* در ابتدا قدری از خودتان بگویید، سابقه کاری و تحصیلات؟
** بنده متولد تهران هستم . تحصیلات تکمیلی ام را از دانشگاه شیراز شروع کردم و در دانشگاه شهید بهشتی در رشته اقتصاد نظری به پایان رساندم . بیش از دو دهه است که در دستگاه سیاست خارجی افتخار حضور دارم که عمدتاً به شکل کارشناس ارشد سیاسی بوده است همچنین تجربه کار نزدیک و مستقیم روی دو پرونده ملی را داشته و دارم . یکی کار روی موضوع افغانستان به عنوان یکی از کانون های بحران بین المللی و دیگری کار روی پرونده هسته ای که این جزو افتخارات کاری من است و الان هم که حوزه کاری ام به نوعی به اروپا منتقل می شود این امر یک تجربه جدیدی خواهد بود بر سوابق گذشته کاری ام که امیدوارم از عهده این ماموریت جدید هم بتوانم موفق بیرون بیایم .
* شما سفیر دولت اصولگرا هستید. این دولت از ابتدا که بر سر کار آمد در حوزه سیاست خارجی دیپلماسی حرکت از موضع مدعی را برای خود تعریف کرد. تحلیل شما از این دیپلماسی چیست و فرق آن را با دیپلماسی دولت اصلاحات در چه چیزهایی می دانید؟
** ابتدا باید عرض کنم تصور من این است که دولت جمهوری اسلامی ایران همواره هم اصلاح طلب بوده و هم اصولگرا و اینها دو مشخصه ای است که می بایستی دولت ها برای پیگیری اهداف عالیه خود واجد آنها باشند اصلاً انگیزه ملت از بروز انقلاب اصلاح طلبی بوده است و یقیناً حضرت امام (ره ) که رهبری انقلاب را بر عهده داشتند خودشان فردی اصلاح طلب و اصولگرا بودند. البته وقتی می گوییم اصلاح طلب یا اصلاحات بایستی جهت و سمت و سوی این اصلاحات را معین کنیم و یا وقتی اصولگرایی را مطرح می کنیم طبیعتاً باید مبانی این اصولگرایی را مشخص کنیم ؛ لذا شما الان هیچ دولتی را در جهان کنونی نمی توانید پیدا کنید که بگوید من اصولی ندارم یا اصلاحات را نمی خواهم .دنیا رو به پیشرفت است و همه خواهان ترقی و پیشرفت هستند. بنابر این من معتقدم که غیر شفاف نگه داشتن این تعابیر و صرفاً برخورد شعاری با آنها نه تنها کمک به جامعه نمی کند بلکه مایه سردرگمی جامعه می شود یقیناً یک کارشناس و رجل سیاسی باید هم دارای مشخصه اصولگرایی و هم اصلاح طلبی باشد. بر این اساس می توان گفت که دولت آقای احمدی نژاد اصولگرای اصلاح طلب است و سنگ نشان ایشان در انجام این تغییرات و سیاست ها همان مبنایی است که حضرت امام در ابتدای انقلاب سنگ بنای آن را گذاشتند.
هرچند که این را هم باید عرض کنم که به عقیده بنده از بعد ارتحال حضرت امام یک تغییراتی به وجود آمد که این تغییرات ما را یک مقداری از همان مبانی که حضرت امام و مقام معظم رهبری بر روی آن ها تاکید داشتند دور کرد.
* آیا این تغییرات در سیاست خارجی هم وجود داشت؟
** این تغییرات هم در سیاست خارجی و هم در سیاست های داخلی وجود داشت به عبارت دیگر ما در پایان جنگ به دلیل مشکلاتی که برای کشور بوجود آمده بود با توصیه افرادی مواجه شدیم که معتقد بودند اولاً ما برای خروج از این شرایط بحرانی نیاز داریم که برای یک دوره محدود هم که شده نسبت به برخی اصول فعلاً سکوت اختیار کنیم و از شیوه و روش هایی استفاده کنیم که شاید در گذشته استفاده نمی شده است . نکته دوم هم در مورد این افراد این بود که اساساً نوع نگاه آنها به سیاست خارجی و روابط با غرب با نگاه یک رجل سیاسی در دولت جمهوری اسلامی فرق ماهوی داشت.
آنها تصور می کردند و می کنند که برخی از مبانی و اصول دولت جمهوری اسلامی فاقد کارآمدی است و توان پاسخگویی به مطالباتی که به طور مستمر تولید می شود را ندارد مثلاً بعد از شرایط جنگ و ویرانی های آن توصیه کردند که به دلیل نبود سرمایه لازم امروز اگر قرار باشد ما بحث از عدالت اجتماعی بکنیم این را مانع از آن خواهد شد که ما بتوانیم خرابی ها را بسازیم و جبران کنیم لذا نسخه ای که پیچیدند نسخه ای بود که شاید نئوکلاسیک ها در چند دهه قبل در غرب توصیه کرده بودند مبنی بر اینکه وقتی ما در مرحله اول توسعه هستیم صحبت از عدالت اجتماعی سم خواهد بود لذا این تفکر باعث شد تا آنها نسبت به محرومان و عدالت اجتماعی سکوت اختیار کنند و بگویند اگر ما در یک دوره توسعه اقتصادی را مقدم بداریم و نسبت به عدالت اجتماعی هم سکوت کنیم در دوره بعدی خواهیم توانست به اقشار ضعیف هم برسیم . این تفکر در دوره سازندگی رواج فراوانی داشت.
* این مواردی که گفتید درباره سیاست داخلی بود اما در بعد سیاست خارجی چه طور بود؟
** در سیاست خارجی هم مطرح می شد که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و به وجود آمدن یک نظام تک قطبی سیستم های بین المللی هم دستخوش تغییر شده اند بنابر این می بایستی در این شرایط جدید بیاییم خودمان را به عنوان یک عضو هنجار از نظام بین المللی به رهبری آمریکا که - البته اسم آمریکا را به طور آشکار نمی گفتند- معرفی بکنیم تا بتوانیم سهم ، نقش وجایگاه مناسب را در تعاملات بین الملل بدست بیاوریم در واقع این رویکرد سبب شد تا کار به دست کسانی بیفتد که سابقه رشد و نمو و حضور در غرب را داشتند و این افراد بر همین اساس توانستند سکان سیاست خارجی را برعهده بگیرند و مهمترین توجیه آنها در قبول تعهدات بین الملی امکان دسترسی کشور به تکنولوژی و سرمایه گذاری بود و اینکه تداوم این روش ما را به عنوان یک کشور خوب و سازگار معرفی خواهد کرد. لذا به همین دلیل بود که به طور آشکار اعلام می کردند که دوره حاکمیت های سنتی گذشته و همه چیز بین المللی شده است و در آینده قواعد و ضوابط بین المللی بر قوانین داخلی کشور چیره خواهدبود. یعنی از این پس ما باید رعایت کننده کنوانسیون ها و قواعد بین المللی باشیم . آنهم کنوانسیون هایی که نه ما بلکه هیچ یک از کشورهای جهان سوم نقشی در شکل گیری و تولید آنها نداشته اند.
* شاید به عبارت دیگر عادلانه هم نبوده است؟
** نمی توانسته عادلانه باشد چون ما و کشورهای جهان سوم نقشی در آنها نداشته ایم لذا با حضور تفکر مذکور در سیاست خارجی ما مشاهده می کنیم که به رغم امتیازاتی که ما به غرب دادیم ولی فشارها روی ما افزایش پیدا کرد. انتقال تکنولوژی هم اتفاق نیفتاد نکته جالب این است که هرگز غربیها به ما قولی نمی دادند. اگر قولی بود خودمان به خودمان قول می دادیم یعنی همین عناصری که طرف اعتماد غربی ها بودند به مردم می گفتند که ما برای شما تکنولوژی می آوریم ، شما را از فشار حقوق بشری خارج می کنیم چهره سازگاری برای شما بوجود می آوریم شما می توانید به رشد و توسعه لازم دست پیدا کنید ولی بعد از 8 سال می بینید نه تنها هیچ یک از این قولها عملی نشد بلکه سقف بدهیهای ما به دهها میلیارد دلار رسید و فشار اقتصادی و تورمی هم به قوت قبل باقی ماند. از سال 67 به بعد یعنی 8 ساله دوم حاکمیت این تفکر باز همین عناصر که در دوره قبلی نقش بازی می کردند در این دوره نقش قوی تری ایفا می کنند منتها این بار می آیند می گویند ما می توانیم شرایط بین المللی را برای تحقق توسعه سیاسی فراهم کنیم و مواردی از این دست ولی باز هم می بینیم تفکر این عده در 8 سال دوم هم نتیجه خاصی عاید کشور نمی کند جز اینکه در موضوعی مثل پرونده هسته ای امتیازات متعددی می دهیم و وعده هایی که توخالی است دریافت می کنیم . اما با آمدن دولت جدید دیپلماسی که مدنظر قرار می گیرد همان دیپلماسی است که حضرت امام بر آن تأکید داشتند و مقام معظم رهبری بر آن اصرار می ورزیدند به عبارت دیگر آقای احمدی نژاد تنها کاری که کردند این بود که ما را به همان اصول گذشته که مورد تأکید ولایت بوده بازگردانده است.
* رئوس این دیپلماسی چیست؟
** همانطور که گفتم رئوس این دیپلماسی همان تفکرات حضرت امام (ره)و منویات مقام معظم رهبری است . ولی اجازه بدهید من اینجا نکته ای را توضیح دهم و آن اینکه ما در نظام بین الملل باید رسالت و نقش خود را تعیین کنیم . انقلاب اسلامی امروز یک مدلی درنظام بین الملل است یعنی چارچوب ها و هنجارهای خاص خودش را دارد و باید همه این چهارچوب ها را با هم درنظرگرفت و به پیش برد . نمی شود یک بخشی از آن را مورد توجه قرار داد و بخش دیگر را فراموش کرد یعنی دراین مدل وچهارچوب حاکمیت اسلام با همه جوانب آن مطرح است نه فقط بخشهایی از آن . به عبارت دیگر شما نمی توانید دراین مدل بگویید ما حاکمیت اسلامی را می خواهیم ولی به عدالت اجتماعی توجهی نکنیم. بلکه در این مدل باید تمامی ابعاد حکومت اسلامی مورد توجه قرار بگیرد.
* برخی از کارشناسان سیاسی معتقدند که دیپلماسی که دولت اصولگرا درسیاست خارجی خود در پیش گرفته هزینه های زیادی را تحمیل می کند نظر شما دراین باره چیست؟
** ببینید صرف ادعا کافی نیست ما همین جوری نمی توانیم همدیگر را متهم کنیم بلکه باید ادعاهای ما قابل اندازه گیری باشد یعنی مستند باشد اما به اعتقاد من در دیپلماسی جدید برعکس یکسری هزینه ها کاهش پیدا کرده یعنی در مقطعی که آقای احمدی نژاد پیروز انتخابات شدند و هنوز 21 روز به مراسم تحلیف باقی مانده بود، تروئیکای اروپا تلاش داشتند با تعلل بیشتر بسته ی پیشنهادی را به دولت جدید ارائه کنند و از این طریق دولت جدید را به عنوان مسئول بحران در روابط با غرب معرفی کنند که با هوشیاری مقام معظم رهبری و تأکید ایشان و بعد هم تأکید دولت آقای خاتمی سبب شد آنها قبل از جابجایی دولت بیایند بسته پیشنهادی خودشان را ارائه کنند و مشخص بشود که چیزی در آن نیست . در واقع آقای احمدی نژاد وارث یک دیپلماسی سه ساله ای بود که انتهای این دیپلماسی ختم به بسته پیشنهادی شد که چیزی درآن نبود این درحالی بود که امتیازات متعددی را دولت وقت داده بود و لذا تفاوت دیپلماسی هسته ای جدید و کلاً دیپلماسی دولت جدید با دولت قبلی درهمین است که دولت جدید مطرح می کند که اگر قراراست من امتیازی بدهم می بایست ما به ازای متعادل و متناسب با آن امتیاز را تعریف کنم و بگیرم درحالی که درگذشته می بینید که ما به ازای متناسب و نقد در برابر امتیازات داده شد تعریف نمی شود زیرا قبول کرده بودیم که در جایگاه متهم بنشینیو و تلاش داشتیم تا اعتماد طرف غربی را جلب کنیم این نکته مهم در دیپلماسی هسته ای دور قبل است.
یادم هست در زمان حضرت امام ، این آقای گالیندوپل مخبر کمیسیون حقوق بشر خیلی تأکید داشت که فقط یک بازدید از زندانهای ما داشته باشد ولی به او اجازه داده نمی شد یعنی آنها فقط به همین حد راضی بودند. اما شما می بینید که در خلال یک ونیم دهه مذاکرات انتقادی و سازنده با اتحادیه اروپا آنچه که عاید ما می شود این است که غربی ها از حقوق بشر شروع کرده و به دخالت در امور داخلی ما ختم می کنند تا جایی که حتی انتخابات مجلس و شوراهای شهر ما را هم زیرسؤال می برند بنابراین این حالت نشان می دهد که طرف مقابل شما حد یقفی ندارد. ایراد کار را باید از سیستم سیاسی خودمان بگیریم که چرا اجازه چنین ورودی را به نیروهای طرف مقابل داده ایم پس در مجموع دیپلماسی جدید موجب کاهش هزینه شده است.
* یکی از مسائلی که برخی افراد سیاسی درباره سیاست خارجی دولت نهم مطرح می کنند این است که چرا این دولت بحث هولوکاست را مطرح کرد این بحث موجب شد تا هزینه ها برای ما بالا برود، ارزیابی شما دراین باره چیست؟
** این دولت بنایش را براین گذاشته که از موضع متهم و منفعل خارج شود بنابراین برای انجام چنین کاری لازم است اولا از ظرفیت های خودش بهره بگیرد نه اینکه خود را با دیگران منطبق سازد و ثانیا از نقاط ضعف و آسیب پذیر طرف مقابل استفاده کند. یکی از نقاط ضعف طرف مقابل ما موضوع هولوکاست است . در واقع موضوع هولوکاست مطلب عجیبی نبود آقای احمدی نژاد فقط نشان داد که نقاط آسیب پذیر طرف مقابل ما هم بسیار زیاد است که با یک اشاره کوچک طرف مقابل تا مرز بحران پیش می رود لذا این حرکت دولت نهم براساس همان اصول اولیه انقلاب اسلامی بود که ما را به موضع مدعی ارتقا می دهد.
* آقای ظهره وند شما قرار است سفیر ایران در ایتالیا باشید. ایتالیا کشور مدرنی در اروپاست اما غالباً تحت تأثیر آمریکا و تروئیکای اروپا نقش کمرنگی در سیاست خارجی ما داشته است شما چه طور می خواهید این نقش را تقویت کنید؟
** معمولا به این شکل نمی شود گفت که ایتالیا تحت تأثیر تروئیکاست ما باید اتحادیه اروپا و غرب را یک کلیت ببینیم که در خیلی از جنبه ها با هم متحد هستند اما در عین حال اختلاف مواضع و منافعی هم دارند. بهر حال امروز ایتالیا به عنوان یکی از 8 قدرت اقتصادی جهان در موقعیتی قرار دارد که این شرایط ایجاب می کند که دولت ایتالیا هم بخواهد نقش سیاسی فعال تری را در تحولات خاورمیانه و در تحولات منطقه ایفا کند حتی آنکه این کشور به عنوان شریک ا.ل تجاری ما در غرب با حجم بالای 5 میلیون یورویی و نیز جایگاه سیاسی ممتاز و تعیین کننده ایران در منطقه سبب می شود تا ایتالیا برای ایفای نقش مورد نظر خود به طور طبیعی به سمت ایران متمایل سود. البته این بستگی به اراده سیاسی در طرف مقابل دارد و هم بستگی خواهد داشت به فرصت و شرایطی که ما بتوانیم برایشان بوجود بیاوریم.
* ظاهراً دولت جدید سعی دارد سیاست تقریباً مستقلی را از آمریکا داشته باشد؟
** البته مفهوم این سیاست مستقل به معنای سیاست ضدآمریکایی نیست. کلا روابط کشورهای اروپایی با آمریکا یک روابط ویژه ای است نگاهی که آنها به آمریکا دارند یک نگاه متفاوت با نگاه ماست و مفهومش این نیست که آنها ضدآمریکایی باشند مثلا آقای پرودی براساس ملاحظات امنیتی ملی خودش تصمیم می گیرد که نیروهایش را از عراق خارج کند ضمن اینکه از لحاظ نگاه ایدئولوژیک نسبت به دولت آقای برلوسکنی ، دولت ایشان تفاوت ماهوی دارد و لذا شخصیت سیاسی و فرهیخته ای که آقای پرودی در درون اتحادیه دارد و تأثیراتی که در شکل گیری اروپای واحد داشته این انتظار را ایجاد می کند که در آینده نحوه تعاملش با کشورهای منطقه از جمله جمهوری اسلامی ایران و همچنین نوع روابطش با آمریکا شکل متفاوت با قبل داشته باشد. آقای برلوسکونی در واقع رویکرد درون اتحادیه ایش ضعیف بود و سعی می کرد ملاحظات آمریکا را به طور کامل در رفتار سیاست خارجی خودش رعایت کند در حالیکه آقای پرودی نحوه تعاملش را با آمریکا در چارچوب اتحادیه اروپا و بعد هم ملاحظات امنیتی ملی خودش می بیند. بهرحال ظرفیت های مناسبی برای ارتقاء همکاری بین ایران و ایتالیا وجود دارد.
* ظاهراً ایتالیا خیلی تمایل دارد که به کشورهای مذاکره کننده هسته ای با ایران بپیوندد، سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه ایتالیا چه نقشی را می خواهد در اینجا ایفا کند آیا صرفاً می خواهد از سیاست های تروئیکای اروپا دنباله روی کند یا اینکه نقش تازه ای را پیگیری می کند؟
** ایتالیا به عنوان یک قدرت صنعتی جهان و ششمین قدرت صادرات دنیا طبیعی است که متناسب با این موقعیت خواهان افزایش نقش سیاسی خود در موضوعات مختلف باشد. یکی از موضوعاتی که امروز در دستور کار قدرتها در سازمان ملل هست موضوع فعالیت هسته ای ایران است لذا اگر چنانچه اروپاییها و ایتالیایی ها بتوانند روی این پرونده اثرگذاری داشته باشند به نحوی که مانع از وقوع یک بحران در خاورمیانه و منطقه شوند این امر تأثیر مستقیم بر ملاحظات اقتصادی و بعد ملاحظات امنیت ملی شان خواهد داشت . لذا همان جوری که ژاپنی ها متناسب با ظرفیت اقتصادی خودشان همواره مترصد این بودند که نقش سیاسیشان را ارتقاء دهند و همانطوریکه که آلمان ها هم در گذشته و حال انتظار این را داشته اند که متناسب با ظرفیت اقتصادیشان نقش سیاسی خود را ارتقا دهند که از رهگذر تحولات افغانستان و اجلاس بن و پرونده هسته ای ایران توانستند تا حدودی این نقش را بدست بیاورند ایتالیائیها هم دنبال چنین نقشی هستند. ضمن اینکه دولتی که الان روی کارآمده دارای چنین رویکردی است بویژه با توجه به شخصیت هایی که در این دولت هستند رویکرد سیاسی در آنها به دلیل پیشینه ای که دارند قوی است . بنابراین پیش بینی می شود که ما در کنار تعاملات اقتصادیمان بتوانیم از ظرفیت سیاسی ایتالیا در درون اتحادیه و بعد در شورای حکام و بعد در مجامع بین المللی استفاده کنیم.
* شما قبلا اشاره داشتید که در موضوع پرونده هسته ای نیز فعالیت داشته اید تحلیل شما از روندی که تاکنون طی شده و نیز پیش بینی که از آینده این مساله دارید چیست ؟
** ببینید اساساً کشوری که می خواهد استقلال داشته باشد و به رفاه و امنیت بالاتری دست پیدا کند یقیناً باید هزینه هم بدهد یعنی ما از دادن هزینه نباید نگران بشویم . میزان پرداخت این هزینه هم تنها تابعی از رویکرد ما نیست بلکه تابعی از رفتار و مدیریت سیاسی ما نیز خواهد بود. اینکه بخواهیم بگوییم بحران نداشته باشیم پس نباید انقلاب می کردیم اگر می خواستیم بحران نداشته باشیم ادعای استقلال می کردیم ادعای حکومت اسلامی هم نباید داشته باشیم وقتی شما می خواهید مستقل باشید، رفاه داشته باشید و می خواهید نفت را ارزانتر از آب از دست ندهید یقیناً این خواستن با چالش روبرو می شود و تکنولوژی هسته ای یکی از ارکان رکین در استقلال آینده کشور از جمله موارد چالش برانگیز خواهد بود. اگر صورت وضعیت امروز را با یک سال قبل مقایسه کنید خواهید دید که شرایطمان خیلی بهتر از یکسال قبل UCFاست. آن زمان UCFمتوقف بود آب سنگین اراک متوقف بود نطنز هم متوقف بود بسته پیشنهادی اروپا نیز خالی بود اینکه من می گویم باید ادعاها را اندازه گیری و مقایسه کنیم به همین جا برمی گردد کسی که ادعا می کند ما الان بحران داریم بررسی کند ببیند ما در یک سال گذشته چه داشتیم و الان چه داریم ما الان هولوکاست را مطرح کرده ایم و از سویی هم UCF و آب سنگین و نطنز هم درحال فعالیت است ضمنا بسته پیشنهادی هم پرتر است . این دوتا را بگذاریم روی کفه ترازو و شرایط امروز را با گذشته مقایسه کنید امروز حتی اگر قرار باشد به یک فرض محال از این تکنولوژی غیرقابل گذشت ، بگذریم آیا امروز امتیاز بیشتری می گیریم یا اینکه سال گذشته که همه چیز را بسته بودیم و همچنان درجایگاه متهم قرار داشتیم! لذا من اطمینان دارم اگر بتوانیم این شرایط را به همین صورت یعنی از موضع فعال و اقتدار اداره کنیم درگامهای بعدی موفقتر هم خواهیم بود.
* آقای احمدی نژاد در دیدار با سفرای کشورمان یکی از وظایف مهم سفرا را بازاریابی عنوان کردند و بر افزایش صادرات غیرنفتی به کشورهای مختلف تاکید کردند شما برای انجام این وظیفه در ایتالیا چه خواهید کرد؟
**ایتالیا کشوری است که مهد صنایع کوچک و متوسط است و همین مساله تجربه موفقی بوده که اگر بتواند جنبه های مدیریتی یا نرم افزاری و کارکردی این مدل در درون جامعه ما هم بکار گرفته شود بسیار خوب خواهد بود ولی دربحث صادرات ایتالیا جزو اتحادیه اروپا است و استانداردهای خاص خودش را دارد و لذا مسئله ما با ایتالیا از یک جنبه تابعی است از روابط ما با اتحادیه و اینکه ما بتوانیم استانداردهای لازم را درموضوع کالاهای تولیدی خودمان رعایت کنیم اما مفهومش این نیست که صد درصد واردکننده بشویم نه ما بیشتر دنبال این هستیم که بتوانیم ارتقای تکنولوژی داشته باشیم و صرفاً وارد کننده محصولات خارجی نباشیم و بحث هم این نیست که حتماً ما از ایتالیا وارد کنیم ما دنبال این هستیم که بتوانیم رابطه متوازن را درمناسبات با ایتالیا تنظیم کنیم ما در واقع مترصد تنظیم رابطه هستیم حالا در مسیر این تنظیم روابط این ظرفیت وجود دارد که ما حجم روابط را تا 05 میلیارد دلار هم بالا ببریم ولی ممکن است درحد یک میلیارد دلار هم تنزل یابد من می خواهم این را بگویم که من مأمور این نیستم که بروم فقط مناسبات اقتصادی را افزایش بدهم و سیل کالا را در کشور بریزیم خیر، ما دنبال تنظیم رابطه هستیم و دنیا را هم تنها در اتحادیه اروپا یا ایتالیا نمی بینیم دنیا شامل 091کشور است .
* ویژگی های یک سفیر دولت اصولگرا به نظر شما چیست؟
** من باز هم تأکید می کنم ویژگی های یک سفیر در جمهوری اسلامی ایران ثابت است و با تغییر دولت ها دستخوش تغییر نباید بشود و دولت های قبل نیز سعی در رعایت این ویژگی ها داشته اند. در هر حال شایستگی هایی که باید روی آنها انگشت بگذاریم شامل باور به جمهوری اسلامی ایران ، باور به آرمانهای امام راحل ، اعتقاد به ایران قدرتمند و ایرانی معزز است. شجاعت در کار در و بیان عقاید و واقعیت ها و انعکاسش به درون جامعه بدون رویکردهای جناحی و حزبی می تواند از جمله این ویژگی ها باشد. دیپلمات جمهوری اسلامی ایران می بایستی فراجناحی حرکت کند و هرگونه تحزب و گروهگرایی دراین دستگاه و دستگاههای مشابه سم است. دیپلمات جمهوری اسلامی ایران می بایست خود را نماینده نظام ، نماینده تمام ملت ، نماینده تمامی ارگان ها و نهادها ببیند و با تدبیر نقش و وظیفه خود را ایفا کند و در عین حال خود را خدمت گذار و مفتخر به این مسئولیتی بداند که دولت و ملت به او سپرده اند.
آشنایی به اصول دیپلماتیک، شناخت ساختارهای داخلی ، شناخت روابط بین الملل ، شناخت کارکردهایی که در سیاست خارجی و در تعاملات بین کشورها، در روابط دوجانبه و روابط چند جانبه وجود دارد، شناخت موضوعات اقتصادی و بین المللی و آشنایی با خط قرمزهای امنیت ملی اینها به نظر من جزو الزامات کاری یک دیپلمات است و خصوصاً اینکه مدیریت سیاسی را بتواند درست بفهمد و درست اعمال کند زیرا این امر نقش کلیدی در اداره سفارت خواهد داشت.
* برخی از این ویژگی هایی که شما برشمردید در انتخاب بعضی از سفرا رعایت نمی شود که درگذشته ما بعضاً شاهد بودیم . فکر می کنید وزارت خارجه چگونه باید عمل کند تا حتی الامکان افراد شایسته برای سفارت انتخاب شوند؟
** ما درحال طی کردن فرایند تکمیلی در عرصه های گوناگون از جمله عرصه سیاست خارجی هستیم لذا باید نگاه قومی ، فامیلی و حالت غیر پاسخگو بودن درمدیریت سیاست خارجی کنار گذاشته شود. باید چرخش نخبگان در رده کارشناسی روان باشد استانداردها و شاخصها روشن باشد و فرایند که فرد باید از کارشناسی طی کند تا به سفارت برسد.
خوشبختانه یکی از رویکردهای اصلاح گرایانه آقای احمدی نژاد شکستن حلقه های مدیریتی بسته بوده که البته هنوز به طور کامل اتفاق نیفتاده و مقاومت در برابر آن زیاد است اما تا همین میزان هم بارقه خوبی دردل بسیاری از کارشناسان ایجاد شده است.