حامد رشیدی
بلاتکلیفی و ابهام دو عنصری هستند که همواره در سطح کلان سیاستگذاری اروپا به چشم می خورند. در کشور آلمان گرایش “آنگلا مرکل” صدراعظم این کشور نسبت به سیاست های تندگرایانه کاخ سفید و تل آویوو باعث برهم ریختن توازن اقتصادی در برلین و دیگر شهرهای آلمان شده است. شهروندان آلمانی دیگر طاقت رفتارهای عجولانه و بدون منطق صدراعظم خود در تقابل با نظام بین الملل را ندارند.
در کشور انگلستان شکست تونی بلر در انتخابات شوراهای محلی بدترین ضربه ممکن را به حزب کارگر وارد ساخت. در طول دو دهه اخیر چنین شکستی برای حزب حاکم بر معادلات لندن بی سابقه بوده است. شهروندان انگلیسی از مشاهده رفتارهای بلر، استراو نسبت به اولویت بخشیدن خواسته های ایالات متحده آمریکا در سطوح داخلی و خارجی سیاست گذاری لندن به تنگ آمده بودند. برای بسیاری از این شهروندان وابستگی حیات سیاسی حزب کارگر به حزب جمهوری خواه به دلیل تبانی های بوش و بلر قابل قبول نبود. در نهایت با شکست تونی بلر آنها این پیام را به طور مستقیم به مقامات حزب کارگر رساندند.
در ایتالیا نیز همراهی “سیلویو برلوسکونی” نخست وزیر سابق این کشور با سیاست های آمریکا باعث شکست سخت وی در دو انتخابات پیاپی در رم و دیگر شهرهای چکمه اروپا شد. مردم ایتالیا نیز پس از گذشت مدت زمانی کوتاه از اشغال عراق و مشاهده رفتارهای وحشیانه بوش و همراهانش دیگر پذیرای مشارکت “رم” در جنایات آمریکا نبودند. قتل مامور امنیتی ایتالیا در عراق و بی تفاوتی برلوسکونی نسبت به احساسات شهروندان، باعث رقم خوردن شکست وی در انتخابات سراسری ایتالیا شد.
در کشورهای اوکراین و گرجستان نیز دخالت کاخ سفید در انقلاب های رنگین باعث افزایش شدید تنفر عمومی شهروندان این کشورها از واشنگتن شده است. وضعیت سیاسی متزلزل و اوضاع اقتصادی بی ثبات دو دستاورد دخالت آمریکا برای مردم “کیف” و “تفلیس” بوده است. در لهستان و اروپای شرقی نیز وضعیت مشابهی و جود دارد. در کل خشم بوجود آمده از اقدامات مقامات آمریکایی هر لحظه درحال گسترش است.
اغلب شهروندان اروپایی خواستار ادامه حیات سیاسی کشور خود بدون دخالت آمریکا هستند. در این میان افرادی مانند “مرکل” و “بلر” که چنین حقیقتی را نمی خواهند و یا نمی توانند درک کنند همانند برلوسکونی و اسنار محکوم به شکست هستند.
در کشورهای اوکراین و گرجستان نیز به زودی شاهد درهم شکستن کامل بنیان سست انقلاب مخملین و نارنجی خواهیم بود.
با حذف احتمالی بوش و همراهانش از قدرت در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 شاهد تزلزل بیشتر مقامات اروپایی وابسته به سیاست های واشنگتن خواهیم بود.
در نهایت این که مواردی مانند اعتراض نسبت به حضور هواپیماهای سیا در خاک اروپا از سوی شهروندان سایر کشورهای این قاره در سطحی کلان انعکاس دهنده اوج نفرت آنها از آمریکاست. نفرتی که با گذشت زمان بر شدت آن افزوده خواهد شد.