تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۲۲۰۵۹
نگاهی به عملکرد رسانه‌ای دولت نهم، یک سال پس از تشکیل

دیوار کوتاه اطلاع‌رسانی در دولت نهم


رعنا زوره
در عصری که نام جهانی شدن بر آن گذاشتند، جایگاه رسانه ها از امور غیرقابل انکاری است که هر روزه بسیار درباره آن گفته و شنیده می شود. با این حال در جوامع در حال توسعه امکان دسترسی عموم مردم به رسانه ها کمتر از کشورهای توسعه یافته است.
البته عامه مردم در این کشورها هم اصولا چندان رقبتی به رسانه ها خصوصا رسانه های نوشتاری از خود نشان نمی دهند.
اطلاع رسانی از آن روی ضروری تر می شود که در جهان امروز تکیه بر رای و نظر مردم یکی از اصول انکارناپذیر همه دولت ها شده است و در جامعه دموکراتیک هم باید برای کسب آنچه که می خواهند بتوانند نظر مردم را به خود جلب کنند. البته این اطلاع رسانی همیشه فقط به نفع مردم نیست و چه بسیار مواردی که به کمک دولت ها می آید و گره از مشکلات آنان می گشاید.
کشور ایران نیز با رشد و حضور رسانه ها در بین مردم تجربه های مختلفی را در این باره مشاهده کرده است . اما به علت آنکه دولت در بسیاری از موارد آنچه که تبلیغ از عملکرد خود بوده است ، به حساب پاسخگویی به مردم گذاشته است . این اتفاق ها شاید باعث شده است که بعد از گذشت 27 سال از عمر دولت های مختلف جمهوری اسلامی هنوز تعریف مشخصی از اطلاع رسانی و یا سیاست منسجم و یکپارچه ای در این باره وجود نداشته باشد.
این در حالی است که ارگان های بسیار زیادی در امر تبلیغات و اطلاع رسانی حضور فعال دارند و همه روزه هزینه های زیادی صرف این دستگاه ها می شود.
از سوی دیگر، پاسخگویی به شیوه تعریف شده آن در دنیای امروز مکانیزم هایی دارد که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی برخی از آنها در دولت های مختلف رعایت شده و بسته به شرایط تاریخی آن دولت ها فراز و فرودهایی داشته است .
سخنگویان دولت‌ها یکی پس از دیگری
پس از پیروزی انقلاب رویه پاسخگویی به شیوه مرسوم دنیا صورت گرفته است . به طوری که در تمام دولت ها سخنگوی دولت تعیین شد، اما هرچند که این پست با فراز و نشیب های فراوانی مواجه شد.
عباس امیرانتظام و صادق طباطبایی از جمله افرادی هستند که از آنان به عنوان سخنگویان دولت موقت نام برده می شود. تلقی آن مقطع دولت از نظام اطلاع رسانی و پاسخگویی از همان ابتدا انتصاب فردی به عنوان سخنگو بوده است که برنامه های دولت را با مردم در میان بگذارد.
اما به دلیل شرایط آن روز کشور و عدم گسترش رسانه ها، مکانیزم خاصی برای این پاسخگویی و اطلاع رسانی وجود نداشته است و پاسخگویی صرفا به حضور سخنگوی دولت در رسانه هایی مانند تلویزیون و ارائه گزارش عملکرد دولت به مردم محدود می شده است .از سوی دیگر، نبود رسانه های مستقل و پرشمار هم شاید عاملی بوده که احساس نیازی به تعبیر مکانیزم های ویژه را برای سخنگویی ایجاد نمی کرد. یعنی پرسشی از دولت نمی شد که در مقابل آن موظف به پاسخگویی باشد.
پس از دولت موقت ، دولت میرحسین موسوی نیز از حضور دو سخنگو بهره برد، بهزاد نبوی و احمد توکلی که اینک هر کدام در دو جناح سیاسی مقابل یکدیگر قرار دارند. اما پاسخگویی در این دوره نیز به ارائه گزارش کاری به مردم محدود می شد، فضای جنگی دولت میرحسین موسوی نیز عامل مضاعفی بود تا سخنگویان صرفا به ارائه گزارش به مردم محدود باشند.
پس از دولت دفاع مقدس ، کشور فضای جدیدی را تحت عنوان دولت سازندگی تجربه کرد، دولتی که با شاخاهای مدرن سعی در ساختن کشور داشت ، اما نگاه به توسعه نیاز به سازندگی با سرعت زیاد را ایجاد می کرد. ترس از سیاسی شدن این مقوله شاید باعث می شد که دولت سازندگی نیز اقبال چندانی به موضوع پاسخگویی در خود احساس نکند.
هرچند که این دولت هم حسن حبیبی را، البته نه رسما، به عنوان سخنگوی خود معرفی کرده بود، اما عملکرد او در حوزه سخنگویی بیشتر محدود به اعلام مصوبات دولت برای خبرنگاران می شد.دوران سازندگی گذشت و به فرآیند دوم خرداد رسید. فرآیندی که می توان آن را نقطه عطفی در بسیاری از موارد از جمله پاسخگویی دانست.
دولت دوم خرداد پاسخگویی در عرصه‌ای جدید
پاسخگویی به دلایل متعددی ضرورت دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی شد که از جمله آنها تغییر نوع ارتباط مردم و حاکمیت ، گسترش رسانه ها و به عبارتی عطش بیش از حد مردم برای دانستن و پاسخ خواستن بود. با پیروزی سیدمحمد خاتمی ، گشایش نسبی در عرصه روزنامه نگاری و اطلاع رسانی در کشور به وجود آمد. بازشدن فضای رسانه ای ، انتشار روزنامه های جدیدی را که بعضا به دلیل دو دهه منع از حضور، شتاب آلود وارد این حوزه می شدند را در پی داشت که البته با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبرو می شد. با روی کارآمدن اصلاح طلبان و ریاست جمهوری خاتمی ، ضرورت اطلاع رسانی بیش از گذشته احساس می شد و دولت نیز میل به حرکت در این راستا را داشت.
اما همواره در فضاهای اینچنینی مخالفت ها و برخوردهای جدی با نشریات و روزنامه نگاران بروز می کند و دولت خاتمی نیز از این امر مستثنی نبود و مطبوعات در دوره هشت ساله دولت اصلاحات همواره یکی از موضوعات مطرح در جامعه بودند و بعضا در مواردی از چالش های نظام به شمار می رفتند.
خاتمی با شعار آزادی بیان و اندیشه به میدان آمده بود که برای آن باید آزادی مطبوعات را در گام اول طلب می کرد. از این منظر انتشار روزنامه های متعدد و توسعه فضای مطبوعاتی ، نشانه ای روشن از یک تغییر و آغاز فصلی نوین در جامعه تلقی شد.
با ورق خوردن روز به روز عمر دولت هفتم بر تعداد نشریات افزوده شد و با این رشد فزاینده ، ایران توانست تاثیر انتشار روزنامه های تازه و آغاز فرآیند جدید اطلاع رسانی در داخل را به بیرون از مرزها بکشاند و ارتباطی جدید را از طریق فعالیت سیاسی و مطبوعاتی خود با خارج ایجاد کند.
با این همه ، برخوردهای دستگاه های قضایی تحت کنترل محافظه کاران ، توقیف ها و احضارها و بازداشت ها باعث شده تا به تدریج دستاوردهای مثبت و تاثیرگذاری های روزنامه های دوم خردادی به بوته فراموشی سپرده شود.
بدین ترتیب دولت خاتمی توانست فضایی نسبتا پویا و پرتکاپو را در عرصه اطلاع رسانی کشور ایجاد کند که متاسفانه با برخی برخوردها عمری نیافت و به بستر مطبوعات یکنواخت و میرایی گذشته بازگشت.
رسانه ملی نیز آن زمان در انحصار ارگان هایی خاص قرار داشت و اصولا در جهت تبلیغ دستاوردهای دولت اصلاحات حرکت نمی کرد، به اعتقاد مقامات دولتی ، هیچ نوع همکاری قابل توجهی با دولت خاتمی نداشت.
انتخاب سیدمحمد خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور در کنار جذابیت‌هایی که برای رسانه‌ها داشت یک حرکت جدید نیز برای آنان به ارمغان آورد و آن انتخاب عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی در مسند سخنگویی دولت هفتم بود. اما رسانه‌ها خاطرات زیادی از دوران سخنگویی عطاالله مهاجرانی ندارند چرا که حضور او در این کسوت تنها به چند مصاحبه تلویزیونی منتهی شد که یک مربوط به اعتراض او نسبت به بازداشت شهردار تهران می‌باشد. مهاجرانی در این خصوص اعلام کرد: «در آستانه سال جدید بازداشت شهردار تهران عیدی خوبی نبود که قوه قضاییه به دولت داد.»
اعضای کابینه دوم خاتمی پس از چهار سال با مشاهده فضای سنگینی که در امر ارائه نتایج تلاش های دولت در عرصه های مختلف وجود داشت ، خود دست به کار شدند و سخنگویی برای دولت برگزیدند تا بتواند با برگزاری مصاحبه های مطبوعاتی هفتگی گزارش عملکرد دولت را در مقاطع مختلف برای اصحاب رسانه بیان کند. عبدالله رمضان زاده در مقام سخنگوی دولت خاتمی هر هفته پشت تریبون قرار می گرفت و به سوالات متعدد خبرنگاران با گرایش های سیاسی گوناگون پاسخ می داد. جلسات سخنگوی دولت در زمان خاتمی بعضا طولانی می شد، زیرا که رمضان زاده خود را موظف می دانست که به سوالات تمام خبرنگاران پاسخ دهد و هیچ گاه اقدام به گزینش خبرنگاران نکرد.
با این همه باز هم صدا و سیما و روزنامه های منتقد مطالب را به شکل نیم بند انتشار می دادند و خود را ملزم به رعایت اصل امانتداری و اخلاق مداری نمی دانستند.
خاتمی همواره بر ضرورت پاسخگویی تاکید فراوان داشت و عزم جدی خود را برای اجرای آن جزم نموده بود، زیرا که او اعتقاد داشت پاسخگویی اساس اندازه گیری عملکرد، ارزیابی و گزارش دهی است و پاسخگویی باید به عنوان ملاکی جهت اندازه گیری عملکرد در سازمان های دولتی و غیردولتی مورد استفاده قرار گیرد. خاتمی پاسخگویی را آخرین طبقه استقرار مردم سالاری می دانست و معتقد بود که باید پس از برنامه ریزی و انجام فعالیت ها، در مرحله ارزیابی و قضاوت ، پرسش هایی در افکار عمومی مطرح شود که در نظام پاسخگویی باید دولت ها برای سوالات جواب داشته باشد.دولت خاتمی در اقدامی دیگر با ایجاد دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت سعی کرد تا مجموعه ای از فعالیت های اطلاع رسانی مربوط به مواضع ، سیاست ها و عملکردها را سامان دهد.
بر اساس این رویکرد، دبیرخانه شورای اطلاع رسانی تلاش کرد تا حداکثر ظرفیت موجود در مجموعه های کارشناسی دولت و مراکز علمی و اطلاع رسانی کشور و همچنین بهره مندی از توان و دانش نیروهای فکری خارج از دولت با سمت گیری اطلاع رسانی و پاسخگویی اقدامات هشت ساله دولت خاتمی در حوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و بین المللی و اقتصادی برنامه هایی را به مرحله اجرا بگذارد.
در این راستا علاوه بر برگزاری مصاحبه های مطبوعاتی سخنگوی دولت ،شخص خاتمی نیز به کابینه خود اعلام کرد که در جهت پاسخگویی دستاوردهای وزارتخانه های مطبوع شان حرکت کنند.
روزهای چهارشنبه هر هفته نیز پس از جلسه هیات وزیران حیاط دولت حال و هوای خاصی داشت ، انبوهی از خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی اجازه داشتند که از رئیس جمهور و اعضای دولت ، سوالات متعدد خود را بپرسند. آن روزها بنا به ضرورت اتفاق می افتاد که خاتمی علاوه بر مصاحبه مطبوعاتی که پس از جلسه دولت ترتیب می داد، در نهادهای مختلف دیگری که حضور می یافت نیز با خبرنگاران صحبت کند.همه این حرکت ها در جهت ایجاد تلاش برای رساندن اطلاعات در مورد دستاوردهای دولت در غیاب صدا و سیما و مطبوعات تاثیرگذار به مردم بود.
به هر روی دولت هشت ساله اصلاحات از همه راه ها و حداقل ظرفیت های اطلاع رسانی استفاده کرد تا با وجود فضای سنگین رسانه ای بتواند دستاوردهای خود را به همگان معرفی کند.
تعامل با رسانه‌ها در دولت نهم؛ از صفر تا صد
دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی و اعضای اصلاح طلبش به پایان رسید و قدرت ، چرخشی 180 درجه ای پیدا کرد و به دست همان محافظه کارانی که امروز نام اصولگرایی را برای خود برگزیده اند، افتاد. آنهایی که سال های 76 تا 85 را تلاش کردند که عرصه فعالیت را برای اصلاح طلبان تنگ کنند. امروز آنها با ریاست محمود احمدی نژاد، معلم دانشگاه بر اریکه قدرت نشسته اند.
روزهای پایانی دولت هشتم خاتمی به خبرنگاران وعده داد که پس از پایان دولتش ، آن سوی پله های حیاط دولت می ایستد تا بتواند پاسخ پرسش هایش را مانند خبرنگاران از دولت هایی جدید دریافت کند.
زهی خیال باطل که دولت نهم اصلا اعتقادی به امور رسانه ای و اطلاع رسانی ندارد. دولت احمدی نژاد اما از آن روی که الفت خاصی با رسانه های مکتوب و اینترنتی احساس نمی کرد، به صدا و سیما پناه آورد تا ضعف خود در پاسخگویی و اطلاع رسانی را جبران کند. به تعبیر دیگر این دولت از ابزار صدا و سیما بهره گرفت تا تبلیغات خود را منتشر کند، امکانی که دولت خاتمی از آن بی بهره بود و به همین سبب بارهاشخص او و سخنگویش گلایه های زیادی از این بابت داشتند.
دولت احمدی نژاد با تبلیغات قوی تصویری خود تلاش کرد از پاسخگویی و اطلاع رسانی رهایی یابد.
محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم جلساتی را که روزهای چهارشنبه طبق روال دولت خاتمی با حضور اعضای کابینه برگزار می شد و طی آن وزرا خود را در حلقه محاصره سوالات چالش برانگیز مطبوعاتی ها می دیدند، تعطیل کرده که نکند به نقد کشیده شوند.
امروز وقتی رئیس جمهور اصولگرا با این سوال مواجه می شود که تعامل دولت با رسانه ها بسیار کم شده است ، تنها به ذکر این نکته بسنده می کند که چنین نیست و هنوز شش ماه از عمر دولت نگذشته و مصاحبه مطبوعاتی برگزار کرده ایم ، اماشخص احمدی نژاد هیچ گاه از خود نپرسیده که مصاحبه های مطبوعاتی که در آن خبرنگاران به شیوه گزینشی برای طرح سوالات انتخاب می شوند، هیچ فایده ای در امر پاسخگویی ندارد. در چنین مصاحبه هایی خبرنگارانی که موفق شوند بدون هماهنگی پرسش خود را مطرح کنند، در صورتی که سوالاتشان به مذاق رئیس جمهور خوش نیاید، بدون پاسخ می مانند و چیزی دستگیرشان نمی شود و تنها با پاسخی کلیشه ای مواجه می شوند که این روشی نوین است که دولت نهم برای فرار از سوال های چالش برانگیز در پیش گرفته است.
در همین راستا، دولت نهم غرق در تصویب مصوبات گسترده و سفرهای استانی بی شمار به یاد پاسخگویی نیست ، زیرا که اعتقادش تنها برقراری رابطه چهره به چهره با مردم شهرستان های مختلف است.
گویی هنوز احمدی نژاد و کاروان دولت در مبارزات انتخابی سر می کنند و قرار است تا پایان دوره چهار ساله 90 بار به استان های سراسر کشور سر بزنند!
البته این نکته را نباید فراموش کرد که دولت نهم علی رغم دیدگاه های سنتی در مباحث تبلیغاتی از مشاورینی ورزیده بهره می گیرد و در این زمینه از دولت اصلاحات پیشی گرفته است .
دولت نهم ظرفیت های بی شماری را برای امر تبلیغات در اختیار دارد که اگر دولت ، خود از آنها استفاده نکند، ظرفیت ها برای او تبلیغ می کنند.
ظرفیت های اطلاع رسانی موجود در نظام امروز برخلاف دوران ریاست جمهوری خاتمی در جهت دولت حرکت می کنند و برای دولتی ها چنان تبلیغ می کنند که بعضا ساعت ها برنامه های خود را به سفرهای استانی دولت نهم اختصاص می دهند.
رسانه ملی که متعلق به همه ملت از هر گرایش و مسلکی می باشد، برای احمدی نژاد و هیات دولت به شیوه ای مطلوب تبلیغ می کند و بیشتر حجم برنامه های خود را به تبلیغ عملکرد دولت که البته تاکنون تنها سفرهای استانی بوده است ، اختصاص داده است.
رسانه ملی با استفاده از بودجه بیت المال به تبلیغ دولتی می پردازد که شاید بتوان لایه هایی از آن را طراحان مخالفت با دولت خاتمی در هشت سال پیش خواند. آنهایی که امروز بر مسند قدرت هستند، آن روزها با کارشکنی های مختلف از جمله برنامه ریزی از طریق صدا و سیما، چوب لای چرخ دولت اصلاحات که حرکت رو به جلویی را داشت ، می گذاشتند، اما امروز با حمایت همه جانبه از تمام ظرفیت خود استفاده می کنند تا به محمود احمدی نژاد و کابینه اش کمک کنند تا شاید دستاوردی از دل مصوبات پرحجم دولت درآید.
آنها از روش های تبلیغی به خوبی استفاده می کنند، با آنکه رسانه ملی را در دست دارند، باز هم از نحوه پوشش برنامه های رئیس جمهور گلایه دارند. ظاهرا فراموش کرده اند سفرهای استانی دولت اصلاحات که به منظور بهره برداری از طرحی ملی صورت می گرفت ، از سوی رسانه ملی پوشش مطلوب داده نمی شد.
البته دولت نهم برای امر پاسخگویی غلامحسین الهام را که دو پست سخنگویی دولت و ریاست دفتری رئیس جمهور را برعهده دارد، انتخاب کرده است.
غلامحسین الهام که زمانی سخنگوی شورای نگهبان بوده در پشت تریبون سخنگویی تکذیب کردن و دورزدن سوالات و ارائه پاسخ های مبهم را بیش از پاسخ دادن و تاییدکردن و صریح سخن گفتن نشان داده است . در دولت نهم اصحاب رسانه مورد سنجش سلیقه آقای الهام قرار می گیرند و هر زمان که ایشان تمایل داشته باشند، می توانند پرسش های خود را مطرح کنند. امر گزینش خبرنگاران رسانه ها از دستاوردهای دولت نهم است که البته در دو مصاحبه مطبوعاتی گذشته رئیس جمهور نیز به روشنی دیده شد.
اما سخنگوی دولت نهم ابداعات دیگری نیز در امر پاسخگویی دارد. او آنچه که به صلاح دولت نیست را نه تایید می کند و نه تکذیب . وقتی از الهام در مورد گرانی ها سوال می شود، آن را تنها نوسات قیمت می خواند و خبرنگار پرسشگر را به ایجاد نگرانی در افکار عمومی متهم می کند، چه اگر در دولت خاتمی هر کس چنین می گفت ، چنان به نقد کشیده می شد و گویی خلاف شرع کرده است.
سخنگوی دولت نهم به منتقدان خود یا اصلا اجازه پرسش نمی دهد یا اگر اجازه دهد، جواب های مبهم می دهد، در بعضی موارد هم دانسته های خبرنگاران را زیر سوال می برد. الهام در مصاحبه هایش تنها به رسانه هایی که همسو با دولت هستند و به قولی مثل خودشان محافظه کار هستند، بها می دهد.
جلسات هفتگی سخنگوی دولت که توسط رسانه ملی مانند دیگر برنامه های دولت پوشش خبری کامل داده می شود و از بخش های مختلف خبری بارها پخش می شود، کاری که برای عبدالله رمضان زاده و جلسات هفتگی اش تنها برای چند ثانیه کوتاه انجام می شد و آن هم در قالب ارائه مصوبات صورت می گرفت.
الهام در این جلسات خبرنگاران را به تبع قرارگرفتن شان روی صندلی ها به چپ و راست تقسیم کرده است و هرگاه اراده می کند تا به سوالی پاسخ دهد، از لفظ چپ و راست استفاده می کند.
محمود احمدی نژاد که با شعار عدالت گستری و مردم محوری و مهرورزی پای در عرصه سیاست دولتی گذاشت ، با بهره گیری از مشاوران در امور تبلیغاتی چون احمد خادم المله یار دوران نوجوانی اش امروز ریاست خبرگزاری دولت را برعهده دارد و علی اکبر جوانفکر که در شهرداری تهران مشاور رسانه ای اش بود و امروز نیز در این مسند او را در ریاست جمهوری همراهی می کند و همچنین حضور مسعود زریبافان ، عضو شورای شهر تهران توانسته تعریف نوینی را ارائه دهد، به نحوی که مورد تایید و تشویق همفکران سنتی اش نیز قرار گرفته است .
با این همه دولت احمدی نژاد با اعتقاد به برقراری ارتباط چهره به چهره با مردم نشان داده است که قائل به کار رسانه ای به مفهوم واقعی نمی باشد و به جای پاسخگویی به اصحاب رسانه که نماینده مردم و صدای ملت هستند، تنها به عدالت محوری پشت دیوار تبلیغات توجه دارد.
دولت احمدی نژاد در امر تبلیغات و ارتباط با رسانه ها تاکنون عملکرد مثبتی نداشته است . دولت نهم برخلاف اصلاح طلبان که به دنبال ایجاد روش های اصلاحی برای رشد و تعالی جامعه بودند، به دنبال گسترش حامیان خود با استفاده از روش های تبلیغی و عامه پسند هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات