گروه خارجی
روزنامه الشرق الاوسط سندی تحت عنوان “سند مرگ و کشتار” را که در برگیرنده اطلاعاتی مهم درخصوص اهداف و طرح های الزرقاوی و القاعده در عراق است، منتشر ساخت.
براساس این سند که از سوی دفتر اطلاع رسانی نخست وزیر عراق منتشر شده، مقاومت عراق (گروه زرقاوی) نیازمند بازنگری به منظور بررسی حوادث داخلی عراق برای استفاده از بهترین راه ها برای دستیابی به بهترین نتایج است، به ویژه بعد از اینکه نیروهای گارد ملی توانستند یک سپری قوی را به نفع نیروهای آمریکایی ایجاد کنند به طوری که تا حد زیادی خسارت هایی را که به تنهایی متوجه نیروهای آمریکایی بود کاهش داد و نقش شیعیان در یاری رساندن به اشغالگران و تلاش در جهت شکست مقاومت بسیار مهم شد.
به طور کلی عامل زمان از عواملی بود که تاثیر منفی بر نیروهای اشغالگر می گذاشت چرا که خسارت های اقتصادی و تلفات جانی زیادی در طولانی مدت به جا می گذاشت، اما این عامل به دلایل زیر تبدیل به عاملی در جهت خدمت به منافع آمریکا و علیه مقاومت (گروه زرقاوی) شد:
1- سعی نیروهای آمریکایی بر ایجاد نیروهای گارد ملی و تقویت و افزایش توانایی نظامی آنها در برابر مقاومت؛
2- عملیات دستگیری دسته جمعی و حملات علیه مناطقی که تحت نفوذ مقاومت است، به طوری که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از اعضای مقاومت می شود؛
3- تبلیغاتی علیه مقاومت به طوری که منجر به ضعف وکاهش نفوذ آن در داخل کشور می شود؛
4- مشکلات مالی و معنوی مقاومت به علت تحریم اقتصادی اش؛
5- ایجاد اختلاف زیاد میان اعضا مقاومت و جدایی میان جبهه مختلف مقاومت به طوری که منجر به کاهش نفوذ، ضعف و عدم همکاری آن با برخی گروه ها و به طور کلی ضعف مقاومت می شود؛
6- افزایش تعداد کشورها و عناصر حامی اشغالگران و بی طرفی آنها در مقایسه با موضع گیری های قبلی شان که مخالف اشغالگران بودند.
از این رو تمام این مسایل باید یکی پس از دیگری به شیوه های زیر حل شود:
1- بهبود وجهه مقاومت در داخل جامعه عراق و افزایش حملات دسته جمعی علیه اشغالگران مبنی بر این که منافع اشغالگران و منافع جامعه با یکدیگر مغایرت دارند؛
2- اجازه پیوستن اعضای مقاومت به نیروهای گارد ملی با هدف چند برابر کردن اعضای نیروی گارد ملی و استفاده از سلاح های جدید؛
3- اقدامات در جهت عضوگیری اعضای جدید در مقاومت؛
4- تشکیل مراکز صنعتی با هدف ساخت سلاح و تولید سلاح های جدید؛
5- تلاش در راستای حفظ وحدت اعضای مقاومت و دوری از بروز اختلافات و عدم پیروی از اهداف خودسرانه؛
6- ایجاد آشوب و اختلاف میان آمریکا و دیگر کشورهای هم پیمان آن؛
7- جلوگیری از وقوع اشتباهاتی که منجر به خدشه وارد کردن به وجهه مقاومت می شود و مقاومت را به صورت تروریسم و مخالفان میهن نشان می دهد.
به طور کلی و به رغم اوضاع نامساعد کنونی بهترین راه حل های پیشنهادی برای خروج از این بحران همان درگیر کردن نیروهای آمریکایی با نیروهای دیگر که مخالف ما (گروه زرقاوی) هستند، است؛ به عنوان مثال افزایش اختلافات میان آمریکا و ایران، آمریکا و شیعیان و به طور کل اختلاف آمریکا با شیعیان عراقی طرفدار سیستانی از این نوع است، از این رو اختلاف میان آنها و آمریکا مانع از همکاری آمریکا با آنها شده و این مسئله به هر دو طرف آسیب می رساند.
جنگ آمریکا علیه دشمن دوم ما (گروه زرقاوی) دارای فواید زیر است:
1- درگیر کردن نیروهای آمریکایی با یک گروه جدید به مقاومت این فرصت را می دهد تا آزادی عمل بیشتری بیابد؛
2- جنگ میان آمریکا و شیعیان منجر به تضعیف شیعیان و حتی نابودی آنها می شود؛
3- عدم اعتماد میان آمریکا و شیعه اعتماد آن به شیعیان را کاهش داده و بلکه برعکس کنترل اقدامات آنها را افزایش می دهد؛
4- درگیری میان آمریکا و شیعیان هر دو طرف را با خسارت های زیادی روبرو می سازد؛
5- آمریکا در این صورت مجبور به کمک گرفتن از اهل سنت خواهد شد؛
6- استفاده از برخی عناصر شیعه برای اجرای طرح و نقشه های مقاومت؛
7- تضعیف رسانه هایی که سعی می کنند به وجه مقاومت خدشه وارد کنند؛
8- گسترش محدوده جغرافیایی تحت نفوذ مقاومت؛
9- افزایش حمایت های دسته جمعی از مقاومت.
مسئله دیگر این است که ما از درگیری های گروه های دیگر درس عبرت بگیریم به ویژه از درگیری میان آمریکا و جنبش المهدی از این رو ما باید به درگیری هایی که باید میان جناح های مختلف در بگیرد، توجه کنیم:
1- جنگ میان شیعیان و آمریکایی ها، جنگ میان شیعه و سکولاریسم (مثل ایاد علاوی و چلبی)؛
2- جنگ میان شیعه و کردهای عراق؛
3- جنگ میان چلبی و گروه های آن با گروه علاوی؛
4- جنگ میان عبدالعزیز حکیم و مقتدی صدر؛
5- جنگ میان شیعیان عراق و کشورهای سنی نشین حاشیه خلیج فارس؛
6- جنگ میان آمریکا و ایران.
از نظر ما (گروه زرقاوی) بهترین این جنگ ها که باید در بگیرد جنگ میان ایران و آمریکاست، چرا که دارای دستاوردهای بزرگ و مهمی در جهت منافع اهل سنت و مقاومت خواهد بود به طوری که:
1- اهل سنت در ایران از تحت نفوذ یک دولت شیعی رهایی می یابد؛
2- درگیری آمریکا با ایران باعث می شود که آمریکا نیروهای بیشتری را برای این جنگ جدید به خدمت بگیرد؛
3- امکان دستیابی به سلاح های جدید ایران حال بعد از سقوط ایران و یا در زمان جنگ.
4- تامین نیازهای مقاومت از طریق ایران؛
5- تضعیف شیعیان.
سوالی مطرح شده است که چطور ممکن است آمریکا را وادار به جنگ علیه ایران کرد؟ مشخص نیست که آمریکا در حال حاضر در خصومتش با ایران جدی است یا نه.
بنابراین اساسا به ناچار باید در درجه اول درجهت شدت بخشیدن به خطر ایران علیه آمریکا تلاش کنیم، آمریکا و به طور کلی غرب با خطرات آتی ایران اینگونه مواجه خواهند شد:
1- پیام های تهدیدآمیز علیه منافع آمریکا و ملت آمریکا از سوی ایران؛
2- اقدام به گروگانگیری، ترور و متهم کردن اعضای گروه های ایرانی و شیعه در این زمینه؛
3- اعلام اینکه ایران دارای سلاح های هسته ای و میکروبی است و غرب را با آن سلاح ها تهدید می کند؛
4- عملیات انتحاری در غرب و متهم کردن ایران به آن و به جا گذاشتن ردپای شیعیان ایران در آن؛
5- اعلام وجود روابط میان ایران و گروه های تروریستی بنا به گفته آمریکایی ها ؛
6- گسترش پیام هایی درخصوص اعتراف ایران به در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی یا تلاش سازمان اطلاعات ایران برای اجرای عملیات تروریستی در غرب و علیه منافع غربی ها.
همچنین به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، براساس اسنادی که از مخفیگاه های گروه های تروریستی وابسته به زرقاوی در عراق به دست آمده است، مقاومت در عراق تضعیف شده است.