تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۲۱۵۵۶

اوباما و آمریکا برنده راند اول


مهدی کورانی / تحلیلگر لبنانی مسائل خاورمیانه
خوشبینى خوب است ولى نه در مقابل واقعیتها، بى طرفى خوب است ولى نه در جهانى که فقط به خیر و شر و یا به دوست و دشمن تقسیم شده است. اوباما در سیاست ها وشعارهایش تاکنون موفق عمل کرده و به نتایج خوبى رسیده، نه فقط براى تقویت جایگاه خود، بلکه وى با مطرح کردن مطالب غیر منتظره اى، توانست خاورمیانه را غافلگیر کرده و به تحسین خویش واداشت. غافلگیر، از آن رو که ایالات متحده تا دیروز پرچم نظم نوین جهانى با رهبرى تک قطبى خویش را برافراشته بود، ولى به ناگاه توانست خود را همدرد و غمخوار مردم منطقه معرفى کند!
اوباما در سخنرانى مشهورش در قاهره، خاورمیانه را با دقت تمام وصف نمود، به همه واقعیتهاى تلخ و ناراحت کننده منطقه نیز اشاره کرد، البته بدون اینکه به نقش ایالات متحده در این واقعیت ها یا ریشه هاى آن اشاره کند. سخنانش اشک ما را نیز در آورد!. وى خیلى بى طرف واقعیت ها را بیان کرد، بدون اینکه یک ذره هم از حقیقت جانبدارى کند! باید اعتراف کنیم که سیاست هاى جدید آمریکا، در این دور سیاست هاى کاملا موفقى بود؛ باید اعتراف کرد.
اوباما برنده راند اول شد؛ اسرائیل تحت فشار قرار گرفت، کشورهاى عربى به پاس جوانمردى اش، دور جدید امتیاز دهى را شروع کردند. به دنبال فشارهاى اوباما به اسرائیل، لابى قدرتمند صهیونیستی در کنگره آمریکا و در "وال استریت" فعال شد و حکومت اوباما را به عقب نشینى وا داشت. اوباما بخش زیادى از شور و توان خود را از دست داد، البته آنها نیز بى کار ننشسته و لابى سیاسى خود را در داخل اسرائیل فعال نموده و به دنبال آن، پلیس اسرائیل دادخواست هاى اتهامى را علیه لیبرمان به جریان انداختند و تندرو هاى مذهبى جامعه اسرائیل را تحت فشار گذاشتند.
اکنون طناب کشى مخفیانه بین اوباما و نتانیاهو در جریان است که نتیجه آن در سخنرانى اوباما در اجلاس عمومى آینده سازمان ملل روشن خواهد شد. اوباما توانست بعد از درد زایمان چند ماهه، یک کلمه مبهم "دولت فلسطین" را احتمالا از دهان نتانیاهو بیرون بکشد.
ایالات متحده برنده راند اول شد؛ ما در موضع دفاع قرار گرفتیم، اشتباهات ما در شرایط دفاع نمود و تاثیر بیشترى دارند. در این شرایط حفظ پیروزی ها و موفقیت هاى سابق، هنر است. و ما فقط در هنرهاى فردى قوى هستیم. در ظاهر کاندولیزا رایس در اجراى طرح خاورمیانه جدید شکست خورد، ولى در واقع ایالات متحده در این مدت توانست منافع دو محور موجود در خاورمیانه را چنان در یکدیگر متداخل نماید، که کشورهاى منطقه نتوانند بى طرف باشند و مجبور شوند به نحو سازش ناپذیرى علیه یکدیگر جبهه آرایى کنند .
این موفقیت، این فرصت را در اختیار آمریکا قرار مى دهد که بتواند آهسته دامن خودش را ازمنطقه خارج کرده و از دور منطقه را چنان کنترل و هدایت کند که آسیب جدى به اسرائیل وارد نشود.
آمریکا آنچنان موفق عمل کرد که اکنون بین محور مقاومت و محور میانه رو، تضاد و تقابل ماهوى وجود دارد. عربستان دیگر نمى تواند، از یک قدم پیشروى ایران در منطقه نیز چشم پوشى کند، دامنه نفوذ بین این دو کشور اکنون به صورت میلیمترى تدوین مى شود. در مرزهاى شمالى بین دو جبهه، تنها تشکیل کابینه در لبنان مانده است. بحران یمن یک مسئله کاملا داخلى و غیر سیاسى است و نباید به آن بعد استراتژیک داد.
در واقع على رغم روابط خوب حوثى ها با شیعیان، ولى بحران یمن، بحرانى در آخرین جامعه سنتى منطقه ، بین ساختار کهنه و عشیره اى دولت و تفکر مدرنیزم سیاسى است. و در این راستا به نظر مى رسد چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، عراق همچنان به عنوان سالن گفتگو هاى سیاسى و غیر سیاسى دو جبهه باقى بماند. در این میان تنها ترکیه از یوغ وابستگى به دو محور رها ست. در این راستا مواضع اخیر ترکیه در قبال جنگ اسرائیل براى محو غزه بهترین گواه است. این مواضع فقط آزاد بودن ترکیه از قید و بندهاى وابستگى به یک جبهه را نشان مى دهد.
در واقع در میان کشورهاى منطقه از دید آمریکا، تنها ترکیه است که مى تواند هووى خوبى براى عربستان باشد. اگر ملاک فقط به تمکین باشد، هیچ وقت نمى گفتند که دشمن دانا به از دوست نادان است. به نظر مى رسد که حمایت از رهبرى ترکیه بر جامعه اهل سنت جهان اسلام و بر محور میانه رو به نفع همه است، اگر دوست باشیم دوست دانا برایمان بهتر از دشمن نادان و اگر دشمن باشیم، دشمن دانا برایمان بهتر از دشمن کودن و ضد بشریت است.
در ارزیابى نقش کنونى ترکیه باید بدانیم که همه کشورهاى عربى به نوعى در گسترش جریان القاعده و سوء استفاده از انتحارى ها دست داشته اند، برخى با حمایت مستقیم سیاسى، برخى با حمایت امنیتى یا مالى و یا نظامى و برخى با زمینه سازی هاى مذهبى و فتواهاى تکفیر و صادرات خشونت و تندرویى به افغانستان وعراق. در این میدان تنها دستان ترکیه به این بازى کثیف آلوده نشده است. زیرا جریان لائیک ترکیه با 15 میلیون علوى مى داند که مار در آستین نگه داشتن عاقبت خوشى ندارد. ترکیه اخیرا نیز این مسئله را درک کرده که بین لائیک بودن به معناى ضد دین بودن و لائیک بودن به معناى غیر دینى بودن فرق بسیارى است.
از طرفى دیگر، رهبرى ترکیه بر جامعه اهل سنت جهان اسلام، مسئله تئوریکى نیست و سابقه تاریخى هزار ساله اى در امپراطورى عثمانى دارد. و همانطور که وحدت بین خاندان صفوى و امپراطورى عثمانى در آن زمان مى توانست سرنوشت منطقه را تغییر دهد، امروزه نیز این امر قابل تکرار است.
همچنین فراموش نکنیم که ترک هاى ترکیه براى قرن ها، در گره گشایى از کدهاى پان عربیسم موفق عمل کرده اند. در این راستا رواج گسترده سریال هاى دوبله شده ترکیه در جوامع عربى با بازیگرانى همچون (نور - مهند و لمیس - یحیى) و برترى این سریالها در دوئل خود با سلسله سریال هاى موفق "باب الحارة" – تولید سوریه - که نماد عربیسم است، خود شاهدى گویا از این موضوع است.
آمریکا که اکنون خود را برنده راند اول مى بیند، عجله اى در شروع راند بعدى ندارد، تنها منتظر است که کشورهاى عربى و حتى اسرائیل با تکرار اشتباهات گذشته خود در گذر زمان ، زمینه رسیدن به اهداف سیاسى مورد نظرش و پیروزى در راند دوم را فراهم کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات