تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۲۲۷۰۵

علمای شیعه و حمایت فقهی و سیاسی از فلسطین


از نخستین روزهای اشغال سرزمین فلسطین به دست صهیونیست‏ها و اخراج مسلمانان با پشتوانه دولت‏های غربی، علمای شیعه به دفاع از فلسطینان پرداخته و از مبارزه این مردم ستمدیده برای به دست‏آوردن حقوق از دست رفته خود، جانبداری کرده‏اند . اشغال فلسطین دردناک‏ترین مسئله جهان بشری در سده اخیر و یکی از طولانی‏ترین مبارزات آزادی‏بخش و مقاومت علیه تجاوز و ستم و نسل‏کشی است که در آن سرزمین ادامه دارد .
علمای شیعه با زبان و قلم، شیعیان را برای کمک به برادران ستمدیده خود تشویق و تهییج کرده و با فتاوی آشکار و صریح کمک به آنان را واجب شرعی شمرده و کشته شدن در راه آزادی بیت‏المقدس را شهادت در راه خدا محسوب داشته‏اند . سید شرف الدین‏عاملی از نخستین علمایی بود که در جهان عرب، از روند مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین احساس نگرانی کرد . او مسئولیت این بحران را که آینده تاریک آن از همان سال‏ها نمایان بود، بر دوش دولت انگلیس دانست که با استفاده از خلا فروپاشی دولت عثمانی، پای استواری برای خود در قلب جهان اسلام ایجاد کند . سید شرف‏الدین از دولت‏های جهان خواست که با اعتراض و فشار به بریتانیا جلو پیش‏روی صهیونیست‏ها را بگیرند . (1)
سید که خود در لبنان درگیر مبارزه برای آزادی لبنان از سیطره رژیم اشغالگر فرانسه بود . از سیر مبارزات ملت ایران علیه سلطه انگلیس بی‏خبر نبود و مسائل جنبش ملی شدن صنعت نفت را دنبال می‏کرد و شرح ماجراهای مبارزاتی ایرانیان را علیه استعمار غرب به آگاهی مسلمانان لبنان می‏رساند . (2)
علامه محمد حسین کاشف الغطاء (1294 - 1373 ه . ق) نیز در جانبداری از فلسطین، کارنامه درخشانی دارد . وی دانشمندی آگاه و سیاستمدار بود و به تاریخ و جغرافیای گذشته و حال جهان اسلامی آگاهی‏های عمیقی داشت . این آگاهی‏های همه جانبه از شرائط سیاسی جهان اسلام و دشمن‏شناسی، به او کمک کرد تا بتواند در راه آگاه ساختن مسلمانان از نقشه‏های شوم بریتانیا و آمریکا در تحمیل صهیونیست‏ها بر عالم اسلامی، گام‏های بزرگی بردارد . بخشی از تلاش‏های بی‏وقفه کاشف الغطا، مسافرت به کشورهای اسلامی و دیدار با صاحب‏نظران جهان اسلام بود، تا افزون بر آشنایی با وضعیت‏سیاسی و جغرافیایی مردم، عالمان دین را به توطئه‏های مرموزانه غرب و اشغال سرزمین فلسطین بیاگاهاند .
از سفرهای تاریخی او، سفر به فلسطین و شرکت در کنگره اسلامی بود . این مؤتمر در سال 1350 ه . ق به مناسبت ولادت پیامبر (ص) در قدس برگزار شد و حدود 1500 نفر از شخصیت‏های اسلامی در آن شرکت داشتند . کاشف الغطاء با سخنرانی مؤثر خود درباره علل انحطاط مسلمانان و ضرورت پرهیز از دوگانگی و خطر نوین جنبش صهیونیست‏ها برای تسلط بر جهان اسلام، سخن گفت و پس از آن شهرهای حیفا و نابلس و یافا دیدن کرد .
در سال 1367 ه . ق با تشکیل دولت اسرائیل و شکست ارتش‏های عربی، کاشف الغطاء با استفاده از نفوذ دینی و سیاسی خود، با صراحت در برابر این فاجعه هولناک به مقابله پرداخت و زمامداران کشورهای اسلامی را به جرم کوتاهی در مبارزه و بسیج عمومی مردم، محکوم و تاکید کرد: حاکمان در مبارزه با اسرائیل جدی نیستند و مسلمانان می‏بایست در سایه وفاق و اتحاد داخلی با یهودیان مهاجر بجنگند و آنان را از سرزمین‏های اشغالی بیرون رانند .
کاشف الغطاء، جانبداری غرب، به ویژه امریکا و انگلیس را عامل اصلی ایجاد اسرائیل و بقای آن می‏شمرد و در سخنرانی‏ها فریاد می‏کرد: مسلمانان بیشترین رنج و شکنجه در دوران معاصر را از دولت‏های غربی متحمل شده‏اند و آنان مسئول جنایت‏های یهودیانند . (3)
در سال 1373 ه . ق نائب رئیس انجمن امریکایی دوستداران خاورمیانه، طی نامه‏ای از کاشف الغطاء دعوت کرد در کنگره‏ای به منظور بررسی راه‏های همکاری اسلام و مسیحیت در برابر الحاد مارکسیسم، شرکت کند . وی این دعوت را رد کرد و طی نامه‏ای مشروح و سرگشاده به نام "الکلمة العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون‏ " که به امریکا فرستاد، ثابت کرد که فتنه اصلی برای همه ادیان و مذاهب، امریکا و غرب است نه الحاد شرق . امروزه این امریکا و یهودیانند که مسلمانان را می‏کشند و منابع اقتصادی آنان را غارت می‏کنند، و تشکیل چنین مجالسی برای روپوش نهادن بر جنایت‏های اسرائیل است، نه جلوگیری از الحاد مارکسیسم .
این نامه به نام "نامه‏ای از امام کاشف الغطاء " به فارسی ترجمه شده است . (4)
آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی از بزرگان نجف، از دیگر کسانی بود که در راه اتحاد اسلامی و مسئله فلسطین کوششها کرد . آن بزرگ که در علم و دانش سرآمد اقران خود بود و در سال 1344 ه . ق در شمار مجتهدان و فقیهان نامی نجف بود، درد و رنج جهان اسلام را بر نمی‏تابید و هماره دغدغه عزت مسلمانان و تمامیت ارضی سرزمین‏های اسلامی و بهروزی ستمدیدگان، او را ناآرام می‏کرد . آن بزرگ دوری و بی‏خبری مسلمانان را از احوال یکدیگر عامل اصلی شکست مسلمانان از بیگانگان می‏شمرد و برای آگاهی از سرزمین‏های اسلامی و دیدار با علما و سیاستمداران جهان اسلام سفرهای گوناگون به هند و سوریه و مصر و فلسطین انجام داد .
زنجانی، در سال 1355 ه . ق به دعوت سید امین حسینی، مفتی فلسطین به آن دیار رفت و با استقبال گرم مردم و علمای قدس روبرو شد . در آن روزها یهود و بریتانیا در آغاز کار بودند و مهاجران یهودی گروه گروه از نقاط گوناگون جهان به‏ویژه اروپا به این سرزمین می‏آمدند و با تطمیع و ارعاب، در زمین‏های مسلمانان ساکن می‏شدند . شیخ عبدالکریم با تیزبیتی خطر این میهمانان ناخوانده را برای فلسطینیان گوشزد کرد و بدانان یادآور شد که اینان در صورت تسلط بر مردم، میزبانان رااز خانه بیرون خواهند راند . وی هشدار داد که وسوسه‏های دولت‏بریتانیا برای مشارکت و زیست مسالمت‏آمیز یهودیان با مسلمانان و تشکیل دولت مشترک، فریبی بیش نیست و مردم می‏بایست از آغاز، راه را بر خطر ببندند .
زنجانی با بیان آیه‏های قرآن و روایت‏های پیشوایان دین در پیروزی حتمی حق و حقیقت و پیروزی مسلمانان بر یهودیان، شعله‏هایی از امید و مقاومت در دل‏های افسرده مسلمانان فلسطین برافروخت و بدانان بشارت داد که در سایه همدلی و پشتیبانی دیگر مسلمانان خواهند توانست در برابر متجاوزان بایستند .
یکی از خطبه‏های شیخ چنان شورانگیز و آتشین بود که مفتی فلسطین در پایان چنین گفت:
"سود این درس شما در مسجدالاقصی برای فلسطین و عرب و مسلمانان، بهتر از صدهزار سپاهی آماده کارزار بود . " (5)
دیگر علمای بیدار نجف نیز از مردم فلسطین جانبداری می‏کردند و روش زنجانی را در دعوت به همیاری شیعیان با برادران فلسطینی خود می‏ستودند . از جمله هواداران جدی مسئله فلسطین، آیت الله حکیم بود که در همه مراحل جنبش فلسطین از آن حمایت کرده، از هیچ کمکی در تایید و پیشبرد آن دریغ نکرد .
آیت الله حکیم در حساس‏ترین مراحل تاریخ فلسطین، هیاتی را به کنفرانس اسلامی در عمان در تاریخ 20/10/1967 م . اعزام داشت و پیامی کتبی به این کنفرانس فرستاد . در این پیام مشروح با تاکید بر اتحاد و وحدت اسلامی، مسلمان نمایانی را که به دروغ ادعای اسلام کرده و با دشمنان استعمارگر همکاری می‏کنند، یکی از عوامل شکست مسلمانان شمرد و از زمامداران و توده‏های مسلمان خواست که به سوی خداوند بازگردند و اساس زندگی خود را بر پایه‏های تعالیم و قوانین اسلامی استوار سازند و شرایط اجتماعی و داخلی خود را برابر دستورات اسلامی شکل دهند که تنها در سایه بازگشت‏به اسلام، ذلت و خواری از بین رفته و شکست‏به پیروزی تبدیل خواهد گشت . مرحوم حکیم از زمامداران و مسئولان خواست که به پیروزی و آزادی همه مناطق اشغالی بیندیشند و طرح‏های سازشکارانه دولت‏های غربی را نپذیرند و افزود:
"ما چنان‏که بارها گفته‏ایم، یکبار دیگر اعلام می‏داریم که مسئله فلسطین و به‏ویژه مسئله بیت المقدس یک مسئله اسلامی است . . و روی همین اصل، مسئولیت‏های امروز متوجه همه توده‏های مسلمان به‏ویژه زمامداران، در هر رنگ و زبان و لباسی که هستند، می‏باشد و بدون شک تاریخ و مردم مسلمان جهان در آینده، قضاوت و داوری خود را درباره آنها، اعم از عرب و غیرعرب، بر اساس . . . مقدار و اندازه استقامت و مقاومتی که در جهاد آزادی نخستین قبله مسلمانان و بیرون راندن نیروهای اشغالگر از سرزمین‏های پاک اسلامی ما از خود نشان دهند، مورد تایید نسلهای آینده خواهد بود . " (6)
آیت الله حکیم در پاسخ استفتائاتی درباره کمک به نهضت مقاومت فلسطین، کمک به رزمندگان را واجب شمرد . ایشان پس از نبرد کرامه در اردن 21/3/68، در پاسخ به سؤالی، در این باره نوشت:
اگر کسی بتواند به این نهضت‏بپیوندد و قدرت داشته باشد که در عملیات آنها شرکت کند و همکاری مزبور تحت رهبری صحیحی انجام پذیرد و عملی به زیان مسلمانان انجام ندهد، این کار بر او واجب است‏ " .
همچنین در پاسخ به این سؤال که "به نظر حضرت عالی اگر سرباز یا فدایی مسلمانی که وضع نماز و روزه او مشکوک است، در هنگام جهاد با اسرائیل کشته شود، با توجه به این که اسرائیل متجاوز است و اراضی مسلمانان و اماکن مقدسه آنان را اشغال نموده است، آیا چنین فردی در نزد خداوند شهید محسوب می‏شود یا نه؟ " نوشت:
"اگر این چنین شخص به قصد پیروزی مسلمانان و به نیت تقرب به خداوند تبارک و تعالی، اقدام کند، اگر کشته شود شهید خواهد بود " .
ایشان در پاسخ این سؤال که وضع کسانی که با وجود ثروتمندی و تمول، در راه نجات فلسطین از ثروت خود چیزی انفاق نمی‏کنند، فرمود:
"بدون شک اگر امید پیروزی باشد و این امر منوط به بذل مال باشد و او بذل نکند، نزد خداوند گناهکار محسوب می‏شود . " (7)
بازتاب مسئله فلسطین در ایران
اشغال فلسطین در ایران نیز انعکاس گسترده‏ای یافت و حوزه‏ها و علمای شهرهای گوناگون ایران در برابر این فاجعه به خروش در آمدند . عالمانی مانند آیت الله کاشانی، بروجردی، امام خمینی، نواب صفوی، طالقانی، علامه طباطبایی، آیت الله گلپایگانی، نجفی مرعشی، شهید مطهری و . . در اعتراض به این مسئله کوشش‏ها نمودند .
آیت الله کاشانی به موازات مبارزه با انگلیس‏ها در ماجرای ملی شدن نفت، از خطر صهیونیست‏ها نیز غافل نبود و بر آن بود که نقشه سکونت‏یهودیان در سرزمین قدس، توطئه‏ای انگلیسی است . ایشان چهار روز پس از تشکیل دولت اسرائیل، نخستین اعلامیه ضد صهیونیستی را در مورخه 11/10/1326 ه . ش صادر کرد .
در آن اعلامیه چنین آمده است:
"تشکیل دولت صهیونیستی، در آتیه، کانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلکه دنیا خواهد بود و زیان آن، تنها متوجه اعراب فلسطین نمی‏گردد . . . بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که می‏شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و دفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند . " (8)
آیت الله کاشانی پس از آن در چندین اعلامیه و سخنرانی ضمن یادآوری خطر صهیونیست‏برای جهان اسلام خواستار مایت‏سیاسی و مادی عموم مسلمانان از فلسطینیان گردید .
در یکی از مجالسی که از سوی آیت الله کاشانی برای جانبداری از فلسطین تشکیل شد، آیت الله فلسفی درباره خطر این مهمانان ناخوانده سخن گفت و تاکید کرد که کمک به اعراب ستمدیده در شرایط کنونی بر مرد و زن، لازم و جزو واجبات است .
وی میان یهود و صهیونیست‏ها تفاوت گذاشته، گفت: یهودیان ایران در پناه مسلمانانند و نباید بدانان تعرض شود . این جلسه عمومی، شش ساعت ادامه یافت .
آیت الله بروجردی نیز در مورخه 9/3/27 طی اعلامیه‏ای جنایت‏های دولت اشغالگر قدس را محکوم نمودند و از مسلمانان ایران و جهان دعوت کردند که افزون بر کمک به مسلمانان، در مجالس دعا و نیایش از یهودیان اشغالگر اعلان برائت و بیزاری نمایند و علیه اشغالگران نفرین و برای پیروزی مسلمانان در جنگ علیه اسرائیل دعا کنند . (9)
نواب صفوی و جمعیت فداییان اسلام نیز در آن روزها بر کمک به فلسطین و فرستادن نیروی نظامی و کمک‏های مالی به سرزمین قدس بیش از هر جمعیت دیگری تلاش کرد . نواب پس از برپایی تظاهرات بزرگ مردم در مورخه 31/2/1327 در جانبداری از فلسطین، جایگاه‏هایی برای نام نویسی داوطلبان جنگ با یهودیان اشغالگر در مراکز گوناگون تهران افتتاح کرد که حدود پنج هزار نفر در آن ثبت نام کردند . در این باره فدائیان اسلام اعلامیه‏ای نیز صادر کرد:
هو العزیز نصر من الله و فتح قریب
خون‏های پاک فداییان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین می‏جوشد . پنج هزار نفر از فداییان رشید اسلام، عازم کمک به برادران فلسطین هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت‏سریع به سوی فلسطین را می‏خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می‏باشند . (10)
ولی دولت ایران برنامه اعزام مردم را به فلسطین نپذیرفت و این فعالیت‏ها به جایی نرسید .
نواب پس از آن به لبنان رفت و در آن جا با رهبران مبارز جهان اسلام دیدار کرد . از جمله با سید شرف الدین عاملی دیدار و درباره مسائل جهان اسلام با آن بزرگ‏مرد گفت و گو کرد .
نواب، در این سفر با یاسر عرفات که در آن روزها به تحصیل مشغول بود، دیدار و او را تشویق به مبارزه مسلحانه علیه صهیونیست‏ها کرد و در واقع نخستین جرقه تشکیل سازمان الفتح، به هدایت نواب بود .
نواب برای شرکت در کنفرانس اسلامی در مورخه 11/9/27 ش به مصر رفت و در جرائد مصر مقالاتی در ضرورت یاری فلسطینیان نوشت، و کمک به آنان را از واجبات عقلی و شرعی عموم مسلمانان شمرد .
نواب در سال 1332 نیز برای شرکت در کنفرانس اسلامی به بیت المقدس رفت و در جلسات شش روزه این گردهمایی پیرامون مسئله فلسطین سخن‏ها گفت و با گفتار و رفتار خود یادآور شد که برای رسیدن به آزادی قدس، باید با پرچم سرخ شهادت قدم به میدان نهاد که فلسطین با حرف و مذاکره آزاد نمی‏شود و دشمن جز زبان سرخ شهادت را نمی‏فهمد . (11) گذشت زمان راستی راه نواب را اثبات کرد .
آیت الله طالقانی نیز از فعالین در این راه بود و در سرتاسر زندگی پربار خود از مسئله آزادی قدس غافل نبود و در ایران و خارج آن، در دیدارها با علما و کنفرانس‏های اسلامی در دفاع از مردم فلسطین سخن گفت و مسلمانان را برای مبارزه با صهیونیست‏ها بسیج نمود . او در گزارش یکی از این خاطرات خود گفته است:
". . در سال 1328 اولین سفری که به مؤتمر فلسطین رفتم، از نزدیک به آوارگان فلسطین می‏اندیشیدم . از کشورهای اسلامی و عربی به کنفرانس آمده بودند، ولی بعضی فقط حماسه می‏خواندند و تظاهر به طرفدارای از این مظلومین و مسجد غصب شده را داشتند . از نزدیک افسردگی، ظلم و حق خوردگی مردم فلسطین را می‏دیدیم، که چگونه اینها مورد رعایت و مورد انفاق سازمان ملل و همان دنیایی و همان کشورهایی واقع شده‏اند که این‏ها را آواره کردند . اول از سرزمین‏شان راندند و بعد به صورت یک مشت فقیر و بیچاره به اینها کمک کردند . " (12)
روند جانبداری از رزمندگان فلسطین در میان حوزه‏های شیعی سیر صعودی به خود گرفت و گویندگان و نویسندگان حوزه در آگاه کردن مردم از ستمی که بر این خطه از سرزمین اسلام می‏رفت، بر دامنه فعالیت‏خود افزودند . آقای هاشمی رفسنجانی از فضلای جوانی بود که در این راه گام‏های بزرگی برداشت . ترجمه کتاب "سرگذشت فلسطین، یا کارنامه سیاه استعمار " نوشته اکرم زعتیر، گامی مؤثر در شناسایی مسئله فلسطین به مردم ایران بود . این اثر تحقیقی که نویسنده آن از بزرگان دنیای عرب بود، با مخالفت‏شدید ساواک روبرو شد و مترجم با مشکلات عدیده‏ای روبرو گردید . (13) ایشان پس از آن با نوشتن کتاب "اسرائیل و فلسطین‏ " و مقاله‏های مفید دیگر، گام‏های مهم‏تری در این راه برداشت .
حمایت‏حوزه‏های شیعه از فلسطین در جنگ شش روزه اسرائیل به منظور پایان دادن به مبارزات فلسطین و درهم شکستن مقاومت کشورهای اسلامی، در خرداد 1346 ه . ش از زمین و دریا و هوا به کشورهای مجاور خود یورش برد . در این هجوم بخش‏هایی از مصر و سوریه و اردن، از جمله بیت المقدس و بیت اللحم به تصرف اشغالگران در آمد . حوزه‏های شیعه ایران و عراق و دیگر نقاط جهان یک‏صدا به جانبداری از مقاومت فلسطین برخاستند و فریاد اعتراض خود به روند سازشکاری و جانبداری ابرقدرت‏ها به‏ویژه سازمان ملل از اشغالگران را به گوش جهانیان رسانیدند . امام خمینی در افشاگری‏ها و اعتراض‏های مکرر خود، انگشت اتهام خود را به سوی دولت‏های جانبدار اسرائیل نشانه رفت، و خدمات دو جانبه اسرائیل و شاه را برای مردم آشکار ساخت و به مردم ایران اعلام داشت که شاه ایران به پایگاه پشتیبانی نظامی و اقتصادی رژیم اسرائیل تبدیل شده و به همراه دیگر رهبران خیانتکار عرب، مانند ملک حسین و ملک حسن، از اشغالگران جانبداری می‏کند . نخستین کار دولت‏های اسلامی برای پایان بخشیدن به جنایت‏های اسرائیل، قطع همه روابط اقتصادی و سیاسی به‏ویژه نفروختن نفت‏به این کشور است . در یکی از اعلامیه‏های امام چنین آمده:
"اسرائیل به کمک استعمار، قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دول اسلامی قلع و قمع آن لازم است . کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت‏با اسلام است . رابطه با اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت‏با اسلام است و باید مسلمین از استعمال امتعه و اجناس اسرائیل خودداری کنند . " (14)
دیگر مراجع تقلید نیز بیانیه‏های پرشور و دشمن‏شکنی در یاری مسلمانان فلسطین صادر کردند . از جمله آیت الله میلانی، مرعشی نجفی، خویی، بهبهانی، سید عبدالله‏شیرازی‏و . . . . آیت الله میلانی در اعلامیه خود، پس از یادآوری آیاتی چند درباره فتنه انگیزی یهودیان و سابقه زشت نیاکان آنان در شرارت و دنیامداری، در ضرورت مبارزه با آنان و کمک به محرومان فلسطینی به حدیث مشهوری نبوی: من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم "هر کس صبح کند و به سرنوشت مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست . " استدلال کرد . (15)
آیت الله مرعشی نجفی با استشهاد به آیه کریمه: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، مبارزه در راه آزادی سرزمین قدس را از واجبات شرعی برای همه مسلمانان و کشته شدن در این راه را شهادت شمرد .
آیت الله بهبهانی با استشهاد به آیات گوناگونی از قرآن، در ضرورت دفاع از آنان به آیه: یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم، (51 مائده) تمسک جست و هرگونه ارتباط و پیوستگی با اسرائیل را حرام و مبارزه با اسرائیل را جهاد اسلامی شمرد .
آیت الله سیدعبدالله شیرازی، افزون بر استشهاد به آیات قرآن، در وجوب نبرد با اسرائیل و آزادی سرزمین‏های غصب شده، به سیره علی (ع) در جانبداری از مظلومان و ستمدیدگان استدلال کرد و با اشاره به ماجرای هجوم لشکریان معاویه به انبار و کشتن مردم و غارت بی‏گناهان و ربودن خلخال از پای زنی یهودیه (16) ، نوشت:
حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‏فرماید: خلخال از پای یک زن که در ذمه اسلام بود، لشکر دشمن بیرون آورده . اگر مسلمانی از این غصه بمیرد، جا دارد و نباید آن را ملامت کرد . " (17)
دیگر علما نیز با استدلال به روایات اخوت اسلامی و دفاع مسلمان از مسلمان، بدون در نظرگرفتن اختلافات در مذهب و . . . ، مردم را بر حمایت از برادران مظلوم لبنان و فلسطین تشویق کردند .
آیت الله مرعشی نجفی در یک اقدام عملی، شماره‏حسابی را در بانک صادرات قم افتتاح کرد و از مردم خواست که کمک‏های مالی خود را برای آوارگان فلسطین بدان واریز کنند .
علامه طباطبایی به مشارکت‏شهید مطهری و آیت الله سید ابوالفضل زنجانی نیز شماره حساب‏هایی را در چند بانک تهران به این مناسبت گشودند .
شهید مطهری در مساجد تهران، سخنرانی‏های افشاگرانه‏ای را پیرامون جنایت‏های هولناک اسرائیل ایراد کرد و مردم را به جهاد و مبارزه علیه اسرائیل خواند . وی در یکی از سخنرانی‏ها بر این تاکید کرد که کمک‏های ما گرچه در برابر کمک‏های استکبار جهانی به اسرائیل و یهودیان ایران بدانان، ناچیز است، ولی ما با این کار با آنان همدردی می‏کنیم و بدین وسیله افزون بر حمایت معنوی ما شیعیان از برادران مظلوم سنی خود، عقیده و ایمان و همبستگی خود را به اسلام نشان می‏دهیم .
استاد شهید با مقایسه فجایع اسرائیل با جنایت‏های امویان در کربلا، بر این نکته اعتقادی پای فشردند که کربلا و عاشورا، ویژه کربلا و عاشورای محرم نیست و فریاد "هل من ناصر ینصرنی‏ " حسین ویژه آن روز نیست . امروز کربلای اسلام، سرزمین فلسطین است و یاری ستمدیدگان فلسطینی به مثابه یاری امام حسین است و کسانی که در این راه کشته شوند، شهیدند:
". . . شما اگر یک تومان در این راه بدهید، آنچه ارزش دارد احساسات شماست; نماینده مسلمانی شماست . پیوند خودتان را به این وسیله با حسین بن علی (ع) روشن کرده‏اید . امروز روز پیوند با شهیدان است . اگر بنا شود ما در موقعش که می‏شود، از شهیدان بگسلیم، ولی بعد همیشه بنشینیم و امری را که نشدنی است‏بگوییم: السلام علیک یا اباعبدالله، یا لیتنا کنا معک فنفوز فوزا عظیما، ای کاش ما می‏بودیم با تو . حسین بن علی می‏گوید: کربلا که یک روز نیست; همیشه است . (18)
همزمان با تشدید مقاومت فلسطین و نبردهای کشورهای اسلامی با اسرائیل در سال 1347ه . ش امام خمینی طی فتوایی، دادن زکات و دیگر صدقات واجب و مستحب را به فدائیانی که در راه آزادی فلسطین پیکار می‏کنند، مجاز شمرد . امام در پاسخ به استفتایی در جواز اعطا، حقوق شرعیه‏ای مانند زکات و غیره برای مسلح کردن مسلمانان و تربیت آنان برای جهاد نوشتند:
"دولت غاصب اسرائیل با هدف‏هایی که دارد، برای اسلام و ممالک مسلمین خطر عظیم دارد و خوف آن است که اگر مسلمین به آنها مهلت دهند، فرصت از دست‏برود و جلوگیری از آنها امکان‏پذیر نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است، لازم است‏بر دول اسلامی به خصوص و به سایر مسلمین عموما که دفع این ماده فساد را به هر نحو که امکان دارد بنمایند و از کمک به مدافعین کوتاهی نکنند و جایز است از محل زکوات و سایر صدقات در این امر مهم حیاتی صرف نمایند . "
امام در فتوایی دیگر افزودند:
"واجب است که قسمتی از وجوه شرعی، مانند زکات به مقدار کافی به این مجاهدین راه خدا اختصاص یابد . " (19)
توطئه استعمار در گسستن پیوند علمای شیعه از نهضت فلسطین
مبلغان اسرائیل برای گسستن حمایت روحانیت‏شیعه از جنبش فلسطین، ترفندهای گوناگونی را به اجرا گذاشتند . البته بسیاری از اینها با هوشیاری حوزه‏ها از میان رفت .
ایجاد جنگ روانی و رواج شایعات بی‏اساس مذهبی و سیاسی مهم‏ترین آنها بود . از آغاز نهضت فداییان، عوامل امریکا در میان شیعیان به ویژه مردم ایران و عراق دامن می‏زدند که فلسطینی‏ها ناصبی و دشمن اهل بیت‏اند و کمک به آنان جایز و روا نیست . پس از جنگ سال 46 ش اعراب و اسرائیل و بالا گرفتن احساسات عمومی مسلمانان برای کمک‏های مالی و جانی به فلسطین "می‏کوشیدند، ملت آواره فلسطین را با برچسب وهابی و ناصبی در میان شیعیان بدنام و منفور کنند و مردم شیعه را از حمایت آنان بازدارند . . . . " (20)
استعمارگران، هر شخصیت مبارز شیعی را که در راه کمک به ستمدیدگان فلسطینی و حتی لبنانی گام برمی‏داشت، متهم به سنی‏گری می‏کردند و با ترور شخصیت، جایگاه اجتماعی و مذهبی او را در میان مردم خدشه‏دار می‏کردند .
شیخ عبدالکریم زنجانی که عمری را با افتخار در نجف زیست، به دنبال سخنرانی‏های روشنگر در مصر و فلسطین و دمشق در ضرورت اتحاد اسلامی، متهم به سنی‏گری شد; (21) با آن که کمتر شخصیتی مانند او در روشن کردن چهره واقعی اهل بیت در دمشق موثر بود . او در یک سخنرانی تاریخی در جامع اموی، فضائل اهل بیت را شرح کرد و فضائلی را که در پیرامون معاویه در میان اهل سنت رواج دارد، بی‏اساس و غیرمستند خواند، و در مظلومیت امامان شیعه نکته‏ها گفت . تاثیر این سخنرانی‏ها چنان بود که پس از آن تقیه از شیعه در دمشق برداشته شد و اهل تسنن در مجالس عزاداری امام حسین شرکت کردند و جشن‏های عیدی که به مناسبت‏سال نو در اول محرم برگزار می‏شد، لغو گشت . رئیس جمهور سوریه متعهد شد حقوق شیعیان را پاس دارد; راه زینبیه آباد گردید و تعمیر مرقد مطهر حضرت زینب شروع گردید . (22)
در سال 1335 ش در اوج جنگ اعراب و اسرائیل که کشورهای اسلامی نیازمند وحدت بودند، فردی از علما را تحریک کردندکه در شهرهای ایران، مسایل حاد و اختلافی میان شیعه و سنی را مطرح کند و آن شخص که از حسن نیت‏برخوردار بود - ولی به مسایل بین‏المللی توجهی نداشت - در مجالس عمومی دغدغه‏ها و فکرها را به این سو متوجه می‏کرد . آیت الله بروجردی متوجه حساسیت زمان گردید و طرح این مباحث را در آن موقعیت، به صلاح مسلمانان نشمرد و در برابر آن موضع‏گیری کرد و فرمود:
چرا این آقا نمی‏داند که در این موقع که جنگ اعراب و اسرائیل است، نباید این مسایل را مطرح کرد . آن‏هم نه مسئله بحث علمی، بلکه مسئله بد گفتن به یکدیگر . . . . " (23)
از آن سو، ایادی غرب و حامیان اسراییل برای دور کردن شیعیان از یاری مظلومان فلسطینی، به تحریک احساسات شیعیان پرداختند .
از سوی دیگر پس از جنگ شش روزه، که امت اسلامی از هر زمان دیگر بیشتر نیازمند وحدت بود، دست استعمار از آستین وهابیون حجاز بیرون آمد و کتاب "الخطوط‏العریضه‏ " از سوی عوامل آنان منتشر شد تا افزون بر محو زحمات وحدت‏طلبانه آیت الله‏بروجردی و شیخ محمود شلتوت، جامعه شیعه را از کمک به مبارزان فلسطینی باز دارد . در این کتاب، تهمت‏های ناروا به شیعیان زده و آنان را غیرمسلمان و بدعت‏گزار نامیده بود . این اثر وحدت‏شکن در سطح گسترده‏ای در میان حجاج منتشر شد .
امام خمینی، هشیارانه وارد عمل شد و در بیانیه‏ای روشنگر به زائران خانه خدا بر ضرورت همداستانی مسلمانان در آن شرایط تاکید کرد و به سران کشورهای اسلامی هشدار داد اگر به اسلام برگردند، این‏گونه به ذلت دچار نمی‏شوند و مشکل فلسطین، معلول دوگانگی بین مسلمانان است . امام با اشاره به فعالیت‏های مرموزانه فرهنگی ایادی غرب در ایام حج نوشت:
"در این اجتماع بزرگ حج که باید به نفع اسلام و مسلمین بهره‏برداری شود، با کمال تاسف دیده می‏شود که بعضی قلم‏های مسموم عمال استعمار برای تفرقه صفوف مسلمین سال‏ها است که بر خلاف مقاصد صاحب وحی در مرکز وحی، اوراقی را به اسم الخطوط العریضه و امثال آن نشر می‏دهند و به مستعمرین کمک می‏نمایند و می‏خواهند با دروغ و افترا یک جمعیت قریب به صد و پنجاه میلیون نفری را از صفوف مسلمین جدا کنند . " (24)
پس از انقلاب اسلامی، با بالا گرفتن موج احساسات مردم برای رفتن به فلسطین، دست‏های استعمار شروع به کار کردند . اینان افزون بر نوکردن شگردهای گذشته در ایجاد تفرقه، با ظاهری فریبنده و حق به جانب، در ذهن‏ها القا کردند که در شرایطی که ملت و جوانان ایران این همه مشکل دارند، کمک به فلسطین و لبنان ضرورتی ندارد . این مطلب در سال‏های اخیر نیز توسط برخی از مرعوبین تئوریزه شده و در قالب‏های نوینی درآمده است . نامیدی و یاس از پیروزی، از دیگر عوامل این گرایش منفی بود .
امام امت از آغاز در برابر این طرز تفکر انحرافی ایستاد و کمک به مردم فلسطین و لبنان را از وظایف شرعی و عقلانی و انسانی مردم شمرد . امام با برشمردن شیوه و تفکر و عملکرد صهیونیست‏ها این نکته را یادآور شدند که اگر جلوپیشروی اسرائیل گرفته نشود، افزون‏طلبی صهیونیست‏ها سبب می‏شود که همه کشورهای اسلامی را به خود ضمیمه کند و به سرنوشت فلسطین اشغالی دچار گردند . (25)
امام در سخنی بالاتر تاکید کردند که دفاع از فلسطین مسئله‏ای است اسلامی و آنان (فلسطینی‏ها) مسلمانند و پیامبر فرموده است اگر مسلمانی فریاد بزند و از دیگر مسلمانان کمک بخواهد و او اجابت نکند، مسلمان نیست . (26)
افزون بر آن اظهار داشتند: "دفاع از فلسطین نه تنها وظیفه‏ای است اسلامی که وظیفه‏ای است انسانی . آنان ستمدیده‏اند و دفاع ما از لبنانی‏ها و فلسطینی‏ها دفاع از مظلوم است و این اقدامی است‏خردمندانه و منطقی . " (27)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات