تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۲۱۹۵۱

مثلث تنها


ناصر بهرامی‌راد
اوضاع سیاسی مثلث آمریکا- اسرائیل- ارتجاع عرب در سومین هفته مقاومت حماسی حزب الله لبنان در برابر جنایات کم نظیر نظامیان صهیونیست در هفته چهارم از هر زمان دیگری در طول جنگ مایوس کننده تر است. این مثلث شوم هنوز نتوانسته بود رخدادهای معرکه نبرد، تحولات سپهر سیاسی بین المللی و گرایش افکار عمومی جهان را بدرستی تحلیل کند و امیدهای ساده لوحانه ای به مجموعه اقداماتی از تداوم جنایات جنگی تا نبرد سنگین نظامی و فشارهای فزاینده سیاسی برای نیل به اهداف شیطانی اش بسته بود. شیمون پرز معاون نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس روز نهم مرداد (31 ژوئیه) در سخنرانی اش در شورای روابط خارجی آمریکا با غروری ابلهانه گفت: ما برنده خواهیم شد. گروه هایی مثل حزب الله و حماس که دلیل وجودی شان نابودی اسرائیل است موفق نمی شوند و هر قدر هم رسانه های جهان عرب و تهران بکوشند از اوضاع تصوری غیرواقعی خلق کنند، این تصور بدون زیربنا محو خواهد شد. او در عین حال که سعی می کرد با فرافکنی جمهوری اسلامی ایران را «مرکز اصلی بحران» معرفی کند و از درگیری نظامی باحزب الله لبنان به عنوان «جزئی از نقشه تهران برای تبدیل شدن به قدرت مسلط خاورمیانه» اسم می برد، اهداف پنج گانه ای را برای آنچه که نیل به پیروزی تلقی می کرد، برشمرد: خودداری حزب الله از به خطر انداختن جان صهیونیست ها، توقف حملات موشکی به مناطق اشغالی، کنترل شدید امکانات نظامی لبنان و سوریه، خلع سلاح حزب الله و آزادی دو سرباز اسیر صهیونیست. شیمون پرز اعتراف کرد: اینها اهداف کوتاه مدت هستند و مسائل دیگری وجود دارند که در دراز مدت باید مورد نظر قرار بگیرند.
معاون نخست وزیر اسرائیل درست همان روزی از موضع یک دولتمرد پیروز مقابل اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک سخن می گفت که شورای امنیت سازمان ملل تحت فشار آمریکا قطعنامه غیر حقوقی خود را علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران صادر کرد و این توهم را برای مثلث آمریکا - اسرائیل- ارتجاع عرب پیش آورد که بزرگترین حامی معنوی حزب الله لبنان را به خود مشغول و از دور دیپلماسی منطقه ای و جهانی برای حل عادلانه بحران لبنان خارج کرده است. در چارچوب همین سیاست توهم آلود، رسانه های غرب با این خیال خام که ایران را بیشتر دچار انفعال کنند، موج قصه پردازی درباره احتمال حمله نظامی آمریکا را براه انداختند و طبق معمول از همراهی عناصر داخلی بهره مند شدند. بوستون گلاب در شماره 31 ژوئیه (9 مرداد) نبرد اسرائیل و حزب الله لبنان را مقدمه ای برای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران عنوان کرد و نوشت: استیوراسن مدیر سابق مرکز APPAC، امری فرانکلین و کیت روایزمن از تحلیلگران مسائل ایران در یک نشست سری، نسخه ای از سند محرمانه راهنمای امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا را برای برخورد قاطع با ایران مطرح کردند و ویلیام کریستول نئومحافظه کار عضو پروژه «قرن جدید آمریکایی» هم از بوش و پنتاگون خواست پاسخ حملات حزب الله را با بمباران تأسیسات اتمی ایران بدهند. فردای آن روز (اول آگوست/ دهم مرداد) لس آنجلس تایمز از جرج بوش نقل کرد که به طور خصوصی گفته: «نبرد اسرائیل با حزب الله صرفاً بخشی از یک جنگ گسترده تر میان آمریکا و ایران برای تسلط بر سراسر خاورمیانه است و امیدواریم پیروزی اسرائیل در لبنان بتواند موازنه سیاسی را در محدوده گسترده تری به نفع آمریکا تغییر دهد.» هنری کرامپتون رئیس کمیته ضد تروریسم وزارت خارجه آمریکا هم به لس آنجلس تایمز گفت: فکر نمی کنم اسرائیل از خودش ضعف نشان دهد و با حمایت ایالات متحده و سایر کشورهای غربی به بیشتر اهداف نظامی اش در لبنان دست خواهد یافت. این روزنامه همچنین از قول تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید نوشت: برای دولت آمریکا این مسئله بسیار مهم است که حزب الله از سوی سایر کشورهای عرب به عنوان یک گروه شکست خورده به نظر برسد.
نیویورک تایمز هم برای القای این که «جنگ پنهان علیه ایران» موجی از نگرانی و حساسیت را در میان تحلیلگران و مسئولان ایرانی برانگیخته، سراغ طیف ویژه ای از افراد موسوم به اصلاح طلب رفت. حمیدرضا جلایی پور گفت: آنها (مسئولان دولت سابق ایران) نگران هستند که اتفاقات جاری در لبنان برای حزب الله، انتقام گیری آمریکا از ایران باشد؛ و ناصر هادیان اضافه کرد: «این هدیه خداوند به اسرائیل بود و حزب الله فرصت طلایی برای حمله، به آنها داد. اگر فردا اسرائیل به ما حمله کند، چه عکس العملی خواهیم داشت؟»
حتی فرانسیس فوکویاما واضع نظریه شکست خورده پایان تاریخ هم بعد از دوره نسبتا طولانی سکوت به میدان آمد تا بتواند از طریق تئوری پردازی میان رزمندگان حزب الله با سایر مسلمانان فاصله بیندازد. او در مقاله ای که روزنامه شرق متن ترجمه شده اش را منتشر کرد، ستیزه جویی افراطی (نامی که روی مقاومت اسلامی گذاشته) را امری مدرن، از نوع بحران هویت، نظیر فاشیسم و آنارشیسم و کاملا بیگانه با فرهنگ و سنت مسلمانان معرفی کرد.
این فضای غیرواقعی به راحتی توانست مثلث شوم آمریکا- اسرائیل- ارتجاع عرب را بفریبد. از همین رو در همان حال که نظامیان صهیونیست به تکرار جنایات جنگی در حولا و مناطق دیگر لبنان می پرداختند و عملیات جدید- و البته ناکام- نظامی از قبیل هلی برن کماندوها در بعلبک را طراحی و اجرا می کردند، آمریکا و فرانسه هم دست اندرکار تنظیم پیش نویس قطعنامه ای کاملا یکجانبه به سود رژیم اشغالگر قدس شدند ، به آن امید که پیروزی نظامی و سیاسی، هر دو را در عرصه ای خالی از حضور جمهوری اسلامی رقم بزنند.
تحولات هفته چهارم نبرد، اما اوضاع را در سیر طبیعی خود به زیان آنها تغییر داده است. هنوز هفته چهارم به پایان نرسیده که سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب، دولت غربگرای لبنان و حتی فرانسه، از تغییر اساسی در متن پیش نویس قطعنامه شورای امنیت سخن می گویند؛ رایس وزیر خارجه آمریکا در گفت وگو با تایم اعتراف می کند توانایی های حزب الله بیش از حد تصورش بوده و برآورد ظرفیت های آن کار بسیار دشواری است؛ خیابان های تل آویو به صحنه تظاهرات مهاجران وحشت زده صهیونیست علیه جنگ تبدیل شده؛ نخست وزیر رژیم اشغالگر فرماندهان نظامی اش را به دلیل ناتوانی در جلوگیری از شلیک موشک های حزب الله مؤاخذه می کند؛ و نظرسنجی شبکه الجزیره حکایت از آن دارد که بیش از 26 درصد مردم منطقه دلیل موضع گیری برخی سران وابسته عرب علیه حزب الله را فشارهای آمریکا و بیش از 16 درصد آنها تلاش برای نابودی جریان مقاومت در منطقه خاورمیانه می دانند.
ترساندن تهران از عواقب حمایت از سرافرازان مظلومی همچون حزب الله و حماس، بیشتر به حکایت کودکی می ماند که با پرتاب یک ریگ کوچک قصد به موج انداختن دریا را دارد، اما مثلث آمریکا- اسرائیل- ارتجاع عرب در پایان چهارمین هفته از نبرد حماسی و دلاورانه حزب الله لبنان، از همیشه شکست خورده تر و تنهاتر است. فردای خاورمیانه، جایی برای این مثلث شوم ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات