تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۲۱۹۸۴

نشست وین اتحاد فراآتلانتیک و ایران


کابک خبیری / عضو هیات علمی دانشگاه
کشور اتریش به عنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپا از دیروز در وین میزبان اجلاس آمریکا- اروپا است . مسائلی که در این اجلاس بر سر آنان توافق می شود، می تواند پیش زمینه مباحثی باشد که در اجلاس ماه آینده 8 کشور صنعتی جهان مطرح خواهد شد. تقریبا تمامی تحلیلگران معتقدند مساله ایران یکی از محورهای عمده و مهم این اجلاس را تشکیل خواهد داد.
اجلاس آمریکا و اروپا در حالی برگزار می شود که جورج بوش در سخنرانی اخیر خود در آکادمی تجاری دریایی آمریکا، با تغییر محسوس در لحن اظهارات خود نسبت به چند هفته اخیر، عنوان داشت هرگاه ایران پیشنهادات ارائه شده را رد کند، با اقدام شورای امنیت علیه این کشور، انزوای بیشتر و تحریم های سیاسی و اقتصادی روبه رو خواهد شد.
بوش در این سخنرانی از تشکیل جبهه متحد آمریکا و اروپا و همسویی کامل میان دو سوی آتلانتیک بر سر اصلی ترین مسائل جهانی سخن گفته و امنیت جهانی را منوط به گسترده تر شدن این همکاری ها عنوان کرد. در عین حال بوش در این سخنرانی یک بار دیگر همانند سخنرانی های سالیانه و سخنرانی ماه اخیرش در دانشگاه نظامی وست پوسنت ، ضمن وارد آوردن اتهامات بی اساس همیشگی به جمهوری اسلامی ایران ، ایران را خطر جدی برای موجودیت اسرائیل دانست.
تردیدی نیست که مجموعه سخنان بوش در ماه های اخیر، در جهت فصل جدیدی از مداخله گرایی و سیاست تهاجمی این کشور در جهان است . با توجه به نقشی که آمریکا برای رهبری جهان برای خود قائل شده است ، این سیاست تنها شامل بخش خاصی از جهان نمی گردد، بلکه سیاستی است چند مرحله ای و مرحله اول آن متوجه نظام هایی است که در حال حاضر تهدیدی برای منافع آمریکا و اجرای این سیاست محسوب می گردند. در مراحل پیشرفته این سیاست روسیه و چین را نیز در بر خواهد گرفت و آمریکا برای رهبری بر جهان حتی با اروپا نیز وارد درگیری احتمالی خواهد شد.
به نظر می رسد آمریکا رسماص جنگ سرد جدیدی را آغاز کرده است . لحن تهاجمی و افراطی بوش ، نشان از کلید خوردن روندهای جدیدی دارد که تمامی تلاش و هدف آنان ، ایجاد جهانی تک قطبی با محوریت و هژمونی آمریکاست . به عبارت دیگر، آمریکا کلید پروژه ای را زده است که نهایت آن دستیابی به جایگاه هژمونیکی است که در طول سال های پس از جنگ سرد، هرگز به آن دست نیافته بود. تلاش برای جایگزینی لیبرال دموکراسی غربی با نظام های موجود، و ادامه رهیافت یکجانبه گرایی در روابط امنیتی و خارجی با ادعای تامین منافع و امنیت ملی همگی سیاست های جنگ محورانه ای هستند که در جهت یک هدف حرکت می کنند؛ رهبری آمریکا بر جهان.
نکته مهم آن که این سیاست تنها شامل بخش خاصی از جهان نمی گردد، بلکه سیاستی است چند مرحله ای و هدف نهایی محقق کردن رهبری آمریکا بر جهان است . در این سیاست آمریکایی ها قصد دارند نه تنها نظام های مخالف خود را، بلکه حتی در مراحل پیشرفته متحدین خود را نیز مورد چالش قرار داده و آنان را وادار به پذیرش هژمونی این کشور کنند.
در این بین مساله ایران تبدیل به محور سیاست های تهاجمی آمریکا شده است و آمریکا سعی دارد با تحت فشار قرار دادن ایران ، زمینه را برای تغییر رفتار کشورهای دیگر فراهم کند. اختصاص 75 میلیون دلار برای انجام تغییرات نرم افزاری در ایران مصداق بارز مداخله در امور داخلی یک کشور است که متاسفانه به طور جدی مورد توجه قرار نمی گیرد.
جمهوری اسلامی ایران خود را در شرایطی می بیند که موجی از تهدیدات نامتقارن منافع و امنیت ملی را با چالش مواجه کرده اند. در چنین شرایطی به جرات باید گفت جمهوری اسلامی ایران نیاز به راهبردهای جدی و عملی برای مقابله با فشارها و بحران هایی دارد که از خارج به سیستم تحمیل می گردد. شاید در این شرایط توجه به پیشنهاد برخی بزرگان در ضرورت تدوین استراتژی چندوجهی برای مقابله با تهدیدات نامتقارن امری جدی و مهم تلقی گردد. این استراتژی باید از یک طرف منافع ملی و شرایط داخلی را مد نظر قرار دهد و از طرف دیگر واقعیت های جهان بیرونی و شرایط بین المللی را به خوبی تحلیل کرده و راهکارهای لازم را اتخاذ نماید.
در این بین ، اگرچه طی ماه های اخیر روابط ایران و اتحادیه اروپا از حالت دیالوگ خارج شده است اما به نظر می رسد با استفاده از ظرفیت ها و رویکردهای جدیدی در دیپلماسی ، می توان تغییراتی در برخی روندها ایجاد کرده و به شکل گیری زمینه های جدیدی از اعتمادسازی با اروپا روی آورد. ضمن آن که این کشورها به هیچ وجه با مساله رهبری آمریکا بر جهان و دیدگاه های هژمونیک این کشور موافق نبوده و در طول سالیان اخیر نیز یکی از عوامل بعضاص بحران ساز میان اروپا و آمریکا، همین مساله بوده است.
جمهوری اسلامی ایران ظرفیت های بالایی را در شکل بخشی به ائتلاف ها و اتحادهای جدیدی دارد که تامین منافع این کشور را بیش از پیش فراهم می سازد. اتخاذ این رویکردها نیازمند درک صحیح و واقعی از تعاملات میان کشورها است . در این میان تکیه ایران باید تنها بر روی کشورهایی باشد که حداقل وابستگی را به روندهای بین المللی داشته و ظرفیت های لازم برای تغییر را در اختیار داشته باشند.
نشست آمریکا و اروپا در وین ، پیش نویس توافقات اجلاس گروه 8 خواهد بود. آنچه مشخص است ، بوش از این اجلاس برای تحکیم اتحاد فراآتلانتیکی استفاده خواهد کرد و سپس به رایزنی با روسیه و چین تا پیش از اجلاس سن پترزبورگ خواهد پرداخت . نوع رفتار و اقدامات جمهوری اسلامی ایران در طول روزهای آینده از موضع عزت ، حکمت و مصلحت می تواند سمت و سوی منافع ملی را مشخص نماید. ضمن آن که نباید فراموش کرد تا پیش از تدوین استراتژی چندوجهی برای تعیین نوع رفتار و اقدامات در سطح داخلی و بین المللی ، دیپلماسی کم هزینه ترین راه کنترل ، مدیریت و تحقق منافع ملی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات