آیا واقعا دفاع از آرمانهای مردم فلسطین و افشای جنایتهای رژیم صهیونیستی بر مسلمانان مظلوم که هر روز خانه و کاشانه شان توسط تانکها و موشکهای اسرائیلی بر سرشان خراب میشود و آواره و دربدر میشوند با منافع ملی ما در تضاد است؟ اصولا نگاه انقلاب اسلامی به مساله فلسطین نگاه برآمده از اصول و مبانی و تفکر فقهی شیعی است، در تفکر شیعی رژیم اشغالگر قدس غاصب است و مردم فلسطین صاحبان حقی هستند که حقوق اولیه آنها غصب و مورد تجاوز واقع شده است. بدیهی است که احقاق حقوق ملتهای مظلوم و تحتستم برعهده همه مسلمانان است . در اندیشه شیعی هرگونه سکوت و سازش و مصالحه در برابر تضییع حقوق یک ملت و ظلم و جنایات وارده بر مسلمین خیانت محسوب شده و از دائره اسلام خارج است. (1)
سخن رسول خدا (ص) که فرمودند:
"من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم "
هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که درخواست کمک کرده و او را اجابت نکند مسلمان نیست. جزء جوهره، آرمان و اعتقادات تفکر شیعیان است. یک مسلمان بالغ و آزاده نمیتواند برای حفظ منافع شخصی خود نسبتبه حقوق مسلمانان دیگر بیتفاوت باشد.
حضرت امام هرگونه سکوت و سازش در برابر تجاوزات به ملت فلسطین را محکوم مینمایند و هشدار میدهند که :
آیا مسلمانان و سران کشورهای اسلامی در چنین موقعیتی (جنایات اسرائیل) در پیشگاه خدا و عقل و وجدان، مسؤولیت و وظیفهای ندارند؟ آیا رواست که مجاهدان فلسطین به دست گماشتگان استعمار در مناطق زیر سلطه استعمار قتل عام شوند ولی دیگران در برابر این جنایتسکوت کنند. (2) برای مسلمانان عالم ننگ و نفرت است که گروهی از همکیشان آنان مظلومانه توسط جلادان صهیونیستبه خاک و خون کشیده شوند و واکنشی نشان ندهند. در اندیشه اسلامی دفاع از مظلوم و جهاد علیه ظالمان و جباران، تفکیکناپذیر و جدانشدنی است. حقوق فردی و اجتماعی مسلمانان با هم پیوند خورده است، مسلمانان پیرو این اندیشه رسول خدایند که فرمودند:
(من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم)
هر کس صبح کند در حالی که به امور مسلمانان دیگر اهتمام نکند مسلمان نیست. (3)
معمار بزرگ انقلاب حضرت امام با بهرهگیری از حدیثشریف نبوی است که میفرمایند:
"دفاع از نوامیس فلسطین و دفاع از بلاد مسلمین و دفاع از حیثیات مسلمین امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصا در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان اسلامی یعنی حزب الله ومسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد (یاللمسلمین) سر میدهند با تمام قدرت معنوی و مادی در مقابل اسرائیل و متجاوزین بایستیم " (4) آیا به راستی تلاش برای آزادسازی معراج گاه رسول خدا و قبله اول مسلمین از چنگال اشغالگران وظیفه همه مسلمانان نیست؟ و آیا اگر تلاشی در این زمینه انجام گیرد با منافع ملی در تضاد است؟ و آیا اگر در تضاد باشد باید آرمان ایدئولژیک را فدای منافع ملی خود کرد؟ !
امروز مساله قدس و آزادی بیت المقدس قبله گاه اول مسلمین با هویت دینی مجموعه مسلمانان جهان با هر ملیتی که هستند گره خورده است. امروز سرنوشت ملت فلسطین با سرنوشت جهان اسلام جدائیناپذیر است. مگر مسلمانان عالم میتوانند در برابر ظلم و جنایاتی که به زنان و کودکان مسلمان فلسطین میشود بیتفاوت باشند؟
چطور وقتی 13 جاسوس یهودی در ایران دستگیر و محاکمه میشوند تمام دنیای کفر بویژه آمریکا و غرب بپا میخیزد (در حالی که خودشان به جاسوسی اعتراف کردند)
چطور دنیای کفر صهیونیستها را تنها نمیگذارد و با وجود جنایاتی که میکند هرگونه قطعنامهای را در شورای امنیتبه نفع صهیونیستها وتو میکند، بر آنان چنین حمایتی عیب نیست اما حمایت مسلمانان جهان از مظلومان رنجدیده و آواره و مظلوم دخالت در امور آنان است ؟
آقایانی که میگویند (اجازه بدهیم یک بار هم از نگاه انسانی به این مساله نگاه شود) آیا منظورشان نگاه انسانی به جنایات ددمنشانه صهیونیستهاست؟
یا منظورشان نگاه انسانی به زنان و کودکان مظلوم و ستمدیدهای است که بمدت بیش از 50 سال است توسط حکام غاصب صهیونیست دچار آوارگی و دربدری شدهاند و از خانه و کاشانه خود فراری داده شدهاند.
اگر منظورشان نگاه انسانی به آن کودک مظلوم و معصومی است که در مقابل دوربین و در آغوش پدرش به شهادت رسید منصفانه بگویند چه وظیفهای در مورد این نگاه انسانی دارند؟ سکوت و سازش و تمجید! یا فریاد و اعتراض و رساندن پیام مظلومیتشهیدان به دنیا و مسلمانان و دعوت از آنان برای اتحاد و مقابله با این رژیم ددمنش ؟
اینکه در همایش گفته میشود (فلسطینیها حمایت ما را قبول ندارند) و یا (ایران زمانی میتواند در مورد فلسطین سخن بگوید که قبلا رضایت مردم آن سرزمین را فراهم کرده باشد)
آیا واقعا فلسطینیان و حتی رهبران آنان از حمایت ایرانیان و مسلمانان جهان خشنود میشوند یا ناراحت ؟
آیا شعاع انقلاب اسلامی ایران موجب عزت و شرافت مسلمانان جهان و دمیدن روح امید و اعتماد به نفس در آزادیخواهان جهان بویژه مردم فلسطین شد یا وضع آنها را بدتر ساخت.
بهتر است این پاسخ را از زبان شهید دکتر فتحی شقاقی دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین بشنویم که فرمودند:
"پیروزی انقلاب اسلامی اعتماد به ایدئولژی و دین را به مسلمانان سراسر جهان بازگرداند و ثابت کرد که اسلام نیرویی شکستناپذیر است و اسلام نیروی قیام و جوشش را در مردم فلسطین زنده کرد " (5) کیست که نداند انقلاب اسلامی ایران به حرکت و قیام مردم فلسطین حیات و رمق داد و آنان را از اتکاء به نیروی پوشالی متکی بر ناسیونالیسم عربی به سوی اسلام حیاتبخش و یک منبع انرژی و وسیله اتحاد میان همه اعراب سوق داد و موجب تجدید نظر در اندیشه بسیاری از ایده پردازان گردید. آیا واقعا فلسطینیان به حمایت مسلمانان نیازی ندارند؟ و آیا اگر حتی آنها اعلان نیاز نکردند مسلمانان جهان هیچ وظیفهای از نظر آرمانی و دینی نسبتبه مظلومان فلسطین ندارند؟ !
آیا عدهای مجازند از سوی مردم مبارز و فلسطینی هر نظر خفتباری را بدهند اما آرمان اسلامی نمیتواند نظریاتی را مطرح نماید که واجد عزت و شرافتبرای مسلمانان مظلوم فلسطینی باشد؟
شخصیت دیگر فلسطینی و رهبر یکی از سازمانهای جهادی فلسطینی بنام احمد جبریل در کنفرانسی در تهران در سال 71 میگوید :
"چرا ما میگوئیم به همه مسلمین نیازمندیم برای اینکه میدانیم که فلسطینیها به تنهایی قادر نیستند فلسطین را آزاد کنند. و همچنین میدانیم که عرب و قومیت عرب هم به تنهایی قادر به آزادی فلسطین نیست.
او در ادامه اقرار میکند که: شخصا در گذشته ریشههای فکری وطنی، قومی، ناسیونالیستی داشته است اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توجه او به اسلام، اسلام انقلابی جلب شده و وقتی که میشنود امام خمینی رهبر سالخورده انقلاب اسلامی ایران آمریکا و غرب را شیطان بزرگ مینامد این نظریه در او نفوذ میکند. "
مروری بر فرازهای مواضع بزرگمرد الهی که نهضت الهی خویش را با اتکال به خداوند و تکیه بر نیروی عظیم مردمی به انقلابی بزرگ در جهان اسلام مبدل ساخت، بیانگر اهمیت مساله فلسطین در آرمان اسلامی و انقلاب اسلامی و هشداری جدی بر خطرات غده سرطانی اسرائیل در کشورهای اسلامی است.
حضرت امام اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بودند که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی را از محل وجوهات شرعی و زکوة و صدقات صادر نمودند و از همان آغاز وجهه اسلامی و بعد اعتقادی مبارزه با اسرائیل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی نمود و اتخاذ روشهای دیگری همچون تکیه بر قومیت عربی و نگرشهای ناسیونالیستی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی قدس میدانست. امام قضیه فلسطین را امری مرتبط با کیان اسلام میدانست و به همین جهت پیوسته همه مسلمین را در کمک به فلسطین تشویق مینمود و تاکید میکرد که مشکل فلسطین مشکل جهان اسلام است. و بدین جهت امام برای دفاع از حقوق مظلومان فلسطین و برای بسیج ملل اسلامی در حمایت از قیام فلسطینیان معتقد بود که میبایست از متن ایدئولژی اسلام و قابلیتهای آن بهره گرفت. اعلان آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس و نقش تعیین کننده فضای معنوی ماه مبارک رمضان در اتحاد ملل اسلام و بسیج و تهییج نیروهای مسلمین برای آزادی قدس شریف و یا احیاء حج ابراهیمی و افشای جنایات صهیونیستها و پرداختن به مساله فلسطین به عنوان یکی از مهمترین دردهای جهان اسلام برای جلب حمایت و همدلی مسلمین عالم در ریشه کن کردن زخم کهنه بلاد اسلامی از جمله اهداف بلند و ایدئولژیک امام در مورد مساله فلسطین بود. هنر امام و روش پیامبرانه او بیدارگری اسلامی و دعوت به بازگشتبه خویشتن و بازگشتبه هویت اسلامی و ارزشهای فراگیر مشترک میان امت اسلامی بوده بدین جهتبود که مورد توجه آزادیخواهان جهان از جمله مجاهدان فلسطینی قرار گرفت و موجب احیای اسلام گرایی شد و رنگ و روی مبارزات فلسطینیان را جلایی اسلامی و الهی بخشید. البته مردم فلسطین پیش از انقلاب ایران هم مسلمان بودند اما ریسمانی که آنها را بهم پیوند میداد و گرد میآورد عامل عربیت آنان بوده و مبارزات پراکنده مردم فلسطین تحت الشعاع ناسیونالیسم عربی بود که ساخته و پرداخته استعمار بود ولی با پیروزی انقلاب اسلامی اندیشه توانای اسلام عامل اتحاد و مبارزه و شهادتطلبی شد و اندیشه استعماری عروبیت و توطئه عربی و قومی کردن مساله فلسطین خنثی گردید.
شعار امروز ایران، فردا فلسطین از شعارهای اولیه انقلاب اسلامی ایران بود که به صهیونیستها بیم و به فلسطینیان امید میداد. انقلاب اسلامی خط بطلانی بر ناکارآمدی ناسیونالیسم عربی در رهایی مسلمانان فلسطینی از سلطه غاصبان صهیونیستی و احیای اندیشه اسلام به عنوان دینی آزادیبخش و حیاتبخش بود و قیام انتفاضه مردم فلسطین با دو ویژگی اسلامی بودن و مردمی بودن پاسخ مناسبی به طرحهای استعماری ناسیونالیستی و شکست تز قومیت عرب و ملی گرایی و بازگشتبه خویشتن و ایجاد موج بیداری اسلامی در همه کشورهای اسلامی و دنیای عرب است.
حضرت امام ملت مسلمان فلسطین را صاحبان حقی میداند که حقوق آنها توسط صهیونیستهای مهاجر غصب شده است و با این نگاه است که مشروعیت رژیم صهیونیستی را زیر سؤال میبرد و حمایت از مردم فلسطین را مجاز و شرعی میشمرند. و حتی در پاسخ به استفتائی که در مهر سال 47 از ایشان میشود پرداخت وجوهات شرعی مانند زکوة و صدقات را به مجاهدان فلسطینی مجاز میشمارند. حضرت امام با الهام از تفکر سیاسی شیعی است که در 18/3/46 فتوای تحریم رابطه با اسرائیل را صادر مینمایند و در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی نیز در مصاحبه با خبرنگار آلمانی اشپیگل میفرمایند:
"ما کلیه روابطمان را با اسرائیل قطع خواهیم کرد چرا که هیچ حقی برای موجودیت اسرائیل قائل نیستیم "
در تفکر شیعی امام سکوت در برابر ظلم و جنایات رژیم صهیونیستی جایز نیست . امام میفرمایند:
"امروز قبله اول مسلمین بدست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است، امروز برادران فلسطینی و لبنانی عزیز ما را با تمام قدرت میکوبد و به خاک و خون میکشد. امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقهافکنی میکند. بر هر مسلمانی لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند. " (6) از دیدگاه امام دفاع از قدس جزء جوهره اندیشه و اعتقادات اسلامی بویژه شیعی است. از نظرگاه امام تفکر اسلامی و اعتقادی با مصالح ملی در تعارض نیست چرا که هویت اسلامی و اعتقادی جوهر و جان مایه هویت ملی ما را تشکیل میدهد و مایه قوام و عزت و سربلندی ملیت ماست و این دو تفکیک ناپذیرند. و بدین جهت امام دفاع از قدس را نه تنها در تعارض با منافع ملی نمیدانند بلکه میفرمایند:
"مساله قدس یک مساله شخصی نیست و یک مساله مخصوص به یک کشور و یک مساله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثهای استبرای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده. از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شده تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. " (7) حضرت امام گسترش روحیه جهاد و شهادتطلبی جوانان فلسطینی و قراردادن بدنهای برهنه خویش را در برابر سلاحهای مرگبار، ناشی از اندیشه قومی و عربی و وطن گرایی نمیداند بلکه آنرا تجلی اسلام و فریاد الله اکبرهایی میداند که در انقلاب اسلامی ایران تجربه شده و موجب اخراج شاه گردیده است. فلذا میفرمایند:
"مساله قدس یک پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور میکند که این حماسه را چه کسانی سرودهاند و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانی تکیه کردهاند که بی محابا و با دستخالی در برابر حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت میکنند؟ آیا تنها آوای وطن گرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ آیا از درختسیاستبازان خود فروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید میریزد؟ ... شکی نیست که این آوای الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت المقدس غاصبین را به نومیدی کشاند. " (8) روحیه شهادتطلبی جوانان فلسطینی که ناشی از اندیشه ناب اسلامی استبزرگترین حربه ایست که خواب راحت را از سردمداران صهیونیستی ربوده استبه نحوی که وقتی از اسحاق رابین در مصاحبه تلویزیونی سؤال میشود که چرا کار را یکسره نمیکنید میگوید:
"نهایت کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که آنها را بکشیم ولی اینها برای کشته شدن از یکدیگر سبقت میگیرند و باکی ندارند. " (9) از نظر امام هر چه با موازین شرعی همسو باشد با منافع ملی ما نیز سازگاری دارد و هرچه با موازین شرعی در تغایر باشد با منافع ملی ما نیز در تضاد خواهد بود. بدین جهت است که دفاع از فلسطین یکی از وظایف شرعی و آرمانی و انسانی ما و جزء آرمانهای انقلاب اسلامی بشمار میرود. امام هرگونه اهمال و سستی را در مبارزه با تجاوزات صهیونیستها جایز نمیشمارند و میفرمایند:
"اسرائیل از نظر اسلام و مسلمین و تمام موازین بین المللی غاصب و متجاوز است و ما کمترین اهمال و سستی را در پایان دادن به تجاوزات او جایز نمیدانیم. " (10) آنهایی که در همایش گفتهاند منافع ملی ما تاکنون در خصوص فلسطین بخاطر نگاه ایدئولژیک ما به این مساله دچار ضرر شده است.
از تاثیر انقلاب اسلامی بر گسترش و تعمیق مبارزات اسلامی در جهان بی خبرند و نمیدانند که آرمانهای ایدئولژیک انقلاب اسلامی چه غوغایی در جان و اندیشه حق گرایان و مظلومان تحتستم بوجود آورده و چه رعب و وحشت و دلهرهای را بر اندام سلطهگران و متجاوزان و غاصبان ظالم وارد ساخته است.
ایجاد موج بیدارگری اسلامی و استمدادطلبی و رهایی از ظلم و ستم و بازگشتبه خویشتن که در آرمانهای انقلاب اسلامی متجلی شده است پیامی درون منطقهای نبود که مخصوص ملت انقلابی ایران باشد. بلکه این پیام توانستبا سرعت مرزهای ایران را درنوردد و در قلوب و اندیشه همه آزادیخواهان جهان جای گیرد. و جهان را با یک بیدارگری بین المللی روبرو سازد به نحوی که دشمنان را نیز به اقرار وادار کرد.
اسحاق رابین نخست وزیر گذشته صهیونیستی در مورد نفوذ انقلاب اسلامی ایران چنین اعتراف میکند :
خاورمیانه اکنون با موج خاصی از یک بیدارگری اسلامی روبروست. من این جنبش را خمینیسم بدون خمینی مینامم این جنبش در بسیاری از کشورهای عربی و حتی کل جهان اسلام بصورت مؤثری عمل میکند. او ادامه میدهد که:
میان خمینیسم و آرمان ملی یک جنبش اسلامی تند رو و در یک کشور اسلامی هیچ تناقضی وجود ندارد، یک تبعه مصری، الجزایری، فلسطینی، اردنی، لبنانی بین وفاداری به ملیتخود و پیروی از خمینیسم هیچ تضادی نمیبینید.
او گوید: (خمینیسم بصورت یک جنبش قدرتمند و فراگیر در سراسر جهان اسلام وجود دارد)
آری: انقلاب اسلامی با طرح شعارها و آرمانهای الهی و فطری خویش، فضای فرهنگی سیاسی معنوی بین المللی را متاثر ساخته است. انقلاب اسلامی با حمایت از فلسطین و قدس عزیز و طرح آرمانهای الهی و اسلامی، خیزش ملتهای عربی و مسلمانان را به صحنه هماوردی با دشمن صهیونیستی کشانده است. مقاومت اسلامی در لبنان و انتفاضه فلسطین نشانههای روشنی از بیداری اسلامی است که الهام گرفته از انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است.
معظم له وضعیتبیدارگری مسلمانان فلسطین را تمجید نموده و مسلمانان را برای کمک به رهایی ملت فلسطین ترغیب مینمایند و میفرمایند:
"حوادث اخیر نشان دهنده ایمان و بیداری نسل جوان فلسطین و ادامه حرکت انتفاضه و مبارزهای است که با تهدید و گلوله فروکش نخواهدکرد... این حرکت، حرکتیک نسل است که هیچگاه متوقف نخواهد شد و پیروزی در نهایت متعلق به ملت فلسطین است... دولتهای اسلامی امروز در مقابل تجربه عظیمی قرار گرفتهاند و همه باید با اعلام مواضع و از راههای گوناگون به ملت فلسطین کمک نمایند و یقینا دولتهایی که در اعلام موضع و کمک به مردم فلسطین کوتاهی کنند به ضرر خود عمل کردهاند... امروز درحالی که انتفاضه و حرکت ملت فلسطین هر روز قویتر و گستردهتر از گذشته میشود رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا به عنوان حامی اصلی این رژیم بر خلاف ظواهر از درون رو به ضعف و اضمحلال و پوسیده است... ملت فلسطینی برای مقابله با این توطئه باید همواره به آینده امیدوار باشند و به فضل پروردگار امروز فضای فلسطین بسیار پرشورتر از گذشته است و دشمن صهیونیستی در انفعال قرار گرفته است...
نقشههای تصنعی بسیاری در طول تاریخ ایجاد شد که سرانجام از بین رفتند و سرزمین فلسطین و این پیکره جداشده نیز در نهایتبه عالم اسلام و صاحبان اصلی آن باز خواهد گشت. " (11) انقلاب اسلامی با پیروزی خون بر شمشیر دورنمای راه جدید در مبارزات ملتهای منطقه را ترسیم کرد و این الگو در لبنان و فلسطین تکرار شد که پیروزی مقاومت در لبنان و استمداد و گسترش انتفاضه در فلسطین یکی از دستاوردهای آن است.
حضرت امام دیده بانی تیزبین و نکته سنج و سیاستمدار حکیمی بودند که در طول مبارزات خود از منظری بالا نظریهها و تئوریهای مختلف را رصد میکردند و هرگاه با زمزمههای سازشکارانه برخورد میکردند زنگ هشیاری وبیداری را به صدا درمیآوردند و آنرا خنثی مینمودند. امام در مورد سرود نغمههای سازشکارانه هشدار میدادند که:
"همه دستبه دست هم دادند که نگذارند ملت فلسطین این راهی را که الآن پیش گرفته باقی باشد یا بصورت دلسوزی برای فلسطین که حیف! فلسطین دارد چه میشود. خوب است که قدری مثلا مماشات کنند تا کار درستبشود همه اینها برای این است که نگذارند این فلسطین به این کار که دست زده است کار را پیش ببرد میخواهند ساکتش کنند. دوباره پایمالش کنند. " (12)
دفاع از حق طلبان عالم در قانون اساسی
آنهایی که به قانون اساسی اعتقاد دارند و قانون اساسی را میثاق ملی میدانند خوبستبا مراجعه به متن قانون اساسی در اصول و سیاستهای خارجی نظام اسلامی نیک بیندیشند و ببینند که بر اساس اصل 152 (سیاستخارجی ایران براساس نفی هرگونه سلطه جوئی و سلطه پذیری و دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر است) وظیفه ملت ما دفاع از مسلمانان مظلوم ستمدیده است.
و براساس اصل 154 قانون اساسی "سعادت انسان در کل جامعه بشری ر اآرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومتحق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطهای از جهان حمایت میکند " وظیفه ما دفاع از مبارزه حق طلبانه لتستمدیده فلسطین است.
و بدین جهت معلوم میشود پندار کسانی که منافع ملی خویش را در راستای رها کردن آرمان فلسطین و مصالحه با حکومت غاصب اسرائیل جستجو میکنند پنداری خام و کودکانه است که نه مبنای شرعی دارد و نه مبنای قانونی و نه مبنای انسانی چرا که در سیاستخارجی ایران منافع ملی و مصالح اسلامی در یکدیگر آمیخته شدهاند و جداکردن منافع ملی از مصالح اسلامی ضربه بزرگ بر اعتبار جهانی و بین المللی نظام اسلامی است و بالطبع تلفیق و همسویی این دو سیاست موجب تقویت و تحکیم نزلتبین المللی ایران است و برای واقع بینی بیشتر به کشورهای لائیک همسایه مانند ترکیه بیندیشند که آیا ترجیح منافع ملی آنان بر مصالح اسلامی در ان کشور سودی به حال کشورشان داشتیا اینکه با اعمال و قبول این سیاستخائنانه و ذلیلانه کشور خود را به پایگاه آمریکائیان تبدیل کرده و دولتشان نیز همپیمان حقیر اسرائیلیان گشته است.
فاعتبروا یا اولی الابصار