تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۲۲۹۱۶

بذرهای سوخته در لباس دلسوزی

عباس پژوهش مقدمه: رسم است که به محض پدیداریِ هرپیشامد سیاسی قابل توجه، در همان روزهای نخست، انبوهی از واکنش های له و علیه و موجی از تحلیل های موافق و مخالف از سوی مخاطبان ذی مدخل به سمت جامعه جریان یافته و فضای خبری را در بر می گیرد. نگارنده‌ی این مقاله اما بر این باور است که در برابر کنش های سیاسی، واکنش هایی که در همان روزهای نخست انجام می گیرد، با وجود مزایایی که دارند دارای یک عیب بزرگ نیز خواهند بود و آن این که واکنش های اولیه و آنی در همهمه‌ی صداهای موافق و مخالف و درامواج احساساتی گری که در همان روزهای نخست واقعه وجود دارد، موجب می شود که گوش شنوایی برای شنیدن مطالب علمی، تحقیقی و یا بررسی های منطقی وجو نداشته باشد. بنابراین در روزهایی که ارتفاع امواج یک خبر زیاد و فضای آن خبر ملتهب است، -برخی واکنش های آنی هرچند لازم و موثر است- اما به تجربه ثابت شده که تحقیقی ترین و علمی ترین بررسی ها نیز در چنین فضایی بازیچه‌ی امواج احساسات مخاطبانِ شده و در هیاهوی جنگ های لفظی غرق و گم خواهد شد. از این رو است که نگارنده معتقد است بیان مطالب عمیق و ارایه‌ی استدلال های ریشه دار و متقن باید پس از فرونشستن التهاب خبر ارایه شود، چرا که فرود آمدن حجم احساسات فرصتی فراهم می آورد تا با فراز آمدن سطح تعقل و منطق مخاطبان، مباحث و مقالات علمی و مستدل در فضایی شنواتر ارایه و نیز شنیده شود. این شیوه اگرچه هیچ گاه نخواهد توانست برخوردهای احساساتی را به‌طور کامل حذف کند اما در انتقال استدلال های منطقی به مخاطبان اثربخش تر از واکنش های بی درنگ و آنی خواهد بود که گفته اند: "هرداغی سرد می شود ولی هیچ پخته ای خام نخواهد شد." این مقدمه‌ی کوتاه از آن جهت عرض شد که خوانندگان مقاله، فلسفه‌ی پرداختنِ تأخیری به موضوعات خبری را از سوی نگارنده دریابند و واکنش های مخالفی اگر هست، حتی المقدور منطقی‌تر و مطالعاتی‌تر باشد. امید آن که هر سخن حق و مستدل را با گوش حق‌شنو بشنویم، با چشم حق‌بین بخوانیم و با هوش حق‌جو بکاویم.

و اما اصل سخن: همانگونه که خوانندگان سایت محترم رجانیوز آگاهند در خرداد 1388 مقاله ای تحقیقی با موضوع واژه پژوهی و روانکاوی نامه آقای هاشمی رفسنجانی تهیه و تقدیم نظر گردید (لینک). چندی بعد نیز بر پایه ی واکنش ها و برداشت های مخاطبان، مقاله ای دیگر نگاشته شد (لینک) و در آن ضمن پاسخ به نظرهای مخاطبان، جنجالی ترین بخش از سخنان آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه‌ی 26 تیر نیز مورد بررسی و واژه کاوی قرار گرفت. اینک پس از سخنان مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 20 شهریور، فراز مهمی از سخنان معظم له را که ارباب رسانه به سادگی و بلکه کم توجهی از کنار آن گذشتند، واکاوی نموده و اشارات کلام ایشان را بازخوانی می نماییم تا دانسته شود که در بخش مهمی از خطبه‌ی غرای 20 شهریور روی سخن با کدامیک از جریان های سیاسی داخلی بوده است.
بدین منظور نخست، یک بند از متن خطبه های 20 شهریور ارایه کرده و سپس بار دیگر قطعه ای از مقاله‌ی پیشین رجانیوز را بازخوانی می کنیم تا دانسته شود که مخاطب مستقیم مورد اشاره ی خطبه های مقام عظمای ولایت چه کسی بوده است:
بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در خطبه‌های 20 شهریور:
بنده عرض کردم نشانه ی‏ اعتماد مردم به این نظام، حضور چهل میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم این که هشتاد و پنج درصد مردم مى‏آیند رأى می‌دهند، چهل میلیون پاى صندوق ها مى‏آیند، به هر کسى که رأى می‌دهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‏ اعتماد مردم به نظام است -که حقیقت قضیه هم همین است- اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب دربیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد!
بازخوانی بخشی از مقاله‌ی تحلیلی پیشین رجانیوز پس از خطبه‌های 26 تیر هاشمی رفسنجانی:
به متن زیر برگرفته از خطبه های نماز جمعه‌ی اخیر وی (هاشمی رفسنجانی) توجه فرمایید:
اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم/ 1 / یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند/2/ و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید./3/ (تکبیر نمازگزاران) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم/ 4/ (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تاییدتان کافی است)/ 5 / این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما /6 / البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند /7 / و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم /8 / و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم / 9 /
http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1227
آمار واژگان در این پاراگراف 9 جمله ای آقای هاشمی:
- تعداد واژگان: 99 عدد
- تعداد جملات از دیدگاه ادبی (با شمارش فعل ها): 20 جمله
- تعداد جملات از دیدگاه روانکاوی متن (باشمارش مفهوم ها): 9 جمله
- تعداد تناوب و تکرار واژه ی تردید: 9 بار
بررسی اول:
گوینده به ازای هر 11 واژه، یک بار واژه‌ی تردید را در کلام خود وارد و از زبان صادر کرده است. یعنی یک یازدهم سخنان فوق چیزی نیست جز واژه‌ی تردید (نقطه‌ی مقابل اعتماد)
طبق قاعده، چنانچه درصد حضور واژه‌ی احساسی خاصی، در یک متن 6،6% از کل واژگانِ نوشتار باشد، متن مذکور دارای وزن تأکیدی قابل توجهی بر آن واژه‌ی به‌خصوص خواهد بود. در واقع اگر به ازای هر 15 واژه، یک بار آن واژه تکرار شود، تأکید گوینده بر آن مفهوم، دارای وزن قابل توجهی است و بیانگر اصرار گوینده در القای آن مفهوم به مخاطب خواهد بود.
اما همان‌گونه که می‌بینیم در 9 جمله‌ی 99 واژه ای آقای هاشمی، 9 بار واژه‌ی تردید استخدام شده است، که در نتیجه درصد آماری تردید را در متن به 9،1% می رساند، یعنی حدوداً به ازای هر 11 واژه، یک بار تردید به کار رفته است و این یعنی تلاش و تأکید بسیار فراوان گوینده برای القای مفهوم تردید به مخاطبان. تأکیدی که از حد معمول تأکید، نیز حدود 3% فراتر رفته است.
بررسی دوم:
به بخش آخر پاراگراف فوق دقت کنید:
دو جریان هستند
یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان را می کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند /7 / و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم /8 / و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم / 9/
ببینیم که دو جریان مورد بحث ایشان چه ویژگی هایی دارند:
اینک در یک تقابلِ واژگانی، ترازوی احساسی کلام آقای هاشمی را در زمینه ی مقایسه ی جریان اولی ها (بی تردیدها) و جریان دومی ها (باتردیدها) کنار هم می گذاریم:
جریان دوم: بخش زیادی از مردم+ فهیم+ عالم کشور هستند.
جریان اول: کم هم نیستند+ یک عده هستند+ قاطع ایستاده اند+کار خودشان را می کنند.
نتیجه گیری کلی:
جریان اول: نه تنها صفات خوب و قابل بیانی در کلام و بیان هاشمی نداشته اند بلکه خودرای و کم تعداد نیز هستند.
جریان دوم: اکثریت هستند. فهیم هستند عالم هستند و اتفاقا همین جریان فهیم، عالم و اکثریتی هستند که تردید هم دارند.
نکته‌ی آخر:
به گفته‌ی آقای هاشمی باید برای جریان دومی ها و برای تردید این ها کاری کرد اما برای تأمین نظر و خواسته ها‌ی جریان اولی ها هیچ راهکاری در کلام 9،1 % تردیدزده‌ی هاشمی ارایه نشده است.
((پایانِ بخشِ بازخوانی شده از مقاله ی پیشین رجانیوز))
حال بیایید خطبه ی 20 شهریور رهبر انقلاب را با خطبه ی 26 تیر آقای هاشمی مقایسه کنیم:
تحلیل نهایی مقاله:
رهبرمعظم انقلاب در این بخش ازخطبه ها به چند نکته ی مهم اشاره کرده اند:
1-تأکید رهبری بر وجود اعتماد در مردم.
2-تأکید معارضان داخلی و خارجی بر وجود تردید و بی اعتمادی در مردم.
3-تأکید موجود در بند 2 تعمداَ در پاسخ تأکید موجود در بند 1 اقامه شده است تا به زعم خود ادعای رهبر انقلاب در خصوص وجود اعتماد در مردم را دروغ جلوه دهند.
