گروه سیاسی: نامه انتقادی محمدعلی انصاری در واکنش به هتک حرمت های صورت گرفته توسط محمدجواد لاریجانی خیلی زود به دفتر دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ارسال شد. در این نامه محمدعلی انصاری به عنوان مدیر موسسه نشر و آثار امام خمینی نسبت به رویکرد حرمت شکنان واکنش نشان داد و از وی به خاطر اتخاذ مواضعی تخریبگرایانه علیه بیت امام خمینی(ره) انتقاد کرد. البته محمدعلی انصاری در حالی این نامه را به رغم میل باطنی خود به نگارش درآورد که صفاتی را برای خانواده امام برشمرد. وی خانواده امام را افرادی دانست که هرگز مرعوب نمی شدند، مفتون اسم و نام و رسم نیستند، آزادانه و شجاعانه از حق و انصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع می کنند و همواره در خط اصیل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود و در نهایت سرنوشت و جایگاه آنان با دست لطف الهی رقم خواهد خورد.
در واقع این نامه پس از سخنان محمدجواد لاریجانی در حاشیه مراسم افتتاح نمایشگاه نجوم در مجلس نوشته شد زیرا در این مراسم محمدجواد لاریجانی که میهمان برادر خود علی لاریجانی بود موسوی را آماج حملات خود قرار داد و وی را به رجوی تشبیه کرد که آینده سیاسی خود را از بین برد. اما حملات لاریجانی به میرحسین موسوی خلاصه نشد، گو اینکه وی سیدحسن خمینی را به خاطر حمایت از میرحسین موسوی آماج حملات خود قرار داد و از وی به خاطر عدم حضور در مراسم احمدی نژاد در مرقد امام انتقاد کرد و در عین حال به وی هشدار داد: حرمت متولی را باید امامزاده نگه دارد. ما به امام احترام می گذاریم و این احترام باید به خانواده ایشان سرایت کند، هرچند خانواده ایشان نیز مسوولیت دارد. محمدجواد لاریجانی که بعد از انتخابات 22 خرداد اولین فردی بود که در صدا و سیما حضور یافت و به انتقاد از موسوی پرداخت، حسن خمینی را متهم کرد که به اصول دموکراسی اعتقاد ندارد در حالی که باید به فردی که پست ملی دارد، احترام بگذارد.
همچنین وی به رابطه سیدحسن خمینی با مراجع نیز انتقاد کرد و از حمایت سیدحسن خمینی از کسانی که مخالف حکومت ولایت فقیه هستند، انتقاد کرد، به گونه یی که وی به صورت آشکار تصریح کرد: برای بیت امام بسیار نامناسب است که از یک جریان سیاسی حمایت کند که این جریان سیاسی می خواهد دولت سکولار روی کار بیاورد و مورد حمایت منافقین، امریکا و صهیونیست ها است. اگر می خواهند حرمت امام(ره) را نگه دارند باید از مناقشات دوری کنند.گرچه از اظهارات محمدجواد لاریجانی خطاب به بیت امام خمینی بیش از یک هفته می گذرد اما او هنوز پاسخ خود را دریافت نکرده بود که بار دیگر در دانشگاه شریف حضور پیدا کرد و درباره میرحسین موسوی همان گونه سخن گفت. ولی اهانت به خانواده امام کافی بود تا محمدعلی انصاری برخی از مصلحت ها را نادیده بگیرد و از جواد لاریجانی این سوال را بپرسد که داستان این تمامیت خواهی کی به پایان خواهد رسید؟محمدعلی انصاری که مدیریت موسسه نشر و آثار امام خمینی را برعهده دارد در ابتدای نامه خود به این مساله اشاره می کند: بنای جواب نداشته ام اما سابقه آشنایی با خانواده امام مرا بر آن داشت که مطالبی در این مورد بنویسم. محمدعلی انصاری با طرح این سوال که هدف از حجم زیاد شایعات و تخریب ها علیه شخص امام چیست، گفت: قطعاً برای مردم و بسیاری از صاحب نظران این سوال مطرح است که فلسفه این کار چیست و با بیان آن چه هدفی را دنبال می کنند.
بی گمان توفیق کامل در پاسخ به این سوال مستلزم بازخوانی و واکاوی امواج گسترده شایعات و تخریب ها علیه شخص امام و یادگاران گرانقدر ایشان قبل و بعد از انقلاب است. شاید برای نسل دوم و سوم و حتی نسل اول انقلاب دشوار باشد باور این واقعیت که امام با آن همه ابعاد بیکران معنویت، عرفان، فقاهت، سیاست و ایثار در راه نجات مردم، آماج تهمت و هتک و برچسب های گوناگون وابستگی از قبیل وابسته به اجانب، غیرایرانی، کمونیست و... قرار گرفته باشد یا فرزندان پاک و نجیب و فاضل و با ایمان ایشان مرحوم آیت الله شهید حاج آقا مصطفی و خصوصاً مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سیداحمد خمینی با شدت بیشتری هدف این تهاجمات باشند.
تا آنجا که امام را به رغم دعوت به سکوت و صبر و خویشتنداری فرزندان شان مجبور به دفاع از آنان کنند و تصریح کنند که احمد بعد از من از تو انتقام می گیرند. آری، این واقعیت است که اتفاق افتاده است اما نکته مهمی که کار بررسی و نتیجه گیری را از هدف طراحان دشوار می کند این است که نمی توان همه امواج تخریب و توطئه و شایعات را در یک طیف یا یک گروه و تفکر جست وجو کرد هرچند نتیجه و محصول هم یکی باشد.مدیر مرکز نشر آثار امام خمینی از تخریب های صورت گرفته در مورد سید حسن خمینی انتقاد و تصریح کرد: ولی باید تصدیق کنیم تمامی بسترها و پیشینه ها همچنان فعالند و چه بسا فعال تر نیز شده اند زیرا اگر امام از یک دودمان اصیل و پاک و فرزندان شایسته برخوردار نبود بعد از امام سیل حملات و انتقادات شیب ملایم تری پیدا می کرد. اما وجود یک کانون گرم و معنوی و همراه و همدل با آرمان های امام و انقلاب در بیت امام همانند جناب آقای حاج سیدحسن خمینی که از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار است، باعث آشفتگی و عصبانیت بیشتر آنان شده است و به رغم ارتقای جایگاه علمی، سیاسی، اجتماعی و مردمی و اخلاقی روز افزون ایشان به شدت القا می کنند آقای حاج سید حسن آقا شان و جایگاهی جز انتساب به امام ندارد.
محمدعلی انصاری هیاهوهای صورت گرفته در مورد طرح تفحص از انتخابات ریاست جمهوری را زیر سوال برد و اظهار داشت: از جنابعالی که منتسب به بیت شریف مرجعیت هستید و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در مناصب و عرصه های گوناگون از خوان نعمت جمهوری اسلامی ایران و امام بهره وافر نصیب تان شده است و به لطف و مدد الهی این باب همچنان به روی شما و سایر عزیزان بیت شما باز و روز افزون است، تعجب است که چرا بر خلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست که شرایط کنونی کشور را بسیار حساس و گذر منطقی و عقلانی از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام و انقلاب و منافع ملی می دانند، شمشیر از رو بسته اید و اقدامات خیرخواهانه و دلسوزانه شخصیت های برجسته و خدمتگزاران صدیق انقلاب را به رودررویی با نظام و اقدام علیه امنیت ملی کشور تفسیر کرده اید. آیا احتمال نمی دهید اعتراض مردم و نخبگان و جناح های سیاسی کشور درباره انتخابات برای کشف حقیقت و رفع ابهام از ذهن ها باشد؟ دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسائل تاریخی و از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را که از سوی رئیس جمهور محترم طرح شد و در دنیا جنجال وسیعی به راه انداخت حق مسلم آزاد اندیشان و تاریخدانان و مخالفت با آن را خلاف دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه دانسته و گلایه دارند که چرا در طرح تحقیق از یک موضوع تاریخی اینقدر عصبانیت و آشفتگی وجود دارد.
چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمی دهند یا در مورد یادگار امام جناب آقای حاج سید حسن آقا خمینی، آیا هیچ دلیل موجهی از حجت شرعی یا مشکل شخص و امثال آن پیدا نمی شود که به ناچار به دروغ پردازی های هدفمند ده ها بولتن و جعلیات بعضی از چهره های پشت صحنه تخریب روی می آورند و در این روزها مکرر ملاقات ایشان را با مراجع یا سفر به فرانسه یا شرکت در جلسات سران اصلاحات و کاندیداتوری ریاست جمهوری القا می کنند و دانسته یا ندانسته براساس آنها نظریه پردازی و قضاوت کرده و جالب اینجاست که تمام خبرهایی همانند این، دروغ و بی اساس بوده و بعید است گویندگان از دروغ بودن بی اطلاع باشند. اکنون بهتر که در این مجال یک تقسیم بندی اولیه و کلی ارائه دهم و قضاوت را در مورد افراد و گروه ها به خود مردم واگذارم.وی به تقسیم بندی منتقدان پرداخت و گفت: طیف اول، آنان که با هدف خیرخواهی و مصلحت اندیشی نصیحت و نقد و تذکر دارند ولی از دو نکته غافلند: اول اینکه خیرخواهی و نقد هیچ گاه با ادبیات بد اخلاقی و هتک و اهانت قابل جمع نیست و دوم اینکه نصیحت و نقد و اعتراض چرا قبل از اینکه در فضای رو در رو و صمیمانه انجام شود در فضای غوغاسالاری و رسانه ها طرح و پیگیری می شود؟ مردم به خوبی بین ادبیات دوستی و خیرخواهی یا ادبیات تحکم و انتقام و تخریب و طلبکاری فرق قائلند. قطعاً از نگاه آنان یک مقاله یا سخنی که در آن پیش داوری ها و قضاوت های نابجا وجود دارد را نمی توان با یک جمله به ظاهر قصد خیرخواهی تطهیر کرد. چه کسی امروز می تواند ادعا کند در زمان امام و پس از آن باب نقد و اعتراض و نصیحت صحیح روی مردم و نخبگان بسته بوده است که آنان مجبور به شیوه های ناصواب باشند؟
گروه دوم، آنان که تیرگی و سیاهی و ارزش ستیزی بر باطن آنان سایه انداخته است و نمی توانند در برابر پاکان و خوبان و آزادصفتان صف آرایی نکنند در حقیقت جنس و فکر و عمل آنان شیطانی است و در همه ادوار تاریخ بشریت بوده اند و هیچ کدام از پاکان و صالحان و پیامبران و امامان و دودمان آنان بی نصیب از حملات و هتاکی آنان نبوده اند و قهراً امام و پیروان راستین امام و دودمان آنان نیز بی نصیب نخواهند ماند. گروه دیگر افراد، خانواده ها، حکومت ها، احزاب و انجمن هایی که در حوادث قبل و بعد از پیروزی خواسته یا ناخواسته در برابر امام و انقلاب صف آرایی کرده اند و متحمل خسارت های جانی و مالی و اجتماعی شده اند. طبیعی است که نگاه آنان به امام، یاران و دودمان امام دوستانه نیست. البته در میان این گروه هم بسیار بوده اند کسانی که با عقل و انصاف بر کینه و حب و بغض شیطانی و شخصی خود غلبه کرده اند و همگام و همراه مردم شده اند و تا مرز شهادت هم پیش رفته اند. گروه دیگر منتقدان و معترضانی که بد اخلاقی و بی پروایی بر اندیشه سیاسی و حتی مکتبی آنان سایه انداخته است و ادبیات آنان هتک حرمت و پرخاشگری و ستیزه جویی و دشمن تراشی و فرافکنی و مهم تر از همه خود برتر بینی در همه حوزه هاست و متاسفانه بعضی از اصحاب رسانه ها و مطبوعات از این طایفه اند، که هیچ فردی از گزند آنان مصونیت ندارد و اینجانب با قاطعیت می گویم بسیاری از تنش ها و اختلافات و کینه ها از کانون بغض این رسانه ها شکل گرفته و متاسفانه رو به توسعه است و اگر رویه آنان را در راستای دوستی و خدمت به نظام و امام و ولایت و مردم تفسیر کنیم، قطعاً برای ایجاد شکاف و نهایت آسیب پذیری نظام نیازی به دشمن خارجی و داخلی نیست و باید همه ما به خدا پناه ببریم از اینکه این افراد بخواهند در دفاع از اسلام و امام و نظام به حربه سب و لعن و تکفیر رو بیاورند.
در این کشور ان شاءالله هیچ گاه کودتای نظامی و مخملی و نارنجی و امثال آن شکل نخواهد گرفت و این هم یک اهانت بزرگ تاریخی به نظام و امام و رهبری و مردم است که درباره آنان چنین قضاوتی باشد. ولی اگر قرار باشد کودتای مخملی و نرم اتفاق بیفتد اول کودتای اخلاقی و هتاکی و شایعه پراکنی و فرهنگی شکل می گیرد و خواص و نخبگان و پیشگامان نهضت و آزاداندیشه و دلسوزان واقعی ملت و اسلام و حتی دودمان امام از گزند حرافان و مدعیان در امان نمی مانند و در حیرت از وظیفه صبر و سکوت یا فریاد و اعتراض و دفاع از خود که سخت ترین آزمایش است، مستاصل و ناتوان می شوند. آری، اگر این راه و رسم ادامه یابد و حرمت و اخلاق انسان ها فدای برداشت های متحجرانه و یکسویه بعضی از قلم به دستان گردد، همه چیز در راه هست. راستی این داستان تمامیت خواهی کی به پایان می رسد و راستی هر که با ما نیست، دشمن است. از کدام فرهنگ، از کدام رفتار امام و گفتار امام و ولایت شکل گرفته است که یک روزنامه چی یا نویسنده چنین تصور کند که در این کشور باید همه افراد حتی در جایگاه مرجعیت، استاد حوزه و دانشگاه، مبارزان سیاسی و انقلابی و دودمان امام از معبر تفکرات سیاسی آنان مشروعیت پیدا کنند و خارج از دایره آنان به نفاق، توطئه براندازی نظام، وابستگی به اجانب، لیبرال و سکولار و ده ها برچسب دیگر متهم گردند.گروه پنجم، آنان که منصب و قدرت بر ایشان یک موهبت و ذخیره و سرمایه است و عملاً مایل نیستند در رقابت جدی گوی قدرت را از دست بدهند.