دکتر حسن سبحانی
از عجائب پدیده های مالی در شش ماه گذشته آن است که دولت ـ از صدر تا ذیل ـ مدام از تقدیم لایحه متمم بودجه سال 1385 از همان زمانی که بودجه هنوز به تصویب مجلس نرسیده بود تاکنون صحبت کرده است و این پدیده لااقل در ده سال گذشته منحصر به فرد بوده است.
معمولاً متمم بودجه در ماه های پایانی هر سال مالی مطرح و درخصوص آن تصمیم گیری می شود لیکن بیان عتاب آلود توام با گلایه مستمر از نهادهایی که به وظیفه ذاتی خویش مسئولیت تصمیم گیری درخصوص درآمدها و ثروت ملت را دارند و ایجاد فضای روانی مبنی بر اینکه همه مشکلات اقتصادی دولت با پول خارجی حل می شود یک مقوله جدید و استثنایی است که متاسفانه رخ داده و فضای اقتصادی ـ سیاسی کشور را برای تصمیم گیری سنگین کرده است. معهذا از آنجا که فرض ما برآن است که تصمیم گیری اقتصادی را حتی تصمیم سازان اقتصادی نیازمند عقلانیت و درایت معطوف به بینش های همه جانبه نگر و نظام وار می دانند ضمن توجه دادن به عوارض سوء پولی این مهم از تذکر نکات ذیل گریزی نداریم.
۱ - نظام اداری دولت از دهه های گذشته تاکنون نظامی غیرکارآمد و دچار سوء مدیریت های بخشی و منطقه ای و خرد و کلان بوده و هست. یکی از برجسته ترین ویژگی های این نظام عطش هزینه از ثروت ملی است به نحوی که عمدتاً موفقیت مدیران این نظام نیمه راکد به میزان و نه حتی نحوه خرج کردن اعتباراتی برمی گردد که با چانه زنی در اختیار می گیرند و با صرفاً هزینه کردن آن ـ بدون ملاحظه چگونگی این هزینه شدن ـ سکویی برای چانه زنی های دیگر به منظور دریافت مبالغ افزون تر میسازند. در تفکر مالی این سیستم غیرکارآمد، اگر وجوهی در پایان سال مالی به خزانه کشور برگردد یک اتفاق بسیار نامبارک رخ داده است و گویی وجوه برگشتی به هدر رفته است.
به همین جهت فرهنگ هزینه از خزانه کشور و مسابقه برای دریافت بیشتر از آن جزء واقعیات مقبول و جا افتاده در نظام اداری کشور و دیدگاه عمده کارکنان آن است و هر دولتی این پدیده بسیار مخرب و بیماری همچون سرطان در حال تسخیر همه اجزاء اداری را نادیده بگیرد خود را با طناب این بوروکراسی تشنه خرج پول به چاهی روانه کرده است که همواره در آن آویزان می ماند و دائم باید به فکر نجات خود از این گرداب باشد فکری که به خاطر شرایط ایجاد شده راه به نجات نمی برد. ریسمان جادویی پاره نشدنی هزینه از بیت المال و پاسخگو نبودن در قبال آن واقعیتی است که هیچکس ولو او را خوش نیاید قادر به کتمان آن نیست.
۲ - نظام اداری مطروحه در بند (1) در سال مالی 1385 متعهد شده است که اعتبارات عمرانی سال 85 را هزینه کند و علاوه بر آن اعتبارات عمرانی مانده از سال 1384 را تا پایان تیرماه 85 خرج نماید و همین اعتبارات عمرانی مندرج در متمم بودجه سال 1384 را تا پایان شهریور 85 هزینه کند یعنی این نظام ناکارآمد در یک سال متکفل عمده هزینه های سال 84 و کل هزینه های سال 85 است. اکنون سئوالی که مطرح می باشد آن است که در این مدت در راستای کارآمدی و بهینه عمل کردن بر این نظام چه گذشته است که دولت می خواهد با اصرار اجرای متمم دیگری را هم برای همین سال 1385 بر دوش ناتوان آن بگذارد؟
۳ - مشفقانه از دولت محترم می خواهیم که صورت این مساله را یکبار دیگر مرور کند: یک نظام غیرکارآمد خواستار دریافت پول و خرج آن، میراثی است که به او رسیده است. عطش این نظام اداری به دریافت اعتبار عطشی پایان نایافتنی است گویی منابع نفتی آب شوری است که هرچه می نوشد بیشتر تشنه آن می شود. دولت هم بجای مواجهه متناسب و اصولی برای کاهش و رفع این نقیصه تاریخی بنا را بر افزودن بر حجم آب (بودجه ای که متمم آن را تکرار کرده است) گذاشته است در این صورت ممکن است دستگاهها صاحب پول شوند لیکن این منبع بیت المال بدون شک در مسلخ یک نظام غیرکارآمد اداری قربانی شده است. آیا دولت می تواند در این آئینه شفاف، سوء عملکرد عبرت آموز خود را در این خصوص ببیند؟