این روزها همزمان با فرا رسیدن نخستین سال به روى کار آمدن دولت ائتلافى این کشور به رهبرى «آنگلا مرکل» مباحث مختلفى درباره عملکرد دولت نزد کارشناسان جریان دارد.
برخى از کارشناسان و صاحبنظران عملکرد دولت را موفق ارزیابى کرده اند و پاره اى نیز معتقدند که دومین ائتلاف بزرگ این کشور پس از جنگ جهانى دوم نتوانسته است در تحقق اهداف و آرمانهایى که وعده آن را در جریان هیجدهمین دوره انتخابات بوندستاگ به مردم این کشور ارایه کرده بود کارنامه موفقى از خود ارایه کند.
اما در حیطه بین المللى به نظر مى رسد که دولت آلمان در مدت یکسال گذشته تلاش کرد با کمال سکوت و آرامش بار دیگر به صحنه بین المللى باز گردد و به دنبال کسب نقش یک بازیگر مهم و غیرقابل اجتناب در سطح جهانى باشد.
هر چند که این دیدگاه از دوران هفت ساله حکومت «گرهارد شرودر» آغاز شده بود اما به ویژه به دلیل تنش شدید با آمریکا به خاطر جنگ این کشور علیه عراق، با شکست هایى مواجه شده و از سرعت آن کاسته شد.
این تلاش هم اکنون در دوران یک ساله دولت «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان که ائتلافى متشکل از احزاب مسیحى و سوسیال دموکرات است، روند جدیدى به خود گرفته و دکترین سیاست خارجى این کشور بر مبناى توفق و هم پایه شدن با قدرت هاى داراى حق وتو است و خود را در جرگه این پنج کشور مى بیند هر چند که براى مجموعه اروپا و اتحادیه اروپا نیز اهمیت خاصى قایل است.
هم اکنون مرکل از نقش آگاهانه آلمان و اروپا در مسایل جهانى از حفظ اوضاع اقلیمى تا تلاش براى حل بحران هاى جهانى تمجید مىکند.
صدراعظم آلمان قصد دارد با توجه به ریاست ادوارى اتحادیه اروپا و همچنین هفت کشور پیشرفته و صنعتى و روسیه موسوم به گروه هشت که از اول ژانویه به مدت شش ماه به عهده آلمان است، دیدگاههاى خود در سیاست خارجى را در سطح اروپایى و در غالب این اتحادیه نیز دنبال کند.
«دیدارها، رایزنى ها و تحرکات سیاسى آلمان در منطقه خاورمیانه»، «تلاش و رایزنى براى تضمین تامین انرژى کشور»، «تلاش براى کاهش وابستگى به انرژى روسیه و متنوع کردن واردکنندگان انرژى به آلمان»، «پیوند سیاست خارجى با اقتصاد و منافع اقتصادى و اهمیت دادن به تقویت و بهبود مناسبات اقتصادى با کشورها و کشف بازارهاى جدید و پیوند با آنها»، «حضور آلمان در کنار پنج کشور داراى حق وتو و عضو دائمى شوراى امنیت سازمان ملل براى تصمیم گیرى در مورد مسایلى چون برنامه اتمى ایران»، «پایان مرحله تعمیر و ترمیم سیاست خارجى و تنش زدایى در مناسبات با آمریکا که تاثیرات و پیامدهاى آن در صحنه سیاسى آلمان همچنین مشاهده مى شود» و «فروپاشى و شکستن یک تابوى ۶۱ ساله و حضور نظامى در خاورمیانه»، برجستگى هاى مهم خط مشى سیاست خارجى آلمان در یک سال گذشته بوده است.
چنین به نظر مى رسد که ائتلاف حاکم در آلمان مرحله ترمیم تنش هاى موجود در دوران جنگ آمریکا علیه عراق را پایان یافته قلمداد مى کند و به دنبال شکل دهى جدید در سیاست خارجى خود است.
برلین در یک سال گذشته حتى تلاش کرده است تا از افکارى چون تشکیل ائتلاف پاریس، برلین و مسکو جلوگیرى کند که مى تواند ضد آمریکایى جلوه کند.
از یک طرف مرکل بر سمت گرایى شدید خود با واشنگتن و حمایت صریح و قوى خود از رژیم صهیونیستى تاکید مى کند و دفاع از حق موجودیت این رژیم غاصب را در صدر سیاست خارجى کشور مى داند از سوى دیگر «اشتاین مایر» همزمان به دنبال مناسبات قوى تر با کشورهاى اسلامى و روسیه است.
وزیر خارجه آلمان با سفر به جنوب آمریکا، منطقه خلیج فارس، آسیاى مرکزى هم اکنون کشورهاى مغرب، شعاع عمل سیاست خارجى را در سال اول حکومت مرکل گسترش داده است و در کنار این دیدارها و سفرها، بودجه دیالوگ فرهنگى که در سال هاى گذشته کاهش یافته بود را هم اکنون افزایش داده است.
وزارت خارجه آلمان در بخش سیاست فرهنگى از تحرک جدیدى برخوردار شده و هم اکنون بر روى یک طرح جدید در این بخش کار مى کند و در تبادل فرهنگى با دیگر کشورها به روشنى تاکید دارد که سیاست فرهنگى وزارت خارجه بخشى از سیاست خارجى کشور است که از اهداف و علاقمندى هاى آلمان حمایت مى کند و خود را با ارزش هاى غربى از جمله دمکراسى، حقوق بشر، حفظ منابع طبیعى وفق مىدهد.
همه این تدابیر و اقدامات، دامنه عمل دولت آلمان در تمام جهت ها و سمت ها را توسعه داده است و هر چه تمایلات سیاست خارجى این کشور بیشتر سمت و جهت اروپایى را به خود مى گیرد به همان نسبت آلمان در سطح جهان به شریک شماره یک در اروپا تبدیل مىشود.
از سوى دیگر با توجه به اینکه مرکل و اشتاین مایر به عنوان سیاستمداران اصلى و تعیین کننده سیاست خارجى آلمان، یک سبک و روش محتوایى و هماهنگى در سیاست خارجى را پیش گرفته اند، تقسیم کارى که این دو سیاستمدار بطور غیر رسمى در مورد سیاست خارجى پیش گرفته اند نیز بطور غیر منتظره اى تاکنون خوب پیش رفته است.
گفته مى شود که پایدارى و تداوم مناسبات مطلوب بین مرکل و اشتاین مایر در تداوم و یا عدم تداوم ائتلاف حاکم آلمان بسیار تاثیرگذار است و با سرنوشت این ائتلاف رابطه مستقیم دارد.
از سوى دیگر با توجه به پیوند مستقیم سیاست خارجى آلمان با امور اقتصادى و تجارت خارجى و به ویژه به کارگیرى واژه اى چون «وزیر اقتصاد خارجى» براى اشتاین مایر، یک رقابت خزنده بین وزیر امور خارجه و «میشاییل گلوس» وزیر اقتصاد آلمان شکل گرفته و هر یک مدعى هستند که از علاقات و منافع اقتصادى کشور در خارج بهتر دفاع و حمایت مىکنند.
این امر در دیدارها و سفرهاى خارجى نیز به خوبى آشکار است و به عنوان نمونه در حالیکه گلوس اخیرا در راس یک هیات بزرگ اقتصادى راهى عربستان سعودى شد، اشتاین مایر نیز به همراه روساى کنسرسیوم هاى انرژى آلمان به مغرب سفر کرد.
اشتاین مایر همچنین با توجه به سیاست پیوند بین سیاست خارجى و اقتصاد خارجى در همکارى با بخش اقتصاد آلمان و با حضور روساى چندین کنسرسیوم این کشور یک «اجلاس اقتصادى»، براى سفراى آلمان برگزار کرد و در این اجلاس بیش از ۸۰۰ نماینده شرکت و صنایع آلمان توانستند در صحبت مستقیم با سفراى این کشور، نیازهاى بخش اقتصاد و تجارت خارجى و چشم اندازهاى فعالیت هاى خود را بررسى کنند. وزارت خارجه آلمان در رابطه با این اجلاس اعلام کرد، سیاست خارجى مى تواند و باید کلیدى براى اقتصاد کشور باشد، بدین خاطر تقویت اقتصاد و تجارت خارجى جزو وظایف اصلى و هسته اى سیاست خارجى آلمان است.
از دیدگاه دولت آلمان، وزارت امور خارجه و ۲۲۶ نمایندگى و سفارت این کشور در خارج یک سهم و نقش مستقیمى در تضمین رفاه و فرصت هاى شغلى در آلمان ایفاء مىکنند.
به گزارش ایرنا این پیوستگى سیاست خارجى و اقتصادى در سفرهاى خارجى وزیر امور خارجه آلمان نیز به روشنى و شفافیت دیده مىشود.
به عنوان نمونه هر چند که هدف از دیدار وزیر امور خارجه آلمان از قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان توجه بیشتر به اهمیت رو به افزایش آسیاى مرکزى در زمان ریاست ادوارى اتحادیه اروپا توسط آلمان است و به گفته سخنگوى وزارت امور خارجه آلمان، اشتاین مایر قصد دارد در این دیدار امکانات براى یک همکارى نزدیک تر اتحادیه اروپا با کشورهاى آسیاى مرکزى را بررسى کند اما یک هیات اقتصادى نیز اشتاین مایر را در آسیاى مرکزى همراهى مى کند و مسایل اقتصادى و به ویژه انرژى در این سفر نقش مهمى ایفا مىکنند.
به ویژه قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان داراى منابع گاز و نفت هستند و حدود ۵درصد از ذخایر انرژى در جهان را در اختیار دارند.
آلمان از اوت سال گذشته تا ژوییه سال جارى ۷میلیون و ۴۵۸هزار تن نفت از قزاقستان وارد کرده و این کشور پنجمین فروشنده نفت به آلمان است.
ناظران معتقدند که هر چند حجم مبادلات آلمان به ویژه با ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان اندک است اما برلین قصد دارد با بررسى بازار آسیاى مرکزى، این بازار بالقوه را که تاکنون به آن توجهى نداشته است براى خود و اتحادیه اروپا باز کند و از سوى دیگر امکان واردات انرژى از این منطقه را نیز بررسى کرده و آن را در دستور کار خود قرار دهد.
در سفر اشتاین مایر به کشورهاى مغرب و موریتانى نیز اهداف مشابهى دیده مىشود.
در حالیکه در ۳۵ سال گذشته یک وزیر امور خارجه آلمان از موریتانى دیدار نکرده است اما اشتاین مایر در ماه جارى به این کشور سفر کرده و هدف از این دیدار در کنار تقویت مناسبات این کشور با اروپا، رایزنى براى همکارى آلمان و موریتانى براى کشف و استخراج منابع انرژى این کشور و صدور آن به آلمان و اروپاست.
هر چند هنوز میزان تولید نفت موریتانى اندک است اما با تقویت این بخش، اروپا و آلمان مى توانند از آن بهره مند شده و این کشور قصد دارد در کنار دیگر کشورها و شرکت هاى خارجى در بخش انرژى در موریتانى فعال شود.
هر چند که موریتانى در فوریه سال جارى جزو کشورهاى صادرکننده نفت و انرژى شده است و در حال حاضر صرفا ۳۵ هزار بشکه نفت در روز تولید مىکند اما از آنجا که بهاى نفت و گاز افزایش یافته و موریتانى در بخش نفت تحقیقى و تجربه اى نداشته است و مصرف انرژى در جهان بالاست هم اکنون دهها شرکت جهانى از جمله از آلمان در موریتانى فعال شده اند و «وینترشال» کنسرسیوم انرژى در آلمان نیز حقوق کشف و استخراج براى منطقه اى در موریتانى را در اختیار گرفته است. آلمان امید دارد که در صورت کشف بیشتر منابع گاز و نفت در موریتانى، این کشور بتواند یک نقش مهم براى تامین انرژى آلمان و اروپا ایفا کند.
شمال آفریقا از جمله الجزایر و لیبى و همچنین مصر قرار است در تامین انرژى و به ویژه گاز آلمان همکارى بیشتر داشته و کنسرسیوم گاز «اى ـ اون» این کشور در حاشیه دیدار وزیر امور خارجه آلمان از الجزایر یک توافقنامه همکارى با شرکت دولتى «زوناتراخ» در بخش گاز منعقد کرده است. انتقال گاز از لیبى و الجزایر به آلمان و اروپا قرار است از طریق لوله، گاز مایع و با کشتى انجام شود.
هم اکنون کنسرسیوم هاى بزرگ انرژى آلمان از جمله «اى-اون. روهرگاز»، «آر.دبلیو.اى.»، «وینترشال» و «اى.ان.بى.دبیلو» تلاش دارند تا با حمایت و پشتیبانى سیاسى برلین در بازار گاز الجزایر و لیبى وارد شوند.
«آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان نیز در سخنانى در اولین سالگرد دولت خود سیاست انرژى را با سیاست خارجى و امنیتى در ارتباط دانست و گفت: امنیت در آینده با تضمین تامین انرژى و سیاست انرژى در ارتباط است و اتحادیه اروپا نیز در این رابطه بحث هاى متعددى داشته است.
مرکل گفت: با توجه به افزایش جمعیت در جهان که در دهه هاى آینده به ۹ میلیارد نفر خواهد رسید و با توجه به اینکه کشورهایى چون چین و هند، از رشد اقتصادى بالایى برخوردارند، تامین انرژى به عنوان یک موضوع مهم ما را در آینده به خود مشغول مىکند.
مرکل افزود: از یک سوى، منازعات فاجعه آمیز و مصیبت بار منطقه اى و مشکلات فقر در قاره آفریقا مى تواند از طریق سیل مهاجرت به مشکلى براى ما تبدیل شود، از طرف دیگر مساله تقسیم عادلانه منابع و ذخایر جهان از جمله نفت، گاز و آب آشامیدنى که رو به کاهش هستند نیز مى تواند باعث مناقشات شدیدى بشود.
مرکل وضعیت کنونى امنیتى در جهان را بسیار پیچیده توصیف مى کند و معتقد است که این وضعیت، تدابیر، اقدامات و واکنش هاى پیچیده را مىطلبد.
رشد، مسئولیت در اقتصاد جهانى و آفریقا، شعار آلمان در زمان ریاست ادوارى گروه هشت خواهد بود.
مرکل همزمان درک کرده است که رابطه با روسیه و یا عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، زاویه دید یک صدراعظم با یک رهبر اپوزیسیون متفاوت است و بدین خاطر مرکل در مورد عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نیز یک دیدگاه محتاطانه ترى نسبت به قبل اتخاذ کرده است.
مرکل و اشتاین مایر در رابطه با روسیه نیز یک راهبردى شفاف براى جذب این کشور و همچنین همکارى در خط لوله گاز دریاى شمال را پیش گرفتهاند.
با توجه به ریاست ادوارى اتحادیه اروپا و گروه هشت چنین به نظر مى رسد که رایزنى ها و تحرکات دیپلماسى برلین رنگى تازه به خود خواهد گرفت و افزایش دیدارهاى متقابل آلمان و دیگر کشورها بر اهمیت جایگاه برلین و سیاست خارجى آن مىافزاید.
دولت آلمان قصد دارد ثابت کند که مى تواند در حد و مرز خاصى در مسایلى چون برنامه اتمى ایران، لبنان، افغانستان و خاورمیانه عمل کرده و موفق شود.
عضویت دایمى آلمان در شوراى امنیت سازمان ملل همچنان یکى از اهداف مرکل است. این در حالیست که برلین با توجه به حضور در مذاکرات گروه ۱+۵ در مورد برنامه اتمى ایران، هم اکنون نیز خود را در جرگه ۵ عضو دایمى این شورا مىبیند هر چند که عملکرد دولت آلمان در یکسال گذشته بویژه با توجه به مناسبات کلان اقتصادى برلین و تهران و همگامى برلین با سیاست هاى غیر اصولى واشنگتن تعجب بسیارى از ناظران داخلى و کارشناسان و سیاستمداران این کشور را نیز برانگیخته است.