4-کسانی از درون کشور با خارجی ها هم نوا شده و در لباس دلسوزی به وجود بی اعتمادی در مردم اشاره کرده اند.
بار دیگر به متن جملات ایشان دقت فرمایید:
- عرض کردم نشانه ی‏ اعتماد مردم به این نظام، حضور چهل میلیونى در انتخابات بود [اما در مقابل] در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده!
- این، جواب آن حرف است.
- گفتیم این که هشتاد و پنج درصد مردم مى‏آیند رأى می‌دهند، چهل میلیون پاى صندوق ها مى‏آیند...، نشانه‏ اعتماد مردم به نظام است. [اما در مقابل] اینها براى این که این حرف را دروغ از آب دربیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟
- بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد!
و اما با توجه به سخنان رهبر انقلاب چهار پرسش اساسی مطرح است:
1-در مقابل این کلام که ((مردم به نتایج اعتماد دارند))، عا لی ترین مقام داخلی که بحث تردید را مطرح کرد، کیست؟
2-می دانیم که وجود اعتماد توسط رهبر معظم انقلاب و از تریبون نماز جمعه ی تهران اعلام شده است. بنابراین کدام تریبون هم تراز و هم شان تریبون نماز جمعه است تا وجود تردید از آن جایگاه به شکلی مطرح شود که همان گونه که مقام معظم رهبری فرموده اند: ((این حرف جواب آن حرف باشد))
3-چه کسی و در کجا مطرح کرده است که برای رفع تردید مردم (یا اعتماد از دست رفته) باید کاری کرد.
4-در اصطلاحات رایج زبان فارسی، ((در لباس دلسوزی سخن گفتن)) به چه کسی اطلاق می گردد؟
پاسخ پرسش های فوق به ترتیب زیر می باشد:
1-آقای اکبر هاشمی رفسنجانی
2-تریبون نماز جمعه ی تهران
3-آقای اکبر هاشمی رفسنجانی- خطبه های نماز جمعه ی 26 تیر 1388
4-کسی که دلسوز نباشد اما خود را دلسوز نشان دهد. برای این که شواهد کلامی کافی بر این امر بیابیم کافی است به سادگی جمله‌ی "در لباس" را در سامانه‌ی گوگل تایپ و جستجو کنید. نتیجه‌ی به دست آمده در صفحه‌ی نخست گوگل نشان می دهد که در زبان فارسی اصطلاح "در لباس..." به معنای نعل وارونه زدن، دورویی و وارونه جلوه دادن نیات باطنی است. به نتیجه‌ی جستجوی اصطلاح "در لباس" در صفحه‌ی نخست گوگل توجه فرمایید:
همانگونه که مشاهده می شود در 7 مورد از 10 مورد یافته‌ی صفحه‌ی نخست گوگل این اصطلاح برای کسانی به کار رفته است که در واقع نیت‌شان کاملاً با ادعایشان در تضاد است. بنابراین به فرموده‌ی رهبر معظم انقلاب کسی که موضوع وجود تردید و بی اعتمادی را در مردم، نسبت به نظام مطرح کرده است، نه تنها دلسوز نیست بلکه به لباس دلسوزی درآمده است تا به اهدافی معکوس دست یابد. اما آنان که در لباس دلسوزی بذرهای تردید بر خاک میهن می پاشند، بدانند که این بذرهای سوخته در هیچ کجا از خاک ایران نخواهد رویید، نه به آب نه به بنزین.
حسن ختام این مقاله بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبه های گیرا و به یاد ماندنی 20 شهریور است تا مخاطبان هوشیار خودحدیث مفصل بخوانند از مجملِ حدیثِ جمل:
درباره‏ اهل جمل، در قضیه‏ جنگ جمل - که یکى از آزمایش هاى بسیار دشوار امیرالمؤمنین بود - فرمود: «انّ هؤلاء قد تمالئوا على سخطة امارتى»؛ اینها جمع شدند، دست به یکى کردند براى اینکه نسبت به این حکومتى که به امیرالمؤمنین رسیده است، خشم خود را آشکار کنند. «و سأصبر»؛ فرمود: من صبر خواهم کرد.اما تا کى؟ «ما لم‏اخف على جماعتکم»؛(6) آن وقتى که ببینم حرکت اینها دارد بین شما مسلمانها شکاف ایجادمی‌کند، اختلاف ایجاد می‌کند، برادران را در مقابل هم قرار می‌دهد، آن وقت وارد عمل خواهم شد و فتنه را علاج خواهم کرد؛ تا آن وقتى که ممکن است، صبر می‌کنم و با نصیحت رفتار می‌کنم.
و سلام بر اهالی تحقیق
شهریور 1388

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات