تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۲۳۰۱۴

افغانستان رسواکننده ناتو

نویسنده:مهدی یزدان پناه

پیمان آتلانیک شمالی (ناتو) که با عنوان مقابله با شوروی تاسیس شد در دهه 90 و با فروپاشی شوروی توانست به عنوان یک پیمان نظامی جایگاه خود را در معادلات جهانی حفظ کند. سرانجام ناتو در لوای مبارزه با تروریسم در سال 2001 به افغانستان لشکرکشی کرده و در اشغال این کشور مشارکت کرد تا اولین ماموریت خارج از اروپا را اجرایی کند. اکنون 8 سال از این حضور می گذرد در حالی که روند تحولات افغانستان نه تنها تحقق بخش اهداف ناتو نبوده است بلکه افشاگر رسوای ها و مشکلات گسترده اعضای این پیمان بوده است. در زمینه موقعیت ناتو در افغانستان چند نکته قابل توجه است.
ناتو در سال 2001 به بهانه مبارزه با تروریسم با محوریت سرکوب طالبان و القاعده وارد افغانستان شد. به رغم فعالیت های گسترده اکنون مقامات ارشد آمریکایی و اعضای ناتو از جمله رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا ، ژنرال مک کریستال فرمانده ناتو در افغانستان و حتی راسموسن دبیر کل ناتو رسما بر ناتوانی خود در برابر طالبان اعتراف کرده اند. آنها اذعان دارند که ناتو نتوانسته به عنوان تامین کننده امنیت بین الملل به وعده های خود عمل کند و نه تنها تروریسم مهار نشده بلکه در ابعاد گسترده ای در سراسر جهان انتشار یافته است.نکته قابل تامل دیگر آنکه ناتویی که روزی به عنوان اهدای دموکراسی به نقاط مختلف جهان لشکر کشی می کرد اکنون به بزرگترین جنایت کار جهان مبدل شده که هزاران نفر را قربانی سیاست های خود ساخته است.
بر اساس گزارش های سازمان ملل متحد از ابتدای سال 2009 تا کنون بیش از هزار غیر نظامی در حملات نظامی و انفجارها به کام مرگ رفته اند که بخش عمد ای از آنها در حملات ناتو بوده است. اکنون افکار عمومی جهان ناتو را نه تنها اهداکننده دموکراسی نمی شناسد بلکه خواستار اتمام جنایت های آن در عرصه جهانی هستند. این امر شکستی بزرگ برای ناتویی است که تلاش دارد خود را به عنوان جایگزین نیروهای حافظ صلح سازمان ملل معرفی کند.نکته اساسی در رسوایی های ناتو در افغانستان را می توان در برملا شدن تلاش اعضاء برای تبرئه خود از دست داشتن در کشتار غیر نظامیان افغانی دانست. در شرایطی که ناتو ادعا می کرد با اتحاد کامل برای مقابله با بحران های امنیتی جهان فعالیت و حتی با این نام به اشغال افغانستان پرداخته اما روند تحولات افغانستان افشاگر اختلافات گسترده و بحران داخلی میان اعضای ناتو است.
مخالفت برخی از اعضای ناتو با افزایش نیرو در افغانستان و حتی خروج برخی از این کشورها از ائتلاف جنگ در حالی بیانگر شکاف میان اعضا بود که مواضع اتخاذ شده پس از رسوایی ناتو در کشتار غیر نظامیان افغان در «قندوز» برگ دیگری از این اختلافات را فاش کرد.جالب توجه آنکه کشورهایی مانند آلمان و آمریکا که خود را متحدان قسم خورده می دانند در جنگی رسانه ای به اتهام زنی علیه یکدیگر پرداخته و هرکدام دیگری را عامل این کشتار معرفی می کنند. اکنون اعضای ناتو در ظاهر اتحاد خود را به نمایش می گذارند در حالی تحولات افغانستان کاملا نشان می دهد که این کشورها در حال فاصله گرفتن از یکدیگر هستند و با بهانه های مختلف به چانه زنی با یکدیگر می پردازند. جالب توجه آنکه سران ناتو از جمله آمریکا تلاش دارندتا به هر نحوی اتحاد ظاهری را حفظ و از تکرار سرنوشت پیمان ورشو ( اتحادی نظامی میان روسیه و متحدانش در برابر ناتو که پس از فروپاشی شوروی متلاشی شد ) جلوگیری کنند. در این چارچوب آمریکا در اقدامی بی سابقه در طول حیات ناتو حتی حاضر شده است که یکی از دو فرماندهی اصلی ناتو را به فرانسه واگذار کند. از سوی دیگر راسموسن دبیر کل ناتو نیز بر خلاف رویه اروپا در قبال ترکیه خواستار حضور فعال تر آنکارا در عملکردهای ناتو بویژه در افغانستان شده است.
روند این تحولات نشان می دهد که ناتو با شکاف و چالش های بسیاری مواجه شده است که می تواند فروپاشی درونی آن را به همراه داشته باشد.
بررسی مواضع اعضای ناتو نشانگر اختلافات عمیق و ریشه ای میان آمریکا و اروپا و حتی اختلاف میان اعضای اروپایی ناتو است که در تحولات افغانستان نمود پیدا کرده است. بررسی تحولات اروپا نشان می دهد که بسیاری از دولتها و ملتهای اروپایی از ادامه پرداخت هزینه های مالی و انسانی توسعه طلبی های آمریکا در قالب ناتو به سطوح آمده اند و خواستار پایان این همکاری هستند .آنها صرفا با ظاهر سازی اتحاد خود را حفظ کرده اند چنانکه تحولات اخیر افغانستان عملا این شکاف را آشکار کرده است.
در نهایت بررسی تحولات افغانستان بویژه مواضع اتخاذ شده از سوی اعضای ناتو پس از رسوایی کشتار غیر نظامیان و بازگشایی پرونده ناتو در دادگاه لاهه بیانگر چالش های گسترده ناتو در عرصه داخلی و اجرای وعده های اعلام شده از سوی آنها در 8 سال گذشته است که بیش از هرچیز اختلافات داخلی آنها را به نمایش می گذارد؛ چنانکه راسموسن دبیر کل جدید ناتو از زمان حضور در این سمت ضمن اعتراف به تاثیر منفی جنگ افغانستان بر اتحاد ناتو تمام برنامه های خود را بر جلوگیری از متلاشی شدن ناتو استوار ساخته است. به هر تقدیر می توان گفت ،افغانستانی که روزی به عنوان سکوی پرتاب ناتو برای تبدیل شدن به اولین قدرت نظامی جهان معرفی می شد امروز به عامل زوال درونی و برملا شدن اختلافات درونی اعضای این پیمان مبدل شده که ادامه آن می تواند فروپاشی و چند دستگی ناتو را به همراه داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات