کم نشده است ، این قرآن را وقتی که به عین تدبیر مشاهده بکنید ، می بینید که مسئله ، مسئله این نیست که دعوت برای این بوده است که مردم توی خانه بنشینند و ذکر بگویند و با خدا خلوت کنند . او این بوده است لکن انحصار نبوده مسئله ، مسئله دعوت به اجتماع، دعوت به سیاست، دعوت به مملکت داری و در عین حال که همه اینها عبادات است، عبادت جدای از سیاست و مصالح اجتماعی نبوده است. در اسلام تمام کارهایی که دعوت به آنها شده است جنبه عبادی دارد؛ حتی در کارخانه ها کارگران، در کشاورزی، کشاورزی کردن و در مدارس تعلیم و تربیت کردن، همه شان ، مصالح اسلامی است و جنبه عبادی دارد.”
”اسلام یک دین عبادی - سیاسی است که در امور سیاسی اش عبادت منظم است در امور عبادی اش سیاست.”
”دیانت اسلام یک دیانت عبادی تنها نیست، فقط وظیفه بین عبد و خدای تبارک و تعالی، وظیفه روحانی تنها نیست، عبادی است و سیاسی است و سیاستش در عبادات مدغم است، یعنی همان جنبه سیاسی دارد. اسلام اقدام اخلاقی اش هم سیاسی است ، همین حکمی که در قرآن است که مومنین برادر هم هستند، این یک حکم اخلاقی است، یک حکم اجتماعی است، یک حکم سیاسی است.”
اسلام دین سیاست ، دینی است که در احکام آن ، در مواقف آن سیاست به وضوح دیده می شود. پس مشاهده کردیم که امام خمینی دین و سیاست را با هم همراه می داند و مبانی سیاست در نظر امام از اسلام و دین تبعیت می کند به همین دلیل سیاست در نظر امام خمینی هرگز نمی تواند سیاست در مفاهیمی چون خدعه و نیرنگ ، فریب کاری و کسب قدرت به هر وسیله ای باشد . زیرا دین اسلام با همه اینها به هر طریقی مخالف است و چون امام خمینی پیرو راه پیامبران الهی است پس ایشان سیاستی که مورد بحث قرار می دهند یک سیاستی با ریشه های دینی است و ایشان به نوعی قائل به همراهی کامل دین و سیاست در همه زمینه ها هستند.
4- مخالفت سیاست با فساد
“مگر سیاست چی است . روابط ما بین حاکم و ملت ، روابط ما بین حاکم با سایر حکومتها ...... جلوگیری از مفاسدی که هست ، همه اینها سیاست است . احکام سیاسی اسلام از کتاب هایی است که در عبادت دارد.”
در این بحث شاهد هستیم امام با دید ارزشی به سیاست نگاه می کند و آن را وسیله ای در جهت دفع ظلم می داند.
5- متناسب بودن احکام اسلامی برای سیاست:
امام خمینی با دریافتی که از معنا و مفهوم سیاست دارد، همه احکام و قوانین اسلام را سیاسی می یابد و همه چیز دین را برای تربیت انسان در جهت کمال مطلوب درست و کامل می داند.
احکام شرعی حاوی قوانین و مقررات متنوعی است که یک نظام کلی اجتماعی را می سازد در این نظام حقوقی ، هر چه بشر نیاز دارد فراهم آورده است : از طرز معاشرت با همسایه ها و اولاد و عشیره و قوم و خویش و همشهری و امور خصوصی و زندگی زناشویی گرفته ، تا مقررات مربوط به جنگ و صلح و مراوده با سایر ملل، از قوانین جزایی ، تا حقوق تجارت و صنعت و کشاورزی . برای قبل از انجام نکاح و انعقاد نطفه قانون دارد و دستور می دهد که نکاح چگونه صورت بگیرد و خوراک انسان در آن هنگام یا موقع انعقاد نطفه چه باشد در دوره شیر خوارگی چه وظایفی بر عهده پدر و مادر است و بچه چگونه باید تربیت شود و سلوک مرد و زن باهمدیگر و با فرزندان چگونه باشد . برای همه این مراحل دستور و قانون دارد تا انسان تربیت کند انسان کامل و فاضل ؛ انسانی که قانون متحرک و مجسم است و مجری داوطلب و خودکار قانون است . معلوم است که اسلام تا چه حد به حکومت و روابط سیاسی و اقتصادی جامعه اهتمام می ورزد تا همه شرایط به خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت درآید.
پس در اندیشه سیاسی امام سیاست هدایت و راهبری به سوی صلاح و سامان دادن حرکت آدمی در جهت خیر و رسیدن به کمال مطلوب و حرکت از طبیعت حیوانی به مرتبه انسان کامل است.
6- سیاست بر معیار قسط و عدل
امام در جایی می فرماید “اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری ،حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجرویها، “تامین و حفظ” آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خود کفایی و جلوگیری از استعمار و استبداد و حدود و قصاص و تعزیرات به میزان عدل ، برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقلی و عدل و انصاف.”
آنچه که بیشتر در این بحث مورد توجه است از دیدگاه امام به سیاست این طور بر می آید که امام اساس سیاست را عدالت و عقل و انصاف می داند .
7- شرکت همه مردم در سیاست
همچنین امام قائل به این امر هستند که سیاست مسئله ای است که زمان ندارد همیشه بوده است . و افراد زیادی در آن شرکت کرده اند و می کنند.
شکل نهایی حکومت با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جامعه ما توسط مردم تعیین خواهد شد.
بنابراین متوجه می شویم که سیاست امام به معنای هدایت و رهبری جامعه به سمت کمال مطلوب در جهت مقابله با مفاسد و در راه رسیدن به مصالح عمومی است به طوری که امام بعثت پیامبران را هم در جهت تحقق این امور می داند.
8 - هدف پیامبران اجرای سیاست است.
“اما سیاست به معنای اینکه جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آنجایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست ، این در روایات ما برای نبی اکرم (ص) با لفظ سیاست ثابت شده است .. و در آن روایت هم هست که پیغمبر مبعوث شد که سیاست امت را متکفل باشد.”
9 - مبنای سیاست حفظ آزادی و استقلال
“سیاست ما همیشه بر مبنای حفظ آزادی و استقلال و حفظ منافع مردم است و این اصل را فدای هیچ چیز نمی کنیم.”
سپس امام اساس سیاست را آزادی و استقلال و حفظ منافع مردم بر مبنای عقل و عدل و انصاف می داند. ایشان در وصیت نامه خود می فرمایند : “اجرای قوانین .... آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال.... بر میزان عدل جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه بر موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل ، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود.”
”سیاست به معنای اینکه جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آنجایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست.”

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات