تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۲۱۲۱۵
نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان:

غرب زیادی خوشبین بود

مترجم: کاوه شجاعی اشاره: تام کوئنیگز آلمانی، نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان در مصاحبه با اشپیگل از پیکار با قاچاق موادمخدر، قدرتمند شدن طالبان و مشکلات بر سر راه دموکراتیزاسیون از بالا به پایین می گوید. کوئنیگز 62 ساله در خانواده بانکدار کولون متولد شد. در 1973 به او میراثی رسید که قسمت زیادی از آن را به جنبش های مقاومت در ویتنام )ویت کنگ ها ( و شیلی بخشید. او از 1983 عضو حزب سبزهای آلمان است. او بین سال های 1993 تا 97 خزانه دار شهر فرانکفورت بوده است. از 1999 تا 2002 هم ریاست دفتر نمایندگی سازمان ملل در کوزوو را بر عهده داشت.

* آقای کوئنیگز، آیا به بازگشت ثبات به افغانستان امیدوارید؟
** دموکراسی همچنان هدف ما است، ما هنوز آن را به کل کشور گسترش نداده ایم. اگر چه انتظارات ما از همان ابتدا واقعگرایانه نبود.
* چرا؟
** آنها زیادی خوشبین بودند. شاید به این خاطر که پس از سقوط طالبان در سال 2001 همه چیز خوب شروع شد. جامعه بین المللی پس از آن تصمیم گرفت در میزان بودجه و شمار نفراتش در افغانستان صرفه جویی کند. این آغازگر بیشتر مشکلات بود.
* شما 6 ماه است که ریاست هیات اعزامی سازمان ملل در کابل را بر عهده دارید. آیا اوضاع در آنجا بدتر شده است؟
** بله. اوایل امسال دیگر فکر می کردیم طالبان به سرعت شکست می خورد، خصوصا از نظر نظامی و حالا با یک جنبش مقاومت واقعی طرف هستیم. هر چقدر جهان زودتر این را درک کند، برای افغانستان بهتر است.
* چرا طالبان قدرت می گیرد؟
** پلیس و ارتش افغانستان بسیار ضعیف هستند. چرا طالبان در بعضی مناطق پیروز بوده است؟ چون آنها قول امنیت و عدالت را می دهند. هیچ کدام از این دو فاکتور در جنوب کشور دیده نمی شود. در بعضی مناطق برای هر صدهزار نفر تنها 45 مامور پلیس وجود دارد.
* راه حل چیست؟
** تربیت تعداد بیشتری پلیس و سرباز افغان. آلمان در میان کشورهایی است که باید مربی پلیس به افغانستان بفرستد. دولت پول بیشتری برای حقوق دادن به سرباز ها نیاز دارد. تا زمانی که طالبان به سربازان ساده بیشتر از دولت حقوق دهد، نباید از پیروزی های آنان شگفت زده شویم.
* به نظر می رسد شورشیان در افغانستان از وضعیت عراق درس می آموزند.
** ماموران امنیتی ما می گویند آنها دقیقا تاکتیک ها و تکنیک های شورشیان عراقی را اجرا می کنند، مانند بمب های جاده ای. اما، مهم تر از همه این ایمانی است که از عراق می آید و به آنها اطمینان می دهد که می توانند تا ابد کشور را بی ثبات نگه دارند یا دولت را از بین ببرند. شورشیان در افغانستان به طرز خطرناکی از پیروزی مطمئن هستند.
* و ائتلاف باید چه واکنشی نشان دهد؟
** اول از همه باید تحلیل هایمان را اصلاح کنیم. تروریست های القاعده و رهبران طالبان تنها نیروهای پشت این حرکت نیستند. کودکان پناهندگان افغان که در مدارس دینی پاکستان درس می خوانند را باید جزء جریان شورش حساب کرد. آنها به خیال خود برای آزادی کشورشان می جنگند. شورش در کمین طعمه های دیگری هم هست: مردان جوانی که از دولت نا امید شده اند. اگر به مردم امید نبخشیم، نمی توانیم به شورشیان مقابله کنیم.
* انگار زیاد امیدوار نیستید.
** خب. باید قبول کنیم ساده نیست. بگذارید مثالی بزنم: اگر یک کشاورز ساده بخواهد فرزند باهوشش را به مدرسه بفرستد، تنها گزینه ممکن برای او مدارس دینی پاکستان است. فرزند او دیر یا زود در معرض تبلیغات افراط گرایان قرار می گیرد و بدتر از آن عضو طالبان می شود. برای جلوگیری از جذب نیروهای تازه نفس توسط طالبان، ما باید مدرسه بسازیم و برای جوانان فرصت فراهم کنیم.
* پس شما تنها به استراتژی نیاز ندارید. پول زیادی باید صرف شود.
** دقیقا. افغانستان پنجمین کشور فقیر دنیاست.
* و به همین دلیل است که غرب باید برای توسعه افغانستان بیشتر بودجه اختصاص دهد؟
** ما به شرق هم نیاز داریم. بگذارید مثالی دیگر بزنم. اینجا برای مدارس دخترانه معلم زن کم داریم. در ایران تعداد زیادی معلم زن وجود دارد. آنها به همان زبان افغان ها صحبت می کنند. ما باید اختلاف های ایدئولوژیک با ایران را کنار بگذاریم و با تهران همکاری کنیم. اینگونه یک مشکل بزرگ ما حل می شود.
* چرا از افغان ها نمی خواهید که تعهد بیشتری داشته باشند؟
** یک مشکل ما این است که دموکراسی در این کشور از بالا اجرا شده و در میان مردم شکل نگرفته است. اول رئیس جمهور انتخاب شد، بعد پارلمان ملی و بعد مجالس محلی. فرمانداران و شهرداران هم از بالا انتخاب می شوند. دولت اصلا بر آنچه که در روستاها می گذرد هیچ کنترلی ندارد. حالا طالبان درست برعکس این است.
* دموکراسی از بالا فشار می آورد و طالبان از پایین. و بالاخره؟
** افغانستان هیچ گاه صاحب دولت مرکزی قدرتمندی نبوده است. اما بالاخره جنگ سالاران را به دور دست ها فرستاده ایم. دولت و رئیس جمهور در کابل هستند و قدرتشان کم کم به سایر نقاط گسترش پیدا می کند. رئیس جمهور اخیرا روسای پلیس جدیدی را انتصاب کرد. با وجود تمام انتقادات، هیچ استانی با تصمیم او مخالفت نکرده است. این دو سال پیش باور کردنی نبود.
* با این حال، غرب هر روز و هر روز بیشتر به این نتیجه می رسد که رئیس جمهور حامد کرزای، آن قهرمان راه دموکراسی که فکر می کرده اند، نیست. او در راه اصلاح نیروهای پلیس با مشکل روبرو شده و تقریبا هیچ کاری برای مقابله با قاچاق مواد مخدر صورت نداده است. او نمی تواند به طور متفاوتی کار کند یا نمی خواهد؟
** ببینید. ما نمی توانیم میزان موفقیت اصلاحات در افغانستان را اینگونه محاسبه کنیم. همه را باید با هم دید. اوایل سال جاری کرزای خواهان تشدید کمک ها به پلیس در جنوب شد. ما قبول نکردیم. حالا درگیری های جنوب را ببینید. ما حالا می فهمیم که بهتر بود در آن زمان از او حمایت کنیم.
* آیا کرزای هنوز همان مردی است که می خواهید؟
** او رئیس جمهور انتخابی این کشور است. اگر شما از مردم بپرسید که چه کسی از او مناسب تر است، جوابی نخواهند داد. این برای یک سیاستمدار نکته بسیار مثبتی است.
* او با شماری از قدرتمندترین مردان این کشور سازش کرده است.
** این درست است. ما گاهی متوجه نمی شویم که چرا او با جنگ سالاران و آنهایی که سابقه درخشانی ندارند، هم پیمان می شود. اما او با همین کارهایش حوزه قدرت دولت را گسترش می بخشد.
* گفته می شود نیروهای طالبان در پیکارهای اخیر متحمل تلفات سنگینی شده اند. آیا این شما را امیدوار می کند؟
** من فکر می کنم گزارش های پیروزی قوای دولتی زیاد درست نیست. ذخایر طالبان بی حد و حصر است. آنها با مرگ نیروهایشان شکست نمی خورند. به همین دلیل است که ما باید هم نیروهای پلیس و ارتش قدرتمندی تربیت کنیم و هم از لحاظ ایدئ ولوژیک به جنگ طالبان برویم. ما حتی باید برای بازگشت مجدد جنگجویان سابق طالبان به جریان زندگی برنامه داشته باشیم.
* آیا فکر می کنید به کمک یک ارتش قدرتمند امکان پیروزی بر طالبان وجود دارد؟
** نه. چون این یک جنگ ایدئولوژیک است، بین بنیادگرایان و هواداران لیبرال حقوق بشر. به کشورهای منطقه نگاه کنید. بنیادگرایان بدون کمک ارتش و با رای مردم قدرت را به دست می گیرند.
* این چگونه تغییر می کند؟
** مهم تر از همه این است که ما نباید مرتکب اشتباهات زیادی شویم. به عنوان مثال در عراق نباید حزب بعث و ارتش را منحل می کردند. دولت ها باید بر تمامی نقاط کشور تسلط داشته باشند. وقتی جایی وجود داشته باشد که تروریست ها به آن عقب نشینی کنند، نیرو آموزش دهند و آنها را همان جا مستقر کنند، امکان مبارزه قاطع با آنها وجود نخواهد داشت.
* در مورد مساله قاچاق مواد مخدر چه می توان کرد؟
** جواب دادن به این پرسش خیلی سخت است. اما اینجا همه یک چیز را فهمیده اند: نابودی مزارع کشت خشخاش کاملا اشتباه بود. طالبان از کشاورزان خشمگین به بهترین نحو استفاده کرد.
* و با وجود حضور نیروهای ارتش آلمان در شمال افغانستان، کشت خشخاش همچنان ادامه دارد.
** آنها سربازند نه پلیس. بازرسی یا بازداشت قاچاقچیان وظیفه پلیس افغانستان است.
* چه باید کرد؟
** صنعت مواد مخدر به پول های هنگفت وابسته است و به امنیت. ما باید تلاش کنیم تا دولتی لیبرال را در افغانستان به وجود آوریم که بتواند با قدرت قانون را اجرا کند. این بسیار دشوار است. علاوه بر این یک زندان امنیتی پیشرفته برای قاچاقچیان در کابل در حال احداث است. گرچه ساخت آن احتمالا خیلی طول خواهد کشید. لوازم و مصالح ساختمانی اینجا گران است. کارگران آنها را در بازار سیاه می فروشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات