تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۲۱۴۵۳

مردم‌محوری در اندیشه سیاسی امام(ره)


محمدرضا ایزد
به جرات می توان گفت که اندیشه سیاسی امام از زمان جوانی و در دوره سلطنت رضاشاه که جهت دیدار با شهید مدرس در مجلس و مدرسه سپهسالار به تهران اعزام می شد تا زمانی که در 12 بهمن 57 پس از قریب به 15 سال تبعید به ایران برگشت، یک روند تکاملی را طی نمود و به خوبی از حوادث و فراز و نشیب های زیاد جریانات مثل روی کارآمدن سلسله پهلوی و یا کودتای 28 مرداد 32 و یا 15 خرداد 42 و اشخاصی مثل رضاشاه، محمدرضا شاه، مدرس، کاشانی، مصدق، بروجردی و... تجربه زیادی را ذخیره نمود. در طول این دوران حساس و طولانی یکی از محورهای اساسی اندیشه امام برای تغییر و تحول و تاثیرگذاری در جامعه، حضور و نقش مردم در صحنه است.
به عبارت دیگر امام در کنار استراتژی انقلابی همچون مارکس (استراتژی طبقاتی) ماو (استراتژی روستا)، کاسترو (استراتژی کوه) و چه گوارا در (استراتژی جنگل) بر استراتژی بسیج توده ای تاکید و توصیه می نمود و به خاطر همین استراتژی امام بود که ایشان هیچ وقت برای حذف سلطنت از روش کودتا یا قیام مسلحانه و یا ترور علی رغم و جود زمینه های نسبی آن استفاده نمی نمود. به عبارتی امام براساس آموزه های قرآنی، هرگونه تغییر و تحول در جامعه را مستلزم تغییر و تحول درونی افراد می دانست و هرگونه جامعه سازی را منوط به خودسازی افراد قلمداد کرده بود. ایشان تاکید داشتند که باید کار فرهنگی انجام شود و بر آگاهی و اراده و خواست توده ها و شعور انقلابی مردم توجه ویژه ای را تاکید می‌نمودند.
بدیهی است حضور و نقش محوری مردم در اندیشه امام از هجرت امام از عراق به پاریس و در 10 سال معمارگری جمهوری اسلامی به لحاظ دسترسی به جراید و رسانه های عمومی و تشکیل حکومت شفاف تر و عمیق تر گردید و عملا بعد از انقلاب نظام مردم محوری را به تجربه نشستند و بر آن توجه مضاعفی نمودند.
اگر سه شاخصه اصلی نظام مردم سالاری را 1- مشارکت مردم در توزیع قدرت سیاسی در قالب انتخابات آزاد 2- دخالت مردم در فرآیند تصمیم گیری سیاسی و اداره و شئون جامعه از طریق سیستم نمایندگی و 3- نظارت و کنترل بر قدرت سیاسی از طریق مطبوعات آزاد (احزاب) و نهادهای پیش بینی شده در قانون اساسی (فصل نامه دانشگاه اسلامی، مقاله دموکراسی دینی، دکتر احمد واعظی ص 218) بدانیم قاعدتا دیدگاه امام را در مورد مردم سالاری را ناشی از دموکراسی واقعی می توان قلمداد کرد.
به عبارت دیگر امام معتقد بودند که تو زیع قدرت از طریق انتخابات آزاد و دخالت در تعیین سرنوشت و نحوه اداره جامعه و همچنین نظارت و کنترل بر قدرت متمرکز و دولت از طریق اطلاعات، احزاب و نهادهای پیش بینی شده در قانون اساسی همچون مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و یا نهاد ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، باید توسط مردم صورت گیرد و اراده مردم نافذ و جاری و ساری است و هیچ چیزی نباید مانع از اراده و نفوذ و خواست مردم گردد، بنابراین از دیدگاه امام هرگونه انتخابات فرمایشی که مانند توزیع و تغییر و تحول و قدرت را مانع گردد و دخالت مردم در تعیین سرنوشت را خدشه دار کند، مطرود و مردود است و بر نظارت و کنترل مردم از طریق اهرم های قانونی و یا شرعی همچون امر به معروف و نهی از منکر از حاکمیت تاکید می‌نمودند.
حضرت امام سلطنت را چون متکی به آرای مردم نبوده و مردم هیچ نقشی در تعیین سلطان ندارند (صحیفه نور، ج 4، ص 24) و یا چون سلطنت بر پایه زور و توارث است (همان، ج 3، ص 140) و یا چون هیچ نظارتی بر سلطان و شاه (توسط مردم) صورت نمی گیرد (همان، ج 18، ص 201) و چون سلطنت با حقوق بشر (که هر کسی آزاد است به هر کسی که خواست رای بدهد و حاکم را آزادانه انتخاب نماید) مخالف است(همان، ج 5، ص 15) و عمدتا سلطنت چون ماهیتی ظالمانه در ایران (به دلیل استبدادی که اعمال می کرده و انتخابی مردم نبوده) داشته، آن را مطرود و محکوم می‌نمودند.
و یا حتی حضرت امام نمایندگان مجلس شورای ملی را نماینده واقعی مردم نمی دانست، چرا که نمایندگان همواره با زورخان ها و متنفذین و یا نفوذ دولت منصوب می شدند و مصوبات آن را قانونی نمی دانستند، چون این نمایندگان، نمایندگان واقعی مردم نبودند و در یک انتخابات آزاد توسط مردم انتخاب نشده بودند (همان جلد 17، ص 160) امام، مردم را ذیحق می دانستند و معتقد بودند که مردم در تعیین نوع نظام و حاکمان سیاسی و نظارت بر مسئولان حق دارند که آزادانه نظر دهند و هیچ کس هم نباید مانع این نظر آزاد مردم باشد (انقلاب اسلامی، نهاد نمایندگی، ویراست چهارم، ص 179) به عبارتی تعیین نوع نظام برعهده مردم است.
اینکه سلطنتی مطلقه باشد یا سلطنتی مشروطه و یا مشروطه مشروعه یا جمهوری دموکراتیک و یا جمهوری محض و یا جمهوری اسلامی و یا... اگرچه حضرت امام با توجه به مرجعیت خویش و تفکر اسلامی، جمهوری را یک روش و قالب و فرم و اسلام را محتوی و مظروف ظرف می داند و بر آن تکیه خاص دارد، اما آزادانه هم اعلام می کند که تعیین نوع نظام و یا حاکم سیاسی باید توسط مردم صورت گیرد. یعنی تعیین نوع نظام منوط به مقتضیات زمان و مکان است و قرآن و یا آموزه های قرآنی هیچ اشاره ای به نوع حکومت ننموده. آنچه که مورد تاکید قرآن است، ایجاد روابط سالم معنوی بر پایه آموزه های دینی است.
حضرت امام درخصوص آزادبودن مردم در تعیین سرنوشت خویش و لزوم تبعیت حاکمان از آرا و حقوق مردم می فرماید: «ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هرطوری که رای داد ما از آن تبعیت می کنیم. ما حق نداریم خدای تبارک تعالی به ما حق نداده است. پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل کنیم... اکثریت ملت هرچه گفتند آرایشان معتبر است، ولو به خلاف و یا به ضرر خودشان باشد.
شما آن مسالی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت دارد، روی مسیر بروید، ولو عقیده تان این است که این مسیر که ملت رفته، خلاف صلاحش است، خوب باشد. ملت می خواهد آن طور بکند، به من و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رای داده، رای که داده، متبع است.(صحیفه نور، جلد 6، ص 260)
بنابراین دیدگاه امام که مردم محوری یکی از اصول اساسی اندیشه سیاسی امام را تشکیل می دهد و آرای مردم را در تعیین نوع نظام و حاکم و نظارت و کنترل بر قدرت شو مقررات خویش نافذ می داند با دیدگاهی که رای مردم را زینتی و تشریفاتی و اصولا مردم را در عصر غیبت محجور و صغیر و یتیم می داند و هیچ حقی را برای تعیین نوع نظام و حاکم قال نیست و شبهه ایجاد می کند که امام مصلحتی سخن از جمهوریت گفته و اعتقادی به آن نداشته، متفاوت و متعارض است.
متاسفانه طیف فکری که رای مردم را زینتی و تنها برای پرکردن خاکریز اول در زمان خطر و یا حضور در راهپیمایی ملی مثل 22 بهمن و روز قدس لازم می داند، اما مردم را صاحب اختیار در تصمیم گیری ها نمی داند، سعی داشته و دارد که برای او بویژه در انتخابات تصمیم سازی نماید، در حال نفوذ و رخنه در ارکان تصمیم گیری نظام جمهوری و حذف فرزندان انقلاب است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات