محسن آرمیــــن در صریــــح تـــــرین موضــــع گیری خود پس از انتخابــــات از "امام زدایی" جریـــــان مخــــالف اصلاحات انتقــــاد کــــرد. بهگزارش نواندیش، وی اظهار داشت: امروز تقریبا تمامی یاران امام از بیت شریف امام گرفته تا یاران نزدیک و افراد مورد اعتماد امام همگی هدف هتاکی ها و حملات این جریان و رسانه های وابسته به آن قرار گرفتهاند. از نوه برومند و محترم امام جناب سید حسن آقای خمینی بگیرید تا آیت الله صانعی که شاگرد و یار و دادستان امام بودند تا آقای هاشمی رفسنجانی که از نزدیک ترین و باسابقه ترین یاران امام بودند تا جناب آقای موسوی خوئینی که دادستان و از نزدیک ترین یاران امام بودند، تا آقای خاتمی که امام او را فرزند فرهیخته و فاضل خود می دانست تا بهزاد نبوی که امام او و یارانــــش را از نیروهــــای مخلص و لایقی میدانست که عدهای مغرض درصــــدد حذف آنهــــا هستند... همه و همه آمــــاج سخت ترین حملات و تهدیدها هستند . نقض و تحریف توصیه ها و تاکیدها و دیدگاههای امام نظیر عدم دخالت نظامیان در سیاست و میزان رای ملت بودن و حاکمیت قانون و ممنوعیت تریبون های مجلس و صدا و سیما و ائمه جمعه از هتک حیثیت افراد و... دیگر جای خود دارد. این همه در حال حاضر از یک "امام زدایی" گسترده ازسوی جریانی حکایت دارد.
امروز کسانی خود را مدعی ادامه راه شهیدرجایی می دانند که تمام یاران شهید رجایی را به زشت ترین روشها مورد هجوم قرار داده و برای ظاهرسازی هم که شده حتی یک نفر از یاران او را در کنار خود ندارند و در عوض از حمایت تمام مخالفان کینه توز شهید رجایی برخوردارند. چنین جریانی چگونه می تواند مدعی پیروی از خط امام باشد؟ محسن آرمین از نحوه مواجهه با اعتراض های مردم انتقاد کرد و گفت: واقعیت این است که این جریان در ارزیابی واکنش جامعه در قبال عملکرد خود دربرگزاری انتخابات، دچار خطا و اشتباه بزرگی شد.این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم اظهار داشت که اصلاح طلبان امروز با اقبال اجتماعی زیادی روبه رو شدهاند و درافکار عمومی از احترام برخوردارند. برخورد با نیروی سیاسی با چنین پایگاه اجتماعی گستردهای کار سادهای نیست. البته نشانههای آشکار و قطعی از وجود اراده و عزمی برای انحلال احزاب معتبر و مهم اصلاح طلب نظیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مشارکت و اعتماد ملی حکایت دارد.تلاش زیادی هم میشود تا بهانه ها و زمینههای لازم برای عملی شدن این اراده فراهم آید.
از برخوردهای تحریک آمیز گرفته تا تلاش برای جورکردن اسناد و مدارک تا تبلیغات سازمان یافته مبنی بر انحراف و فساد و وابستگی احزاب مذکور، مجموعه تلاشهای تبلیغاتی سازمان یافته برای بسترسازی مناسب جهت انحلال احزاب اصلاح طلب مذکور را تشکیل میدهد، اما این جریان درانجام این هدف با مشکلات و موانع مهمی روبه رو است. محبوبیت و پایگاه اجتماعی احزاب مذکور، بی اساس بودن ادعاها و تبلیغات مذکور و ناتوانی در ارائه دلایل معتبر در اثبات ادعاها از جمله علل و عواملی هستند که این جریان را در انجام اهداف خود با محدودیت مواجه ساخته است.