انگلستان، فرانسه و آمریکا فعالانه سعی در تشدید تحریمها علیه ج.ا.ایران مینمایند، اما عملکرد روسیه و چین تاکنون در راستای کند و کماثر کردن تحریمها بر ضد کشورمان بودهاست؛
-کشورهای غربی در خصوص تولید دانش و فناوری هستهای کوچکترین کمکی به ایران نداشته، و حتی کشورهای دارای این دانش را ترغیب به عدم ارائة فناوری هسته ای به ایران و در برخی موارد حتی تهدید هم نمودهاند. اما روسیه بهرغم فشار و درخواستهای مکرر غرب ، در زمینة فناوری هستهای، همچنان با ج.ا.ایران همکاری مینماید.
در واقع از زمانی که آلمان قرارداد منعقدة خود با ایران را (برخلاف اصل جایگزینی دولتها) بهصورت یکطرفه رها نمودند، روسیه تنها کشوری است که با وجود فشارهای غرب برای تحریم همکاری هستهای با ج.ا.ایران ، به ما سوخت هستهای تحویل میدهد و در تکمیل نیروگاه بوشهر فعالیت میکند.
-در شرایط کنونی که انگلستان بهعنوان دشمن سنتی روسیه و چین ، رسانههای خود مانند BBC و العربیه را برای القای تقلب در انتخابات ایران فعال نموده و دیگر کشورهای غربی همچون فرانسه، آمریکا، آلمان و ... نیز تمام قدرت رسانهای خویش را علیه ج.ا.ایران بسیج کردهاند، روسیه و چین به بیان واقعیت اخبار ایران میپردازند؛ و اخبار و مطالب تحریفشدة غربی در مورد ج.ا.ایران را منتشر نکرده و در این هجمة رسانهای برخلاف جریان غربی عمل میکنند.
- اتحادیة اروپا علیرغم اینکه نتیجة انتخابات ایران را قبول میکند، اعلام میکند به منتخب ملت ایران تبریک نمیگوئیم. اما روسیه و چین بعد از چند کشور اسلامی و همسایه، از نخستین کشورهایی بودند که با تبریک این انتخابات ، در مقابل جوسازیهای غرب علیه انتخابات ایران موضع مستقلی در پیش گرفتند.
خلاصه اینکه روسیه و چین سیاستمدارانه و در راستای حفظ منافع ملی خود موفق شده اند در صف دشمنان مشترک خود و ج.ا.ایران خدشه وارد کنند و سیاستهای تهاجمی و متحدانة انگلیس، فرانسه و آمریکا را دچار چالش نمایند.
بهطوریکه مقامات غربی بارها نارضایتی شدید خود از این دو کشور به روسیه ا اعلام داشتهاند؛
با توجه به این اوصاف عجیب نیست که غرب از روسیه و چین عصبانی است در آرزوی انتقام از این کشورها می باشد، چرا که روسیه و جین موضعی مستقل و متفاوت از آنها دارشته و همواره غربیها را با چالش مواجه کردهاند.
بیشک تضاد روسیه و چین با غرب برای ما فرصتی است که می توان از آن برای کم اثر کردن تحریم ها و کاهش شدت فشارها به ج.ا.ایران استفاده کرد. این امر مستلزم وجود روابط حسنه ایران، روسیه و چین است. بی شک غرب به از این امر آگاه بوده و درصدد گرفتن این فرصت از ما میباشد لذا سعی در تخریب روابط سه کشور ایران، روسیه و چین خواهد نمود.
متاسفانه همان نگاهی که زمانی میگفت صدام، خالد بن ولید است و باید در جنگ خلیج فارس به کمک صدام حسین رفت،! همان نگاهی که همواره تغییر موضعهای 180 درجهای دادهاست،
امروز فریب تبلیغات غرب برای تخریب روابط خارجی کشور را خورده و علیه روسیه و چین شعار میدهد.! و در این میان چیزی قربانی می شود منافع ملی است.
اشکال این نگاه این است که دچار هیجان زدگی و التهاب که از ویژگیهای روان شناختی چپ می باشد شدهاست.همان هنگام که شعار حمایت از صدام در جنگ اول خلیج فارس بلند شده بود قطعاً آمریکا در آن زمان آرزو میکرد که ج.ا.ایران چنین اشتباهی بکند تا در سایة این اشتباه بهانهای برای تجاوز به کشورمان بیابد.
در تاریخ کشورمان بسیار دیدهایم که این جوزدگیها و سیاستمداران حزب بادی که دیدگاههایشان هر روز 180 درجه با دیروز تفاوت دارد، ناخواسته آلت دست بیگانگان گردیده، در جهت منافع آنان گام برداشتهاند.
اصولاً یکی از شگردهای بیگانگان این است که فضاهایی مصنوعی و پر التهاب و سراسر هیجان ایجاد میکنند تا افراد تحت تأثیر آن جو اقداماتی کنند که به نفع دشمن تمام شود. بنابراین در شرایطی که غرب تمام توان خود را برای انزوا و سرنگونی نظام مقدس اسلامی به کار گرفتهاست، منطقی و منطبق با منافع ملی نیست که بدون دلیل (یا به علل واهی، ساختگی و معدود) کشورهای نزدیک به خود را تبدیل به مخالفان و دشمنان خود نماییم.
غرب درصدد است از طریق تخریب روابط ایران و روسیه، با یک تیر دو نشان بزند؛ هم از روسیه و چین به دلیل مواضع مستقل و متفاوت از غرب انتقام بگیرد و هم با دور کردن کشورهایی نظیر روسیه و چین از ایران، موجبات انزوا و تحریمهای شدیدتر علیه کشورمان را فراهم سازد. از این روست که انگلستان سعی دارد هر چه بیشتر شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین را در شبکههای BBC و العربیه پوشش دهد. تأسفانگیزتر اینکه این شعارها را از زبان کسانی منتشر میکند که زمانی مطالبی درست بر خلاف آن میگفتند و به نبرد با آمریکا اصرار داشتند.
آنها میگویند دولت برای کنترل تظاهرات و مختل کردن پخش فتنهگریهای رسانههای انگلیسی و آمریکایی، از روسیه کمک گرفتهاست.
آنها شایع کرده اند که ج.ا. ایران برای مقابله با مشکلات بین المللی اش به چین باج می دهد و کالاهای بی کیفیت چینی را بدون حساب و کتاب و گمرگ و عوارض وارد کشور می نماید. درحالیکه عامل وفور کالاهای چینی در بازار شبکه های مافیای واردات و به علاوه ارزان بودن این کالا هاست که تمایل به خرید آن را در بین خریداران زیاد کرده و در نتیجه تجار را به تجارت کالاهای چینی در کشورهای خود ترغیب می نماید.جالب اینجاست که خود دولت های غربی و ضد چین هم از وفور کالاهای چینی در بازارهایشان نارضایتی شدیدی دارند، اما قادر به مقابله با ورود کالای چینی نیستند. لذا باید پرسید آیا غربی ها نیز به چین باج می دهند.
بدیهی است که کسانیکه این مطالب را علیه ج.ا.ایران شایع می کنند، از منظر و دیدگاه خود قضاوت کنند؛ زیرا خودشان به دلیل نداشتن حمایت ذاتی و مردمی به بیگانگان پناه برده، به رسانههای آنها متوسل میشوند و تصور میکنند نظام مقتدر ج.ا.ایران نیز چنین است؛ به قول معروف "کافر همه را به کیش خود پندارد " !
اما واقعیت ج.ا.ایران این است که برای حل مسائل داخلی و خارجی خود به هیچ نیرو و دولت خارجی وابستگی نداشته و هرگونه اعتماد و تکیه کردن بر بیگانگان را مردود و محکوم میداند. خلاصه کلام اینکه ما نه خادم غرب هستیم و نه خادم شرق، ما طرفدار منافع ملی ایران هستیم، ما میگوییم تضاد و تعارض غرب با روسیه و چین فرصتی برای ماست تا از آن برای کاهش شدت فشارها و تحریمها علیه خود استفاده کنیم. این امر نیز با در افتادن با روسیه و چین (به دلایل واهی) میسر نمی شود؛ چرا که هرگونه تنش در روابط ما با روسیه و چین، به ضرر منافع ملی هر سه کشور بوده، و فقط مطلوب غرب و در رأس آن انگلستان می باشد.