تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۲۱۴۴۵
گفت‌وگو با عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

بازی در مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل

سرگه بارسقیان مقدمه: بازگشت پرونده هسته ای ایران روی میز مذاکرات شورای امنیت اندک زمانی پس از کنار گذاشتن پرونده جنگ 33 روزه لبنان صورت گرفت. با این حال در وقفه یک ماهه بررسی پرونده هسته ای ایران که با دوره بررسی بسته پیشنهادی 1+5 از سوی تهران همزمان شد، شرایط حاکم بر منطقه دگرگون شد و ارتقای جایگاه منطقه ای و تحکیم موقعیت ژئوپلیتیک ایران به تغییر در چگونگی تعامل غرب با تهران انجامید. امروز بیش از هر زمان دیگری فضای پیرامونی بر مناسبات ایران و 1+5 سنگینی کرده و گام های آتی در قبال ایران را در مسیر درک چالش ها و اهرم های قدرت در خاورمیانه رهنمون می‌سازد. از این روست که گفت وگوی ایران و 1+5 از فاز مسائل فنی ـ هسته ای فراتر رفته و اولویت های امنیت منطقه ای و مسائل اقتصادی را هم در بر گرفته است. در این خصوص و پارادایم تکوین ا یران هسته ای در معادلات منطقه ای گفت وگویی با دکتر علی بیگدلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و تحلیلگر روابط بین الملل داشته‌ایم که در پی می‌آید.

* تحکیم رشته های پیوند پرونده هسته ای ایران پس از پایان جنگ 33 روزه در لبنان با شرایط و تحولات منطقه ای، چه تاثیری در نحوه بررسی بسته پیشنهادی 1+5 و طریقه تعامل ایران و غرب خواهد داشت؟
** پیروزی حزب‌الله لبنان بر اسرائیل دارای دو جلوه عمومی و نهانی است که هم حکایت از ثبت نخستین پیروزی قوی ترین گروه شبه نظامی جهان و دنیای عرب داشت و هم به ارتقای جایگاه و تقویت موقعیت منطقه ای ایران انجامید. مسیر نهایی روند امور، دورنمای خلع سلاح حزب‌الله لبنان را شفاف تر می کند، با این حال این گروه در بهترین شرایط و قهرمان گونه باید از یک نیروی نظامی به جریانی سیاسی تغییر ماهیت دهد.
سکوت کشورهای عرب منطقه طی این جنگ 33 روزه ناظر به واهمه ای است که آنان از تبدیل شدن حزب‌الله لبنان به یک قدرت اثربخش و ایران به یک دولت قدرتمند در سطح منطقه دارند، چراکه محصول جنگ لبنان موقعیت ایران را در عرصه منطقه ای و متعاقب آن بین الملل دچار تحول و ارتقای جایگاه کرد و موجب شد ایران در پشت صحنه این پیروزی، پافشاری بیشتری بر مطلوبات خویش اعمال کند.
* جهت حرکت محور ایران و تحولات منطقه ای در مختصات سیاسی ـ امنیتی خاورمیانه هموست یا دو مقصد جداگانه با دو مقصود مختلف را پیگیری می‌کند؟
** نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید پس از ناکامی در عراق از سیستم تک قطبی به سمت نظام سلسله مراتبی تغییر جهت دادند. بر خلاف تجربه عراق، آزمون ایران محک همگرایی آمریکا و شرکای اروپایی و بلکه شرقی خود است. در کنار این تغییر فاز، آمریکا به دنبال دگردیسی فضای منطقه به سمت خاورمیانه عاری از خشونت و جنگ با اسرائیل ـ به جای خاورمیانه عاری از تسلیحات اتمی ـ است. قوام چنین سیاستی نیازمند تعیین تکلیف نهایی با ایران است. ایران بازیگر بسیار خوبی در عرصه منطقه بوده و به خوبی توانسته با مهارت کامل از پتانسیل های خود در خاورمیانه بهره برداری کند.
با این حال نمی توان با نظام بین الملل و شرایط منطقه ای جنگید، گرچه ایران اهرم های نفوذ و اثربخشی بسیاری در دست دارد و اما این اهرم ها هم در حال تقلیل کمی و هم تغییر کیفی است. واشنگتن تنها در پی متوقف کردن فرآیند غنی سازی ایران نیست بلکه از تهران مجموعه ای با 4 یا 5 عنصر تقاضا می کند که موافقت با روند صلح اسرائیل و فلسطین از جمله آن است. فشار بر حماس به سمت آشتی با اسرائیل، تبدیل حزب‌الله لبنان به جریانی سیاسی به منزله کاهش اهرم های قدرت ایران در خاورمیانه است. چنین شرایطی به نوبه خود نحوه تعامل ایران و غرب در پرونده هسته ای را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.
* در همین سیستم سلسله مراتبی هم هستند قدرت هایی که ساز مخالف با آمریکا سر می دهند و کار به جایی می رسد که کاخ سفید تهدید می کند در صورت ناکامی در همراهی شرکایش در 1+5 در اعمال مجازات علیه ایران خود به طور مستقل تنبیهاتی را به مرحله اجرا خواهد گذاشت. تفاوت در روش های این گروه 6 عضوی به منزله تغییر در اهداف مد نظر آنها نیست؟
** اروپا، چین و روسیه علاقه ای به تبدیل ایران به عراق دوم ندارند. آنها در پی این نیستند که آمریکا در اهداف بین المللی به تمام مطلوبات و غایات خود دست یابد. این تغییر در روش ها و نحوه برخوردها در چشم اندازی وسیع تر ناظر بر همین تفاوت در خواسته‌هاست.
* نگاه به پرونده هسته ای ایران از این منظر مساله را در چارچوب ترتیبات امنیتی قرار داده و حتی گفت وگوهای ایران و اروپا را از سطح مسائل فنی هسته ای فراتر برده و به موضوعات پیچیده سیاسی ـ امنیتی در منطقه ارتقا می دهد. این در حالی است که مساله هسته ای ایران علاوه بر بعد امنیتی دارای جنبه رقابتی نیز هست. قائل به این تلقی هستید؟
** اروپا، چین و روسیه علاوه بر مخالفت با تکرار تجربه عراق و اشراف آمریکا بر ایران ـ همانند عراق ـ به همسایگی با ایران به عنوان قدرت اتمی هم راضی نیستند. با این وجود 90 درصد مساله هسته ای دارای بار امنیتی است و بعد رقابتی آن کمتر است. به ویژه آنکه مساله هسته ای را بایستی در مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل نگریست که دو ضلع ایران و آمریکا و ایران و اسرائیل درصدد برقراری هیچ نوع سازشی نیستند.
باید دید آمریکایی که در پروسه بلندمدت خود تبدیل اسرائیل به عنوان قطب صنعتی و خروج از چهره نظامی را مد نظر دارد تا چه حد ایران هسته ای را تحمل خواهد کرد؟ به عبارت دیگر آیا ایده ایران اتمی در کنار اسرائیل قابل بحث است؟ آیا امیدی به پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت از سوی ایران وجود دارد؟ پاسخ این سوالات منفی است. اسرائیل مخاطره آمیزترین دوره حیات خود را سپری می کند و برای نجات آن چیدمان سیاسی ـ امنیتی جدیدی در شرف تکوین است.
* بازیگری در شطرنج خاورمیانه به رسم سابق به لحاظ شرایط جدید و مقصود آتی امکانپذیر است یا بایستی کنش ها را در دایره فضای نوین تنظیم کرد؟
** تبدیل ایران به کشوری قدرتمند در منطقه و نهمین قدرت هسته ای در جهان حاکی از اثربخشی و اشراف بر تاکتیک هاست اما برای اجتناب از انزوا بایستی پتانسیل ها را با توجه به شرایط جدید منطقه ای به کار برد. اجرای چشم انداز 20 ساله در گرو کاهش سطح تنش با دنیای پیرامون است و بر همین مبنا توانمندی ها را باید در جهت نیازهای امنیت ملی به کار برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات