متاسفانه بعضی از ما و مسئولین ما عادت کرده اند اگر نتیجه کاری به خیر و خوشی ختم شود تمام زشتی ها و بی تدبیری هایی که می توانست سرنوشت آن کار را طور دیگری رقم بزند فراموش کنند و به جای آن که به درگاه خداوند از آن پیروزی و از عدم تاثیر مهم آن بی تدبیری، شاکر باشند و با درایت و تعهد به دنبال رفع نقیصه ها و عیب ها باشند، سعی می کنند با تمسک به نتیجه مطلوب حاصله، بر نارسایی ها و بی تدبیری ها و یا کاستی ها، سرپوش بگذارند، همچنان که بعضی ها عادت دارند در صورت به نتیجه نرسیدن مطلوب امور، همه تدبیرهای درست و مقدمات صحیحی که در به نتیجه رسیدن امر دیده شده را به فراموشی بسپارند و بر آن تدبیرهایی که تا دیروز مورد تایید همه بود، به یک باره، خط بطلان بکشند، چه این که ممکن است همه مقدمات یک امر درست چیده شود ولی به خاطر اتفاقی کوچک و یا حادثه ای غیرمترقبه که لازمه طبیعت این دنیای خاکی است، سرنوشت جور دیگری رقم بخورد. انتخابات خبرگان رهبری و شهر و روستا و میاندوره ای مجلس، با شکوهی خاص و شاید کم نظیر، و با پیروزی قاطبه مردم به پایان رسید و نتیجه ای که به دست آمد و هم مقدماتی که چیده شده بود از بسیاری جهات قابل تقدیر است:
از برقراری خوب امنیت توسط نیروهای عزیز انتظامی و نظامی، صندوق های استاندارد و آبرومند، تفکیک کار مسئولین شوراها و خبرگان و اقدام به شمارش به موقع صندوق ها و یا پوشش و انعکاس خوب رسانه ای اخذ رای توسط صدا و سیما تا حضور میلیونی مردم، و انتخاب آگاهانه مردم، همه و همه از خوبی ها و زیبایی های فراموش نشدنی این دوره بود. گرچه کاری به این بزرگی به هر حال حتما نواقص و معایبی هم دارد.
اما مهم آن است که خوبی ها، مسئولین را به وجد نیاورد و آنها را دچار خود شیفتگی عملکردها نکند و سبب نشود که چشمشان بر روی کمی و کاستی ها بسته شود و باید فارغ از نتیجه مطلوب انتخابات، در پی یافتن نقاط منفی و یا بی تدبیری ها، بر آیند تا در انتخابات آینده از آن تجربیات تلخ به کام مردم حلاوتی ماندگار را بچشانند، این موارد هم می تواند در اصل انتخابات از ثبت نام و شرایط آن تا رای دادن و نحوه آن و یا نحوه تبلیغات و اقدام متصدیان اخذ رای و... باشد و قطعا اگر نقص ها در کار نباشد درصد حضور مردم بیشتر و به انتخاب بهتر مردم هم کمک خواهد کرد که در این فرصت به برخی از آن موارد اشاره می کنیم:
1- اگر به در و دیوار شهر که پوسترهای رنگارنگ راه نفس کشیدن را بر آن بسته است و هنوز از شهرها جمع آوری نشده اند نگاه کنیم، حتما می پرسیم، آیا در کشوری که داعیه ام القرای فرهنگی اسلام را دارد، اینگونه زشت کردن چهره شهر با عکس های زیبا! و رنگارنگ چه پیامی برای مردم داخل و خارج در پی دارد؟ البته هزینه های پاکسازی نیز خود حدیث مکرر است که از پرداختن به آن می گذریم.
2- پوستر نامزدهای محترم دو دسته اند: الف: نامزدهای گمنام و ناآشنا برای عامه مردم. ب: نامزدهای مشهور یا نسبتا مشهور که چهره های حوزوی یا دانشگاهی یا ورزشی یا سیاسی و غیره هستند که مردم بارها در رسانه ها و مجامع، آنها را دیده اند. درباره دسته دوم و عدم نیاز به تبلیغ گسترده حجمی شکی نیست چرا که به هر حال آنها در افکار عمومی شناخته شده هستند. اما با این اوصاف می بینیم هم دسته اول و هم دسته دوم متاسفانه از نظر حجمی پوسترهای زیادی را خرج معرفی چهره خود کردند و باید اذعان کرد که قطعا کثرت عکس آنان هیچ تاثیری به جز نقشی از قیافه ظاهریشان را در ذهن مخاطب بر جای نگذاشت و هیچ برجستگی خاص فکری، فرهنگی، عقیدتی، کاری، اخلاقی یا سیاسی از آنها را القاء نکرد (مگر این که همه مخاطبین روانشناسی چهره آن هم از روی عکس را بلد باشند) با این وصف واقعا چه لزومی دارد این همه ریخت و پاش شود برای یک نتیجه هیچ و بی فایده! و از آنجا که در این گونه تبلیغ ها فقط کثرت و حجم پوسترهاست که ذهن مخاطب را به خود جلب می کند، در این صورت شاید این جمله طنزگونه نویسنده به واقعیت نزدیک باشد که «در انتخابات آتی به جای عکس و پوستر، اسم نامزدها نوشته شود و به در و دیوار چسبانده شود» چرا که آنچه در نهایت باید از لیست چندصدنفری، برای انداختن در صندوق، انتخاب شود، اسم نامزد موردنظر است و نه عکس او (چه بسیار پوسترهایی که تصویر آنها بر ذهن مخاطب نقش بسته است و در نظر دارد به او رای دهد، ولی به هنگام رای دادن، تطبیق آن چهره، با اسم برای او دشوار شود؛ چرا که آنچه از او به یاد دارد تصویرهای متعدد و گیج کننده او بود و اسم وی در میان انبوه تصاویر گم شده است. در این میان برد با کسانی بود که عکس کمتری زدند و اسم خود را برجسته تر کردند.
3- با ابزار پیشرفته تبلیغاتی و ارتباطی کنونی همانند اینترنت، شبکه های همه گیر استانی صدا و سیما، اس ام اس، امکان برقراری تریبون های بحث و گفت وگوی مختلف در مراکز متفاوت و... که خود نیاز به مقاله جداگانه دیگر دارد، می شود قانونی وضع کرد که دیگر عکس ها در این حجم به در و دیوار الصاق نشود و یا حداقل کاری کرد که در یک خیابان به طول 50 متر بیش از 500 عکس متفاوت و رنگارنگ از یک کاندیدا چسبانده نشود و فردای آن روز با 500 عکس دیگر از نامزدی دیگر محو و پوشیده نشوند.
4- بی عدالتی فاحشی که در این شیوه تبلیغ برای نامزد کارآمد و توانمند اما بی پول و یا غیرراغب به این راه های پرهزینه وجود دارد و نهایتا راه نیافتن او به گردونه خدمتگزاری به مردم، خود قصه دیگری است که سر دراز دارد.
5- بیش از یک سوم وقت رأی گیری از مردم در این ایام، پس از غروب آفتاب و در تاریکی محض شب صورت گرفت و در بعضی از شهرها هیچ گونه پیش بینی روشنایی لازم برای رأی دهندگان نشده بود و موجبات بی نظمی زیادی را فراهم نمود و شیرینی رأی دادن را به تلخی تبدیل نمود، می طلبد برای این نقیصه چند روز قبل از انتخابات، چاره ای اندیشید که نیاز به هزینه زیادی هم ندارد.
6- با توجه به آن که اولین تجربه تجمیع انتخابات را پشت سر گذاشتیم باید به همه دست اندرکاران، دست مریزاد گفت اما مدت زمان توقف هر فرد برای ثبت مشخصات فردی توسط مجریان و انتخاب اسامی نامزدها برای رای دهندگان، نسبت به انتخابات قبلی زمانی دو برابر را به خود معطوف کرد و لذا می شد با زیاد کردن صندوق ها از حجم توقف طولانی مردم در صفوف کاست و چه بسا دیگرانی را که به خاطر عدم توان یا رغبت به ایستادن طولانی مدت در صفوف رای ندادند را نسبت به رای دادن راغب نمود.
7- رسانه ملی ما عادت دارد به سراغ مردم برود و بگوید آقا! خانم! چند ساعت است در صف رای دادن ایستاده ای و هنوز نوبتت نشده؟ و این را به عنوان یک حسن! انتخاباتی، مکررا پخش کند (گرچه شاید به جهت نشان دادن کثرت استقبال مردم یک حسن باشد که حتما هست و برای آحاد مردم نیز انجام تکلیف است و هر لحظه اش دارای ثوابی مضاعف است) اما آنجا که به حوزه کاری مسئولین برگشت می کند، اتلاف وقت مردم در صورتی که بر اثر بی تدبیری و عدم تدارک امکانات کافی باشد یقینا برای مسئولین برگزارکننده یک حسن نیست و چه بسا از نظر شرعی نیز موجب ضمان باشد. کما این که وقت مدیران و مسئولان کشور، مربوط به خود ایشان نیست و ایستادن ایشان در صف های اینچنینی و اتلاف وقتی که هر ثانیه اش مربوط به تک تک مردم است، هیچ تاثیر روانی خوبی برای جامعه ندارد. مگر این که روز جمعه را روز استراحت ایشان و وقت شخصی ایشان فرض کنیم که آن هم جای بحث فراوان دارد.
و در یک کلام هنر مسئولان، ایستادن در صف و یا افتخار به ایستادن طولانی مدت در صف انتخابات نیست بلکه هنرمندی ایشان به کاستن این گونه اتلاف وقت ها در این گونه صف هاست از صف نانوایی و بانک و مواد کوپنی و خدمات شهری و... گرفته تا صف انتخابات. چه خوب است صدا و سیما به سراغ مسئولین برود و از آنها بپرسد آقای مسئول! برای عدم توقف طولانی و بی مورد مردم در صفوف اخذ رای و اتلاف وقت و اذیت ایشان، چه تدبیری اندیشیده اید؟ و این سؤال را هم باید قبل از انتخابات و هم پس از پایان آن مکررا از مسئولین پرسید تا درصدد تغییر این سیستم سنتی رای گیری برآیند و یا حداقل این سیستم را به بهترین وجه ارتقا بخشند. لذا می طلبد اکنون که انتخابات به خوبی و زیبایی تمام شده است بخش های ویژه خبری صدا و سیما به معایب و نواقص و... که در حین رای گیری اتفاق افتاده به جد بپردازند.
8- در بسیاری از شهرها نحوه تبلیغات خبرگان رهبری یک الگوی موفق، ساده و در عین حال تاثیرگذار و روشمند بوده است؛ ضمن این که صدا و سیما در معرفی نامزدها شاید کاستی هایی را داشت و سنگ تمام نگذاشت، اما می توان آن شیوه های مطلوب را در همه تبلیغات انتخاباتی تسری داد و از رسانه ملی نیز به نحو مطلوب تری بهره جست.
به امید روزی که مسئولین ما نیز همانند مردم خوب و فهیم که برای رای دادند سرما و گرما، روز و شب و زمان خاص نمی شناسند، آنان نیز برای رفع مشکلات از سر راه رای دادن مردم و برای شناخت واقعی تر مردم از نامزدها و به کار بردن اخلاق و فرهنگ خوب انتخاباتی سر از پا نشناسند و برای ارتقای کیفیت برگزاری انتخاباتی زیبا و در خور شأن ملت غیرتمند و فهیم ایران عزیز اسلامی تلاش نمایند.