تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۲۲۴۰۱

طالقانی و لیبرالیسم


محمد علی صدرشیرازی
آنچه پر واضح است اینکه اختلافات بعضا عمیق سیاسی و فکری میان این دو وجود داشته است. هر چند اعضای نهضت آزادی به­ درستی به عضویت آیة الله طالقانی در نهضت آزادی مباهات می­نمایند، اما در سیر در عمل­کرد آیة الله طالقانی، بیش از آن­که آثار عضویت در این تشکّل ملّی مذهبی نمایان باشد، فرا حزبی بودن وی و عدم اعتقاد و التزام به اندیشه ­های لیبرالیستی نمود دارد. وی برخلاف لیبرال­ها که پیروی کورکورانه­ از شخص را جایگزین ایدئولوژی ساخته و در مواجهه با برخی اشتباهات مهلک دکتر مصدق می­گفتند «شما هر کاری بکنید، ما پشتیبان شما هستیم»، اسلام و مصالح وطن را محور قضاوت قرار داده و شخصیت­ های سیاسی را از تکرار اشتباهاتشان انذار می­داد.
سید محمود علایی طالقانی (1358_1289) از روحانیون کم­بدیل معاصر است که از سال­ها پیش از پیروزی انقلاب به مقابله با رژیم پهلوی پرداخت و به خاطر همین تلاش­ها، چندین بار دستگیر و روانه­ی زندان و یا تبعید شد.
در سال 1319، بازرگان با آیت الله سید محمود طالقانی آشنا شد و این آشنایی بعدها به دوستی و هم­کاری نزدیکی مبدل شد که تا زمان درگذشت آیة الله طالقانی در 1358 ش ادامه داشت.
طالقانی در سال 1327 مبارزات و افشاگری­های خود در مسجد هدایت را آغاز نمود و این مسجد را به پایگاهی برای مبارزان علیه طاغوت مبدل ساخت. طالقانی با پیوستن به نهضت اسلامی مردم به رهبری امام خمینی خدمات بسیاری را در جهت بیدارگری و همچنین سامان­دهی انقلاب انجام داد.
او پس از پیروزی انقلاب ایران، ریاست شورای انقلاب را بر عهده گرفت وپس از آن با رای مردم تهران در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان نماینده این شهر راهی مجلس خبرگان رهبری شد. طالقانی در مرداد همان سال از سوی آیت الله خمینی به عنوان امام جمعه­ی تهران منصوب شد.
طالقانی و نهضت آزادی
کم­ مایه بودن چنته­ ی جریانات لیبرال معاصر از حیث معرفی چهره­هایی مبری از لغزش­ها که در عین حال، تاثیری معتنی‌به و پایداری در حرکت روبه جلوی ملت ایران از خود بجای گذارده باشند و در یک کلام ناکامی در قهرمان پروری، موجب گشته است تا این جریانات برای پرمایه نمودن کارنامه­ی خود، به خوان مکتب ناب اسلامی به راهبری امام خمینی (ره) دست یازند که تلاش ناموفق در مصادره­ی شخصیت­هایی چون شهید مطهری، چمران، طالقانی وشهید مظلوم بهشتی را می­توان در این راستا نگریست.
در این کوشش­ها، مشی برآنست که با برجسته­سازی مسائل فرعی چون رفاقت­های شخصی، ارتباطات تشکیلاتی و حتی مسائل احساسی­ای چون روابط نسَبی این بزرگواران با برخی اشخاص یا جریانات لیبرال، حاقّ این شخصیت­ها و مغز و بطن اندیشه­هایشان در لابلای مسکوت­گذاری و یا گزینش­گویی از ابعاد فکری و شخصیتی آنان کم­فروغ گردد.
اما در مورد آیة­الله طالقانی این امر مسبوق به سابقه­ای کهن­تر است. یکی از ثمرات آشنایی میان طالقانی و مهندس بازرگان، پاسخ مثبت به درخواست بازرگان و برخی دیگر از هم‌اندیشان وی جهت تأسیس نهضت آزادی ایران از جانب طالقانی بود. همین امر زمینه را برای همسان معرفی نمودن اندیشه­های ایشان و گرایشات لیبرالی نهضت آزادی فراهم نموده و بدین­سان رابطه­ی ایدئولوژیک میان طالقانی و نهضت آزادی و میزان تأثیر هریک بر دیگری همواره محل بحث و برخی سؤالات بوده است.
اما آنچه پرواضح است اینکه اختلافات بعضا عمیق سیاسی و فکری میان این دو وجود داشته است. هرچند اعضای نهضت آزادی به­درستی به عضویت آیة الله طالقانی در نهضت آزادی مباهات می­نمایند، اما در سیر در عمل­کرد آیة الله طالقانی، بیش از آن­که آثار عضویت در این تشکّل ملّی مذهبی نمایان باشد، فرا حزبی بودن وی و عدم اعتقاد و التزام به اندیشه ­های لیبرالیستی نمود دارد.
به هر روی آیه الله طالقانی از اعضای اصلی نهضت آزادی به شمار می‌رود. پرسش این­جاست که براستی با وجود برخی انحرافات در نهضت آزادی_ از همان ابتدا_ دلیل حضور وی که اندیشه­ای متفاوت با افکار نهضت داشت، چه می‌باشد؟
در ابتدا باید اشاره نمود که تشکیل تشکّلی چون نهضت آزادی هرگز نضج گرفته از اندیشه­ آیة الله طالقانی نبوده است. در بیانیه­ای که وی به مناسبت تاسیس نهضت آزادی داد، آمده است:
«... پیوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدین، باقی مانده و به این سبب، دعوت همکاری با بنیادگذاران نهضت آزادی را پذیرفتم».[1]
ایشان در این جمله، اظهار می‌دارد که جزء هسته­ی اولیه نبوده است و «دعوت به همکاری» را قبول نموده است. بدین ترتیب، برخلاف برخی گفته­ها فکر تأسیس نهضت آزادی از ایشان نبوده است.
جدای از این مطلب باید اشاره داشت که برای طالقانی، اصل مبارزه و حضور «در صف مبارزه با فساد و مفسدین» موضوعیت داشته است و هر جا، فضا را برای حضور مناسب می‌دید، فعالانه مبارزه می‌نمود که در آن مقطع تشکیلاتی به نام نهضت آزادی که توسط افرادی مذهبی تاسیس شد، فضایی مناسب بود.
نگاهی به سابقه­ ی آیه الله طالقانی مدعّایی فوق را اثبات می‌نماید. وی همچون مطهری، بهشتی و مقام معظم رهبری، شخصیتی بالاتر از احزاب و تشکّل­ها داشت و هرگز حتی در عین مدارا و حتی هم­کاری با آنان، خود را به آن­ها محدود و ملتزم نمی­ساخت. آن­جا که طالقانی در عین حال که با فدائیان اسلام همکاری می‌نمود، با جبهه­ی ملّی نیز که با فدائیان چون سر دو طیف بود، همکاری داشت.
طالقانی برخلاف نهضت آزادی که راهبر آن خود را با افتخار «ماشین نازک نارنجی­ای که تنها باید در جاده آسفالت راه برود» می­خواند[2]، به مبارزه پر هزینه علیه طاغوت معتقد بود و با وجود حبس­ها و تبعید­های مکرر به راه خود ادامه ­داد. درحالی­که نهضت آزادی پس از نخستین زهر چشم رژیم قریب پانزده سال به کما می­رود و تا آستانه­ی انقلاب صلاح را در سکوت می­بیند، طالقانی «از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود».
وی برخلاف لیبرال­ها که پیروی کورکورانه­ از شخص را جایگزین ایدئولوژوی ساخته و در مواجهه با برخی اشتباهات مهلک دکتر مصدق می­گفتند «شما هر کاری بکنید، ما پشتیبان شما هستیم»[3]، اسلام و مصالح وطن را محور قضاوت قرار داده و شخصیت­های سیاسی را از تکرار اشتباهاتشان انذار می­داد. 
شکاف میان طالقانی و نهضت آزادی در تاکتیک­های مبارزاتی که برون­داد روبنایی­تر تفکرات آن دو بوده است نیز مشهود می­باشد. درحقیقت تفاوت دیگر، قاطعیت تاکتیکی طالقانی در برابر طاغوت و حتی اعتقاد به مبارزه مسلحانه بود که با اصلی­ترین تاکتیک نهضت آزادی که تاکتیک نرم «گام به گام» لقب گرفته بود نامأنوس بوده و در این قاموس «تندروی» خوانده می­شود. بی شباهت با اندیشه­ی لیبرال­ها در حفظ سلطنت و نیل به اهداف سطحی­تر از طریق «گام به گام»، در گزارش ساواک می­خوانیم:
«طالقانی به مبارزه مسلحانه روی آورده و چنین عنوان شده: «اطلاع واصله حاکی‌ است مردم در حوالی فرح‌آباد ژاله همچنین در منزل آیت‌الله طالقانی با ارائه­ی کارت پایان خدمت اسلحه دریافت می‌دارند»[4] 
طالقانی قاطعانه از فدائیان اسلام حمایت نمود و حتی پس از ترور حسین علاء چند روز در منزل خود به آنان پناه داد.
طالقانی از دیدگاه امام خمینی
امام خمینی (ره) مکررا بر «فصل­»هایی که وی را در قسیمی جدای از جریانات لیبرال قرار می‌دهد تاکید نمودند. ایشان به غیرملوث بودن طالقانی به اندیشه­های وارداتی، تاکید و تکیه‌ی وی براسلام، استقامت و نیز قاطعیت در مبارزه تأکیدی خاص داشت و بارها به آن اشاره نمود. ایشان در غم رحلت طالقانی نگاشتند:
«فمنهم من قضی نخبه و منهم من ینتظر. عمر طولانی این عیب را دارد که هر روز عزیزی را از دست می‌دهد و به سوگ شخصیتی می‌نشیند و در غم برادری فرو می‌رود. مجاهد عظیم­ الشان و برادر بسیار عزیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملا اعلی با اجداد گرامش محشور شد. برای آن بزرگوار ، سعادت و راحت و برای ما و امت ما ، تاسف و تاثر و اندوه.
آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشن­گری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود ؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزله­ی حضرت ابوذر بود ؛ زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود ؛ برنده بود و کوبنده.»[5]
ایشان همچنین به تلویح، بر تفاوت میان آیةالله طالقانی و تشکّل نهضت آزادی تاکید می­نماید:
«مرحوم آقای طالقانی مستقیم بود، مستقیم فکر می‌کرد؛ مستقیم عمل می‌کرد. انحراف به چپ و راست نداشت. نه غرب­زده بود و نه شرق‌زده بود، دنبال تعلیمات اسلام بود و برای یک ملت مفید بود.»[6] 
ابوذر زمان فارغ از لیبرال­های دینی و غیر دینی، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قویاً از خط امام حمایت نمود و علیرغم اینکه خود، از روحانیون بزرگ و تأثر­گذار بود، تمام کوشش خود را برای تقویت رهبری امام خمینی (ره) به­کار بست.
آیه الله طالقانی در دوره­ی تجدید فعالیت نهضت، در قالب کمیته­ی حقوق بشر، در این کمیته حضور نیافت و به اعتراف ابراهیم یزدی، در سال 57 نیز اعلام نمود که دیگر عضو شورای مرکزی نهضت آزادی نیست.[7]
به هر روی طالقانی از خود کارنامه­ای درخشان و مبری از انحرافات فکری بجای گذارد و به گفته­ی پیشوای راحل نهضت اسلامی:
«مرحوم آقای طالقانی رفتند و رو سفید رفتند»[8] 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات