تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۲۲۵۲۱

شرقی‌های مُبلّغ غرب!


 محمدکاظم انبارلویی
گروه سیاسی؛
دستاورد خوب سفر دکتر محمود احمدی نژاد به چین و شرکت در ششمین نشست سازمان همکاری های شانگهای بر کسی پوشیده نیست.
خشم کاخ سفید از مذاکرات ایران با روسیه و چین حتی در واکنش سخنگوی کاخ سفید به خوبی مشهود بود.
رئیس جمهور چین در دیدار با احمدی نژاد از حقوق مشروع ایران برای استفاده از انرژی هسته ای حمایت کرد و رئیس جمهور روسیه نیز صریحا اعلام کرد به تعهدات خود عمل و با ایران در زمینه فناوری صلح آمیز هسته ای همکاری می کند.
سخنگوی کاخ سفید این مواضع را تلاش ایران برای شکاف در اتحاد 1+5 توصیف کرده بود و فهم او هم خیلی غلط نبود.
سازمان همکاری های شانگهای می رود در آینده به صورت بزرگترین پیمان منطقه ای جهان با بعد دربرگیری بیش از نیمی از جمعیت روی کره زمین باشد؛ پیمانی که به تعبیر رئیس جمهور کشورمان می تواند به راحتی در برابر نظام سلطه جهانی بایستد.
بی تردید تعریف حضور ایران در این پیمان، گام بلندی در دیپلماسی خارجی نظام وحرکتی نو در رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی ایران حتی در سند چشم انداز 20 ساله است.
روزنامه شرق در نگاهی انتقادآمیز به حضور ایران در اجلاس شانگهای چنین رویکردی را بر نتابید. عصبانیت کاخ سفید از حضور ایران در نشست شانگهای در سرمقاله روزنامه شرق به صورت نصایحی دیپلماتیک به مسئولان جمهوری اسلامی واتاب پیدا کرد.
سردبیر شرق در مقاله خود تحت عنوان “ما کجا؟ چین کجا؟” نوشت: “سفر به چین طولانی تر از سفر به اروپاست”.
ظاهرا چون این دلیل برای دوری مناسبات ایران با چین کفایت نمی کند وی نوشت: “سفر به چین با جغرافیا، با خلقت و با طبیعت سرناسازگاری دارد! شرق آسیا برای ما فضای تنفسی است اما فضای حیاتی ایران در همان جایی است که فلسفه یونانی متولد شد!”
نصایح سرمقاله نویس ادامه می یابد و دست آخر دست به دامن مفاهیمی چون ایدئولوژی و استراتژی می شود و می نویسد: “چین و ایران نه در ایدئولوژی و نه در استراتژی نسبتی با هم ندارند”(1)
نویسنده محترم این مقاله آنقدر راه افراط رفته که نگاه کلی مقاله خود را به تبلیغ نگاه به غرب و پرهیز به نگاه شرق اختصاص داده است.
اشتیاق سرمقاله نویس شرق به روابط ایران و اروپا و ترجیح اروپا به چین (بخوانید سازمان شانگهای) و نیز پذیرش تلویحی ایدئولوژی و استراتژی اروپایی امری پنهان نیست.
بهانه بعد مسافت ایران و چین هم از آن دلایل جالب و شنیدنی است که با توجه به آن ایران باید همچنان همگرایی با اروپا و آمریکا را به همگرایی با چین و روسیه ترجیح دهد! واقعیت آن است که جمهوری اسلامی به دلیل سیاست مستقل و ملی خود دست خود را نبسته که در تامین مصالح و منافع ملی در صفحه شطرنج سیاست جهانی چگونه حضور یابد. ایران به لحاظ سیاست نه شرقی نه غربی فاصله خود را به لحاظ ایدئولوژیک با دو مشرب سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی در دو سوی جهان حفظ کرده و هر دو را در یک اردوگاه می بیند. اما از لایه های اختلاف این دو مشرب سیاسی در تامین منافع خود غفلت نمی کند.
ناظران سیاسی جهان در مسئله پرونده هسته ای ایران، اعتراف دارند حرکت دولت نهم در مصاف با شرق و غرب در تامین مصالح ملی هوشمندانه و شجاعانه و در عین حال عاری از دادن هرگونه باج و امتیاز به دشمن عمل کرده است.
تصویری که روزنامه شرق در صفحه اول روز شنبه متناسب با مطالب سرمقاله خود به چاپ رسانده، نوعی بی انصافی و نگاه کژ در تحلیل رویدادهاست.
مذاکرات هسته ای ایران نشان داد که ایران در تحولات جهانی نه دنباله روی آمریکا و اروپا و نه دنباله روی چین و روسیه است. با نتایجی که امروز در پیش روی ماست با داوری روزنامه شرق فاصله زیادی دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات