تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۲۳۷۰۹
بررسی علل پیدایش و تداوم انقلاب اسلامی در جلسه هفتگی انصار حزب الله:

حاکمیت اسلام، هدف غائی انقلاب


به جرات می‌توان گفت که انقلاب اسلامی در هزاره اخیر جهان اسلام امری بی‌سابقه بوده و اقبالی اینچنین از توده‌‌های ملت برای پیاده شدن احکام و مبانی اسلام نبوده است. این انقلاب، انقلاب و تحول قلبی ملت بود. یعنی حادثه‌ای در دلهای ملت ایران رخ داد نتیجه آن انفجار نور بود.
حجت‌الاسلام کشانی، عضو شورای مرکزی انصار حزب الله در جلسه هفتگی انصار حزب الله ضمن بیان این مطلب گفت: اگر در تاریخ معاصر نظری کنیم، موارد بسیاری را خواهیم یافت که مردم به تحریک علما برای حفظ احکام اسلام وارد عرصه شدند و حمایت کردند اما این تحولات به سرعت از مسیر اصلی خود منحرف و عرصه از حضور ملت خالی شد.
اگر این ملت و این اقبال در زمان اهل بیت (علیهم‌السلام) بود بی‌شک آن بزرگواران دچار مصائبی از این دست نمی‌شدند. شما الان هم که در آستانه ماه محرم هستید، وقتی سیری در مصائب اهل بیت (علیهم‌السلام) داشته باشید خلأ اقبال عمومی کاملاً واضح است. حضور مردم در میدان‌های تاریخ اسلام خیلی معدود و در جایی اقبال معکوس بوده است، برای همین اهل بیت (ع) امکان تشکیل حکومت اسلامی را نداشتند. البته یک مقطع خیلی کوتاه مانند دوران خلافت علی بن ابی‌طالب (ع) که پنج سال بیشتر طول نکشید نیز وجود داشت اما در آن پنج سال هم سه جنگ بزرگ برایشان درست کردند. برای همین است که امام راحل می‌فرمودند: اگر این ملتی که الان ما داریم، در زمان صدر اسلام بودند آن مصائب بر اهل بیت (ع) وارد نمی‌شد.
انقلابی منحصر به خود
انقلاب ما دارای خصوصیات منحصر به فرد و عجیبی است که همین خصوصیات هم سبب پایداری آن شده است.
ما الان در آستانه بیست و هفتمین سالگرد پیروزی انقلابی هستیم که به خاطر آن خصوصیات منحصر به فرد، هنوز هم مردم عاشقش و پا به رکابش هستند که از حضور آنها در صحنه این علاقه مشخص است.
به انقلاب‌های مختلف که نگاه می‌کنیم یک چند سالی دوام و تب وتابی داشته‌اند و از صبغه مردمی برخوردار بودند اما بعد از مدتی منحرف شده و اگر هم سالگردی می‌گیرند یک سالگرد نمادین است و واقعی نمی‌باشد. خیلی از مردم به خاطر اینکه انحراف را در انقلابشان دیدند و یا کسانی را حاکم بر خود دیدند که از خودشان نبودند، کم‌کم از عرصه‌های انقلابشان دور شدند. مثل انقلاب فرانسه که در آن معیارها و چارچوبها تغییر کرد. اما انقلاب ما ویژگی‌هایی دارد که آن را زنده، پویا و در حال حرکت نگه داشته است و مانند آبی سیال و در جریان است.
از جمله خصوصیات این انقلاب می‌توان به مردمی بودن آن به معنای حقیقی اشاره کرد. در خلال سال‌های 55 تا 57 اکثریت انقلابیون از ادامه نهضت منصرف شده بودند خفقان رژیم ستمشاهی بسیار شدید بود. عناصر رژیم یا انقلابی‌ها را به شهادت رسانده بودند، یا تبعید کرده و یا در زندان‌ها تحت شکنجه قرار داده بودند. در حقیقت کنترل شدیدی بر فعالیت‌های انقلابیون صورت می‌گرفت. از آن سمت هم ظاهراً هیچ علامت خاصی از توده‌های مردم دیده نمی‌شد. یک دفعه و به صورت ناگهانی فوج فوج ملت به خیابانها ریختند. تقریباً می‌توان گفت که از سال 1357 چند ماه قبل از پیروزی انقلاب مردم به حرکت درآمدند.
یک نمونه‌اش در تهران خاطرم هست که شهید مفتح نماز عید فطر را در تپه‌های قیطریه برگزار کردند و از آنجا راهپیمایی شد. مردم از خیابان شریعتی به سمت مسجد هدایت حرکت کرده و در آنجا شعار داده شد، فردا صبح وقایع میدان ژاله (شهدای فعلی) رخ داد و بعد از آن هم فاجعه هفده شهریور به وقوع پیوست که منجر به شهادت بسیاری از هموطنان شد و دیگر پشت سرهم راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌ها برگزار شد، آنقدر که رژیم در تهران مستاصل گشته و نمی‌دانست چه کار کند.
منظور من این است که فکر نکنید انقلاب یک سیری بود که با یک نوسان از سال 1341 شروع شد و هر چه هم که جلو آمد اقبال مردمی هم زیادتر شد.
امام قائل بر این بود که حرکت باید مردمی باشد. آن هم نه شعار مردم بلکه حضور مردم یعنی مردم انقلاب را برای خود می‌دانستند و احساس می‌کردند به پرچمداری روحانیت مبارز، علما، فضلا، مراجع و در رأس آنها امام راحل باید حرکت کنند و این حرکت را آغاز کردند تا اینکه در بهمن سال 57 گل کرد و انقلاب حاصل شد. در انقلابهای دیگر یا بخشی از مردم وارد کار می‌شدند و یا اگر همه بودند امتدادی نداشت تنها در یک مقطع کوتاه بود.
توطئه‌ها شکل می‌گیرد
از اول انقلاب تا به حال صدها توطئه بر علیه این نظام شده است هرکدام از آن‌ها به تنهایی توانایی این را داشت تا انقلاب‌ها و حاکمیت‌های دیگر را سرنگون کند، اما در ایران حضور ولایت و ملت سبب خنثی شدن تک‌تک آن توطئه‌ها شد.
در واقع دشمن وقتی حضور گسترده مردم را می‌بیند، عقب می‌کشد و جا می‌زند وگرنه طبق معادلات عرفی، انقلاب ما باید الان بعد از بیست و هفت سال دهها بار به زمین می‌خورد. خود دشمن هم متعجب است که چه پتانسیلی درون انقلاب ایران وجود دارد که سبب حفظ آن شده است.
خصوصیت دیگر این انقلاب الهی بودن آن است. انقلابهای دیگر افق دیدشان در این حد بود که بخشی از عدالت‌ها محقق شود و دیدشان صرفاً مادی و دنیوی بود.
در انقلاب ما به غیر از هدف عدالت‌محوری و آزادی، انگیزه الهی ما مورد نظر بود. الهی فکر کردن مردم یکی از رمزهای موفقیت و استمرار انقلاب ماست، الهی حرکت کردند، الهی جان و مال دادند و الهی منزوی و تحت فشار قرار گرفتند و خواستند تا حاکمیت «الله» برقرار شود به یک اقیانوس بدون انتهایی رسیدند و وصل شدند الان هم چون از آنجا سیراب می‌شوند در مقابل شدائد سختی‌ها و انحرافها محکم ایستاده‌اند و میدان را خالی نمی‌کنند.
ملت در درجه اول به خاطر مرغ و تخم‌مرغ انقلاب نکردند. چه بسا برخی از منافع شخصی و معیشتی‌شان در قبل از انقلاب هم فراهم بوده اما به سبب انگیزه و هدفی والاتر از این امکانات خود را به خطر انداختند.
استقلال‌طلبی خصیصه بارز انقلاب
خصوصیت دیگر انقلاب مستقل بودنش است. انقلاب ایران نه به بلوک شرق وابسته شد و نه بلوک غرب. بعضی از تحولات که در کشورهای گوناگون در این پنجاه سال اخیر اتفاق افتاد عاقبتش به نفع مستکبرین تمام شد اگر کسی را کنار می‌گذاشتند به وسیله کودتا یا چیز دیگر، کس دیگری می‌آمده که وابسته‌تر از او بوده است. اگر قبلی وابسته به بلوک شرق بوده بعدی وابسته به بلوک غرب بوده است یا الگوی آنها در شرق یا غرب بوده است. اما انقلاب ما نه الگویی در شرق کمونیست دارد و نه در غرب لیبرالیسم، یک نظام مستقل اسلامی که شعارش نه شرقی و نه غربی است استقلال در همه چیز. چه استقلال فکری چه ایدئولوژی. پایه‌های انقلاب ما را بر مبنای استقلال گذاشته‌اند آن هم استقلال حقیقی نه استقلال دروغین. در واقع به همین دلیل است که نتوانسته‌اند ما را با تحریم اقتصادی زمین‌گیر کنند. بر مبنای استقلال فرهنگی است که ما توانسته‌ایم تا الان دوام بیاوریم و انقلابمان را صادر کنیم. بر مبنای همین استقلال در رفتار مدیریتی است که ما می‌گوییم فلان مسئول بر ملاک انقلاب تطبیق ندارد و نااهل و نامحرم است.
خود این استقلال باعث شد که انقلاب همواره در حالت اصلاح باشد. کسانی بیایند آزمایش پس بدهند و عدم استقلال آنها و سرسپردگی‌شان مشخص شود و مردم آنان را کنار بگذارند. در انقلابهای دیگر ما کمتر استقلال را می‌بینیم.
اصل ثابت انقلاب ما این است که هر مسئولی راست قامت باشد و در مقابل دشمن کرنش نکند. الگوی غرب را بر ملت خود دیکته نکند.
هدف اول و آخر ما اسلام بوده و هر کسی غیر از این را بگوید دروغ به ملت گفته است. ملت ایران از ابتدا تا انتها به خاطر حاکمیت اسلام انقلاب کرد. جای جای این انقلاب هم می‌شود ثابت کرد. گروههای مختلف که وارد عرصه مبارزه با رژیم ستمشاهی می‌شدند و می‌خواستند وارد این جرگه شوند، یا از همان اول خودشان را نشان می‌دادند که ما به دنبال بلوک شرقیم و تفکر کمونیستی داریم و یا وابسته به بلوک غربیم. این گروهها یک مقطعی با مردم شدند و یک مقطعی هم ضد مردم شدند.
اینها نتوانستند با جریان مردم که دنبال اسلام بودند خودشان را تطبیق بدهند. یک مدتی ظاهراً آمدند مبارزه با شاه و امپریالیسم و امثال اینها را شروع کردند ولی دیدند مردم به دنبال چیز دیگری هستند. مردم دنبال روحانیتند. مردم دنبال دین و بیرق امام حسین (ع) هستند. مردم دنبال این هستند که بچه‌هایشان طبق آداب اسلامی تربیت شوند و طبق معارف دینی رشد کنند.
گروههایی که نمی‌توانستند خود را با مردم تطبیق دهند قبل از انقلاب و بعد از انقلاب از مردم جدا شدند. منافقین و مجاهدین یک قسم از این گروهها بودند. برخی از این گروهها به جایی رسیدند که بر علیه ملت شمشیر کشیدند و بعضی کاری را انجام دادند که شاه انجام نداد! چقدر را زنده زنده دفن کردند. آقایان مجاهدی که تمام ادعایشان مبارزه با شاه بود، دست رئیس شاه را که آمریکا بود بوسیدند و به سمتشان رفته و از آنها سلاح گرفتند. آنها آنقدر به در یوزگی افتادند که پایگاههایشان را در کشور عراق که حکومتش به جان ملت ایران افتاده بود به پا کردند و ستون پنجم عراق شدند.
امروز ملت ایران از تمام مسئولین جلوتر است و مسئولین هستند که به پای آنها نمی‌رسند و بعضی از آنها هم کم آوردند. این ملت هستند که مدعی اول و واقعی خط امامند. مدعیان دروغین خط امام (ره) کم آوردند. امروز ملت به مسئولین، آرمان‌های انقلاب را یادآوری می‌کنند. ملت است که مسئولین را تا زمانی که بر آرمان‌های انقلاب و امام استوار باشد تحویل می‌گیرد وگرنه او را در زباله‌دان تاریخ می‌اندازد.
کسانی شاید باشندکه برای فریب این ملت با خرج پول و غوغاسالاری تبلیغاتی خود را شبیه به امام و در خط او جلوه دهند اما مقطعش کوتاه است. ملت زمانی که متوجه می‌شوند سریع خودشان را اصلاح می‌کنند و آن هم اصلاحی دندان‌شکن!
اگر این افراد را ملت کنار نمی‌زدند، خیلی داستانها الان با ولایت داشتند. ولایت باید با اینها خودشان را تطبیق می‌داد، ولی مردم زدند به دهانشان.
برخلاف زغم برخی که می‌گویند ولایت مظلوم است به نظر من اینطور نیست، با وجود این ملت، ولایت در اوج اقتدار است. به عبارت دیگر ولایت و رهبری کردن بر این ملت افتخار است. مشکلات ولی‌فقیه ما کجا و مشکلات حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) کجا؟ خود رهبر بزرگوار هم می‌گویند ما را با آن بزرگواران مقایسه نکنید. امیرالمومنین (ع) دچار یک مردمی شده بود که شب و روز از دستشان می‌نالید. ولی‌فقیه ما با کمال اقتدار و عظمت و افتخار از ملتش یاد می‌کند.
به طور قطع می‌توان گفت که دست غیب قدرتمندی پشت این انقلاب است که تمام قدرت‌های عالم با تمام توانشان نتوانستند این پرچم و این ارزش را پایین بیاورند.
امروز از اوجب واجبات ما حفظ نظام جمهوری اسلامی است. این امانت الهی باید حفظ شود و هیچ عذری در قیامت قبول نیست و هیچکس نباید خود را نسبت به انقلاب و حفظ آن بدون مسئولیت بداند. من به بعضی دوستان می‌گفتم که در هر مسئولیتی که هستی کارمندی، معلمی، و ... در همان فعالیت کار انقلابی کن، فرهنگ انقلاب را در عملکردت لحاظ کن و انتقال بده. ببینید چند دانشمند انگشت‌شمار در این سلولهای بنیادین چه انقلابی کردند. این مقاومت و حرکت انقلابی فرد فرد ملت سبب برکاتی برای ما شد.
علاوه بر حفظ نظام پاسداری از ارزشها و آرمان‌های انقلاب نیز از وظایف حتمی ماست. ما نباید خط را گم کنیم. دشمن و منافقین خط را از دست ما نگیرند. اگر آرمان‌های ما پاسداشت و پاسداری نشود اگر ارزشهای انقلاب استوار و داخل در صحنه نماند و حرف اول را نزند، قطعاً اسلام و انقلاب و ولایت را از ما خواهند گرفت. اصرار بر ارزشها و در صحنه ماندن آنها رمز موفقیت نظام ماست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات