تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۲۱۴۴۹

حسنین هیکل در گفت‌وگو با الجزیره اعلام کرد:(بخش پایانی)


* ولی وزرای خارجه عرب از خود تحرکی نشان دادند! و در بیروت گردهم آمدند؟
** اجلاس وزرای خارجه عرب در بیروت یک تعارفی بیش نبود. روراست بگویم که مقاومت هیچ سند رسمی و یا حمایت دولتی را ندارد، بلکه تنها متکی به نیرو و اراده مردم است و این برای مقاومت سند بزرگی است و همانگونه که سید حسن نصرالله گفته حزب‌الله در پیروزی و شکست وامدار هیچ رژیم و دولت و شخصیتی بجز مردم نیست. آنها پس از آنکه حمایتی نکردند و با آمریکا و سایر پایتخت های ذینفوذ وارد مذاکره نشدند در یک گردهمایی بی نتیجه در بیروت حاضر شدند... برای چه؟ ... آیا می دانید همین گردهمایی هم با اجازه اسرایل صورت گرفت.
اجازه ای که مصر آن را از تل آویو دریافت کرد. پس از اجتماعی که با اجازه و تضمین امنیت فرود هواپیمای وزرای خارجه در فرودگاه بیروت از سوی اسرایل صادر می گردد، چه انتظاری می رود. آنها با اجازه دشمن آمدند به بیروت تا فقط حضور خود را نشان دهند والا به جنگ و مقاومت کمکی نکردند و برای صلح و آتش بس هم گامی برنداشتند. تمام آن چیزی را که در بیروت تصمیم گرفتند این بود که: در قاهره گردهم آیند و یک تصمیم جدی بگیرند...!
* خوب درباره نشست قاهره نظر شما چیست؟
** قبل از پاسخ بهتر است ببینیم گروه ویژه وزرای خارجه عرب در نیویورک چه کرد، وقت بسیاری را صرف کردند و یا بهتر است بگویم از دست دادیم تا مفاد قطعنامه را از بند 7 میثاق به بند 6 تغییر دهند و این در حالی است که در ماده 12 قطعنامه 1701 شورای امنیت اختیار اجرای کلیه مواد بند 7 را در بند ششم تاکید می کند و این یعنی بی نتیجه بودن تلاش وزرای خارجه عرب و این همه فرصت سوزی که رخ داد. به هرحال مرحله اول این جنگ با یک تعارف بزرگ سیاسی و اخلاقی درباره نتایج آن، اعم از پیروزی و یا شکست، به پایان رسید. هر دو سوی ماجرا از شکل صحنه نبرد به یک اندازه شگفت زده شدند.
سیدحسن نصرالله از یکسو و اعراب و اولمرت هر دو به یک اندازه ....نیروی هوایی کوبنده اسرایل و موشک های حزب‌الله نتوانستند تکلیف این جنگ را یکسره کنند. فواد سینیوره نخست وزیر لبنان در ملاقات با رایس وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد «اگر انهدام لبنان ادامه یابد استعفا می دهم و اگر این کار را کردم در بیروت امیل لحود تنها قدرت قانونی در صحنه خواهد بود و این یعنی بازگشت سوریه به لبنان و آغاز مجدد بازی.»
می‌خواهم بگویم که نیروی هوایی اسرایل هم که درتمامی جنگ ها نقطه قوت بود در این جنگ به یک نقطه ضعف بدل شد و انهدام بیشتر لبنان نتیجه معکوس داد. پس نبرد زمینی ارابه پیروزی را می توانست به پیش راند که حزب‌الله در این مسیر مقاوم بود و تقریبا نفوذناپذیر... بازهم انسان و اراده اش بر ماشین پیشی گرفت.
* بویژه اینکه از کودکان و زنان هم انتظار مقاومت می‌رفت...
** به نظرم، مقاومت حزب‌الله به آنگونه که ساماندهی شد و در میدان نبرد آشکار شد یک شگفتی دیگر و یک غیرمنتظره را واقعیت بخشید. مردم لبنان یک «کیفر جمعی» و یا بهتر بگویم یک «تحمل جمعی» را تجربه کردند. این ملت این مساله را درک کرد که اگر یک آجر از بنای لبنان سقوط کند، امنیت دستجمعی مردم لبنان به خطر می افتد. پس همگی مقاومت می کنند. بویژه زمانی که درک کردند فرزندان آنان مقاومت جانانه ای را تدارک دیده و با غرور در برابر حملات اسرایل ایستادگی می‌کنند. و این درس بزرگی بود که مردم لبنان به همه اعراب دادند. مقاومت غرورانگیز مردم لبنان، شگفتی رهبران تل آویو و واشنگتن را برانگیخت و تمامی محاسبات آنها را نقش برآب کرد.
جالب است بدانید که طرح حمله به لبنان و میزان مساعد افکار عمومی مردم لبنان نسبت به حمله آمریکا و اسرایل به لبنان را یک سیاستمدار لبنانی از گروه 14 ژوئیه به آمریکایی ها اراه داد. دلیل آن را در اظهارات بولتون می توان جست وجو کرد آنجا که در شورای امنیت اعلام کرد، طبق اطلاعات ما، مردم لبنان با طرح آمریکا برای لبنان موافقت داشتند اما موضعگیری سینیوره در کنفرانس رم نشان داد که اینگونه نیست... آری این تغییر موضع را مقاومت به وجود آورد و سینیوره و نبیه بری آن را اعلام کردند. مساله دیگری که شگفتی اولمرت و استراتژیست های نظامی اسرایل و آمریکا را برانگیخته است توان ویژه و فوق سری حزب‌الله است.
در جنگ ششم، هواپیماهای بدون سرنشین حزب‌الله برفراز مرکز استراتژیک «آپولو» به پرواز درآمده و از این مرکز که ستاد دیده بانی و تجسس اسرایل و مرکز فوق سری کنترل عملیات هوایی در خاورمیانه است عکس و تصویر تهیه کرده و سه موشک از سری موشک های زلزال حزب‌الله در نزدیکی این پایگاه فرود آمده است. اسرایل و آمریکا هم اکنون نگران دسترسی ایران به اطلاعات این پایگاه هستند.
و این یک اهانت بزرگ به اراده، رشادت، ایستادگی و شهامت مردم لبنان و رزمندگان حزب‌الله است که آنها را در چارچوب اراده و استراتژی ایران و سوریه مقایسه و یا تحلیل کنیم. آنچه رخ داد نتیجه هوش، درایت، صبر و استقامت و اندیشه مقاومت حزب‌الله و رهبری آن آقای سیدحسن نصرالله است. و این جفای به مقاومت است که دیگران را شریک او بدانیم.
* شما معتقدید که عکس العمل اسرایل در آینده نزدیک جدی است و الان در حالت شوک به سر می برد. به نظر شما حرکت به کدام سو خواهد بود. به سمت راهبرد عمیر پرز که به گفت وگوی با فلسطینیان و سپس با سوریه و لبنان اعتقاد دارد و یا به سوی یک برخورد نظامی دیگر آنگونه که بنیامین نتانیاهو پیش‌بینی می‌کند؟
** من فکر می کنم برای صلح، علیرغم اینکه معتقدم مرده است تلاش هایی صورت می گیرد. عمرو موسی دبیرکل جامعه عرب هم گفت که صلح مرده است و ممکن نیست احیا گردد. ما وقت زیادی را صرف کردیم تا بفهمیم که صلح با اسرایل امکان پذیر نیست و این به طبیعت صورت مساله برمی گردد، نه اینکه خواسته باشیم. اسرایل هرگز امروز و یا در آینده بدون آنکه اعراب در سیطره کامل او و زیرچکمه های نظامی اش خرد شده باشند هرگز احساس امنیت نمی کند. مساله دیگر بعد دموگرافیک ماجراست که از میان 13 میلیون یهودی در جهان، تنها 5 میلیون در اسرایل ساکنند و این جمعیت محاط به یک دریای سیاسی ـ اجتماعی و نظامی عربی است.
پس اسرایل به اطمینان و یا آرامش کامل نمی رسد مگر اینکه خطر سلاح اتمی و یا حمایت آمریکا را برسر منطقه حفظ کند... اینها مسال مهم پیش رو است و استخوان لای زخمی است که آمریکا باید به گونه ای آن را حل کند.به نظر من ماه اکتبر آینده، ما سرنوشت سازی خواهد بود. دبیرکل جدید سازمان ملل مستقر می شود و وضعیت نامتعادل ایران، سوریه و لبنان و تمامی خاورمیانه، آمریکا را به عملیات جدیدی در خاورمیانه فرا می خواند... برخی فکر می کنند این اقدام به حل و فصل تمامی مشکلات می انجامد ... من بعید می‌دانم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات