تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۲۲۵۸۹

نقد عملکرد اقتصادی سیاسی دولت


 اسماعیل گرامی مقدم / نطق پیش از دستور نماینده بجنورد، جاجرم، سملقان و مانه در مجلس
تعریف روشنفکری که در چندین مقوله به هم پیوسته نهفته و یکی از آن اعتقاد وافر به آزادی است، آزادی آگاهی دهنده و در تغایر آنارشیسم است. دیگر خصیصه آن اصلاح طلبی روشنفکر است یعنی اصلاحی که منجر به رفع موانع توسعه در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شود.
یک روز پس از گفتار روشنفکرانه مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام توصیه کردند نباید با کسانی که حرف تازه ای مطرح می کنند با جنجال برخورد کرد. جنجال بر سر نامه 50 اقتصاددان از سوی اصولگرایان آغاز شد. البته این نامه را رئیس جمهور، سخنگوی دولت یا دولتمردان دولت نهم پاسخ ندادند.حتی پاسخ های سیاسی فاقد استدلال های علمی، اقتصادی بیش از آنکه از موضع سیاسی نیز قابل پیگیری باشد،به فحش و ناسزاهایی شبیه بود، که دردی از دردهای بی شمار اقتصاد ایران درمان نمی کرد.
جالب آنکه به نظر می رسد اصولگرایان در حوزه نقد نیز به تمامیت خواهی قائلند، چرا که هراز گاهی بویژه عده ای بعد از و معرفی کابینه نهم به انتقاد از دولت نهم بر می آمدند، هرچند برخی معتقدند این اپوزیسیون ساختگی برای جذب سرخوردگان از ناکارآمدی احتمالی دولت است و ما تشکر می کنیم که ماموریت خود را فراموش کردید و چنان برآشفتید که اقتصاددانان خارج از قدرت را بر باد دهندگان فرصت های مهم اقتصاد ایران خواندید و آنها را زخم خوردگانی از جریان اصولگرایی و شکست خورده های سیاست های نولیبرالی خواندید، حال آنکه در سال های گذشته از منتقدان لیبرالیسم اقتصادی بوده و منتسب به جریان چپ اقتصادی و نهادگرایی هستند!
متهم می کنید فراموش کردند در دوران آنها کشور تورم های 35 و 4995 درصدی،را تجربه کرد؟ و حافظه شما نیز لابد نمی خواهد به یاد آورد که کمتر کسی را یارای پذیرش مدیریت کشور در آتش جنگ سوخته بود،بدون فوت وقت با شعارهای تعدیل اقتصادی، گذر از گردنه های سخت گرانی،نوید طراحی های ایجاد زیر ساخت های اقتصادی را دادند نه چیز دیگر؟ تصور می کنم اساسا نامه را نخوانده اید و یا خواسته اید با سوءاستفاده از وجود نام فقط 2 نفر از کسانی که در یک دوره کمتر از 4 ساله مسوولیت داشته اند وجود 48 امضای دیگر را نادیده بگیرید؟
اساتید دیگری هم هستند که از روی خیر خواهی و مسوولیت پذیری پیشنهادهای سازنده برای کشور دارند که با این برخوردها ظرفیت بالقوه استفاده از آنها نیز برباد می رود. کاش اندکی به آرای اقتصادی و منش اخلاقی عالی نسب نیز توجه می کردید. نه در یک فضای به غایت سیاست زده و به دور از منش اخلاقی با برخوردی ابزاری،گزینش شده و تحریف شده که یقینا عنایت دارید از دیدگاه استاد فقید عالی نسب نرخ های بالای بهره معلول سیاست های نادرست اقتصادی است نه علت آن، بنابراین قبل از انجام اصلاحات کافی در حوزه هایی که منش؛ و علت افزایش نرخ بهره بوده اند، دستکاری آمرانه و دستوری نرخ بهره را بی ثمر و بلکه تشدید کننده بحران های موجود می دانست دامن زدن به واردات و ایجاد انگیزه های کاذب برای مصرف به منظور امکان استمرار نرخ های بالای ارز و امکان فروش و تبدیل آن به ریال برای تامین هزینه های بیش از اندازه تا زمانی که حل و فصل نشود کاهش دستوری نرخ بهره هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. در شرایطی که بالا ماندن نرخ ارز بنیان نظری و منش؛ طبیعی ندارد و در جهت منافع گروه های پرنفوذ غیر مولد که با انگیزه های مالی به دولت گره خورده است مربوط شده و تا مادامی که نیروهای دامن زننده به عدم تعادل در بازار پول همچنان فعال عمل می کنند، کاهش دستوری نرخ ارز فقط منجر به تحریک تقاضای بیشتر،در مقابل عرضه محدود پول می شود و چون بازار رسمی پول قادر به پاسخگویی به این تقاضاها نیست عملا چنین اقدامی موجب رونق گرفتن فعالیت کار چاق کن ها و رباخوارها می شود.
خوب است!سری به سایت بانک مرکزی بزنند تا ببینند فاصله میان ارقام مصوب و عملکرد سیستم بانکی در زمینه تخصیا های مربوط به اعتبارات بخش های صنعت کشاروزی و فعالیت های بازرگانی و واسطه ای به چه صورت است که اگر کل مساله اقتصادی از طریق یک دستور و بدون تمهید شرایط و لوازم نهادی آن قابل حل بود این همه کوشش های علمی در سرتاسر دنیا چه ضرورتی داشت. از طرف دیگر تحلیل اقتصادی درباره آنچه که به نام جهت گیری های عدالت خواهانه دولت تاکنون مطرح شده این است که چون اساس جهت گیری ها موجب افزایش مصرف و مصرف گرایی می شود و اهتمام مشخصی به ارتقای توان تولید ملی و توان رقابت ملی ندارد نه تنها قادر به برپایی عدالت نیست بلکه در کنار ادامه و افزایش یارانه های غیر موثر فشار بر کسر بودجه و افزایش واردات با تشدید بی عدالتی ها ما را با گستره و عمق جدیدی از اتکا به بیگانگان و وابستگی به کالاهای مصرفی آنها روبرو خواهد کرد.
فروشگاه های میوه وسایر کالاهای مصرفی در اکثر شهرهای کشور به نحو آشکاری این واقعیت تلخ را به نمایش گذاشته اند.
رونق بخشیدن به اقتصاد شیلی و آرژانتین و در دسترس قراردادن میوه های کشورهای خارجی از محل درآمدهای نفت آن هم با قیمت هایی که کمر تولید کننده داخلی را شکسته، تقوای انقلابی و اصول گرایانه است؟ اما با وجود داشتن چنین تحلیلی ما هرگز به خود اجازه نمی دهیم که انگ تلاش برای منافع آمریکا و اسرائیل را به کسی بزنیم.
امروز که قریب به یکسال از عمر دولت محترم جناب آقای احمدی نژاد می گذرد هیچ برنامه منظم که نشان دهنده جهت گیری دولت برای گشوده گره های اقتصادی به چشم نمی خورد و حتی برنامه چهارم توسعه نیز در حاشیه حصر شده و سیاست های چشم انداز بیست ساله هم در هاله ای از ابهام قرار گرفته ؛ آیا تنها با شعارهای تبلیغاتی به دلیل فقدان پشتوانه های کارشناسی می توان در مسیر عدالت و بهینه هزینه کردن اعتبارات و سرمایه ها حرکت کرد؟
جناب آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم ای کاش قبل از اعلام برنامه ها و تحمیل اندیشه خود در بدنه اجرایی کشور ابتدا وضعیت موجود را که یکی از ویژگی های آن وجود مدیران با تجربه است حفظ و با بکارگیری مشاورین مجرب و انجام کارهای تخصصی و علمی که متکی بر برآیند عقلانی جامعه باشد در قالب لایحه به مجلس ارائه تا دولت براساس قانون مصوب مجلس جهت گیری های خود را سامان می داد تا کشور دچار اعوجاج های تکان دهنده نمی شد. قاعدتا در راستای عدالت همه تصمیمات رئیس جمهور باید مسوولانه باشد و با ماجراجویی که آمریکا دارد ما نباید اسباب آن را مهیا نماییم.
دیدیم که امام در هنگامی که برای پیشرفت کشور نیاز به ثبات بود مدبرانه عمل کرد و هیچ کس نمی تواند بگوید آن ابرمرد مرعوب بود، نمی شود هرکس را که از روی دلسوزی و تعلق خاطر به نظام دارد و از روی تدبیر مسائل خارجی را تحلیل می کند مرعوب خواند. در مقام رئیس جمهور که باید به قانون اساسی میثاق ملی وفادار باشید می گویید حزب گرایی در کشور منجر به توقف توسعه یافتگی می شود. نمی دانم شما کدام الگوی موفق جهانی را سراغ دارید که بدون توجه به تحزب، رسانه های جمعی و آزادی نهادهای مدنی راه توسعه را پیموده باشد. هرچند که می دانیم در فقدان احزاب شناسنامه دار احزاب نامرئی شکل می گیرند و ملت را دور می زنند.
گرانی چیزی نیست که با اظهارات دولت و دیگر مسوولان نفی گردد بلکه تمامی مردم کوچه و بازار به دلیل مراجعه با آن می فهمند گرانی است یا ارزانی، توهم است کارشکنی منتقدان! بفرمایید امروز که حاکمیت یکدست شده و میزان اختیارات کافی است و تمامی نهادهای انتصابی و انتخابی و صدا و سیما در اختیار شما است چه ابزاری در اختیار اصلاح طلبان است؟چه زود از ناکامی ها پس از یکسال اعتراف به سیاه نمایی می کنید؟ برخی از شما که دوران ما را بدتر از وضعیت شاه می دانستید حال آنکه خاتمی پس از 8 سال تحمل کارشکنی ها و غلبه بر مشکلات سیاه نمایی ها را مطرح کرد. دولت شما تحت عنوان ایجاد اشتغال، معیشت مردم، کاهش تورم بر سر کارآمد و معتقدید، مردم هم به همین دلیل به شما رای دادند،به شما رای نداده اند که سطح دیپلماسی روابط مستقیم دنیا را با ما کاهش دهید!
بجای ثبات قیمت،گرانی قیمت ها را تصویب کنید،کارگران را بیکار کنید،سطح صادرات را کاهش دهید، دولت اصلاحات با شعار تنش زدایی با دنیا و ایجاد بستر مناسب برای سرمایه گذاری بر سرکار آمد گرچه در داخل تحت فشار عوامل فشار که شما بهتر از هر جریانی بر آن واقفید در سایه همین سیاست تنش زدایی و تعامل با دنیا به نرخ رشد بیش از 775 درصد دست یافت و بالاتر از میانگین رشد در برنامه مصوب شد. اگر شما علت فراری دادن سرمایه ها به کشورهای دیگر نیستید حالا که همه ابزار حکومت در اختیار شما است چرا رکود را در داخل هم حکمفرما کردید؟ شما بفرمایید اکنون که مدعی هستید عملکرد دولت های گذشته در راستای منافع ملی نبوده و قطع ارتباط با دنیا و برهم زدن سطح روابط سازنده گذشته را جزو افتخارات خود می دانید چه دستاوردی برای ملت داشته اید. لطفا کلی گویی نفرمایید بلکه بگویید در طول سال گذشته تاکنون
الف) از هفت میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی بابت سهمیه بخش خصوصی چند طرح مصوب و اجرا شده است.
ب) رشد اقتصادی کشور چند درصد است با بیان مرجع آن چه میزان سرمایه گذاری خارجی محقق شده است؟
ج) چگونه پیامدهای رشد نقدینگی 36 درصد را کنترل می کنید. اگر با دستور و بخشنامه قابل کنترل بود بایستی دولت های قبلی را برای دستور ندادن های به این سادگی مورد سرزنش قرار داد. و کوشش های طاقت فرسای کشور هایی نظیر، ترکیه و آرژانتین برای کنترل و تورم را از نادانی آنها دانست.
د) پیش بینی تحقق رشد 225 درصدی از علل ارتقای بهروری چه شد؟ برای این کار چه تمهیداتی برای سازمان ها و دستگاه های بزرگ دولتی اندیشه شد؟
امروز که تمامی ابزارهای رسانه ای در اختیار شما است این اصلاح طلبان حوزه نفوذشان چقدر است که درصدد اختلاف افکنی بین اصولگرایان هستند،مشکل اساسا اختلاف بین شما نیست. مشکل در تصمیم گیری های اجرایی و افراط و تفریط است که به زندگی مردم مرتبط می شود. از یک طرف وعده بردن پول نفت بر سر سفره ها را نوید دادید، از سوی دیگر می گویید مردم خود را برای ریاضت آماده کنند،از یک طرف برنامه منظم افزایش قیمت بنزین را به هم زدید!؟ و از سوی دیگر می خواهید بنزین را کوپنی کنید؟ می گوید دولت 70 میلیونی تشکیل می دهم حتی اصولگرایان با تجربه را به دولت راه ندادید!؟ در جلسات استانی می گویید گوش مدیران را می پیچانم و سپس اولویت انتصاب مدیران می شود بی تجربگی و آثار تجربه تقریبا صفر دولت همین گرانی ها و سردرگمی های اقتصادی می شود!؟ گفتید زنان می توانند به استادیوم های ورزشی بروند دوستانتان هم منتقد شدند و هزینه آن را دیگران دادند. انعقاد قرارداد هفت میلیارد دلاری وزارت نفت با خاتم انبیا علاوه بر اینکه بخش حاکمیتی را بیش از پیش فربه می کند مساله نظارت بر هزینه کرد این سرمایه اعظم از بعد انطباق آن با قانون و اعمال نظارت فنی در بوته ای از ابهام قرار دارد چرا که کارفرما،مجری، پیمانکار و ناظر همه یکی است سوال این است که با توجه به پاک بودن همه مدیران به زعم رئیس دیوان محاسبات سرنوشت این همه ثروت ملت چه خواهد شد؟ دیگر مشکل حتی اختیارات نیست. مشکل عدم توانایی در تصمیم گیری است حتی هم لطیف های شما را ناامید می کند و به همه لطمه می زند.
همه طرفداران دولت محترم باید بدانند که هیچ کس از شکست این دولت سود نمی برد و تنها راه حمایتی نیز خلاف واقع گویی و هتاکی نیست. این مساله نه به آمریکا و اسرائیل ربط دارد و نه با سکوت عالمان یک جامعه مشکلی از مشکلات کشور حل خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات