احزاب، گروهها و جریانها سیاسی در طول زمان بخصوص ایام انتخابات میکوشند به روشهای مختلف اعتماد عمومی را متوجه خود کنند که البته سختیهایی در این راه وجود دارد، ولی سختتر از کسب اعتماد عمومی، حفظ و مراقبت از این مقوله مهم است.
اکنون پس از 3 دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، مجلس هفتم شورای اسلامی و انتخابات نهم ریاست جمهوری، جریان اصولگرا که توانسته است اعتماد عمومی را به خود جلب کند. در مرحلهای سختتر قرار گرفته و آن حفظ و مراقبت از این اعتماد و اقبال عمومی است. برای حفظ این مساله مهم، توجه نخبگان جریان اصولگرا را به موارد زیر جلب میکنیم:
1) کارآمد کردن نهادها و سازمانهای در اختیار:
اکنون نیروهای جریان اصولگرا در شوراهای اسلامی شهر و روستا، مجلس هفتم شورای اسلامی و دستگاههای اجرایی حضور دارند. در فرآیند حفظ اعتماد عمومی، نیروهای این جریان باید کارآمدسازی و یا افزایش کارآمدی این نهادها و سازمانها را مدنظر قرار دهند.
2) استفاده بهینه از ظرفیت بالای نخبگان و گروههای مرجع:
صاحبنظران مسائل سیاسی بر این باورند که نخبگان و گروههای مرجع، از موثرترین اعتمادسازان در عرصه عمومی هستند. بنابراین استفاده بهینه از نظرات کارشناسی موجب تاثیرگذاری بالایی بر افکار عمومی و جلب اعتماد بیش از پیش آنها خواهد شد.
3) عبرت گرفتن از سرنوشت جبهه دوم خرداد:
8 سال پیش جبهه دوم خرداد نیز توانست اعتماد عمومی را به خود جلب کند، ولی نتوانست این اعتماد را حفظ کند و این موضوع به دلیل ناکارآمدی، تبارسالاری، بیتوجهی به مطالبات اصلی مردم و برخی مسائل دیگر بود. اکنون لازم است نخبگان جریان اصولگرا به بازخوانی مجدد عملکرد جبهه دوم خرداد در 8 سال گذشته بپردازند و دریابند مردم چگونه اعتماد خود را از یک جناح و گروه سیاسی سلب میکنند؟
4) پاسخگویی شفاف در قبال عملکرد:
بسیاری از فعالیتهایی که اکنون در شورای شهر، مجلس هفتم شورای اسلامی و دولت در حال انجام است. با پشتیبانی کارشناسی و منطقی بالایی صورت میگیرد و این در حالی است که ممکن است افکار عمومی نسبت به این فعالیتها توجیه لازم نشده باشند. از اینرو ضروری است موثرترین جریان اصولگرا با استفاده از تریبونهایی که در اختیار دارد، نسبت به شفافسازی عملکرد خود در افکار عمومی گام بردارند.
5) افزایش غیرواقعی سطح انتظارات، توقعات و مطالبات عمومی:
متاسفانه درون جریانهای سیاسی موجود در جامعه، عدهای افراطی هستند که سعی دارند حتی خود را سخنگویان جریانها و گروههای سیاسی جلوه دهند و در این راه با مطرح کردن برخی مسائل بیهوده به طور مداوم و مستمر به افزایش سطح انتظارات، توقعات و مزالبات عمومی مبادرت میورزند؛ این در حالی است که این افراطیون را باید به حاشیه کشانده مانع از طرح و افزایش مطالباتی شد که نه تنها در توان مجلس و دولت نیست، بلکه باید از نظر قانونی این مطالبات را از طریق دیگر نهادها مطرح کرد و یا در زمانهای دیگر، این مطالبات مطرح شود.
6) عمل نکردن بر خلاف خواست عمومی و خواست اجتماعی:
لازم است در چارچوب اصول و مبانی اسلام و نظام اسلامی، سخنگویان، تصمیمگیران و موثرین در جریان اصولگرا به گونهای عمل کنند که اعمال آنها برخلاف خواست عمومی و اجتماعی تلقی نشود. چه این که بیتوجهی به این مهم، کاهش یا سلب اعتماد عمومی را موجب خواهد شد. در هر صورت مقولات بسیاری در جلب، افزایش و حفظ اعتماد عمومی وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد؛ ولی فرصت بحث آن در این مجال اندک است لازم است جریان اصولگرا برای تداوم خدمترسانی به مردم در عرصههایی که در اختیار دارد. روی این مسائل واکاوی و بحثهای دقیق کارشناسی داشته باشد.