تطورات اندیشه سلفی در گذر زمان
باید یادآور شد که پیشینه به کارگیری واژه «سلفیه» به سده های متاخر اسلامی باز می گردد. پیش از سده هفتم هجری قمری بیشتر با اصطلاحاتی چون اهل حدیث یا اصحاب حدیث مواجه هستیم . اهل حدیث عنوان گروهی از عالمان و جریانی در سده های نخست اسلامی است که با وجود گوناگونی در گرایشها و روشها در زمینه معارف و اعتقادات دینی به منابع نقلی احادیث و آثار اعتنای ویژه داشته اند.
واژه اهل حدیث و واژگان هم معنای آن از همان آغاز شکل گیری به لحاظ معنایی و به کار گرفتن آن در مورد گروه ها و طیفهای فکری نسبتا گوناگون مراحلی را پشت سر نهاد تا آنکه در نیمه نخست سده سوم هجری قمری «اصحاب حدیث» با بار معنایی پیروان حدیث نبوی مفهومی افتخارآمیز می یابد و سنت گرایان برجسته ای چون احمدبن حنبل و اسحاق بن راهویه خود و همفکرانشان را صاحب حدیث می خوانند. به تدریج این اصطلاح به تمام گروههای سنت گرای متقدم و متاخر اطلاق می شود و شخصیتهایی چون سفیان ثوری اوزاعی و مالک را نیز شامل می شود.
در این میان احمدبن حنبل به دلیل نقش مهمی که در ماجرای «محنت» ایفا کرد و کوششی که برای تنظیم مبانی فکری طریقه اصحاب حدیث انجام داد به عنوان شخصیت برجسته و رهبر مهم فکری اصحاب حدیث مطرح گردید و شهرت بسیاری یافت . احمدبن حنبل هر چند بعدها در زمره یکی از پیشوایان بزرگ فقهی اهل سنت قرار گرفت . اما پیش از آن به عنوان پیشوایی در عقاید مطرح بود.
دوره احمدبن حنبل را می توان نقطه عطفی در تاریخ مخالفتهای اصحاب حیث با گروههای مخالف آن از قبیل جهمیه قدریه معتزله اهل رای و وابستگان آنان و همچنین شیعه و جماعتهای منتسب به آن دانست . این گروهها از سوی اصحاب حدیث کوفه بغداد شام و دیگر بلاد اسلامی منحرف خوانده می شدند. از این رو پس از عصر احمد مولفان اصحاب حدیث و اهل سنت به زعم خود برای بیان انحرافات این گروه ها به اقوالی از احمدبن حنبل استناد کرده اند. البته احمدبن حنبل در موضوع عقاید و اصول فکری اصحاب حدیث کتاب ویژه ای تالیف نکرده و گفته های او از شاگردان و پیروانش نقل شده است . روایات شاگردان و پیروان او نیز گاه متناقض و ناهمگون می نماید. آنان خود به اختلافات موجود میان روایات منسوب به احمدبن حنبل و اینکه به کدام بیشتر می توان اعتماد کرد اشاره کرده اند.
به هر صورت پس از وفات احمدبن حنبل اندیشه ها و افکار وی نزدیک به یک قرن ملاک سنت و بدعت بود تا اینکه عقاید وی و نیز سلفی گری تحت تاثیر انتشار مذهب اشعری به تدریج به فراموشی سپرده شد. در قرن چهارم ابومحمد حسن بن علی بن خلف بربهاری (م 329 ق) برای احیای سلفی گری تلاش کرد اما چندان کاری از پیش نبرد . در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم احمد ابن تیمیه (661 ـ728 ق) و سپس شاگرد او ابن قیم جوزی عقاید حنابله را به گونه ای افراطی تر احیا کردند.ابن تیمیه به احیای تنها اکتفا نکرد بلکه به نوآوریهایی در مکتب حنبلی دست زد از جمله بدعت بودن سفر به منظور زیارت ناسازگاری تبرک و توسل به انبیا و اولیا با توحید و همچنین انکار بسیاری از فضیلتهای اهل بیت (ع) که در روایات صحاح شش گانه و حتی در مسند ابن حنبل آمده بود.
این قرائت نو از اندیشه اهل حدیث و سلفی گری در برابر مخالفت دانشوران اسلامی یارای مقاومت پیدا نکرد و فروکش نمود . سرانجام محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان تمیمی نجدی (1206 ـ1115 ق) باالهام از اندیشه های ابن تیمیه و شاگرد او ابن قیم جوزی و با طرح مجدد ادعای بازگشت به اسلام اصیل اندیشه پیروی از سلف صالح را بار دیگر و با قرائت بسیار افراطی به عرصه منازعات کلامی آورد. او با آنچه خود آن را بدعت و خلاف توحید می خواند به مبارزه برخاست و به تکفیر مخالفان خود دست یازید. وی مسلمانان را به سادگی اولیه دین و پیروی از سلف صالح دعوت نمود و مظهر بارز سلف صالح از منظر و احمدبن حنبل بود. چنان که اشاره شد به اعتقاد وهابیان مذهب وهابیت همان مذهب سلف صالح است و از این رو خود را «سلفیه» می نامند.
به هر حال باید دانست که یک مذهب ممکن است پس از شکل گیری در اثر عوامل و شرایط گوناگون فرهنگی و سیاسی ـ اجتماعی و در گذر زمان تغییر و تبدلاتی را بپذیرد و بنا به موقعیت اجتماعی و تاریخی خود و مخالفانش و نیز رهبرانی که آن را هدایت کرده اند به شکلهای گوناگون در آید. از این رو آنچه مهم تر است و شناخت آن لازم تر به دست آوردن سیر تطور یک جریان مذهبی است که در گذرگاههای تاریخی خود گرفتار تغییراتی در جهت مثبت یا منفی شده است و گاه ممکن است شباهتی به صورت نخست خود نداشته باشد. در مطالعه جریان موسوم به اهل حدیث و سلفیه نیز باید این مطلب را مورد توجه قرار داد. سلفیه براساس آنچه در سده های نخستین اسلامی بوده است یا تغییراتی که در سده هشتم در آن ایجاد شده است با آنچه بعدها در سده دوازدهم به عنوان وهابیت ظهور کرد تفاوت دارد...
وهابیت
در سده دوازدهم هجری قمری جریان سلفیه توسط محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی (1206 ـ1115 ق) دچار تحویل عظیمی شد. او با طرح مجدد ادعای بازگشت به اسلام اصیل و پیروی از سلف صالح و با الهام از اندیشه های ابن تیمیه و ابن قیم مبارزه جدیدی را با آنچه خود آن را بدعت و خلاف توحید می خواند آغاز نمود. او و پیروانش بسیاری از مسلمانان را بدعت گذار مشرک و کافر خواندند و سرزمینهایی را که مردمان آن دعوت آنان را اجابت نکردند دارالکفر و دارالحرب اعلام نمودند. چنان که گفته شد آنان بیش از همه تحت تاثیر اندیشه های ابن تیمیه و ابن قیم بودند و از میان پیشینیان براندیشه های امام السنه احمدبن حنبل تاکید می کردند.
جریان وهابیت پس از شکل گیری در اثر تبلیغات گسترده و مستمر وهابیان و بهره گیری از موقعیت ممتاز کشور عربستان سعودی به لحاظ جغرافیای مذهبی و در نتیجه حمایتهای مالی وسیع دولت سعودی به مناطق مختلف جهان اسلام نفوذ کرد.
حرکت محمد بن عبدالوهاب از همان آغاز با مخالفتهای جدی عالمان اسلامی و حتی برخی از نزدیکان او روبه رو شد و از همان زمان کتابها و رساله های متعددی در رد وهابیت و ادعای انتساب آن به سلف از سوی عالمان اهل سنت و شیعه نگاشته شد. از جمله مخالفان و منتقدان سرسخت محمد بن عبدالوهاب شیخ سلیمان بن عبدالوهاب برادر او بود که کتاب الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه را در رد اندیشه های او نوشت . او در این کتاب از شیوه برادرش در استنباط از قرآن و سنت و نیز موضع گیری تند او در برابر مسلمانان و تکفیر آنان به دلیل آنچه او اعمال شرک آمیز می پندارد به شدت انتقاد می کند و به بیان آیات و روایاتی می پردازد که بر مبنای آنها کسانی که به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر اکرم (ص) گواهی می دهند و نماز و روزه و حج انجام می دهند و زکات می پردازند مسلمان اند و جان و مال و آبروی آنها محترم است . او در نهایت می افزاید: رفتار شما چگونه با این آیات و روایات سازگار است؟
سلیمان بن عبدالوهاب در پاسخ برادرش که دلیل کفر مسلمان را شرک می داند شرکی که براساس گفته قرآن موجب حبط عمل می شود و خداوند از آن در نمی گذرد و علما نیز آن را از اسباب کفر شمرده اند می گوید : شرک دارای درجات است و به شرک اکبر و اصغر تقسیم می شود. اهل دانش گفته اند هر نوع شرکی به کفر نمی انجامد بلکه تنها شرک اکبر است که موجب کفر و خروج از اسلام می شود. آنان در تفسیر شرک گفته اند شرک آن است که کسی برای خداوند ادعای شریک نماید چنان که مشرکان در صدر اسلام ادعا می نمودند. او خطاب به برادرش می گوید :
من این لکم ان المسلم الذی یشهد ان لااله الاالله و ان محمدا عبده و رسوله لذا دعی غائبا او میتا او نذر له او ذبح لغیر الله او تمسح بقبر او اخذ من ترابه ان هذا هو الشرک الاکبر الذی من فعله حبط عمله و حل ماله و دمه و انه الذی اراد الله سبحانه من هذه الایه و غیرها فی القرآن .
شیخ سلیمان سرانجام به برادرش توصیه می کند که به سخنان و نظریات اهل دانش مراجعه نماید و به حدود و معیارهایی که عالمان هر یک از مذاهب اسلامی بیان داشته اند توجه نماید در این صورت آشکار خواهد گشت که آنان هیچ گاه کسی را به دلیل انجام این کارها خارج از دین ندانسته اند بلکه همچنان آنها را مسلمان شمرده و احکام مسلمان را بر آنها جاری دانسته اند.
یکی دیگر از کسانی به نقد وهابیت و رد انتساب وهابیت و پیروان محمدبن عبدالوهاب به سلف پرداخته ابن عابدین فقیه بزرگ حنفی است . وی درباره محمد بن عبدالوهاب و پیروان او می گوید :
آنها خوارج زمان ما هستند که از سرزمین نجد خروج کرده و بر حرمین غلبه یافته و بر این عقیده اند که فقط آنها مسلمان اند و دیگران که با اعتقادات آنان مخالفت می نمایند مشرک اند. به همین دلیل آنها قتل اهل سنت و علمای آنان را جایز دانسته اند.
دکتر محمد سعید رمضان البوطی از منتقدان اندیشه سلفی و فرقه وهابیت در کتاب السلفیه مرحله زمینه مبارکه لامذهب اسلامی تلاش ارزشمندی را در جهت اثبات بدعت بدون مذهبی به نام سلفیه و وهابیت سامان داده است .
وهابیت در روزگار جدید
امروزه در میان وهابیان به دو جریان و گرایش فکری اصلی برخورد می کنیم : یک گروه وهابیان سنتی هستند که هنوز تا حد زیادی به افکار محمدبن عبدالوهاب به عنوان بنیانگذار وهابیت وفادار مانده اند و خطوط اصلی اندیشه آنان برگرفته از اندیشه های اوست . به دلیل حمایت همه جانبه و مطلق عالمان این گروه از سیاستهای حاکمیت سعودی می توان آن را وهابیان درباری نیز نامید. دسته دیگر جریانی است که طی دوره های اخیر ظهور نموده است . این جریان که می توان آن را وهابیت انقلابی یا جهادی نامید در قبال حاکمیت عربستان سعودی و عالمان وهابی طرفدار حاکمیت موضع انتقادی دارند. به لحاظ اندیشه نیز این گروه بیشتر از اندیشه های اسلام گرایانی چون سید قطب و برادرش محمد قطب متاثرند و بر همین اساس برداشت وهابیان سنتی را از مسائلی چون توحید و شرک به چالش می کشند. البته خود وهابیان انقلابی نیز به لحاظ اندیشه یکسان نیستند بلکه طیف وسیعی از اسامه بن لادن و محمد مسعری و سعد الفقیه گرفته تا کسانی چون سلمان العوده و سفر الحوالی را شامل می شوند.
سلفیهای سنتی و سلفیهای انقلابی یا جهادی در برخی از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارند. این مسئله به ویژه درباره تکفیر شیعیان قابل توجه است . وهابیان انقلابی معتقدند قدرتهای استعماری غربی غیر اسلامی و از جمله آمریکا و حامیان آنها در جهان دشمنان درجه یک مسلمانان هستند در حالی که وهابیت درباری برخلاف وهابیت انقلابی شیعه را خطر اول جهان اسلام می داند. با این حال امروز دست هر دو جریان را در فجایعی مانند آنچه در عراق در طی چند سال حضور نظامی غربیها و به ویژه آمریکا شاهد آن بوده ایم می توان دید. زیرا از دید آنان از یک سو آمریکا به عنوان سردمدار جبهه کفر در عراق حضور و قدرت قابل توجه پیدا کرده است و از سوی دیگر شیعیان در راس هرم قدرت قرار دارند که از نظر آنان در یک پیمان استراتژیک با آمریکا می خواهند سلطه و نفوذ خود را گسترش دهند.
وهابیت جدید تفسیر وهابیان سنتی را از مسئله توحید به عنوان اساسی ترین رکن اعتقادی در اسلام نیز به نقد کشیده اند. جریان جدید وهابیت معتقد است که وهابیت سنتی تنها یک بعد از توحید را برجسته کرده است . این جریان به لحاظ فکری متاثر از اندیشه های اسلام گرایانی چون سید قطب و برادرش محمد قطب است . اندیشه های سید قطب و تفسیر او از توحید و آیات توحیدی که کاملا در تضاد با توحید مورد نظر وهابیان بود تاثیر شگرفی در میان وهابیان گذاشت به گونه ای که بسیاری از خوانندگان آثار او در زمره منتقدان و مخالفان اندیشه های بنیانگذار وهابیت و پیروان و حامیان سنتی آن قرار گرفتند. سید قطب توحید وهابیان را توحید بدوی و صحرایی خواند. به عقیده او نباید توحید را در حد مسائل مربوط به قبرستان و زیارتگاهها مطرح کرد. سید قطب از توحید القصور و توحید القبور سخن به میان آورد و گفت آنچه پیامبران به دنبال آن بودند مبارزه با نظامهای باطل سلطه و قدرتهای استبدادی بود که سد راه تبلیغ و ترویج اندیشه های توحیدی و مانع اصلی دسترسی مردم به معارف توحیدی بودند و برای خود اختیار و قدرت بی حد و حصر قائل می شدند. سیره عملی پیامبران این مدعا را تایید می کند.
وهابیان انقلابی وهابیت درباری را به خاطر کنار آمدن با حکومتهای ظالم و حمایت همه جانبه و مطلق عالمان این گروه از سیاستهای آنها مرجئه جدید می خوانند. سفر الحوالی که رساله دکتری خود را در این موضوع نگاشته معتقد است : «ارجا» را باید به عنوان یک پدیده فکری مطالعه کرد که در دورانهای گذشته شکل گرفته و سپس تطور یافته است نه به عنوان فرقه ای تاریخی که در گذشته بوده و دوره آن منقضی شده است زیرا در این صورت مهم ترین چیزی که از دست خواهیم داد شناخت حقیقت آن پدیده ای است که ما امروز گرفتار آنیم و آن عبارت است از سلطه اندیشه ارجائی .
در مقابل وهابیان سنتی آنان را به خروج علیه حکومتهای اسلامی متهم می کنند و «خوارج معاصر» می خوانند.
زمینههای شکلگیری وهابیت جدید
رژیم وهابی سعودی که براساس ایدئولوژی وهابیت پایه گذاری شده است و پیشینه آن به پیمان محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب باز می گردد در عین حال که از آن زمان تاکنون از حمایت ویژه سلفیان برخوردار بوده از منازعه های داخلی و خارجی در امان نبوده است . ریشه های این منازعه ها و جوش و خروشهای ضد رژیم در دورانهای پرکشمکش آغازین حکومت سعودی وجود داشته و در نیمه دوم قرن بیستم کم کم به شکل گیری یک جریان جدید در وهابیت انجامید . در اواخر دهه 1970 منازعه اسلام گرایانه سلفی ابعاد مهمی به خود گرفت و در اوایل دهه 1990 به صورت رسمی شروع به فعالیت برضد رژیم وهابی سعودی و حامیان مذهبی آن کرد.
حاکمیت سعودی از آغازین نیمه دوم سده بیستم فشارهای نوگرایانه محیطی را تجربه می کرد. ثروت روبه رشد حاصل از درآمدهای نفتی و نگرانیهای امنیتی حاکمیت سعودیها را بیش از پیش درگیر مسائل عربی و جهانی نمود. این مسئله به خصوص پس از روی کار آمدن شاهزاده فهد و اجرای طرحهای جاده طلبانه و توسعه گرایانه او که ورود خیل عظیم بیگانگان را به کشور ضروری می ساخت ابعاد جدی تری به خود گرفت . ترکیب تلاشهای توسعه گرایانه حاکمیت سعودی و نگرانیهای امنیتی آن موجب برقراری روابط امنیتی وسیعی با آمریکا و حضور آمریکاییان در عربستان شد. به دنبال وفور ثروت و ورود غربیان به سرزمین مقدس جامعه عربستان با بحران فرهنگی مواجه شد. این مسئله واکنشهایی را برانگیخت که برای رژیم سعودی خطر بالقوه به حساب می آمد زیرا گروهها و جریانهایی از میان خود وهابیان با استناد به اصول اندیشه سلفی مشروعیت حاکمیت را زیر سئوال بردند.
می توان گفت ظهور جریان جدیدی در وهابیت در دهه 1990 محصول یک وضعیت بحرانی است . کاهش درآمد نفتی نابرابریهای اقتصادی تاثیر جریان مدرنیسم و فرهنگ غربی اتکای پادشاهی به غرب برای تامین امنیت خود و تضادهای ناشی از آن میان گرایش غرب گرایانه رژیم از یک سو و حمایت از سلفی گری در داخل و خارج از سوی دیگر و تاثیر خیزش رو به رشد اسلام گرایی بیرونی و اندیشه های اسلام گرایانی چون سید قطب و محمد قطب بر سعودیها از عوامل موثر در ایجاد وهابیت جدید بودند.
وهابیان جدید با ارسال پیامها و یادداشتهای اعتراض آمیز به پادشاه و موضع گیری در مقابل فقیهان طرفدار حاکمیت فعالیتهای خود را به صورت رسمی آغاز نمودند. در حالی که عالمان طرفدار حاکمیت از سیاستهای حاکمان حمایت نموده و شیخ عبدالعزیزبن باز به عنوان فقیه ارشد سعودی طرفدار حاکمیت در فتوایی به استقرار سربازان خارجی در عربستان مجوز شرعی و قانونی داده بود وهابیان جدید در برابر این مسئله به تندی واکنش نشان دادند و فتوای بن باز را رد کردند. آنان از میان برداشتن تمام قوانین و دستورها و مقررات سیاسی اداری و اقتصادی متضاد با شریعت اسلام خودداری از بستن پیمانهای مخالف با شرع و توجه به مشکلات و آرمانهای مسلمانان را خواستار شدند.
یکی از وهابیان طرفدار حاکمیت به نام غازی القصیبی با انتشار مجموعه مقالاتی تحت عنوان حتی لاتکون فتنه اتهامات وهابیان جدید را رد کرد و آنان را با «اخوان جهیمان العتیبی» مقایسه نمود و بعد از مدتی به آنان « خمینیهای عربستان سعودی » لقب داد که آرزو دارند به رهبران سیاسی مذهبی (الفقها السیاسیون ) تبدیل شوند. شیخ بن باز نیز موضع گیریها و مبارزات وهابیان جدید را تقبیح نمود. « اداره عالی تحقیقات علمی بررسیهای قضایی تبلیغ و دعوت » و نهاد عالی علمای ارشد (هیئه کبار العلما) به عنوان نهاد رسمی اسلامی به ریاست بن باز نیز اقدامات آنان را محکوم نمود.
سرانجام در سال 1993 شش نفر از وهابیان جدید کمیته ای را به نام «کمیته دفاع از حقوق شرعی» (لجنه الدعاع عن حقوق الشرعیه) تشکیل دادند. این کمیته غیر قانونی اعلام شد و محمد المسعری سخنگوی آن به زندان افتاد پنج نفر از اعضای کمیته مشاغل خود را از دست دادند و شیخ عبدالله بن جبرین پیر حمایت خود را از این گروه پس گرفت .
مسعری پس از آزادی از زندان مخفی شد و در سال 1994 به عنوان منتقد دولت سعودی از لندن سر برآورد .
کمیته دفاع از حقوق شرعی مستقر در لندن مبارزه ای تهاجمی را از طریق فاکس ماهواره و پستهای الکترونیک و اینترنت علیه رژیم به راه انداخت . این مبارزات باعث سرکوب گسترده و دستگیری سفر الحوالی سلمان العوده و دیگر فعالان برجسته وهابی انقلابی شد.
وهابیت و چالشهای نوین
وهابیت در گذر زمان و به دنبال انتقادات گسترده عالمان اسلامی که از همان آغاز شکل گیری وهابیت تا امروز ادامه دارد و نیز احساس خطر جدی خود وهابیان از افراطی گری و تکفیر کم کم در دوره های اخیر کوشید از مواضع تند و افراطی خود در قبال دیگر مسلمانان بکاهد این تغییر نگرش علاوه بر وهابیان انقلابی در میان برخی وهابیان سنتی نیز تا حدی محسوس است و با نوشتن رساله ها و کتابهای متعدد در زمینه تکفیر و بیان معیارها و ضوابط آن و همچنین نکوهش استفاده بی حد و حصر از آن از سوی آنان دنبال می شود. جالب توجه این است که آنان حتی به بازخوانی اندیشه های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب پرداخته و تلاش کرده اند برداشت خود را از آثار و اندیشه های آنان تعدیل نمایند. به عنوان نمونه می توان به کتاب منهج ابن تیمیه فی مسئله التکفیر نوشته عبدالمجیدبن سالم المشعبی نواقض الایمان الاعتقادیه و ضوابط التکفیر عندالسلف نوشته محمد بن عبدالله بن علی الوهیبی ضوابط التکفیر عنداهل السنه و الجماعه از عبدالله بن محمد القربی و التکفیر جذوره اسبابه و مبرراته نوشته نعمان عبدالرزاق السامرائی اشاره کرد. قربی می کوشد اثبات کند که هر چند محمد بن عبدالوهاب بسیاری از اعمال مسلمانان را شرک می خواند در مورد تکفیر معین مانند سایر اهل سنت تنها کسانی را تکفیر می کند که از روی علم و عمد مرتکب اعمال شرک آمیز می شوند.
از این رو این برداشت که او همه مسلمانانی را که به او نپیوسته بودند تکفیر می نمود. افترا و بهتان است .
این بدین معناست وهابیان که روزی پرچم تکفیر به دست می گرفتند و بسیاری از مسلمانان را به دلیل آنچه آنان انحراف از توحید و اعمال شرک آمیز می پنداشتند مشرک و کافر می خواندند امروزه خود از این ناحیه احساس خطر نموده و در صدد مقابله با آن برآمده اند. دلیل این امر همان است که ایزوتسو در مورد دیدگاه تکفیری خوارج و استفاده بی حد و حصر آنان از تکفیر می گوید :
وقتی در تکفیر باز شد دیگر محدودیتی برای اینکه تا چه اندازه باید جلو رفت و در کجا باید ایستاد به سختی می توان در نظر گرفت . در چنین اوضاع و احوالی انسان می تواند براساس کوچک ترین و خودسرانه ترین دلیل به هر یک از برادران مسلمان خود اشاره کند و او را کافر و مشرک و حتی بت پرست بخواند.
اما در این میان متاسفانه هنوز در بینش و نگرش بسیاری از آنان نسبت به شیعه تغییرات چندانی دیده نمی شود و دلیل آن روش خطا و شیوه نادرستی است که آنان همچنان در مطالعات شیعه شناسی خود از آن بهره می گیرند. با این حال به نظر می رسد در این زمینه نیز تغییرات به وجود آمده قابل توجه است .
در هر حال با توجه به تحولات سیاسی و مذهبی که در سالیان اخیر در جهان اسلام رخ داده است جریان سلفی گری وهابی امروزه با موانع و چالشهای جدیدتری روبه رو شده است . از یک سو سلفیانی که می خواهند حکومتهای ملی شان براساس بنیادهای اسلام و سلفی گری پی ریزی شود با پاره ای تعارضات در محتوای سیاسی و ایدئولوژی آنها روبه رو شده اند که نمونه بارز آن را می توان در حکومت وهابی سعودی ملاحظه کرد. دولت عربستان سعودی که برپایه ایدئولوژی وهابیت بنا شده است نظر به سلطه اندیشه سلفی در داخل کشور در نوع سیاست خود در قبال شیعیان و برخی کشورهای غربی مانند آمریکا دچار تعارض شده است . بدین معنا که دولت وهابی عربستان سودی همچنان به رابطه با غرب و آمریکا گرایش دارد و روابط آن با شیعیان به ویژه جمهوری اسلامی ایران نیز در چند سال اخیر ملایم تر گردیده است اما وهابیان این کشور به شدت با شیعیان مخالف اند و غرب و آمریکا را نیز دشمن خود می دانند. برخی از وهابیان به ملایم تر شدن رفتار دولت سعودی با شیعیان و گسترش روابط آن با کشوری مانند ایران به شدت انتقاد دارند و معتقدند گسترش این گونه روابط جرات و جسارت علمای ارشد را در مقابله با شیعیان و فتوا دادن بر ضد آنان می گیرد.
از سوی دیگر در دنیای امروز افزون بر مخالفتهای روز افزون در درون جهان اسلام با این جریان کم کم شاهد شکل گیری یک اجماع جهانی برضد وهابیت و سلفی گری هستیم .
نتیجهگیری
براساس آنچه بیان شد این ادعاهای سلفیهای وهابی که می کوشند اندیشه وهابیت را بسیار قدیم و مربوط به دوره اصحاب پیامبر(ص) و تابعین و تابعین تابعین بدانند و آن را چندان مسلم انگارند که گویی همه رجال اصحاب حدیث و سلفیه بدان باور داشته اند ادعایی بی اساس و با نظر و شیوه سلف ناسازگار است . هر چند آنان شیعه را به دلیل اختلافاتی که با اهل سنت درباره برخی مسائل دینی دارند در زمره اهل بدعت و فرقه های بدعت گذار قرار داده اند اما تکفیر نکرده اند و تمام احکام اسلام را در مورد آنها جاری دانسته اند و بدین ترتیب راه تقریب و وحدت را نبسته اند. البته شیعه به هیچ وجه چنین اتهامی را نمی پذیرد و تمام عقاید و احکام خود را ماخوذ از قرآن و روایات و سنت پیامبر (ص) و ائمه اهل بیت (ع) می داند.