تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۲۰۹۹۴

رویکردهای دیپلماسی هسته‌ای (بخش پنجم و پایانی)


نوشته: دکتر مهدی‌ حسن‌زاده
36ـ رویکرد امتناع هسته‌ای:
شورای امنیت سازمان ملل از سال تشکیل خود تاکنون 1980 قطعنامه در باره موضوع‌های امنیتی بین‌المللی صادر کرده است که ‏تقریبا هیچیک از آنها یا اصلا پذیرفته و اجرا نشده‌اند یا به‌طور ناقص و نادرست اجرا شده‌اند.
‏به‌دلیل این رویه بلندمدت و بین‌المللی در خودداری کشورهای گوناگون از اجرای قطعنامه‌های شورای ‏امنیت، جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند از پذیرش و اجرای قطعنامه‌های نامشروع ضدایرانی خودداری کند یا پذیرش و اجرای آنها را منوط و مشروط به اجرای همزمان دیگر قطعنامه‌های شورای امنیت ‏نماید.‏
37ـ رویکرد حفاظت اطلاعات هسته‌ای:
آنچه برای بدخواهان ایران راهنمای ‏اتخاذ تصمیم‌های ضدایرانی است، نه خود تأسیسات هسته‌ای کشور، که اطلاعات تأسیسات هسته‌ای کشور ‏است. حفاظت از اطلاعات هسته‌ای و دیگر فناوری‌های پیشرفته کشور، زمینه اتخاذ ‏تصمیم‌های کارآمد پادیرانی را از بدخواهان می گیرد و آنها را دچار تردیدها و اشتباه‌های راهبردی و کلیدی ‏می‌کند و ضریب امنیت تأسیسات هسته‌ای کشور را حتی در فضاهای تهدیدآمیز، بسیار بالا خواهد برد.
‏دانش‌های حفاظت و حراست از دانش‌ها و داشته‌های هسته‌ای دست کمی از خود دانش‌ها و داشته‌های هسته‌ای ندارند.‏
38ـ رویکرد بازآمایی هسته‌ای:
توزیع مکانی و جغرافیایی و کشوری تأسیسات، ‏زیرساخت‌ها، فرآیندها، کارگاه‌ها، روساخت‌ها، آزمایشگاه‌ها و دیگر ساختارها و سازه‌های هسته‌‏ای، نیازمند منطقی بسیار درست و سنجیده است، به‌گونه‌ای که کمترین هزینه‌ها، کمترین مخاطرات، ‏کمترین تلفات، بالاترین کارآیی، بالاترین بازدهی، بالاترین ایمنی، بالاترین امنیت، بالاترین ‏باورپذیری و ضریب اطمینان و بالاترین پدافند غیرعامل و طبیعی را داشته باشد. رعایت ‏سرسختانه چنین الزاماتی تهدیدهای احتمالی نظامی و تروریستی بر ضد تأسیسات هسته‌ای را تا‌ اندازه ‏بسیار قابل توجهی کاهش داده و ناکارآمد خواهد کرد.
بسیار ضروری است که منطق استقرار مکانی و ‏توزیع جغرافیایی تأسیسات کنونی و آینده هسته‌ای، کشور بازنگری و آمایش دوباره شود و پس از ‏بازآمایی و مکان‌یابی بهینه، استقرار یابند.
چنین رویکردی، دغدغه‌های هسته‌ای کشور را کاهش می‌دهد و ‏در چانه زنی‌های هسته‌ای، اقتدار بیشتری به سربازان و سرداران جبهه سیاست و دیپلماسی هسته‌ای ‏کشور خواهد داد.
39ـ رویکرد خوشبینی هسته‌ای:
گرچه هم اکنون فضای حاکم بر مناسبات هسته‌ای ‏ایران با برخی کشورهای غربی فضایی بدبینانه است و این بدبینی‌ها به تدریج رو به تشدید گذاشته است، ولی ‏شگردهای سیاسی و دیپلماتیک، می‌توانند فضای بدبینی را به فضای خوشبینی تبدیل و فرآیند ‏دستیابی به تفاهم‌های هسته‌ای را تسریع کنند.
این خوشبینی، به این شیوه می‌تواند تحقق یابد که ‏طرفین مناقشه، فهرست انتظارها و خواست‌های خود را به یکدیگر عرضه کنند و پس از تأملی مثلا ‏یک‌ماهه، در دیداری دوباره، فهرست خواست‌های مورد پذیرش خود را مبادله کنند و چنانچه فهرست‌ها ‏متعادل و متوازن بودند، پذیرفته و مورد التزام قرار گیرند.
در این رویکرد، هیچیک از طرفین، داور یا حاکم بر ‏دیگری نخواهند بود و ملاک حل و فصل دعاوی، فهرست‌ خواست‌های مورد پذیرش طرف مقابل ‏و در صورت تعادل و توازن، راهگشا خواهد بود.
40ـ رویکرد رد صلاحیت شورای امنیت:
در تمامی نظام‌های حقوقی معتبر، این ‏یک اصل اصیل و رکن رکین است که طرف دعوا نمی‌تواند داور دعوا هم باشد.
این قاعده بی‌نهایت ‏آشکار حقوقی که در سراسر ادوار تاریخی و در سراسر کره زمین معتبر بوده و هست، ایجاب می‌کند ‏دولت‌هایی که خصم ایران بوده اند و هستند و سوابق خصومت‌های ده ها (امریکا) و صدها (انگلیس) ساله با ‏ایران دارند ، نتوانند داور پرونده‌های هسته‌ای ایران باشند.
به همین دلیل گریزناپذیر، برخی کشورها ‏به‌ویژه انگلیس و آمریکا به‌دلیل خصومت آشکار و ممتد تاریخی با دولت و ملت ایران در سطوح گوناگون ‏دیپلماتیک، رسانه‌ای، دادگاهی و مانند آنها، حق داوری در پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت را ‏ندارند و به همین دلیل صلاحیت حقوقی آنها مردود و هرگونه قطعنامه ضدایرانی متضمن مشارکت ‏آمریکا یا انگلیس در تنظیم و صدور آن، مردود خواهد بود. تثبیت این رویکرد مستلزم تلاش دیپلماتیک ‏سنگین حقوقی است.
‏41ـ رویکرد شتاب هسته‌ای:
هسته‌ای شدن، تعاریف و فرآیندهای گوناگونی دارد که ‏در این رویکرد، دولت ایران می‌تواند به مفهومی از هسته‌ای‌سازی که مورد نیاز کشور است، بپردازد و با ‏بیشترین سرعت و بالاترین شتاب و برترین اولویت ممکن، آن را اجراء کند. به‌گونه‌ای که پیش از ‏هرگونه تحریک و تحرک ین المللی بر ضد برنامه در راستای متوقف ساختن آن، برنامه یادشده ‏تحقق یافته و به پایان رسیده باشد، هیچ قدرتی نتواند آن را ناکام و متوقف کند، بدخواهان و کینه‌توزان ‏را در برابر کار انجام شده، فرآیند پیاده شده و فناوری استقرار یافته قرار دهد و فزون خواهان ‏برون‌مرزی، نتوانند اقدام بازدارنده‌ای انجام دهند.
42ـ رویکرد همانندسازی راستی‌آزمایی:
آژانس بین المللی انرژی اتمی با چه روش‌ها ‏و ابزارهایی از تأسیسات هسته‌ای ده‌ها کشور عضو ‏NPT‏ بازرسی و بر آنها نظارت می‌کند و از نداشتن انحراف آنها ‏به‌سوی اهداف نظامی، اطمینان می‌یابد؟ همان روش‌ها و ابزارها را می‌توان در تأسیسات هسته‌ای ایران به‌کار ‏گرفت و از فقدان انحراف آنها اطمینان یافت.
اگر آن روش‌ها و ابزارها ناتوان و ناکارآمداند، پس به بازرسی‌های آژانس ‏از تأسیسات هسته‌ای کشورهای دیگر هم اعتمادی نیست و اگر کارآمداند، با کارآیی لازم، می‌توانند تأسیسات ‏هسته‌ای ایران را راستی‌آزمایی کنند.
این استدلال می‌تواند به آژانس و شورای امنیت اعلام و تفهیم و بر اجرای چنین رویکردی پافشاری ‏شود.‏
 43ـ رویکرد بلوک‌بندی هسته‌ای:‏
همانگونه که دولت‌های بدخواه ایران هم درون آژانس، هم درون شورای امنیت و هم در محافل دیگر بلوک‌های استعماری بازدارنده‌ای بر ضد کشورهای گسترش یابنده از جمله ایران تشکیل داده و از چنین اهرم‌هایی برای رسیدن به مقاصد نامشروع هسته‌ای خویش بهره‌برداری می‌کنند، دولت ایران نیز می‌تواند با پیشنهاد راهبری ایجاد یک پیمان یا بلوک هسته‌ای نیرومند و مستقل منطقه‌ای یا جهانی، به مقاصد مشروع هسته‌ای خویش نزدیک شود.
از آنجا که فرآیند هسته‌ای شدن فرآیندی پیچیده و درازمدت است بردباری و شکیبایی بسیاری می‌خواهد و با فرآیند زمان بر تشکیل اتحادیه‌های هسته‌ای که آن‌هم درازمدت و نیازمند شکیبایی و بردباری است هماهنگی و همخوانی دارد.‏
 44ـ‌ رویکرد رسواسازی هسته‌ای:
از آنجا که فشارهای هسته‌ای وارده شده بر جمهوری اسلامی ایران کاملاً ناحق و نامشروع است، دولت‌هایی که بر ضد ایران تبانی کرده‌اند، همگی می‌دانند که برخوردهای بازدارنده ایشان با جمهوری اسلامی ایران، برخوردهایی نامشروع و فاقد مبانی کارشناسی و قانونی است و دقیقا به همین دلیل، نیازمند تبانی‌های کثیف و ساخت و پاخت‌های نامشروع و زدوبندهای غیرقانونی پشت پرده برای رسیدن به اجماع و توافق هستند.
برخی از آنها آرای خود را در برابر برخی باج‌های پشت پرده به دیگری می‌فروشند.
بر این پایه، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تلاش‌های سنگین اطلاعاتی و دیپلماتیک خود و دوستان جهانی خود، تبانی‌های کثیف و ساخت و پاخت‌های نامشروع و زدوبندهای غیرقانونی پشت پرده اعضای شورای داوران آژانس و شورای امنیت در خرید و فروش آرای کارشناسی و امنیتی آنها را آشکار و افشاگری کند و مبانی اقدام‌های پادایرانی ایشان را به سختی به لرزه اندازد.‏
 45 ـ رویکرد حفاظت بهینه هسته‌ای:
حفاظت کامل و قابل اطمینان و باورپذیر از تأسیسات هسته‌ای کشور که از لحظه آمایش و طراحی تا راه‌اندازی و بهره‌برداری باید رعایت شوند، می‌تواند توان انه زنی دیپلمات‌های هسته‌ای کشور در برخوردهای جهانی را تا اندازه بسیار بالایی افزایش دهد و آنها را از بیم هر گونه حمله مؤثر نظامی یا تروریستی به تأسیسات هسته‌ای ایران، آسوده خاطر کند.
در اینجا برای پیشگیری از سوء استفاده دشمنان از شیوه‌ها و شگردهای حفاظت کامل و بی‌نقص از تأسیسات هسته‌ای کشور، از یادآوری آنها پرهیز می‌شود و در جایگاه مقتضی با تفاصیل لازم، قابل ارائه خواهند بود.‏
 46ـ رویکرد غنی‌سازی برون‌مرزی:
در این رویکرد، چنانچه فشارهای فرامرزی برای توقف فرآیندهای غنی‌سازی و پالایش هسته‌ای و نیز فرآیندهای تولید آب سنگین در واکنشگرهای صنعتی، به اندازه‌ای باشد که هزینه‌ها و مخاطرات بیشتری از منافع پالایش هسته‌ای را تحمیل کند، دولت می‌تواند، به‌عنوان یک تاکتیک گذرا و نه یک راهبرد پایدار، تمامی یا بخشی از کارگاه‌ها و کارخانه‌های غنی‌سازی و پالایش هسته‌ای خود را در سرزمین‌های دوست و امن دیگر و در قالب قراردادهای کاملاً سنجیده و خردمندانه با ضمانت‌های لازم، به‌آن سرزمین‌ها منتقل کند و پس از کاهش تهدیدها به سرزمین خود بازگرداند.
چنین تاکتیک‌هایی حتی از سوی دولت‌های بزرگ و ابرتوان نیز در زمینه‌هایی اتخاذ و اعمال شده است و ناممکن و نامعقول نیست.‏
47ـ رویکرد تضمین‌گیری هسته‌ای:
حال که دولت‌های بدخواه غربی، مدعی نظامی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران از سویی و مدعی تضمین تامین سوخت مورد نیاز هسته‌ای ایران از سوی دیگر هستند، دولت ایران می‌تواند هزینه تمام شده تولید سوخته هسته‌ای در داخل کشور را محاسبه کند و از دولت‌های بدخواه غربی بخواهد سوخت مورد نیاز ایران را با نرخی پایین‌تر از هزینه تمام شده داخلی به ایران عرضه کنند و نیز تضمین‌های دستکم دویست ساله‌ای به ایران بدهند که بدون کوچکترین وقفه‌ای دستکم برای 200 سال متوالی سوخت هسته‌ای مورد نیاز ایران را آن هم با هزینه‌ای کمتر از هزینه تمام شده داخلی به ایران عرضه کنند.
این رویکرد موجب رسوا شدن غوغاگران در صورت خودداری آنها از این امر و رسیدن ایران به منافع بالاتر با هزینه‌های کمتر، در صورت پذیرش شرائط ایران خواهد شد.‏
48ـ رویکرد تحریم‌شکنی اقتصادی:‏
چنانکه رویه چندین ساله شورای امنیت و دیگر زورگویان جهانی در برخورد با پرونده هسته‌ای ایران نشان می‌دهد، مهمترین ابزار بازدارنده آنها در برابر، ایران، همان تحریم‌های اقتصادی است و ابزار بازدارنده نظامی قانونی نداشته اند و نخواهند داشت، زیرا آنچه موجب بازدارندگی بر ضد ایران شده، دستیابی ایران به پالایش و غنی سازی هسته‌ای است که چنانچه غیر قانونی و مجوزی برای حمله به ایران بود، بدون تردید در همان سال‌ها و بلکه ماه‌های نخست با گذراندن قطعنامه‌ای در شورای امنیت و دریافت مجوز شورا، انجام گرفته بود. پس دستیابی به پالایش هسته‌ای، مجوز حمله به ایران نبوده است و نخواهد بود و محمل و بهانه دیگری نیز برای حمله به ایران وجود نداشته است و ندارد.
بنابراین مهمترین ابزار بازدارنده بدخواهان ایران، تحریم‌های فزاینده اقتصادی است که ایرانیان با شناسایی و به کارگیری برنامه‌ها، سیاست‌ها، راهبرد‌ها، و شگردهای تحریم‌زدایی اقتصادی، می‌توانند این ابزار بدخواهان را نیز ناکارآمد کنند.
