انوشیروان محسنی بندپی*
این روزها متاسفانه جامعه ما شاهد شکل گیری صورت های جدید و خطرناکی از تلاش برای انهدام سرمایه های معنوی و ملی کشور شده است. توهین و افترا که خود از مهم ترین آفت های جامعه دینی و اخلاقی است، در قالب گفته ها و نوشته های صریح و خشن و تهدیدآمیز از سوی برخی محافل نظریه پردازی و منسوبان بعضی مسئولان اجرایی حوزه سیاسی و رسانه ای کشور سنگینی میکند.
اگر روزی از جمع میان آزادی و دین، چنان اظهار آشفتگی می شود که قائل به آن، حتی اگر سید باشد در عداد جعفر کذاب به شمار می آید امروز این جرات به وجود می آید که نظریه پرداز گفت وگوی میان فرهنگ ها و تمدن ها، صریحا مسبب حرکت ضدملی و مستوجب خلع لباس شمرده میشود.
آری! در آن روز که اجتماع ده ها هزار نفری مسلمانان آمریکایی برای شنیدن صدای اسلام رحمانی خاتمی «خبر بزرگ» جهان اسلام بود، نویسنده کتاب «معجزه هزاره سوم» با حذف حتی نام سید در اهانت به چهره پرافتخار جمهوری اسلامی ایران چنان پیش می رود که موافق و منتقد را به شگفتی وا میدارد.
تاسف بیشتر از آنجاست که سخنگوی دولت هم مقابله با چنین فاجعه ای را در زمره وظایف دولت به حساب نمی آورد و گویا اتلاف منابع معنوی کشور و نقض حقوق بدیهی شهروندی را کم اهمیت تر از آن می داند که به آن بپردازد.
خاتمی نه در میان ملت ما و نه در میان نخبگان و حتی شهروندان جهان نیاز به معرفی و دفاع ندارد. فرزند فاضل، باتقوا و متعهد امام امت شناخته شده تر از آن است که در قبال این نودولتیها گم شود.
آنچه نیاز به تامل و تدبر دارد، پیدایش بدعت جدیدی است که هیچ حد و حریمی برای خود قائل نیست. روزی هاشمی رفسنجانی آماج تحقیر و توهین می شود و روزی دیگر برای سیدمحمد خاتمی، برخورد قهرآمیز از سوی دانشگاهیان مورد طلب قرار میگیرد.
اگر امروز برای این فاجعه مخرب دین و ملک و آزادی چاره ای اندیشیده نشود و اگر همه دلسوزان این آیین و سرزمین فارغ از گرایش و علقه سیاسی خود به جبران آن برنخیزند، فردا معلوم نیست که از سرمایه های معنوی و مادی ما چه چیز و چه کس به جا خواهد ماند. امروز به دامنه های آن بیندیشیم که فردا خیلی دیر است.
«چو پرده دار به شمشیر می زند همه را ـ کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند»
هفته دولت و یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر را گرامی می داریم. برای آنکه توفیقات و زحمات عالمانه و ارزشمند دولت ها در کنار هم بنشیند و موجبات تحقق تمدن و فرهنگ شکوهمند اسلامی را فراهم آورد، پرهیز از اشتباهات و رفع موانعی لازم است که پس از موفقیت ملت و دولت اسلامی ایران در برابر دشمنی های دولت های استکباری و گروه های خارجی و داخلی بزرگترین مانع و سد انقلاب و کشور خواهد بود.
یکی از آن موارد عزل و نصب های بی رویه و کلیشه ای وسیعی است که در دولت های قبلی انجام و در دولت فعلی دنبال و تشدید شد و قطعا با وضعیتی که به وجود آمد در دولت بعدی شدیدتر خواهد شد.
دور ریختن بی رحمانه نیروهای باتجربه و چوب حراج زدن به اصلی ترین سرمایه های ملی و انسانی کارآمد، از جمله این اشتباهات است. بسیاری از این نیروها از ناحیه سابقه انقلابی گری، تدین، حضور در جبهه های حق علیه باطل از بسیاری از نفرات بعدی برتر و دارای کارنامه درخشان تری هستند و تنها جرمشان این است که در دولت های قبلی مسئولیت پذیرفتند. غافل از اینکه اگر مسئولیت قبلی با درستی و کیفیت مناسب تر پذیرفته نمی شد و به انجام نمی رسید، امروز شما با چنین دولت منسجم و مقتدری شروع نمیکردید.
گروهها، احزاب و اشخاصی که حسب انتخاب مردم به قدرت می رسند، باید به گونه ای عمل کنند تا ناخواسته موجبات تفرق و جزیره سازی وحدت و یکپارچگی مردم که بزرگترین بلای کشور محسوب می شود، به دست نیاید. نیروهای انسانی با تجربه و کارآمد مانند گنجینه هایی هستند که در صورت عدم استفاده از آنان، مستاجری که در خانه ملت میهمان است باید در کنج گنج خانه های مطمئن از آنان حفاظت نماید. برخی به غلط با مدیران قبلی چنان برخورد می کنند، گویی که دولت تغییر نکرده، بلکه نظام عوض شده است.
کاری نکنید که مدیران دیروز تبدیل به منتقد و مخالف دولت و نظام شوند.
اگر این روند با هوس بازی همچنان دنبال گردد، اینگونه اقدامات به دشمنی و حرمت شکنی تمامی اعضای جامعه و دولت و نظام خواهد انجامید. یکی دیگر از نقاط ضعف دولت های اخیر به ویژه دولت فعلی، برنامه گریزی است. به رغم آنکه مجلس و دولت و کارشناسان با صرف هزاران ساعت کار کارشناسانه اقدام به تدوین برنامه ها و قوانین برای تعیین و تبیین مسیر حرکت های اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی نمودهاند، دولت ها بدون اعتنا به راه های طی شده و برنامه های پیش رو، اقدام به سیاستگذاری تازه و مغایری میکنند.
متاسفانه اراده های محکمی از سوی گروههای اجتماعی، مدنی و مراجع قانونی حتی مجلس برای توقف این روند وجود نداشته است.
کاهش وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی یک برنامه بود که متاسفانه به رغم وجود دلایل و منطق محکم اقتصادی و علمی نادیده گرفته شده است. واقعی سازی قیمت های حامل انرژی و تغییر در شیوه پرداخت یارانه ها برنامه هایی بودند که نقض شده است و اشتباهات گذشته یکبار دیگر به تجربه گذاشته میشوند.
مردمی که با تصمیمات ضعیف و شعارهای زیبا و نادرست ما خوشحال می شوند و برای ما دست تکان می دهند، در آینده ای نزدیک وقتی اقدامات ضعیف به نتیجه نرسد و بن بست های هلاک کننده دشواری های غیرقابل تحمل را برای ما و نسل های بعدی به وجود آورد، ما را نخواهند بخشید. از دولت دکتر احمدی نژاد تقاضا دارم که سیاست های اقتصادی خود را ارائه دهند. سیاستی که ظرفیت ها، استعدادها و نقاط ضعف اقتصاد جامعه را لحاظ کند و راه حل های برون رفت از وضعیت اقتصادی موجود را نشان دهد. قطعا تزریق نقدینگی و اعتبار صرفا تنها یک راه حل کامل و جامع نیست.
اگر چنین بود، صرف 40 میلیارد دلار و مصرف درآمدهای نفتی بشکه ای 70 دلار باید بارقه های امید را در اقتصاد کشور نشان دهند. آقای رئیس جمهور! اقتصاد یک ارگانیسم است که نیازمند برنامه است. برنامه بدهید، پول ندهید. نگاه دستوری و مکانیکی به اقتصاد در تضاد با نگاه ارگانیسمی است.