تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۲۳۶۳۷
همکاریهای ایران و روسیه

هزینه‌ها، فرصتها و تهدیدها


توحید شوطی
پس از فروپاشی شوروی سابق در پی اجرای پروستریکای گورباچف تا به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین روسیه بازیگر مهمی در صحنه جهانی نبود ولی پس از آن به موازات رشد سریع اقتصادی روسیه آقای پوتین سعی کرد با بازسازی وجهه این ابرقدرت سابق ضمن حفظ روابط با غرب و همکاری با ناتو با مهار توسعه نفوذ غرب به شرق مواضع مستقل خود را دنبال کند و در صحنه های مختلف بین المللی از جمله خاورمیانه آسیای میانه آمریکای جنوبی اروپا و آسیای شرقی سیاستهای زیر را دنبال کند.
1 ـ در شرق آسیا با رفع مشکلات خود باژاپن برسر جزایر کوریل حضور در گروه شش جانبه خلع سلاح هسته ای کره شمالی همکاری نزدیک با چین حضور در پیمان شانگهای و توسعه حضور در تامین انرژی نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را گسترش دهد.
2 ـ در اروپا با جلوگیری از توسعه ناتو به شرق بازی با اهرم انرژی و جلوگیری از ایجاد سپر دفاع ضد موشکی غرب حضور نظامی و سیاسی گذشته خود را احیا کند.
3 ـ در آمریکای مرکزی با بازسازی روابط خود با کوبا و نزدیکی با ونزوئلا و حضور اقتصادی و نظامی در حیات خلوت آمریکا با استقرار موشکهای جدید خود را به مرزهای آمریکا نزدیک کرده و حرکتهای ضد آمریکایی را تقویت کند.
4 ـ در خاورمیانه با مخالفت با حمله نظامی یکجانبه آمریکا به عراق همکاری در برنامه نظامی و هسته ای ایران همزمان با حضور در گروه 1+5 نزدیکی با گروهها و کشورهای طرف مناقشه با اسرائیل حضور سیاسی و تعاملات خود را در مذاکرات صلح خاورمیانه به عنوان یک ابر قدرت جهانی حفظ کند.
5 ـ در کشورهای مشترک المنافع و حاشیه خزر با گسترش همکاریهای مشترک و دفاع از منافع مشترک آنها در منطقه از جمله خزر در مواضع امنیتی و سیاسی آنها یکپارچگی ایجاد کند و از نفوذ غرب و ناتو در منطقه امن خود جلوگیری کند.
6 ـ در صحنه فرا منطقه ای با عضویت در کنفرانس کشورهای اسلامی و نزدیکی با کشورهای اسلامی از فشارهای سیاسی آمریکا و کشورهای اسلامی نسبت به تحولات داغستان قفقاز و چچن بکاهد
در این میان ایران علاوه بر منافع منحصر به فرد منطقه برای روسیه در حوزه های بین المللی نیز به دلیل داشتن مشکلات ساختاری با غرب شریکی قابل اعتماد و مناسب برای روسیه محسوب می شد و می توانست در اجرای بندهای 1 ، 2 و 3 بصورت غیر مستقیم و در اجرای بندهای 4 ، 5 و 6 به طور مستقیم وارد عمل شود . با نگاه به این موارد اگر ایران را قویترین مهمترین و بهترین مهره در بازی روسیه در سیستم نظم نوین جهانی بنامیم اغراق نکرده ایم . سابقه سخاوتمندی ما در رابطه با کشورهای انقلابی و مخالف غرب در مناطق مختلف جهان نیز اجرای این سیاست را برای روسیه راحت تر می نمایاند لذا خیلی شتابزده و شاید بدون ارزیابی انتظارات و هزینه های طرفین این مشارکت در عرصه منطقه و بین المللی در دوران بعد از فروپاشی ظهور پیدا کرد بطوری که در خیلی از مواضع بعدی ایران از جمله مناقشات گرجستان انقلابهای به اصطلاح رنگی نزدیکی به روسیه در بازار انرژی اروپا همکاری با کره شمالی و چین حضور در آمریکای مرکزی تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ارتباط روسیه با حماس پذیرفته شدن روسیه به عنوان عضو ناظر در کنفرانس کشورهای اسلامی و مشارکت با روسیه در تشکیل اوپک گازی و.... این موضوع نمایان شد. در زیر توضیحات قسمتی از تعاملات ایران و روسیه در دوره جدید آورده شده است .
تعاملات در حوزه کشورهای مشترک المنافع
جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع با هدف حفظ پیوندهای سیاسی فرهنگی اقتصادی و صنعتی و بدنبال فروپاشی شوروی تشکیل شد که روسیه بلاروس آذربایجان ارمنستان قزاقستان قرقیزستان مولداوی تاجیکستان ترکمنستان ازبکستان و اوکراین از جمهوری های شوروی سابق اعضای آن را تشکیل می دهند. در گذشته سیاست خارجی ما در رابطه با این کشورها با حساسیت نسبت به منافع و راهبردهای روسیه در این حوزه صورت گرفته است در حالی که با توجه به اشتراکات فرهنگی مذهبی و تاریخی مابین ایران و اکثر کشورهای فوق ظرفیت ایران برای گسترش و توسعه مناسبات فرهنگی و اقتصادی در آنها منحصر به فرد بوده است و متاسفانه بصورت مناسب استفاده نشده و بی طرفی ایران نسبت به جریانهای ملی و مذهبی در آن کشورها از جمله داغستان چچن منطقه قفقاز و آذربایجان بعلاوه مواضع متعاملانه با روسها در مناقشات قره باغ علاوه بر اینکه بحثهایی را بین افکار عمومی داخلی ایجاد کرده است در مناسبات خارجی نیز ظرفیتهای توسعه سیاسی و اقتصادی ما را در اختیار کشورهای دیگر گذاشته است لذا دیپلماسی همراهی ما در عمل در جهت کمک به ایجاد یک سپر دفاعی برای جلوگیری از نفوذ غرب به شرق در منطقه مورد استفاده واقع شده است و بعضا هزینه هایی نیز برای ما داشته است . از آن جمله سیاست ما در مناقشه قره باغ می باشد که علیرغم حمایتهای روسیه از ارمنستان و تعاملات مثبت روسیه و ایران در گذشته با این کشور اکنون ارمنستان با اجرای مانور نظامی مشترک با ناتو و گرجستان در منطقه عملا با دعوت از غرب به منطقه منافع ملی و امنیت ما را در آن منطقه به چالش کشیده است .
تعاملات در حوزه خاورمیانه
بعد ازحملات 11 سپتامبر خاورمیانه در راس توجهات سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت . پوتین نیز گرایش فزاینده ای نسبت به حوزه خاورمیانه پیدا کرد. او نخستین رهبر خارجی بود که برای همکاری قدرتمند با بوش ابراز آمادگی کرد اما در عمل با اتخاذ یک راهبرد ناهمگون در پی توسعه نفوذ روسیه با هزینه آمریکا بود لذا همراهی آمریکا و روسیه زیاد دوام نیاورد و در پی رشد قدرت روسیه و متعاقب آن سهم خواهی بیشتر روسیه از نظم نوین جهانی غرب روابط ونوع همکاریهای روسیه و غرب دگرگون شد. (1) پیروی روسیه در همراهی برنامه های واشنگتن جلوگیری از برنامه های هسته ای ایران و تشویق دمکراسی هزینه های بیشتری برای این کشور ببار می آورد و منافع روسیه را تهدید می کرد. در این شرایط جدایی واشنگتن و مسکو در خصوص مسائل خاورمیانه طبیعی به نظر می رسید . لذا سیاست خارجی روسیه با یک رویکرد بر اساس راهبرد تهیه شده در ژوئن 2000 که اولویت های مسکو را در قبال خاورمیانه ترسیم می کرد اصلاح گردید و تقویت جایگاه روسیه در خاورمیانه بویژه در حوزه اقتصادی در دستور کار روسیه قرار گرفت . (2) در این میان حضور ایران در این منطقه استراتژیک با پتانسیلهای قوی اقتصادی نوع نگرش خاص آن به غرب نیازهایی که ایران در زمینه اقتصادی و نظامی با وجود تحریمها و تهدید های غرب داشت و منافعی که در قبال به جریان افتادن پرونده هسته ای ایران ممکن بود نصیب روسیه شود برای روسیه یک امتیاز استثنایی در منطقه خاور میانه محسوب می شد.
تعاملات در حوزه مناسبات اقتصادی
در حوزه های اقتصادی ارزیابی نتایج حاصل از تبادلات گذشته تجاری میان ایران و روسیه دور نمای مناسبی را طراحی نمی کند. امتیازات اقتصادی که به روسیه در ایران واگذار شده بیشتر سرمایه گذاری در پروژه های زیربنایی و صنایع سود ده نفت و گاز بوده که در واقع در راستای برنامه راهبردی روسیه و شرکت نفت روسی لوک اویل در بدست آوردن 23 درصد تولید نفت در خاورمیانه تا سال 2015 می باشد . (3) ولی سرمایه گذاریهای ایران در روسیه و حوزه های تحت نفوذش بیشتر فاقد توجیه مناسب اقتصادی بوده است از جمله سرمایه گذاری در صنعت خودرو روسیه و بلاروس که یکی از صنایع ما را تا آستانه ورشکستگی پیش برد از آن جمله قرارداد تجاری ایران و روسیه در روز 1 تیر 1387 برای ساخت 100 هواپیمای مسافربری توپولف با ظرفیت 210 نفر (اخیرا استفاده از هواپیماهای روسی با توجه به سوانح هوایی متعدد در خطوط هوایی داخلی و خارجی زیر سوال رفته و خطوط هواپیمایی خود روسیه به هواپیماهای غربی گرایش پیدا کرده اند) همچنین تفاهم نامه دو کشور در روز 2 تیر برای برقراری ارتباط ترانزیتی و سرمایه گذاری 570 میلیون دلاری روسیه در بخش حمل و نقل ایران می باشد.
دستاورد روس گریزی غرب در مسیر انرژی و فرصتهای سوخته ایران
چندی است که علاقه روسیه برای تبدیل شدن به ابرقدرت انرژی اتحادیه اروپا را نگران کرده است و روسیه باتاکید بر اجرای ساخت خطوط لوله «جریان شمالی» و «جریان جنوبی» این استراتژی خود را بیشتر بروز می دهد. در این بین اتحادیه اروپا برای افرایش ضریب امنیتی خود در حوزه انرژی برای خنثی کردن این هدف روسیه سیاست متنوع سازی در نوع و خطوط انرژی را دنبال می کند و با تاکید بر ضرورت کنار گذاشتن روسیه از راهبرد امنیت انرژی اتحادیه اروپا از احداث خط لوله جریان شمالی با وجود به صرفه بودن آن حمایت نمی کند. که البته سیاست های روسیه طی چند سال اخیر به ویژه بازی سیاسی آن با اهرم انرژی این حساسیت اروپا را بیشتر کرده است و اروپا را بر آن داشته که برنامه ساخت هرچه سریع تر خط لوله گازی نابوکو را به نحو جدی در دستورکار خود قرار دهد.
دریای خزر و انرژیهای نهفته در آن و کشورهای حاشیه آن اهمیت حیاتی برای اروپا دارد و همراهی ایران با سیاستهای روسیه در منطقه باعث حذف حضور ایران در طرحهای انتقال نفت و گاز دریای خزر به اروپا شده است از جمله این طرحها پروژه احداث خط لوله نفت باکوـ تفلیس ـ جیحان می باشد که دیدگاه امنیتی ایران به خزر در همراهی با سیاستهای روسیه در جهت ممانعت از حضور قدرتهای دیگر در خزر باعث شد بدون حضور ایران توسط بقیه کشورهای ساحلی خزر اجرا گردد. همچنین در پروژه خط لوله گاز نابوکو (جهت کاهش وابستگی شدید غرب به گاز روسیه بعد از اختلافات زمستان گذشته روسیه و اوکراین که منجر به قطع گاز روسیه به اروپا شد مطرح گردید) اروپا به بهانه بی ثباتی در ایران و در واقع با فرضیه کاهش نفوذ سیاسی روسیه به جریان انرژی اروپا حضور ایران را درآن پروژه هدف قرار داد و ترکیه بدون نفت و گاز را با حذف دارنده دومین منابع گازی جهان گلوگاه انرژی خود برگزید و ترکیه مدیر قرارداد انتقال 31 میلیارد متر مکعب گاز در سال به اروپا گردید که ارزش آن 11 میلیارد دلار بوده و شش هزار فرصت شغلی ایجاد می کند و با این اقدام اهرم فشار سیاسی ترکیه به اروپا و غرب را در حوزه های مختلف از جمله عضویت در اتحادیه اروپا با ناراحتی پذیرفت و حتی غرب را بعد از موضع ترکیه در قبال ماجراهای غزه و درگیری لفظی رجب طیب اردوغان با شیمون پرز در اجلاس تجارت جهانی در داووس سوئیس به معذرت خواهی و دلجویی رسمی واداشت و برای تامین امنیت آن حتی شاهد تضعیف نیروها و تفکرات لائیک در ترکیه گردید که غرب روی آن درگذشته خیلی سرمایه گذاری کرده بود.
همه این فرصتهای باد آورده که بیشتر بواسطه برنامه کاهش تسلط روسیه بر جریان انرژی اروپا ایجاد شد به ترکیه این امکان را داد که در کنار دستیابی به هشتمین رتبه اقتصاد جهانی امتیازات خود را در رهبریت جهان اسلام بیشتر کند موقعیتی که بعد از افول قدرت امپراطوری عثمانی همیشه به عنوان یک رویا برای ترکیه مطرح بود. شاید اشاره به هزینه هایی که اروپا در تامین امنیت مسیر انرژی خود در تعامل با ترکیه پرداخته خارج از حوصله این مقاله باشد ولی اشاره به این موارد اهمیت بعضی از فرصتها را بیشتر نمایان می کند.
با امضای قرار داد خط لوله نابوکو و قطع کنترل روسیه بر مسیر انرژی اروپا روسیه برای حفظ منافع از دست رفته خود طی قرارداد ساخالین 30 سی میلیارد متر مکعب گاز خود را به چین ژاپن و آسیا فرستاد و با این قرارداد منافع تجاری خود را از اروپا به آسیا منتقل کرد و حتی بدون در نظر گرفتن کاهش نفوذ روسیه در اروپا از نظر تجاری در موقعیت بهتری نسبت به نابوکو قرار گرفت اما در این بین ایران با پا در هوا بودن خط لوله صلح بین ایران پاکستان و هند علیرغم امتیازاتی که برای هند و پاکستان در بحث قیمت گذاری پیشنهاد شده با دارا بودن دومین مخازن گاز دنیا منافع خود را از دست رفته می بیند.
تعامل ایران با روسیه در تعدیل مشکلات داخلی روسیه
هنگامی که آمریکا درگیر طالبان بود موضوع چچن نیز امنیت داخلی و تمامیت ارضی روسیه را تهدید می کرد. درگیریهای چچن باعث شد به صدها هزار نفر در زمان صدور فرمان حمله نظامی به چچن توسط بوریس یلتسین خسارت وارد شود. حتی بعد از آتش بس موضوع چچن حل نشده و به سمت هرج و مرج پیش می رفت . گروه های اسلامی خارجی در رهبری چچن نفوذ کرده بودند و مسکو قادر نبود علیرغم موفقیتهای ظاهری مشکل جدایی طلبان چچن را در خاک روسیه حل کند. نیروهای روسی حتی با استفاده از شدت عمل نتوانستند حملات گروههای اسلام گرا را به استانهای همجوار که دنبال برپایی جمهوری اسلامی در شمال قفقاز بودند متوقف نمایند.
پوتین که در داخل با مسائل حاشیه ای خطرناکی روبرو شده بود با تغییر جهت ترجیح داد همکاری با آمریکا در چارچوب نبرد علیه نیروهای به اصطلاح تروریسم را قطع نماید و با اینکه فقط 15 درصد جمعیت روسیه مسلمان بودند در سال 82 درخواست عضویت در سازمان کنفرانس اسلامی داد . روسیه فاقد معیار لازم (حداقل 50 درصد جمعیت مسلمان) بود و اگرچه سازمان کنفرانس اسلامی در ابتدا به مسکو حق عضویت کامل نداد اما با حمایتهای ایران آن را به عنوان عضو ناظر پذیرفت و در سال 84 دارای کرسی ثابت شد . این عضویت در واقع یک نوع همزیستی بود که می توانست فشار آمریکا و کشورها ی اسلامی را بخاطر انتقاد نسبت به سیاست هایش در چچن متعادل کند. چرا که سازمان کنفرانس اسلامی مخالف مداخله در امور داخلی کشورهای عضو خود می باشد. بدین ترتیب روسیه توانست بعنوان یک عضو کنفرانس اسلامی از مصونیت ضمنی در کنفرانس اسلامی برخوردار گردد و در صحنه فرا منطقه ای ضمن نزدیکی با کشورهای اسلامی از فشار سیاسی آنها در تحولات قفقاز داغستان و چچن که بزرگترین مشکل داخلی روسیه بود بکاهد.
تعامل با روسیه در حوزه دریای خزر
در حوزه دریای خزر چیزی که مشهود است آنست که دیپلماسی و مسیر پیگیری حقوق ایران در دریای خزر ضعیف می باشد و به نظر می رسد بیشتر به مسائل حاشیه ای گره خورده است و نوع نگاه امنیتی یک جانبه ما به دریای خزر که همراستا با سیاستهای روسیه در جهت مقابله با نفوذ غرب در خزر صورت می گیرد ناخواسته فرصتهای موجود در خزر را که می توانست در افزایش ضریب اقتصادی و امنیتی ما موثر باشد. از دست ما خارج کرده و عملا چنانچه شاهد هستیم کشورهای دیگر حاشیه خزر با عقد قرار دادهای دو و سه جانبه منافع موجود در خزر را بین خود تقسیم و از آن بهره برداری می کنند. از آن جمله انتقال نفت خزر توسط خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحون به اروپا می باشد که در اوایل خیلی ها در داخل آن را غیر ممکن می دانستند و اکنون با حمایت اروپا با هدف کاهش نفوذ روسیه بر مسیر انرژی اروپا و سیاست متنوع سازی انرژی اروپا اجرایی شده است.
چنانچه گفته شد مخالفت ایران با حضور کشورهای دیگر در منافع اقتصادی خزر بیشتر به دلیل هماهنگی با سیاستهای روسیه بوده است چرا که این موضوع مناسبتی با استراتژی ما نداشت و ما در قراردادهای پارس جنوبی مخالف این عمل می کنیم و از سایر کشورها دعوت به همکاری می کنیم و تجربه ما در مخازن گازی مشترک با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج همیشه فارس عکس این را نشان می داد. علاوه بر آن ما می دانیم که نشان داده شدن چراغ سبز توسط بقیه کشورهای حاشیه خزر علیرغم مخالفت ایران برای حضور اروپا در خزر کفه مواضع مدعوین را به نفع شرکایمان در خزر تغییر خواهد داد. به نظر می رسد این دوگانگی دیدگاه ما در شمال و جنوب را ماهیت همکاریهای ما با روسیه در حوزه های مختلف از جمله همکاریهای هسته ای به ما تحمیل کرده است و شاید ریشه بی توجهی به منافع ایران در خزر نیز تعمیم نوع نگرش سخاوتمندانه ما توسط شرکایمان باشد. چنانچه اخیرا نیز با تشکیل کنفرانس تعیین رژیم حقوقی دریای خزر بدون حضور ایران سهم ایران را در دریای خزر با ابهام مواجه کردند . (5) اهمیت سهم ایران در دریای خزر فقط بخاطر منابع انرژی موجود در بستر آن نیست بلکه منافع دیگری از جمله شاهراه انرژی اروپا کشتیرانی مسائل زیست محیطی و آبزیان موجود در آن نیز از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد و در شرایط بوجود آمده به نظر می رسد کنترل این بحران و استیفای حقوق و امنیت ملی ما در خزر از دست وزارت امور خارجه خارج شده است و نیاز به توجه بیشتر در سطوح بالاتر حکومتی می باشد.
دستاوردهای ایران از همکاریهای مشترک با روسیه
ایران در مقابل سخاوتمندیهای یکطرفه فقط دو انتظار نا نوشته از روسیه داشت.
1 ـ گسترش همکاریهای نظامی
2 ـ مختومه کردن پرونده هسته ای ایران .
که اولی مدام در تعامل با قدرتهای فرا منطقه ای که ایجاد تغییر توازن قوا را در منطقه مخالف منافع خود می بینند منوط می شود تا مبادا ایران را در منطقه خاورمیانه در موقعیت نظامی برتر نسبت به سایر رقبا قرار دهد. نمونه های آن در گذشته کم نبوده است و روسیه حتی برای معامله بر سر این موضوع پیشنهادهای همکاری در توسعه تکنولوژی نظامی به غرب را نیز داده است و در این میان همکاریهای نظامی روسیه با اسرائیل در گذشته قابل تامل به نظر می رسد. و اما در مورد انتظار دوم شواهد نشان می دهد روسیه سعی می کند در برنامه های هسته ای ایران به عنوان بازیگری اثر گذار میان ایران و غرب ایفای نقش کند. لذا روسیه از یک سو با علم بر اینکه غرب در مورد ادعای خود مبنی بر انحراف در مسیر دانش هسته ای ایران دلایل محکمه پسندی ندارد از غرب در مورد اثبات ادعای خود درخواست مدرک می کند و از سوی دیگر عملا با ارسال پرونده هسته ای ایران از شورای حکام به سازمان ملل و تصویب تحریمهای رنگارنگ علیه کشورمان با غرب بر سر اعمال فشار هم داستان می شود در این بین به نظر می رسد برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران و همکاری های اتمی تهران و مسکو برای ساخت نیروگاه اتمی در بوشهر به مثابه ابزاری در دست روسیه برای اخذ امتیازات بیشتر از غرب و ایران مبدل شده است .
در نتیجه نمی توان اقدامات روس ها در خصوص حمایت های موضعی از ایران در برابر غرب را سیاست استراتژیکی مسکو محسوب نمود. روسیه بیشتر سعی دارد همچون بازیگری زیرک از روابط خاص ایران و غرب بیشترین بهره را ببرد لذا روس ها برای آنکه از یک سو به تهدیدهای آمریکا در خصوص گسترش ناتو به شرق و طرح هایی نظیر سپر دفاع موشکی پاسخ دهند و از سوی دیگر از عرصه تعاملات جهانی قدرت های بزرگ خارج نشوند با تاکید بر مسائلی نظیر برنامه های هسته ای ایران سعی در امتیازگیری از غرب دارند و شواهد امر نیز نشان می دهد که در اجرای این سیاست خود موفق بوده است چرا که از یک طرف توجه ما به منافع روسیه در جهان و منطقه بیشتر شده از طرف دیگر مسیر بسته های مشوق پیشنهادی غرب که در سالهای گذشته در مسیر پرونده هسته ای به ایران پیشنهاد می شد. از ایران به سوی روسیه تغییر جهت داده و آمریکا از اجرای طرحهای امنیتی در اروپای شرقی که می خواست با استقرار سیستم سپر دفاع موشکی از یک سو ارتقای قدرت وجایگاه خود در اروپای شرق بهبود ببخشد و از سوی دیگر با ایجاد مرز بین روسیه و حوزه نفوذ سنتی آن از حضور مجدد روسیه به عنوان ابرقدرت در منطقه جلوگیری کند منصرف شده است و این موضوع حساسیت خاص وزارت امور خارجه را می طلبد.
پیشنهاد
به نظر می رسد در شرایط موجود ایران باید با تاکید بر این امر که نقش حساسی را در ترمیم موقعیت روسیه جدید داشته است و موضع ایران در قبال مناقشات اقتصادی و امنیتی شرق و غرب می تواند تعیین کننده باشد و با علم بر اینکه در حال حاضر روسیه یک ابرقدرت جهانی تعیین کننده در صحنه جهانی نیست از حرکت های تاکتیکی کوتاه مدت پرهیز نماید و به نوع روابط خود با مسکو و غرب در چار چوب یک راهبرد استراتژیک نگاه کند بخصوص با افزایش احتمالی مناقشات میان روسیه و آمریکا در حوزه های امنیتی و قوت گرفتن عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو و همکاری اخیر نظامی ارمنستان با ناتو که با برطرف شدن تیرگیهای ترکیه و ارمنستان همراه شده ایران باید با هوشمندی بیشتر تعامل جدید مسکو با بر سر امنیت اروپا و اظهارات اخیر مفامات روسیه را با حساسیت تحلیل کرده و موقعیت خود را بهتر شناسایی کند و از وجه المصالحه شدن میان روسیه و غرب جلوگیری کرده و بیشترین بهره را از تعارضات میان مسکو و غرب ببرد. به ویژه این که ایران از توانایی ها و ظرفیت های بالقوه ای در منطقه حساس خاورمیانه وآسیای میانه و انرژی برخوردار است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات