به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی واشنگتن پست با انتشار مقالهای تحت عنوان "پذیرش گزینهی شکست در خاورمیانه" به قلم استفان والت یکی از اساتید روابط بینالملل دانشگاه هاروارد، به ارزیابی این نشست و رویکردهای دولت اوباما در قبال فرآیند صلح پرداخته است.
در این مقاله آمده است: هنگامی که اوباما به قدرت رسید، معتقد بود امکان دستیابی به راهکار تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسراییل وجود دارد. او در اولین اقدام جهت تحقق این هدف تلاش نمود تا اسراییل را به توقف شهرک سازیهایش در اراضی اشغالی قانع سازد. اوباما از این سیاست، هدف کمک به محمود عباس و قانع سازی کشورهای عربی جهت عادی سازی روابطشان با اسراییل را دنبال میکرد و از سوی دیگر به دنبال بهبود وجههی آمریکا در جهان عرب و اسلام بود.
استفان والت مینویسد: در همین راستا، گامهای دولت اوباما جهت فراهم کردن مقدمات تشکیل کشور مستقل فلسطین آغاز شد؛ اما متاسفانه در آن سو دولتی وجود داشت که نخست وزیر آن (نتانیاهو) توجهی به راهکار تشکیل دو کشور و یا توقف شهرک سازیها نداشت و خواهان تشکیل کشور اسراییل بزرگ و ادامهی سیطره بر کرانه باختری و نوار غزه بود. واکنشها و مخالفتهای کامل دولت نتانیاهو با درخواستهای دولت آمریکا به گونهای است که گویا با هیچ گونه اعمال فشاری از سوی واشنگتن روبرو نشده است.
در ادامهی این مقاله میخوانیم: با آغاز اقدامات نتانیاهو مبنی بر افزایش رشد شهرک سازیها و سخن گفتن از رشد طبیعی این شهرکها، اعلام ساخت 2500 شهرک جدید و پس از آن اظهارات نتانیاهو در دانشگاه بارایلان مبنی بر تشکیل کشور فلسطین عاری از سلاح و همزمان کاهش حمایتهای مردمی از اوباما، موجب تشدید موضع افراطی نتانیاهو شد تا جایی که یکی از مسوولان بلندپایهی دولت اوباما ماه گذشته در جمع خبرنگاران از امکان آغاز روند مذاکرات صلح بدون توافق از پیش تعیین شده بر سر توقف کامل شهرکسازیها سخن گفت؛ اظهاراتی که موجب شد اسراییل به خود اجازه دهد دهها واحد مسکونی جدید در کرانه باختری احداث کند و در مقابل تنها موضعگیری واشنگتن، ابراز تاسف و در عین حال تاکید بر پایبندی به حفظ امنیت اسراییل بود. پس از آن نیز اسراییل فورا تصمیم ساخت واحدهای مسکونی جدید در بیتالمقدس شرقی را صادر کرد.
والت میافزاید: نتانیاهویی که جهت تحقق رویای اسراییل بزرگ بدون به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین تلاش میکند، برای تحقق هدفش ضمن ادامه شهرکسازیها به دنبال توسعه هر چه بیشتر این شهرکها است. اقداماتی که نمیتوان آن را چیزی جز عملکرد عدهای تندرو توصیف کرد که نهایتا دنبالهروی از خط و مشی احزاب کارگر و لیکود از 40 سال پیش تاکنون است.
در ادامه این مقاله آمده است: هنگامی که اوباما با بحران اقتصادی و طرح خدمات بهداشتی و پروندههای افغانستان و ایران درگیر بود، لابی اسراییلی در آمریکا به شدت به دنبال همکاری با اسراییل بود و در پیامی که مصداق این موضوع در آن دیده شد، 329 نماینده و 76 سناتور کنگرهی آمریکا آن را به امضا رسانده و به اوباما تحویل دادند. این نمایندگان در نامهی خود از اوباما خواستند تا با موضعگیری اسراییل تعامل مناسب و مثبت داشته باشد. علاوه بر آن ماه گذشته 56 عضو کنگرهی آمریکا به اسراییل سفر کرده و پس از آن در یک کنفرانس خبری مرتبط ساختن شهرک سازیهای اسراییل به مسایل دیگر را اشتباهی بزرگ دانستند و تاکید کردند که بین شهرک سازیها در کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی تفاوت وجود دارد. این اقدامات در واقع پیامی آشکار به اوباما و دیگر ارکان دولتش بود مبنی بر این که هر گونه اعمال فشار علیه اسراییل با مخالفت کنگره روبرو خواهد شد.
این نویسنده میافزاید: با توجه به وجود افرادی در دولت اوباما هم چون دنیس راس که با هر گونه اعمال فشار علیه اسراییل مخالف هستند، این مساله بیش از پیش سوال برانگیز است که چگونه اوباما و فرستادهاش با چنین شرایطی میتوانند اسراییل را تحت فشار قرار دهند.
استفان والت در پایان مقالهاش مینویسد: از حقایق موجود میتوان این چنین نتیجهگیری کرد که همانطور که ایهود المرت نخست وزیر سابق اسراییل چند سال پیش شکست راهکار تشکیل دو کشور فلسطین و اسراییل را پیش بینی کرده بود، چنانچه اوباما به درستی خود را از این تنگنا خارج نسازد، به سرنوشت دیگر رییسان جمهور آمریکا دچار میشود که برای حل و فصل بحران فلسطین و اسراییل تلاش کردند اما شکست خوردند.