تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۲۱۹۲۶

مؤسس حوزه پایه‌گذار مبارزه با اسرائیل

احمد نجمی اشاره: امروزه تقابل رژیم اسرائیل با اسلام به شکل علنی بر همگان آشکار شده است. در این بین این سؤال مطرح است که علمای اسلام در مقابل سازماندهی این رژیم درگذشته چه اقدامی انجام داده اند و اصولاً تا چه اندازه توانسته اند ماهیت آن را شناخته و به پیکارش روند؟ در این یادداشت به تشریح نوع برخورد حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم پرداخته و سعی شده است پاسخی روشن ارائه شود. نکته قابل توجه این است که حیات مؤسس حوزه علمیه قم در زمانی بوده است که زمزمه شکل گیری یک تشکل یهودی در دنیا علنی نشده بود و حتی بسیاری از سیاسیون و متفکران جهان عرب نیز از این موضوع بی‌اطلاع بودند.

در کارنامه سیاسی آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، نقاط درخشانی وجود دارد که با بررسی دقیق آنها، علاوه بر شناخت بیشتر بینش والا و صحیح وی در رخدادهای مهم، تأثیرات شگرف تصمیمات آیت الله حائری نمایان می‌شود.
یکی از این مسائل، واکنش آیت الله حائری یزدی به تصمیم دولت انگلیس در الحاق کشور فلسطین به مستعمرات خود و اعطای این سرزمین به یهودیان و دولت صهیونیسم است.
در بحبوحه جنگ جهانی اول، دولت استعمارگر انگلیس با دولت فرانسه، در سال 1916 (1295) قراردادی را امضاء کردند که به موجب آن، «این دو کشور پیش از پایان جنگ، میراث امپراتوری عثمانی را در خاورمیانه میان خود تقسیم کردند. به موجب این قرارداد سوریه و لبنان و بخشی از جنوب ترکیه به عنوان سهم فرانسه و فلسطین و مناطق اطراف خلیج فارس و سرزمین کنونی عراق تا بغداد سهم انگلستان شناخته شد.»(1)
بعد از رسمی کردن تسلط انگلیس بر فلسطین، به علت پیوندی که دولت استعماری انگلیس با یهودیان داشت، در سال 1922 با تنظیم لایحه سرپرستی فلسطین و ارسال آن به جامعه ملل به اهداف و تعهدات خود با صهیونیست ها جامه عمل پوشاند. هنگامی که تعهد بین این دو فاش شد، همواره در میان ساکنین مسلمان و اعراب مناطق اشغالی با دولت انگلستان و صهیونیست ها نبردها و مبارزاتی خونین به وقوع پیوست.
در سال 1933 (1312) استعمار انگلیس با حمایت از صهیونیست ها و سرکوب مسلمانان، زمین های فلسطینیان را از دست آنان خارج و به یهودیان مهاجر واگذار می کرد. در حقیقت انگلستان با غصب زمین های فلسطینیان و ساکنان اصلی آن، در فراهم آوردن مهاجرت یهودیان نقش اصلی را ایفا کرد. در همین زمان بود که آیت الله شیخ عبدالکریم حائری و به تبع وی سایر روحانیون ایران برای دفاع از مردم فلسطین دست به کار شدند.
حرکت اصلی مؤسس حوزه در این زمان، ارسال نامه ای به رضا شاه بود. آیت الله حائری در دی ماه 1312 این نامه را توسط آیت الله سید محمد بهبهانی به رضا شاه ارسال کرد. چرا که «وی فرزند سیدعبدالله بهبهانی رهبر مشروطیت بود و به علت روابطی که با رضاخان داشت، میان علما و شاه و دربار نقش واسطه را ایفا کرده و مورد احترام شاه بود.»(2)
متن تلگراف آیت الله حائری به رضاخان چنین است:
«... امروزه مسلمین در این هجوم یهود به فلسطین و بیت المقدس مستغیث به آن یگانه حامی است و چشم همگی به الطاف خاصه ملوکانه است. امید به اعانت پروردگار جل و علا این غائله مهم با توجهات خاصه مرتفع، موجب مزید دعاگویی این ضعیف و عامه مسلمین گردد. الاحقر عبدالکریم حائری.»(3)
البته آیت الله شیخ عبدالکریم شرط کرده بود که این نامه در جراید نیز درج شود که به تفصیل بدان خواهیم پرداخت.
موضوع تلگراف آیت الله حائری توسط آیت الله بهبهانی در تاریخ 7دی 1312 یعنی آخرین روزهای 1933 به اطلاع نخست وزیری می رسد. متن آن چنین است:
«به عرض می رساند با تقدیم عرض دعاگویی مصدع است از طرف حضرت آیت الله آقای حاج شیخ عبدالکریم و جمله ای از وجوه علمای اعلام قم دامت برکاتهم، تلگرافاً راجع به فلسطین، تظلماتی، به حضور... شاهنشاه شده است و صورتشان را سرکار آیت الله معظم برای حقیر فرستاده اند اینک تقدیم می شود و در صورتی که مقتضی بدانند مقرر فرمایید در جراید نشر شود. شاید این چند روزه از سایر ولایات هم قریب به همین مضامین مخابراتی شود. به نظر قاصر حقیر درج آنها در جراید بی مناسبت نیست. دیگر موکول به تصویب حضرت اشرف عالی است. الاحقر محمد موسوی بهبهانی.»(4)
برای روشن شدن اهمیت نامه آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، نیاز است به شکل خلاصه فضای اختناق و حساس آن زمان تبیین شود و سپس به شرح ابعاد مختلف نامه بپردازیم.
«درست در سال ورود آیت الله حائری به قم و بنا نهادن پایه های حوزه، رضاخان با کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی وارد تهران شد و اوضاع سیاسی اجتماعی کشور، به یکباره تغییر کرد و با گذشت اندک زمانی رضاخان با توسل به چند مانور سیاسی، ماهرانه به سلطنت رسید، همزمانی دوواقعه مهم، یعنی تأسیس حوزه علمیه قم به منظور مستحکم نمودن پایه های دینی در کشور توسط یکی از مراجع بزرگ و به قدرت رسیدن رضاخان و اعمال دیکتاتوری و برچیدن بساط مشروعیت از سوی دیگر، موجبات مقابله شدید نهاد حوزه (مرکز رهبری دینی) و نهاد دولت (مرکزی قدرت و تصمیم گیری) را فراهم ساخت. با استقرار و تثبیت سلطنت پهلوی، دوره اجرای سیاست های نواستعمار انگلیس فرارسید و سیاست مذهب زدایی و استحاله فرهنگی از طریق اشاعه فرهنگ تجددگرایی غربی، در دستور کار هیئت حاکمه قرارگرفت».(5)
قانون متحدالشکل شدن لباس، ممنوعیت پوشیدن لباس روحانیت، کشف حجاب و مبارزه علنی با مظاهر مذهبی و دینی یکی از این برنامه ها بود. در چنین شرایطی هرگونه حرکت نسنجیده آیت الله حائری یزدی می توانست جرقه ای بر باروت آماده انفجار رضاخان باشد. آیت الله حائری با درایت و سیاست خاص خود سعی کرد از انهدام حوزه علمیه جلوگیری نماید و پایگاه علمی ـ مذهبی حوزه را از دخالت ها و تهاجمات رژیم سالم نگه دارد. آیت الله العظمی اراکی در این باره می گوید: «چنانچه کوچکترین حرکتی از یک گوشه این مملکت پیدا می شد، رضاخان فوری مجرم را یا تبعید می کرد یا به دار می کشید. حاج شیخ در همچون معرکه ای واقع شده بود و چاره ای غیر از این که صبر کند نداشت. «در کف شیرنر خونخواره ای غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای»(6)
براین اساس - حفظ حوزه علمیه اولویت نخست مؤسس حوزه بود و بالاجبار در چند موضوع بسیار مهم که با اصل دین در ارتباط بود دخالت کرد. یکی از آنها مبارزه علنی رضاخان با روحانیت و دیگری مسئله کشف حجاب بود. آیت الله حائری معتقد بود که این دو مسئله به اساس دین و مذهب مربوط می شود و هدف رضاخان برکندن ریشه اسلام است.
با توجه به مقدمه فوق، اهمیت حرکت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری در ارسال نامه به رضاخان و درخواست واکنش در قبال مسئله فلسطین بیشتر نمودار می شود. به جرأت می توان گفت که آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، مقابله با اشغال سرزمین فلسطین را از مهمترین امور دین و هم ردیف با مسئله حجاب می دانست. دخالت آیت الله حائری در این قضیه، نشان از آن دارد که وی به علت رهبری عامه مسلمین در ایران، وظیفه و تکلیف خود می دانست که از طرف خود و ملت مسلمان ایران نسبت به هجوم یهودیان به فلسطین موضع دیگری کند.
پس از تبیین اهمیت واکنش آیت الله حائری به مسئله اشغال فلسطین، برای روشن شدن ابعاد دیگری از این اقدام، به تحلیل جوانب مختلف نامه می‌پردازیم:
1- آیت الله حائری در حالی آگاه به خطر اشغال سرزمین فلسطین شد که تقریباً هیچ رسانه ای در ایران وجود نداشت که به این مسئله بپردازد. چه آن که چند نشریه محدود نیز در چنبره قدرت رضاخان بودند و اجازه انتشار مطلبی در این موضوع را نداشتند.
2- نکته جالب توجه در این نامه، شرط ابتکاری آیت الله حائری است. همان گونه که در نامه آیت الله بهبهانی آمده است، آیت الله حائری خواستار درج نامه در جراید شده بود. از آنجایی که مسئله اشغال فلسطین امری بین المللی و سیاسی و اجتماعی بود، آیت الله لازم دید تا با درج نامه در جراید علاوه بر اطلاع مردم ایران، مردم و علمای سایر کشورها نیز از انتشار چنین نامه ای و حمایت مرجعیت شیعه در ایران از حقوق ملت فلسطین اطلاع یابند. اما از آنجا که رضاشاه دست نشانده و مطیع امر انگلیس بود، این شرط آیت الله حائری را، تهدید منافع انگلیس دانست و رد کرد.
3- مخالفت رضا شاه با درج نامه آیت الله حائری در جراید و بی پاسخ گذاشتن این نامه، اولین گام در اثبات وجود رابطه تنگاتنگ پهلوی اول و دوم با رژیم اسرائیل بود. به ویژه آن که پشت پرده هر دوی این رژیم ها، دولت انگلیس منافع خود را پیاده می کرد و آنان نیز نیروی اجرایی انگلیس محسوب می‌شدند.
شخصیت بی بدیل آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی از هر جهت الگوی علمای بعد از خود است. محوریت و قدرت او بود که پایه گذاری شد و به ید توانای او گردبادهای مخوف را یک به یک پشت سرنهاد و مستحکم شد. از این رو می توان نتیجه گرفت که سنگ بنای آگاهی و مخالفت علمای شیعی در ایران با اشغال سرزمین های فلسطین و ماهیت رژیم صهیونیستی را آیت الله شیخ عبدالکریم حائری بنا نهاد. علمای حوزه علمیه و متدینین و روشنفکران متعهد، بعد از وی با تأسی از حرکت آیت الله حائری، خطر رژیم صهیونیستی را احساس کرده و همواره به طرق مختلف به مخالفت و مبارزه با آن پرداختند.
پی‌نوشت‌ها در سرویس معارف موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات