تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۲۳۶۶۴

رفتارهای دوگانه حاکمیت، عامل بی‌اعتمادی


محمدحسن حائری شیرازی
آیا ما در مواجهه با سرماخوردگی و آب ریزش بینی فرزندمان سوراخ‌های بینی او را مسدود می کنیم یا سعی می‌کنیم میکروب و ویروس عامل را خنثی کنیم؟ به ظن نگارنده الگوی برخورد ما با مسائل سیاسی اجتماعی شبیه گزینه اول رفتار است، یعنی بیشتر با معلول‌ها برخورد می‌کنیم تا علت‌ها. نکات زیر در این باره قابل توجه است:
1- افراد جامعه به میزان رشد یافتگی و بلوغ فکری‌ای که تجربه می‌نمایند اتکاشان به فهم و درک خویش در تحلیل مسائل بالا می‌رود، چنان‌که انسان در اموری که خود را بی اطلاع می‌داند به فهم دیگران اعتماد می‌نماید. لذا به صورت طبیعی همراه نمودن یک فرد تحصیل‌کرده برای انجام کاری، دشوارتر است تا شخص مشابه با اطلاعات و اعتماد به نفس کمتر. با این مقدمه دشواری ایجاد یک رفتار اجتماعی واحد مثل حضور در یک میتینگ سیاسی یا راهپیمایی با حضور نخبگان و افراد تحصیل‌کرده ملموس‌تر می‌شود.
2- منافع اجانب همواره در ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت جوامع مستقل بوده است، طبیعی است که رفتار حاکمیت می‌تواند دستیابی دشمن را به هدف فوق سخت یا آسان سازد. اعتماد چه در زندگی فردی و چه اجتماعی در طول زمان و در اثر انطباق قول و فعل حاصل می‌گردد. آن‌چه موجب ناکامی استعمارگران می شود واقع گرایی، برخورد صادقانه با مردم و حساسیت به خرج دادن مسؤلان در حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی اعتماد شهروندان به حاکمیت است.
3- همان‌گونه که رفتار علمی و سنجیده توأم با عدالت، صداقت و استحکام موجب تقویت بنیان‌های جامعه و اعتماد عمومی می‌گردد، شیوه‌های غیر کارشناسانه و تبعیض‌آمیز موجب کاهش یا سلب اعتماد به حاکمیت خواهد شد. به نظر نگارنده ما در وضعیت مناسبی از نظر اعتماد کثیری از نخبگان و عامه‌ی مردم به حاکمیت قرار نداریم. عوامل متعددی منجر به این امر گردیده که برای نمونه به چند مورد اشاره می شود:
1-3- در زمینه سیاسی انتخابات مجلس هفتم از دید بسیاری از آحاد جامعه و نخبگان توأم با عدالت سیاسی نبود این که بسیاری از افراد علاقمند به یک گرایش فکری را نه با تمسک به استدلال‌های محکمه‌پسند که با بیان این جمله «صلاحیت شما احراز نشد، اگر چه ممکن است ذیصلاح باشید.» از حق انتخاب محروم کردند به نحوی که در برخی از شهرها جناح به اصطلاح چپ نتوانست به میزان شکل‌گیری رقابت سیاسی نامزد معرفی نماید. این نحوه برخورد موجب بی‌اعتمادی علاقمندان به این گرایش سیاسی نسبت به عملکرد سیاست داخلی می‌شود. همچنین است وقتی دبیر و عضو موثر شورای نگهبان به حمایت از یک نامزد و یا سلیقه‌ی سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری دهم می‌پردازد.
2-3-در دولت آقای خاتمی رفتار قوه‌ی مجریه و مجلس که در اختیار جناح به اصطلاح چپ بود به خوبی از جانب صدا و سیما نقد و بررسی می‌شد و وظیفه نظارتی صدا و سیما تقریبا بی کم و کاست عملی می گردید؛ اما در دولت فعلی در بسیاری موارد صدا و سیما بزرگوارانه! از بسیاری قانون‌گریزی‌های شخص رئیس جمهور یا وزرا چشم می‌پوشد، به عنوان نمونه واردات بی رویه‌ی شکر، چغندرکاران را و واردات مرکبات و محصولات باغی، باغداران را و واردات برنج، برنج کاران را به خاک سیاه نشاند، اما کجاست آن گفتگوهای چالش برانگیز و برنامه‌های تلویزیونی دوران دولت اصلاحات؟ کار به جایی می‌رسد که وزیر بازرگانی به جای آن‌که زیر فشار افکار عمومی مجبور به استعفا شود ارتقا درجه می یابد در دولت جدید به عنوان وزیر نفت معرفی می‌شود و رای اعتماد هم می‌گیرد. نگارنده ظن قوی دارد که اگر امور مذکور در دوره‌ی رئیس جمهوری غیر از آقای احمدی‌نژاد اتفاق افتاده بود، انتقادات چنان بالامی‌گرفت که حتی حجت کافی برای مقام معظم رهبری خهت مداخله تا مرز خارج ساختن وزیر مربوط از صحنه سیاست پیدا می‌شد. این رفتار تبعیض‌آمیز نیز موجب کاهش عتماد عمومی نسبت به حاکمیت می‌شود.
3-3- مطبوعات و سایت‌های مربوط به یک جناح خاص در طول چند سال گذشته به استناد به یک ماده از قانونی بی‌ارتباط با بحث مطبوعات، تحت عنوان جلوگیری از وقوع جرم توقیف می‌شوند. اما روزنامه کیهان در چند ماه اخیر موجی از تخریب و اتهام افکنی نسبت به افراد را به راه می‌اندازد، و با این کار به اخلاق عمومی جامعه آسیب وارد می‌شود در حالی‌که رهبری انقلاب در خطبه‌های عید رسماً حتی استناد به اعترافات در غیر مورد فرد معترف را غیر شرعی وغیر قانونی می‌خواند. اما از انتشار باز نمی‌ایستد. این‌چنین است که موریانه‌ی بی‌اعتمادی از رفتارهای تبعیض‌آمیز حاکمیت تغذیه نموده و پایه‌های نظام را سست می‌نماید؛ چرا که «العدل اساس الملک» عدل زیر بنای حکمرانی است.
نمونه‌های بسیار دیگر در دستگاه قضا و غیر آن می‌توان سراغ گرفت که همگی به اعتماد عمومی لطمه وارد می‌سازد.
4- حوادث پس از انتخابات معلول بدگمانی طیفی از مردم خصوصاً علاقمندان به سلیقه‌ی سیاسی چپ به حاکمیت بود. آیا اگر حاکمیت در طول زمان با رفتارهای خردمندانه و آگاهانه سرمایه‌ی اجتماعی اعتماد عمومی را اندوخته بود یک کاندیدا بدون ارائه مدارک به صرف ادعای تقلب می‌توانست جمعیت کثیری را به خیابان بکشاند آن هم کاندیدایی که حزب و تشکل خاصی ندارد. آیا اگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی با رفتار دوگانه‌ی خود چوب حراج به اعتماد مردم نمی‌زد مردم اخبار و اطلاعات خود را از سیمای بی بی سی که در لایه‌های ذهنی تمام ایرانیان دشمن این مرز و بوم است می‌گرفتند.
اگر مسؤلان به‌جای اعتراف به اشتباهات گذشته به فرافکنی و ارائه علل موهوم برای شکاف بین دسته‌ای از نخبگان و لایه‌هائی از مردم، و دولت و حاکمیت ادامه دهد، دیر زمانی نخواهد گذشت که آرام آرام نخبگان تاثیرات خویش را بر عوام خواهند گذاشت. این را هم باید در نظر داشت که به واسطه دوران طولانی حکومت‌های جبار و منفعت‌طلب در ایران عموم مردم خصوصاً در شهرهای کوچک و روستاها مرکزیت گریزند؛ یعنی به دنبال بهانه‌ای هستند تا حاکمیت مرکزی را غیر قابل اعتماد بدانند و مسئولیت عقب‌ماندگی و مشکلات را یکسره بر عهده حاکمان بیندازند. این امر تعجیل در علاج واقعه را می طلبد.
سنت الهی اقتضا می‌نماید که اصرار بر اشتباه به شکست و خذلان و نه پیروزی و نجات بیانجامد. این نوشتار منکر اشتباهات و رفتار فرا قانونی و قابل تعقیب و مؤاخذه‌ی برخی نخبگان چپ در حوادث انتخابات اخیر و یا دخالت بیگانگان برای تضعیف حاکمیت اسلامی نیست. اما این‌ها را علت اصلی که باید به آن پرداخت نمی‌داند، چرا که دشمنی بیگانه همیشه بوده و ادعای تقلب و حرف ناحساب هم باز کم نبوده، گرچه این بار ابعاد ویژه‌ای داشته است. اما باید در کنار این‌ها، همت اصلی را صرف ازبین بردن زمینه‌ساز کرد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات