راهپیمایى روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب مىشود. نتایجى بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار مىرود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلى عام و دستاوردى براى تمام کسانى است که در این سرزمین ریشه دارند، حتى اگر برخى از آنها به خاطر پیشداورىهاى نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.
این برکت، میوه دوراندیشىهاى امام بود. او بارها به ما مىگفت بنیانهاى درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستى ادا کنیم، ولى او خود در سیرهاش اینگونه عمل مىکرد؛ تمامى ستونهاى جمهورى اسلامى را بر پایههایى از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد براى حضور عملى آنان در صحنه قرار داد، تا کسى قادر نباشد این شالوده را دیگرگون کند.
روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتى نمىتوان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتى نمىتوان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبهاى باقى نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز براى پر کردن مستمر صحنه از حضورهاى میلیونى مردم معلوم مىشود.
سى سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوتهایشان بر روى درد مشترکى که تمامى آنان را مىآزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است براى آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتى که ما بدان دعوت شدهایم در عین قبول تفاوتهاست و قدس روزى است که مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاههاى خود، درمان دردهاى مشترکشان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسى تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست مىدهد؛ آثارى که برایش آرزو شده است، باقى نمىگذارد و دیگر نمىتواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.
آرمان این روز آن است که رنگهاى گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. وى مىافزاید: اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانى حاضر شدم که جمعى از آنان با مشتهاى گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوى مرگ داشتند.
در مسیر پرهیاهویى که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور مىکردم و مىدیدم که آن چهرهها را دوست دارم و مىدیدم پیروزى ما آن چیزى نیست که در آن کسى شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخى مژده این کامیابى را دیرتر درک کنند.
مهندس موسوى با اشاره به مخالفان حضور سبزها در راهپیمایى روز قدس مىنویسد: آنها به واضحترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بىسابقه کمترین اثرى در حضور مردم به جاى نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بىنتیجه و پرخطا بودن سیاستهاى خود را ملاقات نمىکردند و زمانى با هزینههاى سنگین عملکرد خود روبرو مىشدند که براى چاره کردن بسیار دیر بود. خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فى السلم کافه؛ همگى در مسالمت وارد شوید. نخست وزیر دوران دفاع مقدس مى نویسد: ما به اندازهاى که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوششهایمان نتیجه مىگیریم و اگر به سوى تندروىهاى بىدلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایى مناسبتر[...] مىبینند که هوشیار و خردمندند، و خردمند کسى است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد. خوبتر از نتایجى که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتى که از آن رنج مىبریم و بدان اعتراض مىکنیم نیز هست. در پیشرو و در شرایط تاریخى ما تصویر روشنى از نتایج رفتارهاى ساختارشکنانه نیست. همانگونه که در نامه فرستاده شده براى تمامى مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوى سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرتها ما را از استیفاى حقوقمان منصرف نمىکنند، زیرا ما آن صبورى و دانایى را داریم که بدون پرداختن چنین هزینههاى سنگینى سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.
آن چیزى که مىتواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندى به شعارهاى زرینى است که انتخاب کردهایم. هیچ کلمهاى که دوستى و برادرى میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازى هویت و وحدت ملى ما نمىانجامد. ما اسلام رحمانى را درمان دردهاى خود مىدانیم. بیانیه مىافزاید: ما خواستار اجراى بدون تنازل قانون اساسى و بازگشت جمهورى اسلامى به اصالت اخلاقى نخستینش هستیم. ما جمهورى اسلامى نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را مىخواهیم و آنانى را ساختارشکن و هرج ومرج طلب مىشناسیم که با بهانه و بىبهانه از موازین اسلامى عدول مىکنند و بنا بر امیال شخصى به تعطیل اصول قانون اساسى دست مىزنند. عضو مجمع تشخیص مصلحت نوشته است : ما تنها در صورتى به اطمینان مىرسیم که دستاوردهاى سیاسى - اجتماعى خود را به زندگىهاى روزمرهمان متکى کنیم. در طول یک قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشتهاند، اما همه آنها متکى به مبارزه بوده است؛ تا فضاى جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین که مردم خسته مىشدند یا تصور مىکردند باید به خانههایشان بازگردند محصول از میان مىرفت. مبارزه امرى مقدس است، اما دائمى نیست. آنچه دائمى است زندگى است.
این درسى است که ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سالها دو گروه در جبهههاى جنگ حاضر مىشدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه کردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگى کردن رسیده است؛ وقت آن که پول روى پول بگذارند و برج روى برج بسازند و گروه دوم که براى معنویتى سرشارتر به جبهه مىرفتند. آنها براى ایثار کردن عازم جبهه نمىشدند؛ مىرفتند تا از فضاى نورانى آنجا بهرهمند شوند.
شاید براى کسانى که آن فضا را تجربه نکردهاند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمىکردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایى که به دست مىآوردند باور نداشتند که دارند از خودگذشتگى مىکنند. آنها سالهاى جنگ را زندگى کردند و پس از آن مبارزهشان شروع شد؛ مبارزهاى آرام براى پاسدارى از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتى که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمىتوانستیم هشت سال با دستان خالى بایستیم.
در زمان انتخابات وقتى گروهى از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکى از فعالترین بخشهاى ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندى مىکردم و چون مىگفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم جمع شدهاند بار خود را به مراتب سنگینتر مىدیدم. بعید مىدانم کسى در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزى قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.
به تاسى از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگى کنیم؛ در این صورت همان معجزهاى که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدى که مردم انتخاب کردهاند امرى گذرا و موقتى نیست. اگر همه در خانههایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.
راه سبز را زندگى کردن یعنى هر روز و هر زمان که در خانههایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشتهاى روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانى بودن و این زمانى بودن ما تکرار مىشود.
وقتى که سخن از تقویت شبکههاى اجتماعى و یا زندگى کردن راه سبز مىشود بلافاصله مىپرسند چگونه؟ همانگونه که هستید. سخن از آن نیست شبکههاى اجتماعى که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است که قدرت مردم در شبکههاى اجتماعى است که به صورت طبیعى و به هدایتى فطرى درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.
روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادى که به راه افتاده باشد با سرعتى باورنکردنى در حال رشد است؛ به زودى سخن گفتن را هم آغاز مىکند و به زودى بالغ مىشود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا مىدارد. آن وظیفهاى که بر عهده ما قرار دارد آن است که با تکثیر اندیشههایى که در حوالى آن شکل مىگیرد و با تذکر دائمى اهمیت این پدیده مبارک از آن پرستارى کنیم.
به همین ترتیب اگر گفته مىشود راه سبز را باید زندگى کرد سخن پیچیده و تازهاى و دعوت به امرى ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزى است که دارید تجربه مىکنید و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهاى پیشین، آغاز نوعى از زندگى است. در همصدایىها و پیوندها و چشمپوشىها و یکرنگىها و هوشمندىها و سرزندگىهایى که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظى وجود دارد که زندگى را سرشارتر مىکند.
علاوه بر آن در دانایى ملت ما قدرتى هست که او را از تحمل بسیارى رنجها بىنیاز مىکند. مردم ما براى استیفاى حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر براى نتایجى که از حرکات اجتماعى خود به دست مىآوریم دوام مىخواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.
اینک بر اثر سیاست خارجى غلط و ماجراجویانه [...] کشور در آستانه بحرانهایى قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهاى محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش مىرفتیم شاید سادهانگارانه تصور مىکردیم که این یک امتیاز براى راه سبز ماست، اما زمانى که مىخواهیم مسیر سبز را زندگى کنیم چنین نیست.
اینجا کشور ماست و این زندگانى ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتى نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهاى رسمى منتشر شده از سوى مراجع رسمى همین دولت دهها میلیارد دلار از درآمدهاى ارزى کشور را ظرف سالهاى گذشته مفقود اعلام مىکنند و و مراجعى که باید درمقابل این امر واکنش دهند بىتفاوت نسبت به حجم این ارقام که مىتواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشىهاى سیاسى افتادهاند.
از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنجهایى که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل مىشود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگى در این خاک و بوم را مختل مىکند حساسیت نشان ندهیم دیگرى نشان نخواهد داد؛ [...]. زمانى مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه کشور براى ساقط کردن یک دولت کافى بود. اما اینک فریادهاى اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافى کمترین واکنشى بر نمىانگیزد.
اخیرا گروهى از اساتید ایرانى مقیم خارج در نامهاى ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزى که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفى کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه مىکردند که با سپاسگزارى از حمایت ملتهاى دیگر ظرف این چند ماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمى بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت، بلکه تحمیل رنجهاى بسیار بر مردمى است که[...] برایشان کافى است. راه سبز را زندگى کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمى بر علیه ملت خود مخالفیم.
این یک نمونه است. کسى به کسانى که این خواسته را با ما در میان مىگذارند از ضرورت زندگى کردن راه سبز نگفته بود. ما بقى ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتى فطرى در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافى است از آن آگاه باشیم و پرستارى کنیم.
زندگى ادامه دارد و افراد موقتى هستند. هر جمعى و جماعتى که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمى براى تنى یا افرادى از همراهان عادى خود امتیازات بىدلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانى خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.
مردمى که مىخواهند سرپاى خود بایستند و حیاتى کریمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستین قدمهایى که به ناکامىشان مىانجامد بابیشترین دقتها پیشگیرى کنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر که روز آشنایى با شماست. حتى اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این کلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانى و نه یک شکسته نفسى بىحقیقت و تعارف گونه تلقى کنید.