تحریم‌زدایی اقتصادی دانش‌های ویژه‌ای می‌خواهد که در جای خود به آنها پرداخته‌ایم.‏
49- رویکرد انگیزش هسته‌ای:
از آنجا که انرژی هسته‌ای برای بسیاری از کشورها یک ضرورت و دستکم یک اولویت اقتصادی و صنعتی است، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در یک تکاپوی گسترده و زیرکانه بین‌المللی با آگاه‌سازی، فرهنگ‌سازی، تحریک تمایلات هسته‌ای و انگیزش سیاسی کشور‌های نیازمند انرژی هسته‌ای، آنها را تشویق کند در جبهه‌ای واحد و متحد در برابر یکه تازان و انحصارجویان هسته‌ای و زورگویان بین‌المللی ایستادگی و هماهنگ و هم‌آوا، نیاز همگانی و جهانی به انرژی هسته‌ای را فریاد کند تا چند دولت زورگو نتوانند نیاز جهانی و تمایل همگانی برای دستیابی به انرژی هسته‌ای را فقط خواست بلندپروازانه ایرانیان وانمود کنند و آن را به چالش بکشند.‏
50- رویکرد آشکارگویی هسته‌ای:
شماری از کشورهای صنعتی از جمله اعضای دائمی شورای امنیت، هم تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز و هم تأسیسات هسته‌ای نظامی داشته و دارند.
آیا نهادهای نظارتی بین‌المللی بویژه ‏IAEA‏ تاکنون توانسته‌اند از تأسیسات هسته‌ای نظامی این کشورها بازدید و بر آنها نظارت یا حتی اطلاعات آماری و جغرافیایی درستی از آنها به دست آورده و منتشر کنند؟ آنچه مسلم است اینکه هیچ کشوری تأسیسات هسته‌ای نظامی خود را یا هرگز اعلام و آشکار نمی‌کند و یا هرگز اجازه نظارت بر آنها را نمی‌دهد.
حال می‌توان آشکارا گفت به فرض آنکه ایران پالایش هسته‌ای در تأسیسات خود را نیز متوقف کند، آنگاه چه نهادی با چه ابزاری و با چه مجوزی خواهد توانست از تأسیسات هسته‌ای نظامی مورد ادعا بازدید و بر آنها نظارت داشته باشد، زیرا فعالیت‌های هسته‌ای نظامی ادعایی، در صورت انجام، در تأسیسات رسمی و در برابر دیدگان بازرسان و حتی مشمول نظارت‌های پیمان ‏NPT‏ نخواهد بود.
این استدلال، آشکارا می‌گوید تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران که تحت نظارت است، و جای نگرانی ندارد (‏IAEA‏ تاکنون 20 بار، ضمن انواع پایش‌ها و بازرسی‌ها و حسابرسی‌ها، فقدان انحراف فرآیندهای هسته‌ای ایران را رسماً تایید و اعلام کرده است) و تاسیسات ادعایی بدخواهان اصولاً وجود ندارد تا بخواهند بر آنها نظارت کنند و از انحراف احتمالی آنها نگران باشند و درخواست نظارت بر امر معدوم، خلاف خرد و هوش انسانی است. در این رویکرد، تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، واقعی، موجود و تحت نظارت‌ هستند و تأسیسات نظامی هسته‌ای، دروغین، موهوم و غیر قابل نظارت‌اند.‏
51- رویکرد همه‌پرسی هسته‌ای:
مگر جز این است که چند عضو شورای امنیت مدعی نمایندگی جامعه جهانی در برخورد با پرونده هسته‌ای ایران‌اند؟ حال که آنها به دروغ و تزویر مدعی نمایندگی جامعه جهانی‌اند، جامعه جهانی که خود نمرده است و وکالت بلاعزل به آن چند کشور نداده است که برای همیشه به جای وی اظهار نظر و تصمیم‌گیری کنند.
در این رویکرد، دولت ایران می‌تواند درخواست کند که پرونده هسته‌ای کشور ایران، نه به نمایندگان دروغین جامعه جهانی که به خود جامعه جهانی، از طریق ارجاع پرونده به مجمع عمومی و یا افکار عمومی ملت‌ها، داوری شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات