تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۲۲۷۰۶

فلسطین و منافع ملی ما (بخش دوم و پایانی)


آیا واقعا دفاع از آرمانهای مردم فلسطین و افشای جنایت‏های رژیم صهیونیستی بر مسلمانان مظلوم که هر روز خانه و کاشانه شان توسط تانکها و موشک‏های اسرائیلی بر سرشان خراب می‏شود و آواره و دربدر می‏شوند با منافع ملی ما در تضاد است؟ اصولا نگاه انقلاب اسلامی به مساله فلسطین نگاه برآمده از اصول و مبانی و تفکر فقهی شیعی است، در تفکر شیعی رژیم اشغالگر قدس غاصب است و مردم فلسطین صاحبان حقی هستند که حقوق اولیه آنها غصب و مورد تجاوز واقع شده است. بدیهی است که احقاق حقوق ملت‏های مظلوم و تحت‏ستم برعهده همه مسلمانان است . در اندیشه شیعی هرگونه سکوت و سازش و مصالحه در برابر تضییع حقوق یک ملت و ظلم و جنایات وارده بر مسلمین خیانت محسوب شده و از دائره اسلام خارج است. (1)
سخن رسول خدا (ص) که فرمودند:
"من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم‏ "
هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که درخواست کمک کرده و او را اجابت نکند مسلمان نیست. جزء جوهره، آرمان و اعتقادات تفکر شیعیان است. یک مسلمان بالغ و آزاده نمی‏تواند برای حفظ منافع شخصی خود نسبت‏به حقوق مسلمانان دیگر بی‏تفاوت باشد.
حضرت امام هرگونه سکوت و سازش در برابر تجاوزات به ملت فلسطین را محکوم می‏نمایند و هشدار می‏دهند که :
آیا مسلمانان و سران کشورهای اسلامی در چنین موقعیتی (جنایات اسرائیل) در پیشگاه خدا و عقل و وجدان، مسؤولیت و وظیفه‏ای ندارند؟ آیا رواست که مجاهدان فلسطین به دست گماشتگان استعمار در مناطق زیر سلطه استعمار قتل عام شوند ولی دیگران در برابر این جنایت‏سکوت کنند. (2) برای مسلمانان عالم ننگ و نفرت است که گروهی از هم‏کیشان آنان مظلومانه توسط جلادان صهیونیست‏به خاک و خون کشیده شوند و واکنشی نشان ندهند. در اندیشه اسلامی دفاع از مظلوم و جهاد علیه ظالمان و جباران، تفکیک‏ناپذیر و جدانشدنی است. حقوق فردی و اجتماعی مسلمانان با هم پیوند خورده است، مسلمانان پیرو این اندیشه رسول خدایند که فرمودند:
(من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم)
هر کس صبح کند در حالی که به امور مسلمانان دیگر اهتمام نکند مسلمان نیست. (3)
معمار بزرگ انقلاب حضرت امام با بهره‏گیری از حدیث‏شریف نبوی است که می‏فرمایند:
"دفاع از نوامیس فلسطین و دفاع از بلاد مسلمین و دفاع از حیثیات مسلمین امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصا در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان اسلامی یعنی حزب الله ومسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد (یاللمسلمین) سر می‏دهند با تمام قدرت معنوی و مادی در مقابل اسرائیل و متجاوزین بایستیم‏ " (4) آیا به راستی تلاش برای آزادسازی معراج گاه رسول خدا و قبله اول مسلمین از چنگال اشغالگران وظیفه همه مسلمانان نیست؟ و آیا اگر تلاشی در این زمینه انجام گیرد با منافع ملی در تضاد است؟ و آیا اگر در تضاد باشد باید آرمان ایدئولژیک را فدای منافع ملی خود کرد؟ !
امروز مساله قدس و آزادی بیت المقدس قبله گاه اول مسلمین با هویت دینی مجموعه مسلمانان جهان با هر ملیتی که هستند گره خورده است. امروز سرنوشت ملت فلسطین با سرنوشت جهان اسلام جدائی‏ناپذیر است. مگر مسلمانان عالم می‏توانند در برابر ظلم و جنایاتی که به زنان و کودکان مسلمان فلسطین می‏شود بی‏تفاوت باشند؟
چطور وقتی 13 جاسوس یهودی در ایران دستگیر و محاکمه می‏شوند تمام دنیای کفر بویژه آمریکا و غرب بپا می‏خیزد (در حالی که خودشان به جاسوسی اعتراف کردند)
چطور دنیای کفر صهیونیست‏ها را تنها نمی‏گذارد و با وجود جنایاتی که می‏کند هرگونه قطعنامه‏ای را در شورای امنیت‏به نفع صهیونیست‏ها وتو می‏کند، بر آنان چنین حمایتی عیب نیست اما حمایت مسلمانان جهان از مظلومان رنجدیده و آواره و مظلوم دخالت در امور آنان است ؟
آقایانی که می‏گویند (اجازه بدهیم یک بار هم از نگاه انسانی به این مساله نگاه شود) آیا منظورشان نگاه انسانی به جنایات ددمنشانه صهیونیست‏هاست؟
یا منظورشان نگاه انسانی به زنان و کودکان مظلوم و ستمدیده‏ای است که بمدت بیش از 50 سال است توسط حکام غاصب صهیونیست دچار آوارگی و دربدری شده‏اند و از خانه و کاشانه خود فراری داده شده‏اند.
اگر منظورشان نگاه انسانی به آن کودک مظلوم و معصومی است که در مقابل دوربین و در آغوش پدرش به شهادت رسید منصفانه بگویند چه وظیفه‏ای در مورد این نگاه انسانی دارند؟ سکوت و سازش و تمجید! یا فریاد و اعتراض و رساندن پیام مظلومیت‏شهیدان به دنیا و مسلمانان و دعوت از آنان برای اتحاد و مقابله با این رژیم ددمنش ؟
اینکه در همایش گفته می‏شود (فلسطینی‏ها حمایت ما را قبول ندارند) و یا (ایران زمانی می‏تواند در مورد فلسطین سخن بگوید که قبلا رضایت مردم آن سرزمین را فراهم کرده باشد)
آیا واقعا فلسطینیان و حتی رهبران آنان از حمایت ایرانیان و مسلمانان جهان خشنود می‏شوند یا ناراحت ؟
آیا شعاع انقلاب اسلامی ایران موجب عزت و شرافت مسلمانان جهان و دمیدن روح امید و اعتماد به نفس در آزادیخواهان جهان بویژه مردم فلسطین شد یا وضع آنها را بدتر ساخت.
بهتر است این پاسخ را از زبان شهید دکتر فتحی شقاقی دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین بشنویم که فرمودند:
"پیروزی انقلاب اسلامی اعتماد به ایدئولژی و دین را به مسلمانان سراسر جهان بازگرداند و ثابت کرد که اسلام نیرویی شکست‏ناپذیر است و اسلام نیروی قیام و جوشش را در مردم فلسطین زنده کرد " (5) کیست که نداند انقلاب اسلامی ایران به حرکت و قیام مردم فلسطین حیات و رمق داد و آنان را از اتکاء به نیروی پوشالی متکی بر ناسیونالیسم عربی به سوی اسلام حیاتبخش و یک منبع انرژی و وسیله اتحاد میان همه اعراب سوق داد و موجب تجدید نظر در اندیشه بسیاری از ایده پردازان گردید. آیا واقعا فلسطینیان به حمایت مسلمانان نیازی ندارند؟ و آیا اگر حتی آنها اعلان نیاز نکردند مسلمانان جهان هیچ وظیفه‏ای از نظر آرمانی و دینی نسبت‏به مظلومان فلسطین ندارند؟ !
آیا عده‏ای مجازند از سوی مردم مبارز و فلسطینی هر نظر خفت‏باری را بدهند اما آرمان اسلامی نمی‏تواند نظریاتی را مطرح نماید که واجد عزت و شرافت‏برای مسلمانان مظلوم فلسطینی باشد؟
شخصیت دیگر فلسطینی و رهبر یکی از سازمان‏های جهادی فلسطینی بنام احمد جبریل در کنفرانسی در تهران در سال 71 می‏گوید :
"چرا ما می‏گوئیم به همه مسلمین نیازمندیم برای اینکه می‏دانیم که فلسطینی‏ها به تنهایی قادر نیستند فلسطین را آزاد کنند. و همچنین می‏دانیم که عرب و قومیت عرب هم به تنهایی قادر به آزادی فلسطین نیست.
او در ادامه اقرار می‏کند که: شخصا در گذشته ریشه‏های فکری وطنی، قومی، ناسیونالیستی داشته است اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توجه او به اسلام، اسلام انقلابی جلب شده و وقتی که می‏شنود امام خمینی رهبر سالخورده انقلاب اسلامی ایران آمریکا و غرب را شیطان بزرگ می‏نامد این نظریه در او نفوذ می‏کند. "
مروری بر فرازهای مواضع بزرگمرد الهی که نهضت الهی خویش را با اتکال به خداوند و تکیه بر نیروی عظیم مردمی به انقلابی بزرگ در جهان اسلام مبدل ساخت، بیانگر اهمیت مساله فلسطین در آرمان اسلامی و انقلاب اسلامی و هشداری جدی بر خطرات غده سرطانی اسرائیل در کشورهای اسلامی است.
حضرت امام اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بودند که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی را از محل وجوهات شرعی و زکوة و صدقات صادر نمودند و از همان آغاز وجهه اسلامی و بعد اعتقادی مبارزه با اسرائیل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی نمود و اتخاذ روش‏های دیگری همچون تکیه بر قومیت عربی و نگرش‏های ناسیونالیستی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی قدس می‏دانست. امام قضیه فلسطین را امری مرتبط با کیان اسلام می‏دانست و به همین جهت پیوسته همه مسلمین را در کمک به فلسطین تشویق می‏نمود و تاکید می‏کرد که مشکل فلسطین مشکل جهان اسلام است. و بدین جهت امام برای دفاع از حقوق مظلومان فلسطین و برای بسیج ملل اسلامی در حمایت از قیام فلسطینیان معتقد بود که می‏بایست از متن ایدئولژی اسلام و قابلیت‏های آن بهره گرفت. اعلان آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس و نقش تعیین کننده فضای معنوی ماه مبارک رمضان در اتحاد ملل اسلام و بسیج و تهییج نیروهای مسلمین برای آزادی قدس شریف و یا احیاء حج ابراهیمی و افشای جنایات صهیونیست‏ها و پرداختن به مساله فلسطین به عنوان یکی از مهمترین دردهای جهان اسلام برای جلب حمایت و همدلی مسلمین عالم در ریشه کن کردن زخم کهنه بلاد اسلامی از جمله اهداف بلند و ایدئولژیک امام در مورد مساله فلسطین بود. هنر امام و روش پیامبرانه او بیدارگری اسلامی و دعوت به بازگشت‏به خویشتن و بازگشت‏به هویت اسلامی و ارزشهای فراگیر مشترک میان امت اسلامی بوده بدین جهت‏بود که مورد توجه آزادیخواهان جهان از جمله مجاهدان فلسطینی قرار گرفت و موجب احیای اسلام گرایی شد و رنگ و روی مبارزات فلسطینیان را جلایی اسلامی و الهی بخشید. البته مردم فلسطین پیش از انقلاب ایران هم مسلمان بودند اما ریسمانی که آنها را بهم پیوند می‏داد و گرد می‏آورد عامل عربیت آنان بوده و مبارزات پراکنده مردم فلسطین تحت الشعاع ناسیونالیسم عربی بود که ساخته و پرداخته استعمار بود ولی با پیروزی انقلاب اسلامی اندیشه توانای اسلام عامل اتحاد و مبارزه و شهادت‏طلبی شد و اندیشه استعماری عروبیت و توطئه عربی و قومی کردن مساله فلسطین خنثی گردید.
شعار امروز ایران، فردا فلسطین از شعارهای اولیه انقلاب اسلامی ایران بود که به صهیونیست‏ها بیم و به فلسطینیان امید می‏داد. انقلاب اسلامی خط بطلانی بر ناکارآمدی ناسیونالیسم عربی در رهایی مسلمانان فلسطینی از سلطه غاصبان صهیونیستی و احیای اندیشه اسلام به عنوان دینی آزادیبخش و حیاتبخش بود و قیام انتفاضه مردم فلسطین با دو ویژگی اسلامی بودن و مردمی بودن پاسخ مناسبی به طرح‏های استعماری ناسیونالیستی و شکست تز قومیت عرب و ملی گرایی و بازگشت‏به خویشتن و ایجاد موج بیداری اسلامی در همه کشورهای اسلامی و دنیای عرب است.
حضرت امام ملت مسلمان فلسطین را صاحبان حقی می‏داند که حقوق آنها توسط صهیونیست‏های مهاجر غصب شده است و با این نگاه است که مشروعیت رژیم صهیونیستی را زیر سؤال می‏برد و حمایت از مردم فلسطین را مجاز و شرعی می‏شمرند. و حتی در پاسخ به استفتائی که در مهر سال 47 از ایشان می‏شود پرداخت وجوهات شرعی مانند زکوة و صدقات را به مجاهدان فلسطینی مجاز می‏شمارند. حضرت امام با الهام از تفکر سیاسی شیعی است که در 18/3/46 فتوای تحریم رابطه با اسرائیل را صادر می‏نمایند و در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی نیز در مصاحبه با خبرنگار آلمانی اشپیگل می‏فرمایند:
"ما کلیه روابطمان را با اسرائیل قطع خواهیم کرد چرا که هیچ حقی برای موجودیت اسرائیل قائل نیستیم‏ "
در تفکر شیعی امام سکوت در برابر ظلم و جنایات رژیم صهیونیستی جایز نیست . امام می‏فرمایند:
"امروز قبله اول مسلمین بدست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است، امروز برادران فلسطینی و لبنانی عزیز ما را با تمام قدرت می‏کوبد و به خاک و خون می‏کشد. امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقه‏افکنی می‏کند. بر هر مسلمانی لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند. " (6) از دیدگاه امام دفاع از قدس جزء جوهره اندیشه و اعتقادات اسلامی بویژه شیعی است. از نظرگاه امام تفکر اسلامی و اعتقادی با مصالح ملی در تعارض نیست چرا که هویت اسلامی و اعتقادی جوهر و جان مایه هویت ملی ما را تشکیل می‏دهد و مایه قوام و عزت و سربلندی ملیت ماست و این دو تفکیک ناپذیرند. و بدین جهت امام دفاع از قدس را نه تنها در تعارض با منافع ملی نمی‏دانند بلکه می‏فرمایند:
"مساله قدس یک مساله شخصی نیست و یک مساله مخصوص به یک کشور و یک مساله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه‏ای است‏برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده. از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شده تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. " (7) حضرت امام گسترش روحیه جهاد و شهادت‏طلبی جوانان فلسطینی و قراردادن بدن‏های برهنه خویش را در برابر سلاح‏های مرگبار، ناشی از اندیشه قومی و عربی و وطن گرایی نمی‏داند بلکه آنرا تجلی اسلام و فریاد الله اکبرهایی می‏داند که در انقلاب اسلامی ایران تجربه شده و موجب اخراج شاه گردیده است. فلذا می‏فرمایند:
"مساله قدس یک پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور می‏کند که این حماسه را چه کسانی سروده‏اند و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانی تکیه کرده‏اند که بی محابا و با دست‏خالی در برابر حملات وحشیانه صهیونیست‏ها مقاومت می‏کنند؟ آیا تنها آوای وطن گرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ آیا از درخت‏سیاست‏بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید می‏ریزد؟ ... شکی نیست که این آوای الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت المقدس غاصبین را به نومیدی کشاند. " (8) روحیه شهادت‏طلبی جوانان فلسطینی که ناشی از اندیشه ناب اسلامی است‏بزرگترین حربه ایست که خواب راحت را از سردمداران صهیونیستی ربوده است‏به نحوی که وقتی از اسحاق رابین در مصاحبه تلویزیونی سؤال می‏شود که چرا کار را یکسره نمی‏کنید می‏گوید:
"نهایت کاری که می‏توانیم انجام دهیم این است که آنها را بکشیم ولی اینها برای کشته شدن از یکدیگر سبقت می‏گیرند و باکی ندارند. " (9) از نظر امام هر چه با موازین شرعی همسو باشد با منافع ملی ما نیز سازگاری دارد و هرچه با موازین شرعی در تغایر باشد با منافع ملی ما نیز در تضاد خواهد بود. بدین جهت است که دفاع از فلسطین یکی از وظایف شرعی و آرمانی و انسانی ما و جزء آرمانهای انقلاب اسلامی بشمار می‏رود. امام هرگونه اهمال و سستی را در مبارزه با تجاوزات صهیونیست‏ها جایز نمی‏شمارند و می‏فرمایند:
"اسرائیل از نظر اسلام و مسلمین و تمام موازین بین المللی غاصب و متجاوز است و ما کمترین اهمال و سستی را در پایان دادن به تجاوزات او جایز نمی‏دانیم. " (10) آنهایی که در همایش گفته‏اند منافع ملی ما تاکنون در خصوص فلسطین بخاطر نگاه ایدئولژیک ما به این مساله دچار ضرر شده است.
از تاثیر انقلاب اسلامی بر گسترش و تعمیق مبارزات اسلامی در جهان بی خبرند و نمی‏دانند که آرمانهای ایدئولژیک انقلاب اسلامی چه غوغایی در جان و اندیشه حق گرایان و مظلومان تحت‏ستم بوجود آورده و چه رعب و وحشت و دلهره‏ای را بر اندام سلطه‏گران و متجاوزان و غاصبان ظالم وارد ساخته است.
ایجاد موج بیدارگری اسلامی و استمدادطلبی و رهایی از ظلم و ستم و بازگشت‏به خویشتن که در آرمانهای انقلاب اسلامی متجلی شده است پیامی درون منطقه‏ای نبود که مخصوص ملت انقلابی ایران باشد. بلکه این پیام توانست‏با سرعت مرزهای ایران را درنوردد و در قلوب و اندیشه همه آزادیخواهان جهان جای گیرد. و جهان را با یک بیدارگری بین المللی روبرو سازد به نحوی که دشمنان را نیز به اقرار وادار کرد.
اسحاق رابین نخست وزیر گذشته صهیونیستی در مورد نفوذ انقلاب اسلامی ایران چنین اعتراف می‏کند :
خاورمیانه اکنون با موج خاصی از یک بیدارگری اسلامی روبروست. من این جنبش را خمینیسم بدون خمینی می‏نامم این جنبش در بسیاری از کشورهای عربی و حتی کل جهان اسلام بصورت مؤثری عمل می‏کند. او ادامه می‏دهد که:
میان خمینیسم و آرمان ملی یک جنبش اسلامی تند رو و در یک کشور اسلامی هیچ تناقضی وجود ندارد، یک تبعه مصری، الجزایری، فلسطینی، اردنی، لبنانی بین وفاداری به ملیت‏خود و پیروی از خمینیسم هیچ تضادی نمی‏بینید.
او گوید: (خمینیسم بصورت یک جنبش قدرتمند و فراگیر در سراسر جهان اسلام وجود دارد)
آری: انقلاب اسلامی با طرح شعارها و آرمانهای الهی و فطری خویش، فضای فرهنگی سیاسی معنوی بین المللی را متاثر ساخته است. انقلاب اسلامی با حمایت از فلسطین و قدس عزیز و طرح آرمانهای الهی و اسلامی، خیزش ملت‏های عربی و مسلمانان را به صحنه هماوردی با دشمن صهیونیستی کشانده است. مقاومت اسلامی در لبنان و انتفاضه فلسطین نشانه‏های روشنی از بیداری اسلامی است که الهام گرفته از انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است.
معظم له وضعیت‏بیدارگری مسلمانان فلسطین را تمجید نموده و مسلمانان را برای کمک به رهایی ملت فلسطین ترغیب می‏نمایند و می‏فرمایند:
"حوادث اخیر نشان دهنده ایمان و بیداری نسل جوان فلسطین و ادامه حرکت انتفاضه و مبارزه‏ای است که با تهدید و گلوله فروکش نخواهدکرد... این حرکت، حرکت‏یک نسل است که هیچگاه متوقف نخواهد شد و پیروزی در نهایت متعلق به ملت فلسطین است... دولت‏های اسلامی امروز در مقابل تجربه عظیمی قرار گرفته‏اند و همه باید با اعلام مواضع و از راه‏های گوناگون به ملت فلسطین کمک نمایند و یقینا دولت‏هایی که در اعلام موضع و کمک به مردم فلسطین کوتاهی کنند به ضرر خود عمل کرده‏اند... امروز درحالی که انتفاضه و حرکت ملت فلسطین هر روز قوی‏تر و گسترده‏تر از گذشته می‏شود رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا به عنوان حامی اصلی این رژیم بر خلاف ظواهر از درون رو به ضعف و اضمحلال و پوسیده است... ملت فلسطینی برای مقابله با این توطئه باید همواره به آینده امیدوار باشند و به فضل پروردگار امروز فضای فلسطین بسیار پرشورتر از گذشته است و دشمن صهیونیستی در انفعال قرار گرفته است...
نقشه‏های تصنعی بسیاری در طول تاریخ ایجاد شد که سرانجام از بین رفتند و سرزمین فلسطین و این پیکره جداشده نیز در نهایت‏به عالم اسلام و صاحبان اصلی آن باز خواهد گشت. " (11) انقلاب اسلامی با پیروزی خون بر شمشیر دورنمای راه جدید در مبارزات ملت‏های منطقه را ترسیم کرد و این الگو در لبنان و فلسطین تکرار شد که پیروزی مقاومت در لبنان و استمداد و گسترش انتفاضه در فلسطین یکی از دستاوردهای آن است.
حضرت امام دیده بانی تیزبین و نکته سنج و سیاستمدار حکیمی بودند که در طول مبارزات خود از منظری بالا نظریه‏ها و تئوریهای مختلف را رصد می‏کردند و هرگاه با زمزمه‏های سازشکارانه برخورد می‏کردند زنگ هشیاری وبیداری را به صدا درمی‏آوردند و آنرا خنثی می‏نمودند. امام در مورد سرود نغمه‏های سازشکارانه هشدار می‏دادند که:
"همه دست‏به دست هم دادند که نگذارند ملت فلسطین این راهی را که الآن پیش گرفته باقی باشد یا بصورت دلسوزی برای فلسطین که حیف! فلسطین دارد چه می‏شود. خوب است که قدری مثلا مماشات کنند تا کار درست‏بشود همه اینها برای این است که نگذارند این فلسطین به این کار که دست زده است کار را پیش ببرد می‏خواهند ساکتش کنند. دوباره پایمالش کنند. " (12)
دفاع از حق طلبان عالم در قانون اساسی
آنهایی که به قانون اساسی اعتقاد دارند و قانون اساسی را میثاق ملی می‏دانند خوبست‏با مراجعه به متن قانون اساسی در اصول و سیاستهای خارجی نظام اسلامی نیک بیندیشند و ببینند که بر اساس اصل 152 (سیاست‏خارجی ایران براساس نفی هرگونه سلطه جوئی و سلطه پذیری و دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر است) وظیفه ملت ما دفاع از مسلمانان مظلوم ستمدیده است.
و براساس اصل 154 قانون اساسی "سعادت انسان در کل جامعه بشری ر اآرمان خود می‏داند و استقلال و آزادی و حکومت‏حق و عدل را حق همه مردم جهان می‏شناسد بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملت‏های دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه‏ای از جهان حمایت می‏کند " وظیفه ما دفاع از مبارزه حق طلبانه لت‏ستمدیده فلسطین است.
و بدین جهت معلوم می‏شود پندار کسانی که منافع ملی خویش را در راستای رها کردن آرمان فلسطین و مصالحه با حکومت غاصب اسرائیل جستجو می‏کنند پنداری خام و کودکانه است که نه مبنای شرعی دارد و نه مبنای قانونی و نه مبنای انسانی چرا که در سیاست‏خارجی ایران منافع ملی و مصالح اسلامی در یکدیگر آمیخته شده‏اند و جداکردن منافع ملی از مصالح اسلامی ضربه بزرگ بر اعتبار جهانی و بین المللی نظام اسلامی است و بالطبع تلفیق و همسویی این دو سیاست موجب تقویت و تحکیم نزلت‏بین المللی ایران است و برای واقع بینی بیشتر به کشورهای لائیک همسایه مانند ترکیه بیندیشند که آیا ترجیح منافع ملی آنان بر مصالح اسلامی در ان کشور سودی به حال کشورشان داشت‏یا اینکه با اعمال و قبول این سیاست‏خائنانه و ذلیلانه کشور خود را به پایگاه آمریکائیان تبدیل کرده و دولتشان نیز هم‏پیمان حقیر اسرائیلیان گشته است.
فاعتبروا یا اولی الابصار
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات